کپی شد

ذکر و منزلت معنوی ذاکران

از آن‌جا که ذکر به دو معنای یاد (به‌یادآوردن) و ورد یعنی تکرار اسماء الله – چه به صورت لسانی یا ذهنی- هر دو به‌کار رفته‌است؛ بنابراین در بحث از مراتب ذکر و ارتباط آن با منزلت معنوی ذاکران هم باید در این دو مقام بحث کرد.

  1. در مورد ذکر به معنای یاد باید گفت: هرانسان و هر فرد سالکی در جریان ذکر خود، در واقع مشغولِ به یادآوردن مسیری است که از خداوند سبحان شروع شده و به “اسفل السافلین” رسیده‌است؛ یعنی سالک این مسیر را در جهت بازگشت به سوی خداوند، به یاد می‌آورد و این به یادآوردن موج حالات معنوی و عرفانی را هم به‌همراه دارد که گاهی از آن به عناوینی هم‌چون یاد یار و دیار، و یاد روزگار وصال هم تعبیر شده‌است؛ چرا که روح انسان مرغ عرش آشیانی است که در این دار دنیا دچار هجران و غربت شده‌است و به تدریج جایگاه اصلی خود را به یاد می‌آورد و به سوی آن حرکت می‌کند و این مسیر بازگشت همان مسیر ذکر و به یادآوردن خداوند سبحان است. آدمی چیزی را به یاد می‌آورد که قبلاً آن‌را دیده و فراموش کرده‌باشد، هم‌چنان‌که در قرآن کریم به این مضمون اشاره شده‌است، کسانی‌که خدا را فراموش کرده‌اند خود را هم فراموش می‌کنند:

“وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ”؛[1] و هم‌چون كسانى نباشيد كه خدا را فراموش كردند و خدا نيز آن‌ها را به “خودفراموشى” گرفتار كرد؛ بنابراین نماز و قرآن و پیامبر و امور دیگری که همگی در دایره ذکر آمده‌اند و به معنای ذکر به‌کار رفته‌اند همگی حکایت از این به یادآوردن‌ها دارند و از همین‌رو هم به آن‌ها ذکر اطلاق شده‌است.

از این دیدگاه بدیهی است که هرکسی در درجۀ خاصی از این به‌یادآوردن قرار دارد، و بسا کسانی که هیچ اثری از آن حقیقت الهی خود و رابطه فطری خود با خدا وند را به یاد نمی‌آورند و تنها به ذکر لسانی بسنده می‌کنند.

برخی دیگر از این هویت الهی خود آگاه شده و طالب بازگشت به سوی خدا شده‌اند و در مسیر ذکر حرکت می‌کنند، تا آن‌جا که ذاکر و مذکور با هم یکی شوند؛ بنابراین از این دیدگاه هر فردی در مقام خاصی از ذکر واقع شده که مختص خود او است.

اما در مورد ذکر به معنای ورد و تکرار اسماءالله باید گفت: این مسئله در اسلام با دو دیدگاه و از دو بُعد متفاوت مورد توجه بوده است:

  1. بُعد شریعت
  2. بعد عرفان و طریقت.

در بُعد شریعت می‌توان به احادیث فراوانی اشاره کرد که در آن‌ها توصیه به اذکار و اوراد مقدسی شده‌است که انجام دادن آن‌ها باعث پیشرفت معنوی و تقرب الی الله بوده و نتایج مطلوب شارع را در پی خواهدداشت؛ از این جهت همۀ اذکار و اوراد دارای مطلوبیت بوده و هرکسی در هر مقام و منزلت معنوی می‌تواند این اذکار را انجام دهد؛ مثلاً ذکر صلوات یا استغفار و لاحول و لا قوه الا بالله که بیشترین سفارش در مورد آن‌ها شده، و در کتاب‌های دعا  و روایت مشهور است، این اذکار به‌طور معمول تابع شرایط خاص و ویژه‌ای که اهل عرفان و ریاضت به آن پرداخته‌اند نبوده و اختصاص به فرد یا گروه یا مقامات معنوی خاصی هم ندارند و همه این اذکار در واقع جنبۀ آماده‌سازی قلب را دارند تا معراج معنوی و سفر باطنی بازگشت به سوی خدا در فردِ ذاکر، آغاز شود.

  1. اما در بُعد عرفانی معمولاً در برخی دستورالعمل‌های عرفانی دیده می‌شود که سالک به انجام دادن ذکری خاص در تعدادی خاص و در ایامی خاص و (در یک اربعین) توصیه می‌شود که آثار روحی و روانی خاصی را هم در پی خواهدداشت. نکتۀ قابل توجه در این مسئله این است که این‌گونه دستورالعمل‌های عرفانی نیاز به استاد و اذن داشته و نمی‌توان آن‌را برای همگان توصیه کرد. البته، در این مقام، هر ذکری و هر وردی مناسبت با مقام معنوی و جایگاه سالک و موانع خاص او خواهد داشت و از همین روی استاد کامل بنا بر علم خود مرید و سالک را به برنامۀ خاصی از اوراد و اذکار ترغیب می‌کند و در واقع به عنوان یک ابزار معنوی از تأثیرات این اذکار استفاده می‌کند.

از این دیدگاه طریقۀ اوراد و اذکار به عنوان یک عامل کمکی مورد استفاده قرار می‌گیرد، تا مراتبی از معراج معنوی و یا ورود به مقامات غیبی و معنوی برای سالک حاصل شود که در واقع نایل شدن به مرتبه خاصی از ذکر به معنای به یاد آوردن عوالم معنوی محسوب می‌شود.

گفتنی است که گاهی در برخی کتاب‌ها مطالب و دستورالعمل‌هایی نقل شده که شامل اورادی خاص برای حصول اموری غیبی و ماوراء الطبیعه می‌باشند. پرداختن یه این مسائل بدون استادی آگاه و عارف باعث سردرگمی سالک  می‌شود؛ از این رو داشتن استاد کامل و واصل در این مسیر از امور ضروری محسوب می‌شود.

 

[1] حشر ، 19.