کپی شد

گفت‌وگوی حبیب و مسلم

در روز عاشورای سال 61 هجری قمری، در واقعه کربلا، مسلم بن عوسجه از یاران وفادار امام حسین (علیه السلام) در آستانه شهادت قرار گرفت. در این لحظات حساس، حبیب بن مظاهر، یکی دیگر از یاران امام (علیه السلام)، به سوی او رفت تا آخرین کلماتش را بشنود و با او وداع کند. این گفت‌وگو از جمله وقایع تأثیرگذار واقعه کربلا است که نشان‌دهنده وفاداری و ایمان عمیق یاران امام حسین (علیه السلام) به آرمان‌های اوست.[1]

حبیب بن مظاهر با دیدن وضعیت مسلم بن عوسجه، به او نزدیک شد و گفت: «به خاک افتادن تو بر من سخت است، ای مسلم! بشارت باد تو را به بهشت» مسلم که در حال احتضار بود، با صدایی ضعیف پاسخ داد: «خداوند تو را به خیر بشارت دهد.» حبیب ادامه داد: «اگر نمی‌دانستم که به زودی به تو ملحق خواهم شد، دوست داشتم که تو مرا به همه آن‌چه برایت مهم است وصیت کنی تا در حفظ آن بکوشم.» مسلم در پاسخ گفت: «بلکه من تو را به این وصیت می‌کنم، رحمت خدا بر تو باد» و با دستش به سوی امام حسین (علیه السلام) اشاره کرد و افزود: «که در راه او جان بدهی.» حبیب با قاطعیت پاسخ داد: «به خدای کعبه سوگند که چنین خواهم کرد.»[2]

این گفت‌وگو و شهادت مسلم بن عوسجه، نمادی از وفاداری و ایمان یاران امام حسین (علیه السلام) است. این واقعه نشان می‌دهد که یاران امام نه تنها در لحظات سخت، از آرمان‌های خود دست برنداشتند، بلکه با شجاعت و ایثار، راه حق را تا پایان ادامه دادند. این رویداد هم‌چنین بر اهمیت دفاع از امام و آرمان‌های او تأکید می‌کند و الگویی برای مسلمانان در طول تاریخ است.[3]

 

[1]. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، جلد 5، صفحه 435.

[2] . ابن اثیر، علی بن محمد، الكامل في التاريخ، جلد 4، صفحه 68.

[3]. مفید، محمد بن محمد، الإرشاد، جلد 2، صفحه 103؛ پایگاه جامع ادیان؛ تاریخ الطبری ج۴، ص۳۳۱؛ الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۶۷-۶۸؛ نویری، احمد بن عبد الوهاب، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲۰، ص۴۴۸؛ خوارزمی، موفق بن احمد، مقتل الحسین، ج۲، ص۱۸.