کپی شد
آثار ذکر خداوند سبحان
ذكر خدا ارتباط معنوى عبد سالک با رب مالک است و این ارتباط، آثار و ثمرات اعجابآور و باشكوهى دارد كه هريک از آنها در سازندگى روحى و اخلاقى انسان تأثير بهسزايى دارد. برخی از مهمترین اين آثار و ثمرات از این قرار است:
- ياد خدا نسبت به بنده
اولين اثر ياد خدا اين است كه در مقابل یاد انسان نسبت به خداوند سبحان، خداى متعال نيز انسان را ياد مىكند: “فاذكرونى اذكركم…”؛[1] مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم؛ از اينكه در اين آيه شريفه ياد خداوند متعال، منوط به يادكردن بنده شمرده شدهاست، يک نكته دقيق فهميده مىشود و آن عبارت است از تصور دو نوع ذكر از طرف خدا؛
الف) ذكر عام
ب) ذكر خاص
ذكر عام عبارت از هدايت عام الهى است كه شامل تمام موجودات میشود و اختصاص به گروه خاصى ندارد و شاهد آن، آثار ذكر عام الهى در پهنه گيتى است و آن اعطاى مواهب و عطاياى گوناگون خداوند به تمام ممكنات است و اين ياد همگانى كه فيض مستمر الهى است، هرگز قطع نمىشود، اما ذكر خاص به بندگان ِخاص و ذاكر تعلق دارد و يک نوع توجه و لطف خاص از جانب خداوند متعال است.
- روشنى دل
خداوند، ذكر خويش را موجب نورانىشدن و بيدارى دلها میداند. امام على (علیه السلام) در نامهای به فرزندش امام حسن مجتبى (علیه السلام) چنین مینویسد: اين است كه بيش از هرچيز به آبادانى دل خويش بپرداز: “فانى اوصيك بتقوى الله – اى بنى- و لزوم امره و عمارة قلبك بذكره…”؛[2] پسرم! تو را به تقوا و التزام به فرمان خدا، آباد كردن قلب و روح با ذكر او و … توصيه مىكنم.
يكى از مؤثرترين عوامل علاج مرگ دل و احياى دوباره آن، پناه بردن به ذكر خداوند سبحان است؛ ذكر حق نور است و مداومت در آن، قلب را از تاريكى و نااميدى و قساوت نجات مىدهد، و گرمى و نشاط تازه در آن مىدمد. اين ثمره ذكر را حضرت على (علیه السلام) اینگونه بیان مىكند: “ان الله تعالى جعل الذكر جلاءً للقلوب تسمع به بعد الوقرة و تبصر به بعد العشوة و تنقاد به بعد المعاندة…؛[3] خداوند متعال ياد خويش را جلاى قلبها قرار داده كه در اثر آن گوش، پس از سنگينى مىشنود و چشم پس از كمسويى مىبيند و بدين وسيله پس از لجاجت و دشمنى منقاد و رام مىگردد.
- آرامش قلب
سومين اثرى كه براى ياد خداوند متعال بيان مىشود آرامش دل آدمى است. به تعبير قرآن طمأنينه و سكون قلب از جمله آثار مستقيم ياد خداوند متعال است: “الذين آمنوا و تطمئن قلوبهم بذكرالله الا بذكر الله تطمئن القلوب”؛[4] كسانىكه ايمان آوردهاند و دلهايشان به ياد خداوندسبحان است، بدانيد تنها با ياد خدا دلها آرام مىگيرد.
ياد خداوند متعال داروى معنوى اضطراب و افسردگى است كه از نظر روانشناسى علل آن: ترس، آينده مبهم، نگرانى از شكستخوردن، ترس از بيماریها و نگرانى از عوامل طبيعى است. گذشته از مسئله بيمارى اضطراب، آرامشطلبى در فطرت انسان ريشه دارد و در سرشت انسانها حس آرامشطلبی نهفته است و بسيارى از فعاليتهاى آدمى در حقيقت پاسخ به نداى الهى فطرت است.
وقتى به زندگى خود و بسيارى از افراد نظر مىكنيم، مىبينيم هدف بسيارى از كارهاى ما دستيابى به گوهر گرانبهاى آرامش است؛ يعنى انسانها در طول زندگى خود تلاش مىكنند تا به آرامش خاطر و طمأنينه برسند. در اين نقطه بين انسانها اشتراک نظر وجود دارد، ولى اختلاف نظر در تعيين و تشخيص چيزهايى است كه به زندگى آرامش میبخشد.
بسيارند كسانىكه اين گوهر نفيس را در گرو ثروتاندوزى و رفاه مادى مىدانند، گروهى نيز آرامش را در كسب مقام و شهرت مىبينند و…، اما قرآن کریم آرامش و طمأنینه را تنها در ياد خدا مىداند: “…الا بذكر الله تطمئن القلوب”؛ بدانيد تنها با ياد خدا دلها آرام مىگيرد. و درباره نماز مىفرمايد: “…اقم الصلاة لذكرى”؛[5] نماز را با ياد من اقامه كن.
- خشيت و ترس از خداوند
از جمله آثار ياد خداوند سبحان براى مؤمنان، خداترسى و خشيت است. قرآن در اين باره مىفرمايد: “انما المؤمنون الذين اذا ذكر الله وجلت قلوبهم…؛[6] تنها مؤمنان هستند كه هرگاه ياد خداوند به ميان آيد، دلهايشان ترسان شود.
- بخشش گناهان
از آثار و ثمرات اخروى ياد خداوند، مغفرت الهى است كه شامل حال يادكنندگان خدا مىگردد و اضافه بر آن، خداوند وعده اجر و پاداش بزرگ نيز به ايشان دادهاست. قرآن مجيد در اين باره مىفرمايد: “… و الذاكرين الله كثيراً و الذّاكرات اعدّ الله لهم مغفرة و اجراً عظيماً؛[7] مردان و زنانى كه بسيار ياد خدا كنند، خداى متعال براى آنان آمرزش و پاداش بزرگ آماده نمودهاست.
خداوند كارها و راههاى متعددى را براى آمرزش بندگان قرار دادهاست و هركس با وسيلهاى مىتواند براى خود آمرزش طلب كند، از آن جمله است ذكر بسيار خداى متعال.
- حكمت و علم
يكى ديگر از ثمرات ذكر، پختگى عقل و كمال و حكمت است. ذكر باعث فروزان شدن قوه ادراک انسان و جوشش فكر و انديشه مىشود. جان فرد شايستگى اين را پيدا مىكند كه منعكسكننده حقايق غيبى در خود گردد و خداوند به انديشه و عقل اين افراد مدد رساند. اين حقيقت را امام علی (علیه السلام) چنین بيان نمودهاست: “…و ما برح لله – عزت آلاؤه- فى البرهة بعد البرهة و فى ازمان الفترات عبادٌ ناجاهم فى فكرهم و كلّمهم فى ذات عقولهم فاستصبحوا بنور يقظة فى الابصار و الاسماع و الافئدة…؛[8] و همواره براى خداى تعالى -كه نعمتهايش بزرگ است – در هر برههاى بعد از برهه ديگر و در دورانهاى نبودن پيامبران، بندگانى بودهاند كه خداوند در انديشههايشان با آنان راز گفته و در عقلهايشان با آنان سخن میگفتهاست. اينان چراغ هدايت را به روشنايى بيدارى در ديدهها و گوشها و دلها افروختند.
[1]. بقره، 152.
[2]. سید رضی، نهجالبلاغه، نامه 31.
[3]. همان، خ 222.
[4]. رعد، 28.
[5]. طه، 14.
[6]. انفال، 2.
[7]. احزاب، 35.
[8]. نهج البلاغة، خ 222.
مباحث مرتبط: 
ياد خداوند نسبت به بنده، ذکر مایه روشنى دل، ذکر مایه آرامش قلب، ذکر مایه خشيت و ترس از خداوند، ذکر مایه بخشش گناهان، ذکر مایه حكمت و علمفرم ثبت پیشنهادات و انتقادات
شما می توانید پیشنهادات و انتقادات خود را درباره این مدخل با ما درمیان بگذارید