کپی شد

معنای سببیت و توسل

اما در مورد عقیده به توسل یا واسطه بودن امام و انسان کامل یا هر عنوان دیگری – چه در دائره مذهب شیعه یا دیگر فرق اسلامی- آنچه در ابتدا تذکر آن بسیار مهم بوده و باید آن را اساس نگرش به این مسئله قرار داد  این است که نیاز به امام و راهنما و واسطه و… مستلزم خود آگاهی نسبت به چنین نیازی است. می دانیم که همۀ انسان‌ها از نهاد فطرت خود همواره در جست‌وجوی انسانی کامل هستند که به مقام کمال انسانیت و خلافت الهی رسیده‌باشد تا در آینه وجود او یا از طریق عشق و توسل به او در واقع حقیقت گم‌شدۀ خود را پیدا کنند. این انسان کامل همان کسی است که در مذهب تشیع امام نامیده می شود.

در واقع این آیه قرآن که می فرماید: “يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسيلَةَ”؛[1] ای کسانی که ایمان آورده اید از خدا بپرهیزید و به سوی او وسیله ای فراهم کنید؛ در مقام راهنمایی مؤمنانی است که از سر نیاز و صدق طالب خداوند هستند و البته این کار بنابه توصیۀ قرآن از طریق اسباب آن بسی آسان‌تر است.

مطلب بعد این که؛ منظور از توسل و واسطه قرار دادن پیامبر (صلی الله علیه و آله) یا امام (علیه السلام)، به هیچ‌وجه ادعای استقلال برای آنان نیست، هم‌چنان که هیچ‌یک از اسباب عالم هستی نباید به‌طور مستقل از خداوند در نظر گرفته‌شود و چنین اندیشه‌ای شرک به خدای متعال است، اما به‌طور کلی بسیاری از مسلمانان که به تعبیر قرآن، هنوز به مقام ایمان نرسیداند[2]و موحد حقیقی نشده‌اند چه بسا در مورد تکیه بر اسباب مادی برای خداوند شریک قائل شوند.

هم‌چنین در مورد اسباب معنوی؛ از قبیل اعمال صالح، استفاده از راهنما و مربی، توسل و عشق به پیامبر و اولیاء الله- که موضوع اصلی بحث ما می باشد- نیز باید گفت: اگر این امور به عنوان اسباب در نظر گرفته شوند تنها به میزان توحید و اخلاص در عشق به خداوند است که ما را به غایت معنوی خواهند رساند.

 

[1] مائده، 35.

[2] “قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإيمانُ في‏ قُلُوبِكُم‏”  الحجرات، 14.