کپی شد

ديدگاه متكلمان و عرفا در باب معاد

متکلمان قائل اند که اديان آسمانى در مقابل احكام و تكاليف، وعدۀ ثواب و عقاب داده اند، اما عدل الاهی در دنيا كاملاً محقق نمى شود، پس بايد عالم ديگرى باشد كه صلاحيت اين تحقق را داشته باشد.[1]

ديدگاه عرفا این گونه است که تجلى خداوند به تمامى اسما و صفات از شئون الاهيّت است و براى هر اسم و صفتى دولتى مقرر است. تجلى گاه اسمايى؛ مانند معيد، محيى، حاشر و … عالم آخرت است تا تماماً تجلى يابند.[2]

آنچه که می توان از دلايل فطرى بر شمرد، این است که بايد تمامى اصول و فروع دين از فطرت سرچشمه بگيرند و گرنه بين تشريع و تكوين انسجام نخواهد بود.[3]

غايت انسان لذات مادى نيست؛ چون با رسيدن به آنها خاموش نمى شود، بلكه فطرتاً متوجه كمال است. با پيمودن مراتب خلقت در دنيا، متوجه آخرت مى شود و استعدادهايش به فعليت مى رسد و به مبدأ باز مى گردد.[4]

ميل به جاودانگى فطرى است و گرنه انسان ها از مرگ هراسى نداشتند. تمامى خواست هاى فطرى براى رساندن انسان به كمال هستند و حكمتى دارند. اين حكمت، وجود عالمى ديگر است؛[5] چون دنيا شايستگى جاودانه زيستن را ندارد.[6]

ترس از مرگ و لوازم آن كه در طول تاريخ آثار خود را بروز داده، نشانه اى بر فطرى بودن ميل به بقا است.



.[1] معاد از ديدگاه علامه قزوينى، ص 45.

.[2] معاد ربانى، ص 127.

.[3] مكارم شيرازى، ناصر، معرفة المعاد، ص 25، چاپ اول، بنياد بعثت، تهران.

.[4] سبحانى، جعفر، الالهيات على هدى الكتاب و السنة و العقل، ص 7 – 176، چاپ چهارم، مؤسسه امام صادق(ع).

.[5] معرفة المعاد، ص 26.

.[6] معاد ربانى، ص 129.