کپی شد
مقاله خوشگمانى و بدگمانی نسبت به خداوند سبحان در آیات و روایات
بسم الله الرحمن الرحیم
چکیده مقاله خوشگمانى و بدگمانی نسبت به خداوند سبحان در آیات و روایات
انسان، بايد از عذاب الهى، بيمناک باشد، ولى نبايد از رحمت خدا، مأيوس گردد، آیاتی از قرآن و روایات، گمان بد به پروردگار را نکوهش کردهاست.
همانطور که خوشگمانی نسبت به خداوند سبحان و وعدههاى او آثار مثبت و سازنده در ايمان و عقائد انسان دارد، بدگمانی نیز نسبت به خداوند و وعدههاى او پیامدهای مخربى در بنيان ايمان و عقائد انسان دارد.
بدگمانی کاری ناپسند و کفرآمیز است و موجب قبولنشدن عبادت، ناتوانی در برابر مشکلات و محروم شدن از عنایات الهی میشود. و این یک نوع مریضی است که باید برای درمان آن اندیشید که برخی از راههای درمان بدگمانى عبارتند از:
نخست بايد سراغ اصول کلی حاكم بر درمان بيماریهاى اخلاقى رفت كه همان انديشيدن در آثار نكبت بار آنها است دوم اینکه به دنبال جستوجوى توجيهی صحيح براى اتفاقاتی كه احیاناً سبب بدگمانی انسان به خداوند شدهاست، باشیم سوم اینکه به بدگمانى نسبت به خدا ترتيب اثر ندهیم.
بر این اساس اگر انسان، طالب آرامش و استقامت و ايستادگى و جلب عنايات پروردگار و ايمان خالص است، بايد نسبت به خداوند و وعدههاى او گمان نیک داشتهباشد.
خوشگمانى و بدگمانی نسبت به خداوند سبحان در آیات و روایات
آیاتی از قرآن، گمان بد به پروردگار را نکوهش کردهاست.
میفرماید: و مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را که به خداوند گمان بد میبرند، عذاب کند. [1]
و نیز میفرماید: بلکه پنداشتید پیامبر و مؤمنان هرگز به کسان خود باز نمیگردند، و این پندار باطل در دلهایتان آراسته شد و گمان بد بردید و شما قومی نابودشدنی هستید. [2]
روایاتی نیز به موضوع گمان نیک و بد بندگان نسبت به خدای تعالی پرداخته است:
امام على (علیه السلام) میفرماید: «هركسی به خدا گمان نيک بُرد، به بهشت دست يافت و هركسی به دنيا گمان نيک بُرد، به رنج و محنت گرفتار آمد».[3]
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: روز قيامت، بندهاى را كه به خويشتن ستم كردهاست، میآورند و خداوند بلندمرتبه به او میفرمايد: «آيا فرمانت ندادم كه از من اطاعت كنى؟ آيا تو را از نافرمانیام نهى نكردم؟».
او میگويد: چرا، اى پروردگار من؛ امّا شهوتم بر من چيره آمد. پس اگر مرا عذاب كنى، به سبب گناه خود من است و تو به من ستم نكردهاى. خداوند، دستور دهد كه او را به دوزخ برند. بنده میگويد: گمان من به تو، اين نبود! خداوند میفرمايد: «گمان تو به من، چه بود؟» بنده میگويد: نيكوترين گمان را به تو داشتم. پس خداوند، دستور میدهد كه او را به بهشت ببرند و میفرمايد: «گمان نيک تو به من، اكنون به دادت رسيد».[4]
امام رضا (علیه السلام) میفرماید: «به خداوند گمان نيک ببر؛ زيرا خداى عزّ و جلّ میفرمايد: من نزد گمان بنده مؤمن خويشم؛ اگر گمانِ او به من نيک باشد، مطابق آن گمان با او رفتار كنم و اگر بد باشد نيز مطابق همان گمانِ بد با او عمل كنم».[5]
معناى خوشگمانى و بدگمانی به خداوند سبحان
خوشگمانی به خداوند سبحان؛ یعنی امیدوار به رحمت او بودن و بدگمانی نسبت به خداوند؛ یعنی ناامیدى از رحمت خداوند. انسان، بايد از عذاب الهى، بيمناک باشد، ولى نبايد از رحمت خدا، مأيوس گردد، او بايد به وظايف خود، عمل كند، خلوص نيّت داشتهباشد، از گناهانش بترسد، و در عين حال، به عفو و بخشش پروردگار، اميدوار باشد.
امام على (علیه السلام) میفرماید: «خوشگمانى [به خدا] اين است كه عمل را [براى او] خالص گردانى و اميدوار باشى كه خداوند از لغزشها درگذرد».[6]
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: «خوشگمانى به خدا اين است كه جز به خدا اميد نداشتهباشى و جز از گناهت نترسى».[7]
علامه مجلسی(ره) در توضیح خوشگمانی و بدگمانی به خداوند سبحان میگوید: «كسىكه داراى کردار نیک باشد، قطعاً داراى گمان نیک به خدا نیز خواهد بود و كسىكه به کردارهای زشت آلوده است، حتماً به خدا نیز بدگمان است».[8]
آثار بدگمانی به خداوند سبحان
همانطور که خوشگمانی نسبت به خداوند و وعدههاى او آثار مثبت و سازنده در ايمان و عقائد انسان دارد، بدگمانی نیز نسبت به خداوند و وعدههاى او پیامدهای مخربى در بنيان ايمان و عقائد انسان دارد.
بدگمانی کاری ناپسند و کفرآمیز
خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید: «از رحمت خدا مأيوس نشويد كه تنها گروه كافران، از رحمت خدا مأيوس میشوند!».[9]
پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) میفرماید: «داود (علیه السلام) در مناجاتش میگفت: پروردگارا! كسىكه تو را بشناسد، اما به تو خوشگمان نباشد در حقیقت ايمان نياوردهاست».[10]
قبول نشدن عبادت بدگمان به رحمت الهی
بدگمانی به وعدههاى الهى سبب فساد(قبول نشدن) عبادت میگردد، چرا كه روح اخلاص را در انسان میميراند؛ از اینرو امام علی(علیه السلام) میفرماید: «بدگمانی، عبادت را فاسد مىكند».[11]
بدگمانی موجب ناتوانی در برابر مشکلات
بدگمانی به وعدههاى الهى، انسان را در برابر حوادث سخت و پيچيده، سست و ناتوان میسازد، همانگونه كه در برخی نبردها، مانند جنگ احزاب گروهى از تازهمسلمانان، نسبت به وعدههاى خدا بدگمان شده و به دنبال آن در مبارزه با دشمن سست گشتند، در حالىكه مؤمنان راستين و با معرفت كه به پروردگارشان خوشگمان بودند، با كمال قدرت و اميدوارى در برابر دشمنان ايستاده و پيروز شدند: خداوند متعال در قرآن میفرماید: «[به خاطر بياوريد] زمانى را كه آنها از طرف بالا و پايين [شهر] بر شما وارد شدند [و مدينه را محاصره كردند] و زمانى را كه چشمها از شدّت وحشت خيره شده و جانها به لب رسيده بود، و گمانهاى گوناگون بدى به خدا میبرديد».[12]
بدگمانی موجب محروم شدن از عنایات الهی
بدگمانی نسبت به خداوند سبحان، انسان را از عنايات الهى محروم میكند، همانطور که خوشگمانی نسبت به خدا، موجب جلب عنايات الهى میشود؛ زيرا براساس روایات خداوند با هركس، مطابق خوشگمانی و بدگمانی او رفتار مینمايد.
امام رضا (علیه السلام) میفرماید: «به خداوند گمان نيک ببر؛ زيرا خداى عزّ و جلّ میفرمايد: من نزد گمان بنده مؤمن خويش هستم؛ اگر گمانِ او به من نيک باشد، مطابق آن گمان با او رفتار كنم و اگر بد باشد نيز مطابق همان گمانِ بد با او عمل كنم».[13]
راههای درمان بدگمانى
بدگمانی نسبت خداوند یک نوع بیماری است که مانند سایر بیماریهای جسمی و روحی برای رفع آن باید به درمانش پرداخت. در ادامه به برخی از راههای درمان آن پرداخته میشود.
الف) برای برطرفکردن بدگمانی نسبت به پروردگار؛ نخست بايد سراغ اصول کلی حاكم بر درمان بيماریهاى اخلاقى رفت كه همان انديشيدن در آثار نكبت بار آنها است؛ زيرا هنگامىكه انسان به پيامدهاى بدگمانی بينديشد، كه چگونه سرمايه اعتقادی او را از بين برده و آرامش روانی او را تهدید کرده و او را از واقعيتها غافل میسازد؛ خواه ناخواه از اين خوى زشت و رذيله اخلاقى فاصله میگيرد، همانگونه كه آگاهى به مسموم بودن غذا، سبب فاصله گرفتن از آن میشود.
ب) جستوجوى توجيهی صحيح براى اتفاقاتی كه احیاناً سبب بدگمانی انسان به خداوند شدهاست، کمکی برای برطرفکردن آن خواهد بود؛ چراکه تعدادی از این حوادث، امتحانات الهی است که واقعیتی در زندگی مادی انسانها بوده و با واقعیت باید کنار آمد و گمان نیک به خداوند داشت؛ زیرا این امتحانات برای پیشرفت معنوی انسانها است. تعداد دیگری از حوادث نیز پیامد کارهای ناشایست انسان است که به جای بدگمانی به خدا، روش صحیح آن است که انسان از اعمال ناپسند و گناه خویش توبه نموده و در صدد جبران آن برآید.
ج) ترتيب اثر ندادن به بدگمانى نسبت به خدا نيز يكى ديگر از طرق درمان آن است؛ زيرا اگر انسان این حالت پیشآمده نفسانی را دنبالهگیری نکند و با بیاعتنايى از آن وسوسهها فاصله گیرد، تدريجاً این حالت بدگمانی ضعيف و محو میگردد. این روش در بدگمانی به برادران دینی نیز کارساز است و به همين دليل در روایتی به صورت قاعدهای کلی میخوانيم: «اذا ظَنَنْتُمْ فَلا تَحَقَّقُوا»؛[14] هنگامى كه گمان بد برديد، به آن ترتيب اثر ندهيد.
كوتاه سخن اينكه؛ اگر انسان، طالب آرامش و استقامت و ايستادگى و جلب عنايات پروردگار و ايمان خالص است، بايد نسبت به خداوند و وعدههاى او – از جمله عفو و گذشت در صورت توبه واقعی – گمان نیک داشتهباشد.
[1]. و یعذّب المُنافقینَ و المُنافقات و المُشرکینَ و المُشرکات الظانّین بالله ظنّ السوء، فتح، 6.
[2]. بل ظننتم ان لن ینقلب الرّسول و المُؤمنون الی أهلیهم أبدا و زیّن ذلک في قلوبکم و ظننتُم ظنّ السوء و کنتُم قوماً بُورًا، فتح، 12.
[3]. تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، غرر الحکم و درر الکلم، ص 641.
[4]. برقى، احمد بن محمد بن خالد، محاسن، ج 1، ص 25 – 26.
[5]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 2، ص 72.
[6]. لیثی واسطی، علی، عیون الحکم و المواعظ، ص 229.
[7]. كافی، ج 2، ص 72.
[8]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 67، ص 366.
[9]. یوسف، 87.
[10]. طبرسى، على بن حسن، مشكاة الأنوار فی غرر الأخبار، ص 36.
[11]. عیون الحکم و المواعظ، ص 99.
[12]. احزاب، 10.
[13]. کافی، ج 2، ص 72.
[14]. ابن أبی الحدید، عبد الحمید بن هبة الله، شرح نهج البلاغة، ج 19، ص 374.