کپی شد

تربيت قلبی

قلب، كانون عواطف و احساسات انسان است كه اگر به‌طور صحيح پرورش نيابد، پيامدهاى ناهنجارى دارد كه جبران آن‌ها به آسانى امكان‌پذير نيست. پيامبر گرامى اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمود: «هرگاه قلب شخص پاكيزه ‏گردد، جسدش نيز پاكيزه ‏شود و اگر قلب پليد گردد، جسد هم پليد می‌شود».[1]

می‌توان گفت: سرنوشت آدمى و سعادت و شقاوت او بستگى به اين دارد كه قلبش به‌گونه‌اى صحيح تربيت شود. اين سخن، ديدگاه قرآن مجيد درباره فرجام انسان است: «در آن روز(قیامت) كه مال و فرزندان سودى نمی‌بخشد، مگر كسى كه با قلب سليم به پيشگاه خداوند آيد!».[2]

پس ضرورى است كه انسان، توجّه كامل به قلب خويش داشته‌باشد. آن‌را در مسير صحيح تربيت كند، بهداشت و درمانش را رعايت نمايد، آسيب‌هايش را بزدايد و او را در راه اعتلا و بالندگى كمک كند تا سرمايه عمر بيهوده از كف نرود؛ از این‌رو در نظام ‏تربيتى اسلام توجه كافى نسبت به پرورش قلب به عنوان یک تربیت درونی و باطنی شده، به‌گونه‌اى كه ارزنده‌ترين تحفه الهى به بشر؛ يعنى قرآن مجيد، در ظرف قلب قرار گرفته‌است: «مسلّماً اين (قرآن) از سوى پروردگار جهانيان نازل شده‌است! روح الامين(جبرئیل) آن‌را نازل كرده‌است. ‏بر قلب [پاک] تو، تا از انذاركنندگان باشى!».[3]

هم‌چنين مشاهده آخرين درجه نزديكى به خدا؛ يعنى معراج رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) را بر عهده دل نهاده و فرموده است: «سپس [پيامبر] نزديک شد و نزديک شد تا اندازه دو كمان يا نزديک‌تر، و خداوند به بنده خود هرچه بايد وحى كند، وحى كرد، دل آن‌چه را كه ديد، دروغ نشمرد».[4]

نظر نهايى قرآن پيرامون قلب، كه پس از يازده سوگند بيان شد چنين است: «هر كس در پاكى نفس كوشيد، رستگار شد و هر كه در پليدی‌اش فروپوشيد، نااميد گشت».[5]

 

[1]. صدوق،  محمد بن على‏، الخصال، ج ‏1، ص 31.

[2]. شعراء، 88 – 89.

[3]. شعراء، 192 – 194.

[4]. نجم، 8 – 11.

[5]. شمس، 9 – 10.