کپی شد

عوامل تقویت بصیرت دینی

عوامل تقویت بصیرت دو دسته‌اند: عوامل علمى و عوامل عملى؛ یعنی بر پایه رهنمودهاى انبیاى الهى، شكوفایى فطرت بصیرت، هم به مجاهدت علمى نیاز دارد و هم به مجاهدت عملى. عناوین تفكّر، تعقّل، تعلّم و اعتبار در آیات و روایات، به نقش اندیشه و تلاش‌هاى علمى، در تقویت بصیرت، اشاره دارند و عناوین تقوا، یاد خدا، اخلاص، زُهد و…، به نقش تلاش‌هاى عملى در این‌باره، اشاره می‌نمایند.

به میزان مجاهدت‌هاى علمى و عملى انسان؛ بینش باطنى، افزایش می‌یابد و او در نخستین گام، كاستی‌هاى درونىِ خود را بهتر می‌بیند، زیركى، آینده‌نگرى، شجاعت و سایر كمالات انسانى، در او تقویت می‌شوند و در نتیجه خودسازى، به نقطه‌اى از قوّت بصیرت و بینایى باطنى می‌رسد كه حقایق معقول را به صورت محسوس می‌بیند و به بالاترین مراتب ایمان دست می‌یابد.[1]

نقطه مقابل مجاهدت‌هاى علمى و عملى؛ پیروى از تمایلات نفسانى است؛ از این‌رو، اصلی‌ترین آفت چشم بصیرت یافتن، هواپرستى و پیروى عملى از خواسته‌هاى ناپسندِ درونى است و بدین‌سان، هرچه پیروىِ انسان از نفس امّاره، بیشتر شود، چشمِ بصیرت او ضعیف‌تر می‌گردد. در روایتى از امام على (علیه السلام) آمده‌است: «هَوَس، شریکِ كوردلى است».[2]

برخی از عوامل مهم رشد و تقویت بصیرت دینی با توجه به روایات چنین است:

  1. اندیشیدن: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «اندیشیدن، حیات‌بخشِ دلِ شخص با بصیرت است، همان‌گونه كه شخصِ چراغ به‌دست در تاریكی‌ها، در پرتو نور [چراغ] راه می‌رود. پس بر شما باد نیک رهیدن و كمتر درنگ كردن».[3]
  2. خردمندى: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «خِرد، به سه جزء تقسیم شده‌است. پس هركس كه این سه جزء در او باشد، خردش كامل است و در هركس نباشد، از خرد، بی‌بهره است: نیكو شناختن خداوند عزّ و جلّ، نیكو فرمان بردن از او، و بصیرتِ نیكو داشتن در كار او».[4] و «خردمند، باید به زمان خود، بصیرت داشته‌باشد».[5]
  3. دانش آموختن: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «همانا دانش، زندگی‌بخشِ دل‌ها است و روشنی‌بخشِ دیدگان، از كورى و نیروبخش بدن‌هاى ناتوان است».[6]
  4. عبرت آموختن: امام على (علیه السلام) فرمود: «هركس عبرت بیاموزد، بینا می‌شود».[7] و «عبرت گرفتن مداوم، به بصیرت می‌انجامد، و باز ایستادن [از گناه و خطا] را به‌بار می‌نشانَد».[8]
  5. یاد خدا: امام على (علیه السلام) فرمود: «هر كس خدا را یاد كند، بصیرت می‌یابد».[9]

 

[1]. محمدی ری شهری، محمد، مترجم: شیخی، حمیدرضا، فرهنگ‌نامه بصیرت، ص 25.

[2]. ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول عن آل الرسول(صلی الله علیه و آله)، ص 83؛ شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق و مصحح: صبحی صالح، نهج البلاغة، ص 404. ‏

[3]. کلینی، محمد بن یعقوب، الكافی، ج ‏2، ص 599.

[4]. صدوق، محمد بن علی، الخصال، ج ‏1، ص 102.

[5]. همان، ج ‏2، ص 525.

[6]. تحف العقول، ص 28؛ الخصال، ج ‏2، ص 523.

[7]. نهج البلاغة، ص 506.

[8]. تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، غرر الحکم و درر الکلم، ص 819.

[9]. همان، ص 580.