searchicon

کپی شد

نقش و هدف اهل بیت (ع)

مفسران در تفسیر آیه تطهیر می گویند: مراد از ارادۀ خداوند در این آیه، ارادۀ تکوینی است[1]؛ چرا که ارادۀ تشریعی خداوند به طهارت و پاکی همۀ انسان ها تعلق گرفته است، به این معنا که همۀ افراد می توانند، با انجام تعالیم و دستورات پروردگار حکیم به طهارت و پاک دامنی از همۀ گناهان برسند، امّا ارادۀ تکوینی خدا بر طهارت و پاک دامنی تنها مختص به اهل بیت پیامبر اسلام(ص) است. به این معنا که هیچ گونه گناه، لغزش و خطایی در این خانواده راه ندارد و این نیست مگر به دلیل نقش مهمی که در راه رسیدن به اهداف مقدس اسلام بر عهده این خانواده گذاشته شده است.

علاوه بر این، فلسفۀ تأکید و اصرار قرآن مجید و روایات بر اعلان موقعیت ممتاز اهل بیت (ع)، شایستگی ها و امتیازات زیاد آنان نظیر بلندی فکر و اندیشه و اعمال و آرمان های آن بزرگواران است. آنان به هیچ چیز جز خدا و رضای او نمی اندیشند. قرآن مجید در سورۀ دهر یک نمونه از ایثار اهل بیت را بیان نموده و در توصیف آن می فرماید:”و غذاى (خود) را با اين كه به آن علاقه (و نياز) دارند، به «مسكين» و «يتيم» و «اسير» مى‏دهند! (و مى‏گويند:) ما شما را به خاطر خدا اطعام مى‏كنيم، و هيچ پاداش و سپاسى از شما نمى‏خواهيم!”.[2]

تاریخ زندگی و سیره عملی اهل بیت (ع) و آموزه های آنان بهترین گواه است که هدف بلند آن بزرگواران چیزی جز اعتلای کلمۀ توحید و نفی هرگونه شرک و گمراهی، نیست.

اهل بیت (ع) همواره بالاترین نقش را در حفظ و احیای دین اسلام و ارزش های آن، تفسیر آیات قرآن، تبیین احکام و دستورات دین، دلسوزی و سرپرستی مردم و هدایت آنان به سوی رشد و کمال بر عهده داشته اند. این اهتمام ویژۀ آنان نسبت به دین و مسائل و احکام آن، موجب چنین تأکیداتی شده است، تا مردم متوجه مقام والای آنان شده و در مسیر حرکت کمالی و پیمودن راه هدایت، از آنان پیروی کنند؛ زیرا که هدف اصلی قرآن هدایت انسان ها است: «هُدىً لِلنَّاس»[3] و کسی که در آیات قرآن کریم مقداری دقت کند، به وضوح می تواند صحت این استنباط را تصدیق کند و چون امامان شیعه، مقتدا و راهنمای امت بودند؛ از این جهت عنوان «اهل البیت» بر آنها تطبیق شده است؛ از این رو پیامبر اکرم (ص) که در واقع مفسر و مبین قرآن کریم است، وقتی می خواهد مقام مرجعیت دینی و امامت و پیشوایی بعد از خودشان را بیان نماید از همین واژۀ اهل بیت استفاده می نماید؛ مثلاً می فرماید: «من در میان شما دو گوهر گران بها باقی می گذارم. یکی کتاب خداوند و دیگری عترت و اهل بیت من است که اگر به این دو تمسک نمایید و بپیوندید، هرگز گمراه نخواهید شد و این دو از هم جدا نمی شوند تا در قیامت بر من در حوض کوثر وارد شوند».[4] همچنین آن حضرت در حدیث سفینه فرمودند: «همانا مثل اهل بیتم در میان شما، مانند کشتی نوح است که هر کس سوارش شود نجات یابد و هر کس از آن تخلف کند غرق می گردد».[5]

در این حدیث پیامبر اکرم (ص) یکی از وظایف خطیر ائمه اهل بیت (ع) را هدایت انسان ها به سوی نیکی، احسان، سعادت و نجات آنان از گمراهی ها و هلاکت ها بیان می کند.

و در حدیث دیگری فرموده اند: «همانا مثل اهل بیتم در میان این امت، مانند ستارگان آسمان است که هرگاه  ستاره ای غروب کند ستاره دیگری طلوع می کند…»[6] در این حدیث، پیامبر اکرم (ص) به نقش هدایت گری و امنیت بخشی اهل بیت اشاره فرموده اند.[7]

همچنین آن حضرت در حدیث دیگری به نقش و مأموریت نجات و امان بخشی اهل بیت (ع) اشاره و فرموده اند: «همانا مثل اهل بیتم،مانند باب آمرزش (باب حطة)[8] در بین بنی اسرائیل است.[9]

و یا در حدیث دیگری فرموده اند: «مثل اهل بیت (ع) من، همانند باغستانی است که گروهی در آن به مدّت یک سال اطعام می شوند، سپس گروه دیگری در سال دیگر (سال بعد از آن) در آن اطعام می شوند…»[10] در این حدیث، به نقش هدایت گری و منافع با ارزشی که از طریق اهل بیت(ع) به همه انسان ها می رسد اشاره شده است.

بنا بر این نقش اهل بیت (ع) در حفظ دین، تفسیر و تبیین احکام و دستورات دین، دلسوزی و سرپرستی مردم و هدایت جامعه آن چنان خطیر و مهم است که جدایی از آنان و ترک دستورات آنان موجب غرق شدن در دریای تباهی و نابودی و هلاکت انسان است و آنان هدفی جز دعوت به سوی خداوند ندارند.[11]



[1]. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان في تفسیر القرآن، موسوی همدانی، سید محمد باقر، ج 16، ص 467، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، قم. 1374ش.

[2]. انسان، 8 و 9، «وَ يُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلىَ‏ حُبِّهِ مِسْكِينًا وَ يَتِيمًا وَ أَسِيرًا،إِنمَّا نُطْعِمُكمُ‏ْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنكمُ‏ْ جَزَاءً وَ لَا شُكُورًا».

[3]. آل عمران، 4.

[4]. صحیح ترمذی، ج 2، ص 380؛ احمد بن حنبل، مسند، ج 3، ص 17، تکمیل شود، «انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی ابداً فانهما لن یفترقا حتی یردا علیّ الحوض».

[5]. حاکم، مستدرک الصحیحین، ج 2، ص 432، تکمیل شود ؛ فیروزآبادی، فضائل الخمسة، ج 2، ص 65، تکمیل شود، «انما مثل اهل بیتی فیکم کسفینة نوح من رکبها نجا و من تخلف عنها غرق».

[6]. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج 23، ص44، مؤسسة الوفاء، بيروت،‏ 1404 ق، أَبِي عَنْ سَعْدٍ عَنِ ابْنِ عِيسَى وَ ابْنِ أَبِي الْخَطَّابِ وَ الْيَقْطِينِيِّ وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنِ الْحَجَّاجِ الْخَشَّابِ عَنْ مَعْرُوفِ بْنِ خَرَّبُوذَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (ع) يَقُولُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) إِنَّمَا مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي فِي هَذِهِ الْأُمَّةِ كَمَثَلِ نُجُومِ السَّمَاءِ كُلَّمَا غَابَ نَجْمٌ طَلَعَ نَجْمٌ.

[7]. شعيرى، تاج الدين، جامع‏ الأخبار، ص 17، رضى، چاپ اول، قم، 1405ق، «و قال رسول الله (ص) مثل أهل بيتي كمثل النجوم فإنها أمان لأهل السماء و أهل بيتي أمان لأهل الأرض فإذا خلت السماء من النجوم أتى أهل السماء ما يوعدون و إذا خلت الأرض من أهل بيتي أتى أهل الأرض ما يوعدون».‏

[8]. اشاره به آیه ای که خداوند به بنی اسرائیل فرمود: و بگوييد: «خداوندا! گناهان ما را بريز!» تا خطاهاى شما را ببخشيم و به نيكوكاران پاداش بيشترى خواهيم داد». “وَ إِذْ قُلْنَا ادْخُلُوا هذِهِ الْقَرْيَةَ فَكُلُوا مِنْها حَيْثُ شِئْتُمْ رَغَداً وَ ادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً وَ قُولُوا حِطَّةٌ نَغْفِرْ لَكُمْ خَطاياكُمْ وَ سَنَزيدُ الْمُحْسِنينَ”، بقره، 58.

[9]. بحارالأنوار، ج 24، ص 225، «أَنَّ النَّبِيَّ (ص) قَالَ مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي مَثَلُ بَابِ حِطَّةٍ فِي بَنِي إِسْرَائِيلَ»؛ ابن شهرآشوب مازندرانى، متشابه ‏القرآن، ج 2، ص57، انتشارات بيدار، 1328 هـ ش، «قوله (ص): مثل أهل بيتي كباب حطة من دخله كان آمنا».

[10]. بحارالأنوار، ج  36، ص 384، عَنْ جَعْدَةَ بْنِ الزُّبَيْرِ عَنْ عِمْرَانَ بْنِ يَعْقُوبَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ يَحْيَى بْنِ جَعْدَةَ بْنِ هُبَيْرَةَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ سَأَلَهُ رَجُلٌ عَنِ الْأَئِمَّةِ فَقَالَ عَدَدَ نُقَبَاءِ بَنِي إِسْرَائِيلَ تِسْعَةٌ مِنْ وُلْدِي آخِرُهُمُ الْقَائِمُ وَ لَقَدْ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) يَقُولُ أَبْشِرُوا ثُمَّ أَبْشِرُوا ثَلَاثَ مَرَّاتٍ إِنَّمَا مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي كَمَثَلِ حَدِيقَةٍ أُطْعِمَ مِنْهَا فَوْجٌ عَاماً ثُمَّ أُطْعِمَ مِنْهَا فَوْجٌ عَاماً آخِرُهَا فَوْجاً يَكُونُ أَعْرَضَهَا بَحْراً وَ أَعْمَقَهَا طُولًا وَ فَرْعاً وَ أَحْسَنَهَا جَنًى وَ كَيْفَ تَهْلِكُ أُمَّةٌ أَنَا أَوَّلُهَا وَ اثْنَا عَشَرَ مِنْ بَعْدِي مِنَ السُّعَدَاءِ أُولِي الْأَلْبَابِ وَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ آخِرُهَا وَ لَكِنْ يَهْلِكُ فِيمَا بَيْنَ ذَلِكَ ثَبَجُ الْهَرْجِ لَيْسُوا مِنِّي وَ لَسْتُ مِنْهُمْ.