کپی شد

بصیرت از نگاه قرآن

از آن‌جا كه بصيرت از واژه‌هاى قرآنى است، مرورى بر آيات مشتمل بر اين واژه، ما را در فهم بهتر از معناى آن يارى می‌كند.

يكى از شيوه‌هاى قرآن كريم براى شناساندن اين مفهوم، شيوه مقايسه‌اى است؛ يعنى با طرح واژه‌هاى متضاد با بصيرت در شناساندن آن به ما كمک مى‏كند، مانند این آیه شریفه: «وَ ما يَسْتَوِي الْأَعْمى‏ وَ الْبَصِيرُ وَ لَا الظُّلُماتُ وَ لَا النُّورُ وَ لَا الظِّلُّ وَ لَا الْحَرُورُ وَ ما يَسْتَوِي الْأَحْياءُ وَ لَا الْأَمْوات»؛[1] در مقايسه بين كور و بينا، ظلمات و نور، سايه و باد سوزان و زندگان و مردگان، اين مطلب را درک می‌كنيم كه انسان بصير، صاحب نور و در فضاى نورانى قرار دارد؛ از محيط داغ و سوزان به دور است و از زندگانى حقيقى برخوردار است.

شيوه ديگر قرآن كريم براى شناساندن مفهوم بصيرت، طرح موانع بصيرت است، خداوند در اين زمينه از مثال‌هاى ملموس استفاده می‌كند؛ مانند: «غشاوه»[2] و «اكنّه» (يعنى پرده)، «وقر»[3] (يعنى پنبه) و «سدّ»[4] و «قفل»[5] و «ختم»[6] (يعنى مهر).

در مجموع با بهره‌گيرى از آيات دیگر، مفهوم بصيرت را در معانى زير می‌توان دسته‌بندى كرد:

  1. چشم درون، عقل، فهم و ادراكات قلبى؛
  2. نور؛
  3. دلايل روشن، علم و آگاهى‏؛[7]
  4. يقين و اطمينان كامل؛[8]
  5. شاهد و خودآگاه‏.[9]

بنابراین می‌توان گفت: بصيرت به معناى آگاهى، شناخت عميق و اطمينان‌بخش و علمى يقينى و به ‏منزله نورى است كه به انسان، توانايى درک حقايق و پشت‌پرده حوادث را می‌دهد؛ به‌گونه‌اى كه راه حق را از باطل به وضوح تشخيص می‌دهد و از بحران‌ها و فتنه‌ها به سلامت عبور می‌كند. بر اين مبنا، انسان بصير كسى است كه چشم دل او به نور الهى روشن گشته، از حواس ظاهرى خود به بهترين وجه استفاده می‌نمايد. چنين انسانى، مانعى در برابر چشم و گوش و پيش روى خود ندارد؛ اهل انديشه و تدبّر است و با دلايل روشن و يقين و اطمينان سخن می‌گويد.[10]

 

[1]. فاطر، 19 – 22: «و نابينا و بينا هرگز برابر نيستند، و نه ظلمت‌ها و روشنايى، و نه سايه [آرامبخش] و باد داغ و سوزان! و هرگز مردگان و زندگان يكسان نيستند!».

[2]. بقره، 7.

[3]. کهف، 57.

[4]. یس، 9.

[5]. محمد، 24.

[6]. بقره، 7.

[7]. ر.ک: انعام، 104؛ اعراف، 203؛ قصص، 43.

[8]. یوسف، 108.

[9]. قیامت، 14.

[10]. مظفری، آیت، مبانى بصيرت‏، فصلنامه علمى – پژوهشى حكومت اسلامى، ص 74.