کپی شد
مقاله توبه
بسم الله الرحمن الرحیم
چکیده مقاله توبه
«توبه» یكی از موضوعات مهم و اساسی است كه در همه ادیان آسمانی و مكتب اسلام بدان توجه شده و درباره آن فراوان سخن رفتهاست. آنچه كه عارفان مسلمان و دیگر صاحبنظران پیرامون توبه سخن به میان میآورند، برگرفته از منابع دینی است.
«توبه» در لغت به معنای رجوع و بازگشت از گناه است. و در قرآن هم به معنای «رجوع انسان گناهکار»، و هم به معنای «توفیق توبهدادن از طرف خداوند منان به بندۀ معصیتکار» و هم به معنای «قبول و پذیرش توبه از جانب خداوند متعال»، آمدهاست. قرآن کریم در آیات متعدد نه تنها مردم را به توبه و رجوع از گناه و بازگشت به درگاه الهی تشویق و ترغیب کردهاست، بلکه در مواردی دستور اکید وجوبی بر لزوم توبه دادهاست که حتی وجوب آن فوری و بدون تأخیر است.
برخی از شرائط و ارکان توبه براساس آیات قرآن عبارتاند از: پشیمانی از گذشته؛ تصمیم بر ترک گناه در آینده؛ انجام عمل صالح؛ اصلاح گذشته.
«توبه» از مهمترین آموزههای تربیتی و اخلاقی است که آثار بیشمار و رهآورد گرانبها و پیآمدهای مثبت فراوانی دارد: بازیابی شخصیت؛ محبوب خدا شدن؛ تبدیل شدن سیئات به حسنات، رستگاری ابدی، افزایش روزی و… از مهمترین آثار توبه به شمار میآید.
مقدمه مقاله توبه
«توبه» یكی از موضوعات مهم و اساسی است كه در مكتب اسلام و همه ادیان آسمانی بدان توجه شده و فراوان درباره آن سخن رفتهاست. آنچه كه عارفان مسلمان و دیگر صاحبنظران از جمله متکلمان پیرامون توبه سخن بهمیان میآورند، برگرفته از منابع دینی است. متکلمان مسلمان در آثار کلامی خود توبه را تنها بهاین دلیل که مسقط عام (به طور عام عذاب را بر میدارد) عذاب و کیفر دردناک الهی است،[1] به بحث گذاشتهاند. عارفان مسلمان نیز توبه را یكی از مباحث مهم و كلیدی خویش تعبیر كرده و برای وصول به مقصد، مقدماتی را پیشبینی مینمایند كه سالك الی الله باید آن منازل و مقامات را بپیماید؛ از اینرو تمام صاحب نظران علوم، اعم از فقه، تفسیر، کلام، اخلاق و عرفان از صدر اسلام تا به امروز، به تبیین زوایای مختلف آن پرداختهاند.
معنای توبه
«توبه» در لغت به معنای رجوع و بازگشت از گناه است.[2] راغب آنرا رجوع از گناه به بهترین صورت معنا میکند.[3] توبه در اصطلاح عبارت است از: «رجوع از طبیعت به سوی روحانیت نفس بعد از آنکه به واسطۀ معاصی و کدورت نافرمانی، نور فطرت و روحانیت، محجوب به ظلمت و طبیعت شدهاست».[4]
صاحب جامع السعادات میگوید: توبه پاک کردن قلب از گناه و بازگشت از دوری به قرب و نزدیکی است.[5]
توبه در قرآن هم به معنای «رجوع انسان گناهکار»، و هم به معنای «توفیق توبهدادن از طرف خداوند به بندۀ معصیتکار» و هم به معنای «قبول و پذیرش توبه از جانب خداوند متعال»، آمدهاست.
در نتیجه، میتوان گفت: هر توبۀ انسان، محفوف و پیچیده شده در دو توبه الهی است؛ یکی توفیقدادن به بنده برای توبه، و دیگری پذیرفتن توبه بندگان است، و ممکن است هرسه توبه را به معنای لغوی برگشت داد؛ به این معنا که توبه از انسان، رجوع از گناه و بازگشت از معاصی است، و توبه اول از خداوند، رجوع به فضل و رحمتش به سوی بنده است و توبه دوم، رجوع به قبول آن از بنده است.[6]
در آیهای از قرآن این سه معنا کنار هم جمع شدهاست؛ آنجا که میفرماید: «ثُمَّ تابَ عَلَیهِم لِیَتُوبُوا إِنَّ اللهَ هُوَ التَوّابُ الرَّحِیمُ»؛[7] سپس خداوند به آنها برگشت (توفیق توبه داد) تا توبه و برگشت کنند. خداوند بسیار توبهپذیر مهربان است.
تشویق به توبه
قرآن کریم در آیات متعددی مردم را به توبه و رجوع از گناه و بازگشت به درگاه الهی تشویق و ترغیب کردهاست، از جمله آیات زیر:
1.«اَلَم یَعلَمُوا أَنَّ اللهَ هُوَ یَقبَلُ التَّوبَةَ عَن عِبادِهِ وَ یَأخُذُ الصَّدَقاتِ وَ أَنَّ اللهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ»؛[8] آیا نمیدانستند که فقط خداوند توبه را از بندگانش میپذیرد و صدقات را میگیرد و خداوند توبهپذیر مهربان است!
- «قُل یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلیَ أَنْفُسِهِم لاتَقنَطُوا مِن رَحمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَغفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الغَفُورُ الرَّحِیمُ وَ أَنِیبُوا إِلی رَبِّکُم وَ أَسلِمُوا لَهُ مِن قَبلِ أن یَأتِیَکُم العَذابُ ثُمَّ لاتُنصَرُونَ»؛[9]بگو ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کردهاید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را میآمرزد، بهدرستی که خداوند بخشنده مهربان است. و به درگاه پروردگارتان باز گردید و در برابر او تسلیم شوید، پیش از آنکه عذاب به سراغ شما آید، سپس از سوی هیچکس یاری نشوید.
- «وَ هُوَ الَّذی یَقبَلُ التَّوبةَ عَن عِبادِهِ وَ یَعفُوا عَنِ السَّیئاتِ وَ یَعلَمُ ما تَفعَلُونَ»؛[10] او (خدا) کسی است که توبه را از بندگانش میپذیرد و گناهان را میبخشد و آنچه را انجام میدهید، میداند.
نکته قابل دقت این است که در واقع، خداوند میفرماید با اینکه از تمام اسرار زندگی و رفتارهای پشت پرده شما اطلاع دارم و لحظه به لحظه اعمال شما را زیر نظر داشتهام، با این حال توبه شما را میپذیرم.
وجوب توبه
قرآن کریم تنها به ترغیب و تشویق به توبه اکتفا نکرده، بلکه در مواردی دستور اکید وجوبی بر لزوم توبه دادهاست که حتی وجوب آن فوری و بدون تأخیر است. به نمونههایی از دستورات اکید قرآن در این زمینه اشاره میشود.
۱. همه به سوی خدا برگردید: «وَ تُوبُوا إَلی اللهِ جَمِیعاً أَیُّهَا المُؤمِنونَ لَعَلَّکُمْ تُفلِحُونَ»؛[11] و همگی به سوی خدا باز گردید، ای مؤمنان تا رستگار شوید.
در این آیه در کنار خطاب شفقت آیه (أیُّهَا المُؤمِنُونَ) و بیان ثمره مهم توبه که رستگاری ابدی است؛ فرمان صریح وجوبی بر انجام توبه دادهاست.
- ای مؤمنان خالصانه توبه کنید: «یا أیُّهَا الذِّینَ آمَنُوا تُوبُوا إلی اللهِ تَوبَةً نَصُوحاً عَسی رَبُّکُمْ أن یُکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ وَ یُدْخِلَکُمْ جَنّاتٍ تَجری مِنْ تِحْتِهَا الْأَنْهارُ»؛[12] ای کسانیکه ایمان آوردهاید! به سوی خدا توبه کنید! توبهای خالص. امید است پروردگارتان گناهانتان را ببخشد و شما را در باغهایی از بهشت که نهرها از زیر درختانش جاری است، وارد کند.
این آیه صریحاً به صورت امر وجوبی بر همه مؤمنان توبه خالصانه را واجب و لازم شمرده است.
ارکان توبه
در این نوشتار به اختصار برخی از ارکان توبه براساس آیات قرآن بیان میشود:
- پشیمانی از گذشته: اصلیترین رکن توبه این است که توبهکننده از گذشته پشیمان باشد. این همان است که در آیات زیادی با جمله «الاّ مَن تابَ»،[13] و یا «إلاّ الذِّینَ تابُوا»،[14] بیان شدهاست، البته گاهی از پشیمانی به اعتراف تعبیر شدهاست: «وَ آخَرُونَ اعتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ»؛[15] و گروه دیگر به گناهشان اعتراف کردند.
- تصمیم بر ترک گناه در آینده: این شرط را میتوان از این آیه استفاده کرد: «فَاستَغفَرُوا لِذُنُوبِهِم …. وَ لَم یُصِرُّوا عَلی ما فَعَلُوا وَ هُم یَعلَمُونَ»؛[16] پس برای گناهان خود طلب آمرزش کنند …. و برگناه اصرار نمیورزند [و دوباره آن را مرتکب نمیشوند] در حالیکه میدانند.
شرایط توبه
علمای اخلاق شرایط توبه را به دو بخش شرایط قبولی و شرایط کمال توبه تقسیم کردند. در این مقال به اختصار برخی از آن براساس آیات قرآن بیان میشود:
الف) شرایط قبولی
- انجام عمل صالح: این شرط در آیات متعددی مطرح شدهاست؛ گاه بهصورت: «إلاّ مَن تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً»؛[17]مگر کسیکه توبه کند و ایمان بیاورد و عمل شایسته انجام دهد، و گاه بهصورت بیان مصداق اعمال صالح، از جمله: «فَان تابُوا وَ اقامُوا الصَّلوةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ فَخَلُّوا سَبِیلَهُم إنَّ اللهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ»؛[18] پس اگر توبه کنند و نماز را بهپا دارند و زکات را بپردازند، آنها را رها سازید؛ زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است.
- اصلاح گذشته: شرط دیگر قبولی توبه جبران و اصلاح گذشته است. «إلاّ الَّذینَ تابُوا مِن بَعدِ ذلِکَ وَ أصلَحُوا فَإنَّ اللهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ»؛[19]مگر کسانیکه بعد از آن توبه کنند و جبران نمایند که خداوند بخشنده مهربان است.
جبران گذشته به این است که هم حقوق مادی و معنوی مردم را ادا و هم حقوق خداوند را جبران کند.
ب) شرایط کمال توبه
در قرآن کریم برخی شرایط دیگری مطرح است که میتوان آنها را شرایط تکمیلی و کمال توبه دانست. به عنوان نمونه، به دو مورد اشاره میشود:
- اعتصام بالله و اخلاص: در قرآن کریم میخوانیم:«إلاّ الَّذینَ تابُوا وَ اَصْلَحُوا وَ اعتَصَمُوا بِاللهِ وَ اخلَصُوا دیِنَهُم لِلهِ فَأولئِکَ مَعَ المُؤمِنینَ وَ سَوْفَ یُؤْتِ اللهُ المُؤمِنینَ أجراً عَظِیماً»؛[20] مگر آنها که توبه [و جبران و] اصلاح کنند و به [دامن لطف] خدا چنگ زنند و دین خود را برای خدا خالص کنند. آنها با مؤمنان خواهند بود و خداوند به افراد باایمان پاداش عظیمی خواهد داد.
روشن است که چنگزدن به لطف الهی و اخلاص ورزی در کمال توبه تأثیر دارد، نه در اصل آن.
- توبه نصوح کردن: «یا أیُّهَا الذِّینَ آمَنُوا تُوبُوا إلی اللهِ تَوبَةً نَصُوحاً عَسی رَبُّکُمْ أنْ یُکَفِّرَ عَنکُم سَیِّئاتِکُم وَ یُدخِلَکُم جَنَّاتٍ تَجری مِن تَحتِها الأنهارُ»؛[21] ای کسانیکه ایمان آوردهاید! توبه کنید، توبهای خالص، امید است [با اینکار] پروردگارتان گناهانتان را ببخشد و شما را در باغهایی از بهشت که نهرها از زیر درختانش جاری است، وارد کند.
برای توبه نصوح تفسیرهای مختلفی شدهاست که در مجموع میتوان گفت: توبه نصوح آن است که علاوه بر ارکان توبه و شرایط قبولی آن، شرایط کمال را نیز دارا باشد. شاهد این تفسیر آن است که در بیشتر تفسیرها شرایطی ذکر شدهاست که همه از شرایط کمال به حساب میآیند، نه ارکان و شرایط قبولی؛ مثلاً برخی گفتهاند: توبه نصوح آن است که واجد سه شرط باشد: ترس از اینکه پذیرفته نشود، امید به اینکه پذیرفته شود، و ادامه اطاعت خدا.[22] و یا اینکه «توبه نصوح» آن است که گناه خود را همواره در مقابل چشم خود ببینی و از آن شرمنده باشی و یا اینکه گفته شدهاست: «توبه نصوح» آن است که در آن سه شرط باشد: کم سخنگفتن، کمخوردن و کمخوابیدن.[23] و برخی نیز گفتهاند: توبه نصوح آن است که توأم با چشم گریان و قلبی بیزار از گناه باشد.[24]
شاهد دیگر، سخن رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است که در پاسخ به «معاذ بن جبل» از توبه نصوح فرمود: «أن یَتُوبَ التَّائبُ ثُمَّ لایَرجِعُ فی ذَنبٍ کما لایَعُودُ اللَّبَنُ إلی الضَّرعِ»؛[25] شخص توبهکننده به هیچوجه بازگشت به گناه نکند؛ آنچنانکه شیر به پستان هرگز برنمیگردد.
روشن است که چنین توبهای، کمال توبه شمرده میشود، نه ارکان آن و اگر انسانی که توبه کرده دوباره همان گناه را انجام دهد و دوباره توبه کند، توبهاش پذیرفته میشود، ولی توبه کامل شمرده نمیشود. در نتیجه، نصوح بودن به هر معنایی باشد، نشانۀ کمال توبه است.
همچنین آنچه در کلام رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمدهاست به شرایط قبولی و کمال توبه اشاره دارد: «آیا میدانید توبهکننده کیست؟ گفتند: خدایا! نه. فرمود: وقتی بنده توبه کند و طلبکاران را راضی نکند، تائب نیست و کسیکه توبه کند و بر عبادت نیفزاید، تائب نیست و کسیکه توبه کند و لباس [نامناسب] خود را تغییر ندهد، پس تائب نیست و کسیکه توبه کند و رفیقان خود را تغییر ندهد [و از دوستان ناباب فاصله نگیرد]، تائب نیست و کسیکه توبه کند و محل نشستن خود را تغییر ندهد، تائب نیست و کسیکه توبه کند و فرش و تکیهگاه خود را تغییر ندهد، توبهکار نیست و کسیکه توبه کند و خوی و نیّتش را تغییر ندهد، توبهکار نیست و کسیکه توبه کند و قلبش را باز نکند (سعه صدر پیدا نکند) و دستش را توسعه ندهد (انفاق و سخاوت پیدا نکند)، تائب نیست و کسیکه توبه کند، ولی آرزوی خود را کوتاه نکند و زبان خود را حفظ نکند [و دست از غیبت و تهمت و … برندارد]، تائب نیست و کسیکه توبه کند و اضافه قوت و غذای خود را از بدن خود جدا نکند، تائب نیست و زمانیکه [توبه کار] بر این اوصاف استقامت ورزید پس تائب است».[26]
اصلاح برنامههای عبادی، اصلاح لباس ظاهر و باطن، اصلاح اخلاق و رفتار و اصلاح دل و دست، همه از شرایط کمال توبه به حساب میآیند.
آثار و برکات توبه
«توبه» از مهمترین آموزههای تربیتی و اخلاقی است که آثار بیشمار و رهآورد گرانبها و پیآمدهای مثبت فراوانی دارد که به اهم آنها از نگاه قرآن اشاره میشود.
- بازیابی شخصیت: انسانیکه مرتکب گناهی شدهاست، چه بخواهد و یا نخواهد احساس سرشکستگی و کوچکی میکند؛ اگر متولیان تربیت او را ملامت و تحقیر کنند، این احساس بیشتر میشود و اگر ملامتها ادامه یابد، ممکن است به آنجا برسد که کاملاً احساس کند شخصیت خود را از دست دادهاست و در اینصورت است که به شدت وجود او برای خانواده و جامعه خطرناک خواهد شد و ممکن است دست به گناه و هر جنایتی بزند؛ چون او احساس میکند همه چیز را از دست دادهاست.
منابع دینی بهویژه قرآن تلاش میکنند که با توبه و اظهار ندامت پنهانی، شخصیت گناهکار را بازسازی کنند و او را بهحالت اوّل، بلکه بالاتر از آن برگردانند؛ لذا قرآن از یک طرف میفرماید: «خداوند توبهکاران را دوست میدارد»،[27] و از طرف دیگر، به مردم گوشزد میکند که خلافکاران اگر برگشتند، برادران دینی شما هستند: «فَان تابُوا وَ أقامُوا الصَّلوةَ وَ آتَوُا الزَّکوةَ فَإخوانُکُم فِی الدِّینِ»؛[28] اگر توبه کنند و نماز را بهپا دارند و زکات بپردازند، برادران دینی شما هستند.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: «التائِبُ مِنَ الذَّنبِ کَمَن لاذَنبَ لَهُ»؛[29] توبهکننده از گناه مانند کسی است که گناه ندارد.
- محبوب خدا شدن: قرآن کریم میفرماید: «إنَّ اللهَ یُحِبُّ التَّوَّابینَ وَ یُحِبُّ المُتَطَهِّرینَ»؛[30] بهراستی که خداوند توبهکنندگان و پاکان را دوست میدارد.
اظهار دوستی از مقام برتر علاوه بر اینکه افتخاری است برای محبوب و باعث بازیابی شخصیت گناهکار میشود، بُرد تربیتی و سازندگی مهمی دارد؛ به همین جهت، در تربیت فرزندان توجه شدهاست که نسبت به آنها اظهار محبّت شود و همینطور جهت پاک و با عفّتماندن و با نشاط بودن همسر توصیه شدهاست که شوهر اظهار محبت کند و به او بگوید: دوستت دارم.[31]
خداوند متعال با آن عظمتش نسبت به توبهکاران اظهار محبت میکند و اعلام میدارد، توبهکننده را دوست دارم. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: «لَیسَ شَیءٌ أَحَبَّ إلَی اللهِ مِن مُؤمِنٍ تائِبٍ أو مُؤمِنَةٍ تائِبَةٍ»؛[32] چیزی در نزد خداوند محبوبتر از مرد مؤمن توبهکار و زن مؤمن توبهکننده نیست.
- بخشش گناهان: اثر مهم توبه، بخشیدهشدن گناهان انسان گناهکار است. قرآن کریم میفرماید: «تُوبُوا إلی اللهِ عَسی رَبُّکُم أن یُکَفِّرَ عَنکُم سَیئِاتِکُم»؛[33] [ای مؤمنان!] به سوی خدا توبه کنید… امید است خداوند گناهان شما را بپوشاند.
- تبدیل شدن سیئات به حسنات: اگر توبه واقعی انجام گیرد، خداوند علاوه بر نابودی گناهان، آنها را تبدیل به نیکی و حسنات میکند؛ چنانکه میفرماید: «إلاّ مَن تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فأولئِکَ یُبَدِّلُ اللهُ سَیئِاتِهِم حَسناتٍ وَ کانَ اللهُ غَفُوراً رَحیماً»؛[34] مگر کسانیکه توبه کنند و ایمان آورند و عمل صالح انجام دهند که خداوند گناهان آنان را به حسنات مبدّل میکند و خداوند همواره آمرزنده مهربان بودهاست.
امام صادق (علیه السلام) میفرماید: خداوند به حضرت داوود (علیه السلام) وحی کرد: «یا داوُدُ إنَّ عَبدِیَ المُؤمِنَ إذا أذنَبَ ذَنباً ثُمَّ رَجَعَ وَ تابَ مِن ذلِکَ الذَّنبِ وَ استَحیی مِنِّی عِندَ ذِکرِهِ غَفَرْتُ لَهُ وَ أنسَیتُهُ الحَفَظَةَ وَ اَبْدَلْتُهُ الحَسَنَةَ وَ لا اُبالی وَ أنَا أرحَمُ الرَّاحِمینَ»؛[35] ای داوود! بهراستی بنده مؤمن هرگاه گناهی انجام دهد، سپس برگردد و از آن گناه توبه کند، و هنگام یاد آن گناه از من حیا کند، گناه او را میبخشم و کاری میکنم که حافظان (نویسندگان) آنرا از یاد ببرند و آن گناه را به حسنه تبدیل میکنم و [از کسی] باکی ندارم، در حالی که من مهربانترین مهربانانم.
- رستگاری ابدی: از مهمترین آثار اخروی توبه، عاقبت به خیری و رستگاری ابدی است. قرآن کریم میفرماید: «وَ تُوبُوا إلی اللهِ جَمِیعاً أیُّهَا المُؤمِنونَ لَعَلَّکُم تُفلِحُونَ»؛[36] ای مؤمنان! همگی به سوی خدا توبه کنید؛ شاید رستگار شوید.
- آسایش ابدی: در کنار رستگاری، آسایش ابدی نیز از آثار و برکات توبه شمرده شدهاست: «إلاّ مَن تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَأولئِکَ یَدخُلُونَ الجَنَّةَ»؛[37] مگر کسیکه توبه کند و ایمان بیاورد و عمل صالح انجام دهد. پس آنان داخل بهشت میشوند.
- افزایش روزی: توبه علاوه بر آثار و برکات بیشمار معنوی و اخروی، اثر و برکت دنیوی و مادّی نیز دارد و در ازدیاد رزق و روزی انسان نیز اثرگذار است. امام علی (علیه السلام) در اینباره میفرماید: «وَ قَد جَعَلَ اللهُ سُبحانَهُ الإستِغفارَ سَبَباً لِدُرورِ الرِزقِ وَ رَحَمَةِ الخَلقِ؛[38] و خداوند استغفار را وسیله دائمی فرو ریختن روزی و موجب رحمت آفریدگان [خود] قرار دادهاست.
آنحضرت ادامه میفرماید: «سپس [در قرآن] خود فرمود: «إستَغفِرُوا رَبَّکُم إنَّهُ کانَ غَفَّاراً یُرسِل السَّماءَ عَلَیکُم مِدراراً وَ یُمْدِدْکُم بِأموالٍ وَ بَنینَ وَ یَجعَل لَکُم جَنَّاتٍ وَ یَجعَل لَکُم أنهارا»؛ از پروردگار خود [با توبه] آمرزش بخواهید که بسیار آمرزنده است تا بارانهای پربرکت را از آسمان پیدرپی بر شما فرو ریزد و با بخشش اموال فراوان و فرزندان شما را یاری دهد و باغستانها و نهرهای پر آب در اختیار شما گذارد.
آثار معنوی و اجتماعی توبه
اگر مسئله توبه با تمام زوایایش مورد بررسی قرار گیرد و منابع اسلامی در چارچوب اجتماعی تجزیه و تحلیل گردد به خوبی مینمایاند كه توبه امری اجتماعی است.
قرآن مجید تصریح میكند كه توبه نه تنها آثار روانی و اجتماعی در جامعه برجا میگذارد، بلكه موجب میگردد تا نعمتهای الهی در جامعه سرازیر شود.
خداوند سبحان میفرماید: یكی از عوامل نزول بارانهای مفید، سودمند و مستمر توبه است: « و اى قوم من! از پروردگارتان طلب آمرزش كنيد، سپس به سوى او بازگرديد، تا (باران) آسمان را پىدرپى بر شما بفرستد و نيرويى بر نيرويتان بيفزايد…».[39]
در این آیه توبه به عنوان عامل ریزش باران و فراوانی نعمت شمرده شدهاست؛ بنابر این جامعه برخوردار از نعمت، جامعه قدرتمند، توانمند و مستقل است. جامعهای كه از قدرت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی برخوردار است در برابر دشمنان هراسی احساس نمیكند.[40]
عمومیت توبه
توبه مخصوص به گناه یا گناهان خاصی نیست و در نتیجه شخص یا اشخاص معینی را شامل نمیگردد. زمان و عصر خاصی در آن لحاظ نگردیدهاست؛ بنابراین، همه انسانها از همه گناهان میتوانند در برابر خداوند توبه نمایند و با شرایطش، این بهترین پوزشخواهی را در برابر مولای خویش به انجام رسانند. قبولی توبه و نپذیرفتن آن هم منوط به شرایط توبه است، اگر شرایط و اركان توبه كامل بود به یقین مورد قبول درگاه الهی واقع خواهد شد. توبه دری است كه حضرت حق از رحمت و كرم خویش بر روی بندگانش گشود تا بندگان او از این فرصت هم بهره گیرند و به رحمت او باز گردند، نه به عدالت و غضب او. وجوب توبه نسبت به همه اشخاص در تمام حالات عمومیت دارد. این موضوع در قرآن و روایات به وضوح قابل استفاده است. قرآن كریم در یک خطاب عمومی میفرماید: «توبو الی الله جمیعاً ایها المؤمنون لعلكم تفلحون»؛[41] ای مؤمنان همگی به سوی درگاه الهی توبه كنید باشد كه رستگار شوید.
در قرآن كریم آیات فراوانی ملاحظه میشود كه توبه را عمومی و شمول آن را نسبت به همه گناهان میداند. در برخی از آیات جمیع مؤمنان را مخاطب قرار داده و فرمود: از رحمت خدا مأیوس نشوید. خطاهای عمومی و واژه جمیعاً دلیل بر این است كه هر گنهکاری دعوت به توبه شدهاست.[42]
تنها در یک صورت است كه تصریح شده توبه مورد قبول حق تعالی قرار نمیگیرد و این نكته با صراحت در قرآن مجید مطرح شدهاست. و آن اینكه انسان زمانی به توبه روی آورد كه در آستانه مرگ است. در اینهنگام باب توبه بسته است و توبه پذیرفته نمیشود. به بیان واضحتر، اینكه تنها در یک صورت توبه قابل قبول نیست و آن هنگامی است كه توبه اختیاری نباشد و شكل اضطراری و اجباری به خود بگیرد. قرآن كریم به شدت توبه هنگام مرگ را مردود میداند آنجا كه میفرماید: «وَ لَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ حَتَّى إِذا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ إِنِّي تُبْتُ الْآنَ.. »؛[43] بنابر این توبههای هنگام مرگ مورد قبول نیست. عارفان همواره سفارش میكنند كه فرصت را از دست ندهید و در سن جوانی توبه كنید.
[1]. ر. ک: فاضل مقداد، ارشاد الطالبین، ص ۴۳۵، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی، ۱۴۰۵ق.
[2]. ابن منظور، لسان العرب، ج 1، ص 233، واژه «توب».
[3]. راغب اصفهانی، المفردات في غريب القرآن، ص 169، واژه «توب».
[4] امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص 272، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ چهل و چهارم، 1386ش.
[5]. نراقی، محمد مهدی، جامع السعادات، ج 2، ص 234، قم، اسماعیلیان، 1368ش.
[6]. قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، ج ۱، ص ۲۸۷، واژه «توب».
[7]. توبه، 118.
[8]. توبه، 104.
[9]. زمر، 53 ، 54.
[10]. شوری، 25.
[11]. نور، 31.
[12]. تحریم، 8.
[13]. مریم،60؛ فرقان، 70.
[14]. بقره، 160؛ مائده، 34.
[15]. توبه، 102.
[16]. آل عمران، 135.
[17]. فرقان، 70؛ مریم، 60.
[18]. توبه، 5.
[19]. نور، 5؛ همین مضمون در این آیات نیز آمده است: نساء، 16؛ بقره، 160؛ آل عمران، 89.
[20]. نساء، 146.
[21]. تحریم، 8.
[22] ر. ک: طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه: بلاغی، محمد جواد، ج 10، ص ۴۷۸، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، 1372ش.
[23] ر. ک: مکارم شیرازی، ناصر، تفسير نمونه، ج24، ص 291.
[24]. ر. ک: همان، ج 24، ص 290 – 291؛ مجمع البیان، ج 10، ص ۴۷۷- ۴۷۸.
[25]. مجمع البیان، ج 10، ص ۴۷۷.
[26]. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 6، ص 35- 36، بیروت، داراحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403ق، «أتَدرُونَ مَنِ التَّائبُ قالُوا أللهُمَّ لاقالَ إذا تابَ العَبدُ وَ لَم یُرضِ الخُصَماءَ فَلَیسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ تابَ وَ لَم یَزِد فِی العِبادَةِ فَلَیسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ تابَ وَ لَمْ یُغَیِّرْ لِباسَهُ فَلَیْسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ تابَ وَ لَم یُغَیِّر رُفَقائَهُ فَلَیْسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ تابَ وَ لَم یُغَیِّر مَجلِسَهُ فَلَیْسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ تابَ وَ لَم یُغَیِّرْ فِراشَهُ وَ وَسادَتَهُ فَلَیْسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ تابَ وَ لَمْ یُغَیِّر خُلقَهُ وَ نِیَّتَهُ فَلَیْسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ تابَ وَ لَمْ یَفْتَحْ قَلْبَهُ وَ لَمْ یُوَسِّعْ کَفَّهُ فَلَیْسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ تابَ وَ لَم یُقَصِّرْ أَهْلَهُ وَ لَمْ یَحفَظْ لِسانَهُ فَلَیْسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ تابَ وَ لَمْ یُقَدِّم فَضْلَ قُوتِهِ مِن بَدَنِهِ فَلَیْسَ بِتائِبٍ وَ إذا استَقامَ عَلی هَذِهِ الخِصالِ فَذاکَ التّائِبُ.
[27]. شوری، 25.
[28]. توبه، 11.
[29]. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج ۱۶، ص ۷۵، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، چاپ اول، 1409ق.
[30]. بقره، 222.
[31]. برای آگاهی بیشتر در این موضوع پاسخ ۳۷۰۴ را مطالعه کنید.
[32]. على بن موسى، امام هشتم عليه السلام، صحيفة الإمام الرضا عليه السلام، محقق، مصحح، نجفی، محمد مهدى، ص 46، مشهد، كنگره جهانى امام رضا عليه السلام، 1406 ق.
[33]. تحریم، 8.
[34]. فرقان، 70.
[35]. صدوق، محمد بن على، ثواب الاعمال، ص 130، قم، دار الشريف الرضي للنشر، چاپ دوم، 1406ق.
[36]. نور، 31.
[37]. مریم، 60.
[38]. صبحي صالح، نهج البلاغة، ص 199، خ 143.
[39] هود، 52.
[40]. ر. ک: مکارم شیرازی، ناصر، تفسير نمونه، ج 9، ص 129.
[41]. نور، 31.
[42]. ر. ک: زمر و نور، 53 و 31.
[43]. نساء، 18.