کپی شد

تنها شهید زن در کربلا

بسم الله الرّحمن الرّحیم

زندگی أم‌وهب

ام وهب دختر عبد و از قبیله نمر بن قاسط[1] و همسر عبدالله بن عمیر کلبی بود.[2]که در کوفه زندگی می‌کرد.[3]

او هم‌چنین ام وهب فرزندی داشته به نام وهب که در رکاب امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسیده است،[4]

وی همراه همسرش عبدالله به امام حسین (علیه السلام) ملحق شده و پس از شهادت همسرش به شهادت رسید.

نسب ام وهب

ام وهب دختر عبد و از قبیله نمر بن قاسط بود.[5] که در کوفه زندگی می‌کرد.[6]

ام وهب همسر عبدالله بن عمیر کلبی، از طایفه‌ی «بنی‌علیم» و از قبیله «نمربن قاسط» در کوفه ساکن بود.[7]

والدین ام وهب

غیر از این‌که نام پدر ام وهب، عبد گفته شده،[8] اما اطلاع بیشتری در دست نیست. البته از لابلای سخنان در مورد ام وهب و همسرش می‌توان حدس زد که خانواده ام وهب مسیحی بوده‌اند.[9]

همسر ام وهب

همسر ام وهب عبدالله بن عمیر کلبی از قبیله بنی‌عُلَیم بود.[10]

وی هنگامی‌که سپاه کوفه را در نخیله دید که آماده جنگ با امام حسین(علیه السلام) می‌شد. عبدالله با خود گفت: به خدا سوگند من مشتاق جنگ با مشرکان بودم، و امیدوارم ثواب پیکار با اینان که قصد جنگ با پسر دختر پیامبرشان را دارند، از ثواب جنگ با مشرکان کمتر نباشد. وی نزد همسرش رفت و او را از قصد خویش آگاه کرد. ام وهب گفت: خداوند تو را به راهی نیکو هدایت کرده، چنین کن و مرا نیز با خود ببر. پس شبانه همراه همسرش بیرون رفت و به امام حسین(ع) پیوست.[11]

همسر ام وهب از شهدای کربلا است.[12] او دومین شهید کربلا در روز عاشورا بود.

فرزندان ام وهب

از برخی از گزارش‌های نقل شده‌است که ام وهب فرزندی داشته به نام وهب (وهب بن عبدالله بن عمیر کلبی) و کنیه‌ای که داشته به دلیل داشتن فرزندی به نام وهب است که این فرزند شجاع در کربلا حضور داشته و در رکاب امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسیده است،[13] البته فرزند دیگری از وی گزارش نشده‌است.

حضور بانوان در جنگ

بدون تردید در طول تاریخ اسلام و به ویژه تشیع؛ زنان از سهم به‌سزایى برخوردار بوده‌اند و عاشورا نیز برهه‌اى از همین تاریخ سراسر صبر و ایثار و مقاومت و خودآگاهى است. مهم‌ترین آثار حضور زنان در كربلا -چه از اولاد امام على(علیه السلام) و چه از بنى هاشم يا ديگران- «همدلى و همراهى با نهضت مردانه امام حسين(علیه السلام)» و «آموزش صبر و روحيه مقاومت و پایداری» بود.

اما آنچه مسلّم و قطعی بوده، این است که؛ در عاشورا و نیز دیگر جنگ‌های پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)، امام علی(علیه السلام) و … بنا نبود که بانوان حضور مستقیم در نبردها داشته باشند. و مانند مردان بجنگند، در برخی از مقاتل معاصر نقل‌شده که مادر عمرو بن جناده پس از شهادت پسرش، سر او را گرفت و مردى را به وسيله آن كشت، سپس شمشيرى گرفت و با رجزخوانى به ميدان رفت، كه امام حسين(علیه السلام) او را به خيمه‌ها برگرداند.[14]

پیوستن ام وهب و همسرش به امام حسین(علیه السلام)

ام وهب پیش از واقعه عاشورا، شبانه با شوهرش از کوفه به کربلا رفت و به یاران امام حسین(ع) پیوست.[15]

چگونگی پیوستن او و همسرش ـ عبدالله بن عمیر ـ به سپاه امام حسین (علیه‌السلام)

عبدالله بن عمیر در نزدیکی کوفه و در اطراف چاهی به نام “بئر الجعد” که متعلق به قبیله همدان بود، منزلی را تهیه کرده بود و به همراه همسرش ـ ‌ام وهب ـ در آن سکنی گزیده بود.[16] روزی عبدالله بن عمیر متوجه گروهی از کوفیان شد که به سوی اردوگاه نخلیه در حرکت هستند. پیش رفت و از آن‌ها پرسید که قصد چه کاری را دارید؟ به او گفتند: «که جهت جنگ با حسین (علیه‌السلام) فرزند فاطمه (سلام‌الله‌علیها) دختر رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) آماده می‌شویم». عبدالله با شنیدن این سخن، عزم خود را برای پیوستن به سپاه امام (علیه‌السلام) جزم کرد و تصمیم گرفت تا هرچه زودتر به یاری فرزند پیغمبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) بشتابد. پس گفت: «به خدا قسم برای جهاد با اهل شرک بسیار حریص هستم و من امیدوارم که ثواب جهاد با کسانی که جنگ با پسر دختر پیامبرشان را قصد کرده‌اند، از جهاد با مشرکان کمتر نباشد.» سپس نزد همسرش ـ ام‌وهب ـ رفت و او را از این ماجرا آگاه و تصمیمش را با او در میان گذاشت. همسرش گفت: «درست اندیشیده‌ای، خداوند تو را به بهترین راه‌ها و درست‌ترین اندیشه‌ها راه‌نمایی کند، همین کار را بکن و مرا نیز با خود ببر». او به همراه همسرش شبانه از شهر خارج شد و خود را به اردوگاه سپاه امام حسین (علیه‌السلام) رساند».[17]

واکنش ام وهب به مجروح شدن شدن همسرش

در روز عاشورا که عمر سعد با پرتاب تیری به سوی اردوگاه امام حسین(علیه السلام) جنگ را آغاز کرد؛ «یسار» غلام آزاد شده زیاد بن ابی‌سفیان و «سالم» غلام آزاد شده عبیدالله بن زیاد به میدان آمدند و هماورد طلبیدند. حبیب بن مظاهر و بریر بن خضیر از جا برخاستند؛ اما امام حسین(علیه السلام) به آن دو اجازه میدان نداد. عبدالله بن عمیر با اجازه امام به میدان رفت، از او پرسیدند: کیستی. او خود را معرفی کرد. گفتند: ما تو را نمی‌شناسیم. زهیر یا حبیب یا بریر به مبارزه ما بیایند. او به یسار که جلوتر ایستاده بود گفت: هیچ‌یک از اینان به جنگ تو نمی‌آید، مگر این‌که از تو بهتر است. سپس به او حمله کرد و او را از پا درآورد. در همین حال، «سالم» به سوی او حمله کرد. یاران امام حسین(علیه السلام) فریاد زدند تا عبدالله از حمله او آگاه شود، ولی عبدالله متوجه نشد، سالم به او ضربه‌ای زد. عبدالله با دست چپ جلو ضربه را گرفت و انگشتانش قطع شد. سپس عبدالله بر او حمله برد و با ضربه‌ای او را به قتل رساند.[18]

همسرش ام‌ وهب عمودی برداشت و به سوی او رفت. عبدالله می‌خواست او را به سوی خیمه برگرداند، ولی او لباس شوهرش را گرفته بود و می‌گفت: تو را رها نمی‌کنم تا همراه تو به شهادت برسم. در این هنگام امام حسین(علیه السلام) او را صدا زد و فرمود: «خدا از جانب اهل بیت به شما جزای خیر دهد. برگرد (خدا تو را رحمت کند) و نزد زنان بنشین که جنگیدن بر زنان واجب نیست.» پس او نزد زنان بازگشت.[19]

ام وهب و همراهی با همسر در میدان جنگ

أم وهب در جریان قیام حسینی و حماسه عاشورا، شوهرش را همراهی کرد و روز عاشورا وقتی شوهرش به میدان رفت، در این هنگام ‌ام‌وهب عمود خیمه‌ای را برداشت و به طرف همسر خود حرکت کرد و چون به نزد عبدالله رسید، او را مورد خطاب قرار داد و گفت: «پدر و مادرم به فدایت! در راه پاکان نسل محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) نبرد کن». عبدالله بن عمیر سعی کرد تا او را به خیمه برگرداند، اما ‌ام‌وهب نمی‌پذیرفت. ‌ام‌وهب لباس همسر خود را گرفته و می‌گفت: «انی لن ادعک دون ان الموت معک؛ تو را رها نمی‌کنم تا با تو کشته شوم». امام حسین (علیه‌السلام) به سوی ‌ام‌وهب رفت و او را خطاب قرار داد و فرمود: «از خاندان پیامبرتان جزای خیر نصیبتان گردد به خیمه برگرد؛ چراکه جهاد از زنان برداشته شده است». ‌ام وهب پذیرفت و به خیمه بازگشت.[20]

بعد از شهادت عبدالله، ام وهب از خیمه بیرون دوید و خودش را به بالین او رساند و در حالی که خاک و خون را از صورت همسرش پاک می‌کرد، گفت: «هنیئالک الجنه، اسئل الله الذی رزقک الجنه.»[21] (بهشت بر تو گوارا باد، از خدایی که بهشت را به تو ارزانی کرد می‌خواهم که مرا هم در آن‌جا همنشین تو کند).[22]

چگونگی شهادت تنها شهید زن در کربلا

درباره شهادت امّ وهب نقل‌های متفاوتی وجود دارد. نقل‌های موجود در منابع تاریخی و حدیثی کربلا چنین است:

  1. روز عاشورا وقتی شوهرش به میدان رفت، او نیز چوبی به دست گرفت و می‌خواست عازم میدان شود که امام(ع) اجازه نداد و فرمود بر زنان جهاد واجب نیست.[23]

وقتی عبد اللّه بن عمیر كلبى (همسر امّ وهب)، شهید شد؛ ام وهب نزد جنازه همسر آمد و خاک را از صورت او پاک کرد و گفت: «هنیئالک الجنه، اسئل الله الذی رزقک الجنه.»[24] (بهشت بر تو گوارا باد، از خدایی که بهشت را به تو ارزانی کرد می‌خواهم که مرا هم در آن‌جا همنشین تو کند.)در این هنگام، شمر بن ذی‌الجوشن به یکی از غلامانش به نام «رستم» دستور داد با گُرزی به ام وهب حمله کند. رستم گرز را به سر ام وهب کوبید و ام‌وهب در همان جا به شهادت رسید و جسدش کنار پیکر همسرش به خاک افتاد.[25]

  1. در برخی از منابع آنچه در بالا ذکر شد را درباره خود وهب فرزند عبد الله کلبی نقل کرده‌اند؛ یعنی وقتی وهب شهید شد، مادر او نزد جنازه پسر آمد و امّ وهب به وسیله ضربه عمود شهید شد.[26]
  2. وقتی همسر وهب آمد و خون را از صورت وهب پاک کرد، شمر به غلام خود دستور داد تا با عمودى كه در دست دارد بر آن زن ضربه بزند که او هم این کار را انجام داد و همسر وهب در اثر این ضربه بر سر او به شهادت رسید.[27] طبق این نقل مادر وهب شهید نشد.[28]

برخی گفته‌اند أم وهب نخستین زن یا تنها زن شهید در واقعه کربلا بود.[29]

بنابر این، شهادت ام وهب به جهت جنگیدن نبود. به علاوه؛ امام حسین(علیه السلام) در عاشورا مانع جنگیدن ام وهب همسر عبد اللّه بن عمیر کلبی بود (بنا بر نقل اول) شد که در ابتدا می‌خواست همراه شوهر خود به میدان برود که عبداللّه از همسرش خواست به جمع زنان برگردد، ولى او نمی‌رفت؛ لذا امام حسين(علیه السلام) به سراغ أمّ وهب رفت و آنان را دعا كرد و فرمود كه به سوى زنان برگردد و با آنان بنشيند؛ زيرا زنان موظّف به جنگ نيستند و أمّ وهب برگشت.[30]

آن‌چه به نظر درست‌تر می‌رسد این‌است که در پی کشته شدن سالم و یسار، سپاه عمر بن سعد حمله‌ای ناگهانی را به جناح چپ لشکر امام (علیه‌السلام) آغاز کردند. در این هنگام عبدالله بر اسب خویش نشست و با نیزه خود به سپاه دشمن حمله‌ور شد[31] عبدالله بن عمیر شجاعانه با دشمن جنگید تا این‌که، هانی بن ثبیت حضرمی و بکیر بن حی تمیمی بر او حمله بردند و او را به شهادت رساندند.[32] پس از شهادت عبدالله، ‌ام‌وهب بر بالین او حاضر شد و در کنار جسم بی‌جانش نشست. او خاک از رخسار عبدالله پاک کرد و گفت: «بهشت بر تو گوارا باد! از خداوندی که بهشت را روزی تو گردانید می‌خواهم که مرا نیز هم‌نشین تو قرار دهد».

در این هنگام شمر بن ذی‌الجوشن به غلام خود ـ رستم ـ دستور داد تا با عمود بر فرق آن زن بکوبد؛ رستم نیز چنین کرد و عمود خود را بر سر آن زن فرود آورد. در اثر این ضربه ‌ام‌وهب به آرزوی خود رسید و در کنار همسر شهیدش جان داد.[33] بدین ترتیب او اولین بانوی شهیدی لقب گرفت که در روز عاشورا در کنار دیگر یاران امام (علیه‌السلام) به شرف شهادت نائل آمد.[34]

 

[1]. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، ج۵، ص۴۲۹؛ ابن کثیر، ابوالفداء اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، ج۸، ص۱۸۱؛ ویکی فقه.

[2] . پرسمان.

[3]. تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۲۹؛ ویکی شیعه.

[4]. خوارزمی، موفق بن احمد، مقتل الحسین (علیه‌السلام)، تحقیق و تعلیق: سماوی، محمد، ص۱۲-۱۳؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص۲۵۰؛ حلی، ابن نما، مثیر الاحزان، ص۶۲.

[5]. تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، ج۵، ص۴۲۹؛ البدایه و النهایه، ج۸، ص۱۸۱؛ ویکی فقه.

[6]. تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۲۹؛ ویکی شیعه.

[7] . پرسمان.

[8]. تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، ج۵، ص۴۲۹؛ البدایه و النهایه، ج۸، ص۱۸۱؛ ویکی فقه.

[9]. مقتل الحسین (علیه‌السلام)، تحقیق و تعلیق: سماوی، محمد؛ نمازی شاهرودی، علی، مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۸، ص۱۱۵.

[10]. تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۲۹.

[11]. همان.

[12]. همان، ص۴۲۹ و ۴۳۰؛ ویکی شیعه

[13]. مقرّم، عبد الرزاق‏، مقتل الحسین (علیه‌السلام)، تحقیق و تعلیق: سماوی، محمد، ص۱۲-۱۳؛ مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص۲۵۰؛ مثیر الاحزان، ص۶۲.

[14]. مقرّم، عبد الرزاق‏، مقتل الحسين عليه السلام، ص 264.

[15]. تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۲۹؛ ویکی شیعه.

[16]. تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم، ج۵، ص۴۲۹؛ البدایه و النهایه، ج۸، ص۱۸۱.

[17]. همان؛ ویکی شیعه.

[18]. تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۲۹-۴۳۰؛ قمی، عباس، نفس المهموم، ص۲۳۲-۲۳۳.

[19]. همان؛ همان.

[20]. تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم، ج۵، ص۴۳۰؛ ابن اثیر، علی بن ابی‌الکرم، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۶۶، دار صادر دار، بیروت، ۱۹۶۵.

[21]. مقتل الحسين عليه السلام.

[22]. پرسمان.

[23]. الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۶۶؛ تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۳۰.

[24]. مقتل الحسين عليه السلام.

[25]. نویری، نهاية الأرب في فنون الأدب‏، ج 20، ص 450؛ تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق: محمد أبوالفضل ابراهیم، ج۵، ص۴۳۸؛ سماوی، محمد، ابصارالعین، ص۱۸۱؛ ویکی شیعه؛ پرسمان.

[26]. مقتل الحسين عليه السلام‏، ج 2، ص 15 – 16.

[27]. کرکی حائری، سید محمد، تسلية المجالس و زينة المجالس‏، ج 2، ص 286؛ مجلسى، محمد باقر، بحار الأنوار، ج 45، ص 17.

[28]. سيد ابن طاوس‏، اللهوف على قتلى الطفوف،‏ ص 105 – 106.

[29]. سماوي، محمد، إبصار العين في أنصار الحسين عليه السلام، ج۱، ص۲۲۷؛ ویکی شیعه.

[30]. تاريخ الأمم و الملوك‏، ج 5، ص 430.

[31]. تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، ج۵، ص۴۲۹-۴۳۰؛ مفید، محمد بن محمد، الارشاد، ج۲، ص۱۰۲؛ الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۶۵-۶۶.

[32]. تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، ج۵، ص۴۳۶؛ الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۶۸.

[33].  بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق: محمودی، محمدباقر، ج۳، ص۱۹۴؛ تاریخ الامم و الملوک، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم، ج۵، ص۴۳۸؛ الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۶۹.

[34]. سماوی، محمد، ابصار العین فی انصار الحسین (علیه‌السلام)، تحقیق: طبسی، محمد جعفر، ص۲۲۷؛ موسوی مقرم، عبدالرزاق، مقتل الحسین (علیه‌السلام)، ص۲۴۲؛ ویکی فقه.