کپی شد

مقاله استخاره با قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

مفهوم شناسی استخاره

استخاره در لغت به معنای طلب خیر و نیکی کردن از خداوند است. در اصطلاح دینی و فرهنگی ما مسلمانان، استخاره به معنای طلب خیر و راهنمایی خواستن از خداوند متعال برای انجام یک کار یا انتخاب بین دو چیز است که انسان در مورد خوب یا بد بودن سرنوشت آن تردید دارد.

به عبارت ساده‌تر، وقتی انسان در یک دوراهی قرار می‌گیرد و نمی‌داند کدام راه برای دنیا و آخرت او بهتر و خیرتر است، با انجام استخاره از خداوند سبحان  می‌خواهد که او را به همان خیر و صلاح راهنمایی کند.

جایگاه و مراحل استخاره

استخاره جایگزین عقل و مشورت نیست: اولین قدم برای هر کاری، تفکر، تحقیق و مشورت با افراد متخصص و باتجربه است. استخاره زمانی انجام می‌شود که انسان بعد از این مراحل، هم‌چنان دچار شک و تردید باشد.

استخاره نشان‌دهنده توکل و اعتماد انسان به خداوند متعال ست و این باور را می‌رساند که تنها خداوند است که از خیر و صلاح واقعی انسان آگاه است.

گاهی ممکن است نتیجه استخاره با میل و خواسته قلبی انسان هماهنگ نباشد. در این‌صورت، باید به خدا اعتماد کرد که صلاح انسان در چیز دیگری است. ممکن است یک کار به ظاهر خوب، عاقبت بدی داشته باشد و بالعکس.

پس استخاره یعنی از خداوند سبحان خواستن تا بهترین راه را که به سعادت دنیا و آخرت ما منتهی می‌شود، به ما نشان دهد و ما را در انتخاب آن یاری کند.

انواع استخاره

معمولاً استخاره به دو شکل انجام می‌شود:

۱. استخاره به معنای مشورت با خداوند (استخاره گرفتن با ذکر و دعا):

در این نوع، انسان بعد از مشورت با افراد آگاه و در نظر گرفتن جوانب کار، دو رکعت نماز می‌خواند (به نام نماز استخاره) و دعای مخصوص آن را می‌خواند. بعد از آن، از خداوند سبحان می‌خواهد که اگر آن کار به صلاح او است، آن را برایش آسان کند و اگر به صلاح نیست، آن را از او دور کند. در این روش، نتیجه استخاره را در آرامش قلبی و پیش آمدن یا نیامدن اسباب کار می‌بینند. یعنی اگر خدا آن کار را به صلاح بداند، درهای آن را به روی انسان می‌گشاید و اگر به صلاح نباشد، موانعی ایجاد می‌کند تا انسان از آن کار منصرف شود.

۲. استخاره با قرآن (استخاره به قرآن):

این نوع استخاره که در فرهنگ ما بسیار رایج است، برای مواقعی است که انسان بعد از فکر کردن، مشورت کردن و خواندن نماز استخاره، هنوز قلبش به سمت انجام کار یا ترک آن مطمئن نیست. در این روش، انسان با حالت توسل به خداوند متعال و اهل بیت (علیهم السلام)، قرآن را باز می‌کند و با توجه به آیه، نتیجه را می‌بیند. این نتیجه معمولاً به صورت “خوب” (انجام کار)، “بد” (ترک کار) و یا “به انتظار ماندن و انجام ندادن فعلاً” تعبیر می‌شود.

نوع اول استخاره با قرآن

در این نوع از استخاره، قرآن را برمی‌دارد و این دعا را می‌خواند: “اَللّهُمَّ اِنّى تَفَأَّلْتُ بِكِتابِكَ، وَ تَوَكَّلْتُ عَلَيْكَ، فَاَرِنى مِنْ كِتابِكَ ما هُوَ مَكْتُومٌ مِنْ سِرِّكَ الْمَكْنُونِ فـى غَيْبِـكَ”؛ خدايا به كتاب تو تفأّل مى‌زنم (و استخاره مى‌كنم) و بر تو توكّل مى‌كنم، پس تو نيز از كتاب خود، آن‌چه در نهان غيب تو پنهان است، به من نشان بده. سپس قرآن را بگشا و از صفحه اوّل سمت راست، سطر اوّل مقصود خودت را از خدا بخواه.[1]

 

 

نوع دوم استخاره با قرآن

مرحوم «سيّد بن طاووس» در كتاب «فتح الأبواب» نقل كرده‌است كه براى استخاره، قرآن را برمى‌دارى و نخست اين دعا را مى خوانى:

“اَللّهُمَّ إِنْ كانَ فِي قَضائِكَ وَ قَدَرِكَ، أَنْ تَمُنَّ عَلى اُمَّةِ نَبِيِّكَ، بِظُهُورِ وَليِّكَ وَابْنِ بِنْتِ نَبِيِّكَ، فَعَجِّلْ ذلِكَ وَ سَهِّلْهُ وَ يَسِّرْهُ وَ كَمِّلْهُ، و اَخْرِجْ لِي آيَةً، اَسْتَدِلُّ بِها عَلى أَمر فَأَئْتَمِرَ، أوْ نَهْـى فَأَنْتَهي فِي عافِيَـة”؛ خدايا اگر قضا و قَدَرت اين است كه با ظهور وليّت و فرزند پيامبرت بر امّت رسول خدا، منّت گذارى، پس در ظهورش تعجيل و راهش را سهل و آسان قرار ده و براى من آيه‌اى بيرون آور كه يا در آن امرى باشد كه انجامش دهم و يا نهى باشد كه تركش كنم به عافيت و تندرستى.

سپس حاجت و مشكل خود را عنوان مى‌كنى و آن‌گاه قرآن را مى‌گشايى، پس از آن هفت ورق مى‌زنى، در ورق هفتم، صفحه سمت چپ، هفت سطر را بشمار و در سطر هفتم مطلب خويش را از آن آيه، درياب.[2]

استخاره با قرآن به شيوه‌هاى ديگر نيز نقل شده‌است كه براى رعايت اختصار از ذكر همه آن‌ها صرف نظر مى‌شود.[3]

فهم قرآن در استخاره

درباره فهم و دریافت مفهوم آیات باید گفت: این موضوع از چیزهایی نیست که برای همه قابل فهم و دریافت باشد، بلکه فهم قرآن از مباحث بسیار پیچیده ای است که ابزار خود را می‌طلبد، و آن آشنایی با قرآن، علوم قرآن، تفسیر و … است که آن‌هم، در اختیار کسانی است که سال‌ها با قرآن مأنوس بوده و زبان قرآن را می‌فهمند؛ بنابراین، این مسئله دارای فرمول خاصی نیست که بشود آن را به راحتی آموخت و به آسانی اجرا نمود.

 

[1]. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 88، ص 241، ح 1، بی‌جا، بی‌نا، بی‌تا.

[2]. سید بن طاووس حلی، سید رضی الدین، فتح الابواب ین ذوی الابواب و بین رب الارباب في الاستخارات، ص 278، بی‌جا، بی‌نا، بی‌تا؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 88، ص 242، ح 4.

[3]. به كتاب مفاتح الغيب، علاّمه مجلسى مراجعه شود؛ اسلام کوست.