کپی شد

تمدن ايران‏

ايران قبل از اسلام، خود داراى تمدنى درخشان و با سابقه بود و اين تمدن سابقه طولانى داشته‌است که تمدن در دوره اسلامى مورد استفاده واقع شد.[1]

بر اساس گفته جاحظ در كتاب «المحاسن و الاضداد»؛ ايران ساسانى بيش از هرچيز ديگر به ساختمان توجه داشت و اين امر از سنگ‌نبشته‌هايى كه از آن دوره باقى مانده، پيدا است، اما به كتاب توجه نداشت؛ برعكس دوره اسلامى كه هم به ساختمان توجه شده‌است و هم به كتاب.[2]

ويل دورانت در تاريخ تمدن می‌گويد: «پهلوى -زبان هند و اروپايى ايران در سلطنت اشكانيان- در زمان ساسانيان نيز معمول بود … ما می‌دانيم كه آن ادبيات وسيع بوده‌است، اما چون موبدان حافظ و ناقل آن بودند، بيشتر آثار غيردينى را می‌گذاشتند تا از ميان برود. شاهان ساسانى حاميان روشن‌گر ادبيات و فلسفه بودند. خسرو انوشيروان در اين كار برتر از همه آنان بود. به فرمان او آثار افلاطون و ارسطو به زبان پهلوى ترجمه و در دانشگاه جندى شاپور تدريس شد».[3]

دانشگاه جندى شاپور که تأسيس شد، آن‌را مسيحيان ايرانى اداره می‌كردند و يكى از مراكز بزرگ فرهنگى جهان شد. اين مركز بزرگ در دوره اسلام ادامه يافت. بعدها كه بغداد به صورت مركز ثقل دانش جهان درآمد، جندى شاپور تحت الشعاع قرار گرفت و تدريجاً منقرض شد. دانشگاه جندى شاپور يكى از مراكزى بود كه به تمدن اسلامى كمک كرد و به آن خدمت نمود.[4]

مسلمانان نظامات ادارى خود را از ايران اقتباس كردند؛ دفاتر و دواوين دستگاه خلافت به سبک دفاتر و دواوين قديمى ايران تنظيم می‌شد و احياناً زبان ادارى و دفترى زبان فارسى بود. بعدها خود ايرانيان مسلمان ترجيح دادند كه به زبان عربى برگردانند. ابن نديم در «الفهرست» می‌نويسد: «اولين نقل از زبان ديگر به زبان عربى به امر خالد بن يزيد بن معاويه صورت گرفت. وى علم دوست بود و به صنعت كيميا علاقه داشت. جمعی از فلاسفه يونانى كه در مصر می‌زيستند و با زبان عربى آشنا بودند را احضار كرد و فرمان داد تعد‌ادى از كتب آن فن را از زبان يونانى و قبطى به زبان عربى ترجمه كنند، و اين اولين ترجمه به زبان عربى است».

سپس می‌گويد: «دومين ترجمه به زبان عربى نقل ديوان و دفاتر دولتى است كه در زمان حجاج به وسيله صالح بن عبد الرحمن كه از نژاد ايرانى بود، از زبان فارسى‏ به زبان عربى برگردانده شد».

ابن نديم می‌گويد: «ولى دواوين دولتى شام را به زبان رومى می‌نوشتند نه زبان فارسى و در زمان هشام بن عبد الملک آن‌را نيز به زبان عربى برگرداندند».[5]

اين جريان به دربار خلفا و حكام آن‌ها مربوط بوده‌است. سلاطين ايرانى پس از استقلال، دفاتر و دواوين را به زبان فارسى می‌نوشته‌اند. بار ديگر در زمان غزنويان‏ به زبان عربى برگردانده شد كه آن نيز تاريخچه‌اى دارد.

خلاصه این‌که از مسلّمات تاريخ است كه؛

یک. ايران قبل از اسلام از تمدنى برخوردار بوده‌است و اين تمدن يكى از مايه‌هاى تمدن اسلامى است.

دو. اسلام به ايران حياتى تازه بخشيد و تمدن در حال انحطاط ايران به واسطه اسلام جانى تازه گرفت و شكلى تازه يافت.[6]

 

[1]. مطهری، مرتضی، مجموعه ‏آثار، ج ‏14، ص 331.

[2]. ر. ک: جاحظ، عمرو بن بحر، المحاسن و الاضداد، ص 19.

[3]. ويل دورانت، تاريخ تمدن، ترجمه: صارمى، ابوطالب و ديگران‏، ج 10، ص 234.

[4]. مجموعه ‏آثار، ج ‏14، ص 332 – 333.

[5].  ابن نديم بغدادی، محمد بن إسحاق، الفهرست، مقاله هفتم (مقالة الفلاسفه)، ص 352 – 353.

[6]. مجموعه ‏آثار، ج ‏14، ص 337 – 338.