کپی شد

فطری بودن بصیرت در قرآن

از منظر قرآن؛ در باطن انسان، شعوری وجود دارد كه با الهام فطرى الهى، می‌تواند خوب را از بد، و حق را از باطل تشخیص دهد. چنان‌که در قرآن می‌خوانیم: «وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها».[1] در روایتى از امام صادق(علیه السلام)، این الهام فطرى، چنین تفسیر شده‌است: «یعنى به آن شناساند و الهام فرمود. سپس، او را مخیر ساخت و او انتخاب كرد».[2]

دیده بصیرت، در واقع، همان شعور فطرى و ادراک باطنىِ موجود در درون انسان است كه قدرت تشخیص نیک و بد، خیر و شر، و حق و باطل را دارد و او را به آینده‌نگرى و پیروى از حق و دورى گزیدن از باطل، دعوت می‌نماید. این شعور و ادراک، در ابتداى زندگى، به صورت استعداد و اِجمال، در نهاد همه انسان‌ها وجود دارد و به تدریج، شكوفا می‌شود. شكوفایى این شعور، شكوفایىِ انسانیت است و فلسفه بعثت انبیاى الهى، چیزى جز رشد و بالندگى و شكوفایى انسانیت و سازندگى جامعه مطلوب انسانى نیست.[3]

با بهره‌گیرى از برنامه انبیا در تقویت ادراكات باطنى، قدرت دیده بصیرت، به تدریج، افزایش می‌یابد تا آن‌جا كه حقایق معقول، به صورت محسوس براى انسان قابل رؤیت می‌گردند، چنان‌كه پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: «هیچ بنده‌اى نیست، مگر آن‌كه دو چشم در چهره‌اش دارد كه با آن‌ها، امور دنیا را می‌بیند و دو چشم در دلش كه با آن‌ها امور آخرت را مشاهده می‌كند. پس هرگاه خدا، خیر بنده‌اى را بخواهد، دو چشمى را كه در دل او است، می‌گشاید و او با آن‌ها، آن‌چه را خداوند در عالم غیب وعده‌اش را داده‌است، می‌بیند و به وسیله غیب (دو چشم دل) به غیب ایمان می‌آورد».[4] بدیهى است كه خواستِ خداوند حكیم درباره بازشدن دیده بصیرت شمارى از انسان‌ها، گزاف نیست؛ بلكه به مقتضاى نظام حكیمانه آفرینش، دیده بصیرت كسانى باز شده، و تقویت می‌گردد كه در جهت شكوفایىِ ادراكات باطنى خود، حركت كرده‌باشند.

 

[1]. شمس، 7 – 8.

[2]. قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، ج ‏2، ص 424.

[3]. محمدی ری شهری، محمد، فرهنگ‌نامه بصیرت، مترجم: شیخی، حمیدرضا، ص 23.

[4]. متقی هندی، علاء الدین علی بن حسام الدین، کنز العمال، ج 2، ص 42.