Warning: filemtime(): stat failed for /home/islamp/public_html/fa/wp-content/plugins/easy-table-of-contents/assets/js/front.min.js in /home/islamp/public_html/fa/wp-content/plugins/easy-table-of-contents/easy-table-of-contents.php on line 236
searchicon

کپی شد

برهان فرجه

برهان فرجه كه بر گرفته از روايتی است كه هشام بن حكم از امام صادق (ع)  روايت می كند و حكما آن را تقرير كرده اند،[1] اين است كه از فرض دو واجب الوجود «فرجه» لازم می آید. چراکه باید وجه امتيازی ميان آنها باشد؛ چون تكثر و دوتا بودن فرع بر اين است كه هر كدام از آنها چيزی داشته باشند كه ديگري ندارد؛ زیرا اگر هر چه را اين دارد آن يكی هم داشته باشد و بالعكس ديگر فرض تعدد امکان پذیر نیست، پس بايد ميان دو واجب امر سومی باشد كه ما به الامتياز آنها باشد و آن امر سوم هم بايد به نوبه خود واجب الوجود باشد، چون اگر واجب نباشد بايد ممكن باشد و اگر ممكن شد بايد از ناحيه ديگری رسيده باشد، پس لازم  می آيد هر يك از واجب الوجودها  در مرتبه ذات خود از ديگری ممتاز نباشد و با ديگری متحد و يكی باشد و در مرتبه بعد تعدّد و تكثر پيدا شده  باشد، بنابراين آن امر سوم و ما به الامتياز بايد واجب الوجود باشد پس وجود دو واجب مستلزم سه واجب خواهد بود و چون هر سه واجب هستند و بايد ميان واجب سومی با هر يك از واجب اولی و دومی فرجه و وجه امتيازی باشد پس نياز به دو فرجه  دارد كه با يكی از اولی ممتاز شود و با فرجه ديگری از واجب دومی و آن دو فرجه هم بايد واجب الوجود باشند پس تعداد واجب ها پنج تا می شود و اين سلسله همين طور ادامه پيدا مي كند و سر از تسلسل در می آورد و وجود دو واجب مستلزم بی نهايت واجب الوجود می شود.


[1] . سبزواري، ملا هادی، شرح منظومه، ج 3، ص 516، نشر ناب، تهران، چاپ اول، 1413هـ ق