دایره المعارف اسلام پدیا » نسخ تلاوت در قرآن
منوی اصلی

نسخ تلاوت در قرآن

تاریخ: ۱۱ مرداد ۱۳۹۹ در باب: قرآن, نسخ

بیشتردانشمندان اهل سنت بر این باور هستند که بخشى از آیات، در قرآن ضبط نشده و از قرائت ساقط شده است و این‌گونه آیات را نسخ شده مى‏نامند؛ بنابراین، تلاوت قسمتى از آیات قرآن نسخ شده‌است. اینان برای سخن خود، روایاتی را که دلالت مى‏کند: «در عصر پیامبر قرآن دیگرى بوده»، شاهد و گواه مى‏گیرند؛ بر این اساس در این‌جا لازم است قسمتى از این روایات مورد بحث و بررسى قرار گیرد تا صحت و سقم آن‏ها روشن شود؛ زیرا پذیرفتن این روایات که دلالت بر نسخ تلاوت مى‏کند، مستلزم پذیرفتن مسئله تحریف است.

اما روایات نسخ تلاوت:

  1. ابن عباس نقل نموده‌است که عمر در بالاى منبر گفت: خداوند، محمد (صلی الله علیه و آله) را به‌حق فرستاد و بر وى کتابى نازل نمود. از جمله آیاتى که خداوند نازل نموده، آیه رجم است که ما آن را خواندیم و فهمیدیم و بر طبق همان آیه بود که رسول خدا زناکننده را سنگسار نمود و بعد از وى ما نیز همین روش را پیش کشیدیم، ولى مى‏ترسم که دورانى بر این امت بگذرد که گوینده‏اى بگوید: به‌خدا سوگند! آیه رجم را در قرآن پیدا نمى‏کنم و به‌وسیله ترک نمودن حکمى که خدا فرستاده است، به‌ضلالت بیفتند.

آن‌گاه عمر گفت: آرى، حکم رجم در کتاب خدا براى هر مرد و زنى که با داشتن همسر زنا کند، ثابت است و از آیاتى که ما در قرآن مى‏خواندیم، این آیه بود: «لا ترغبوا عن آبائکم فانّه کفر بکم ان ترغبوا عن آبائکم»،[۱] یا بدین صورت بود که: «انّ کفرا بکم أن ترغبوا عن آبائکم».[۲]

سیوطى مى‏گوید: ابن اشته در کتاب المصاحف از لیث بن سعد چنین آورده‌است: اول کسى که قرآن را جمع‏آورى نمود، ابو بکر بود و زید براى وى نوشت، عمر نیز آیه رجم را آورد تا در قرآن ضبط شود، ولى چون تنها بود، شاهد و گواهى بر آیه بودن آن نداشت؛ لذا زید نپذیرفت و ضبطش نکرد.[۳]

آیت‌الله خوئی می‌گوید: آیه رجمى که از عمر وارد گردید و از وى پذیرفته نشد، به‌چند صورت نقل شده است:

صورت اول: «اذا زنى الشّیخ و الشّیخه فارجموهما البتّه نکالا من اللّه و اللّه عزیز حکیم».[۴] صورت دوم: «الشیخ و الشّیخه فارجموهما البتّه بما قضیا من اللّذّه». صورت سوم: «انّ الشّیخ و الشّیخه اذا زنیا فارجموهما البتّه». به‌هر صورت در قرآنى که فعلا در دسترس مسلمانان است، آیه‏اى که حکم رجم از آن استفاده شود، وجود ندارد و اگر این روایت صحیح باشد، لابد آیه رجم از قرآن ساقط شده است.

  1. طبرانى با سند موثق و مورد اعتماد از عمربن‌خطاب نقل نموده که قرآن داراى یک میلیون حرف است،[۵] در حالى که قرآن موجود، به یک سوم آن هم نمى‏رسد. پس بنابراین روایت، بیش از دو ثلث قرآن از بین رفته است.
  2. همچنین ابن عباس از عمر نقل مى‏کند: خداوند، محمد (صلی الله علیه و آله) را مبعوث کرد و با وى کتابى فرستاد که آیه رجم جزء آیات آن بود و طبق مضمون همان آیه، رسول خدا زنا کننده را سنگسار نمود و ما نیز بعد از وى به‌همین روش عمل کردیم. سپس عمر گفت: ما در قرآن این آیه را مى‏خواندیم «و لا ترغبوا عن آبائکم فانّه کفر بکم».[۶]
  3. نافع نقل مى‏کند که ابن عمر مى‏گفت: حتما از شماها کسانى خواهند گفت که من همه قرآن را فرا گرفته‏ام، ولى او چه مى‏داند که همه قرآن کدام است؛ زیرا قسمت زیادى از قرآن از بین رفته‌است، این است که باید بگوید: من از قرآن آن‏چه را که در ظاهر وجود دارد، فرا گرفته‏ام.[۷]
  4. عروه بن زبیر از عایشه نقل مى‏کند که او مى‏گفت: در دوران رسول خدا (صلی الله علیه و آله) سوره احزاب، دویست آیه خوانده مى‏شد، ولى چون عثمان قرآن‏ها را نوشت، از آن سوره به‌جز آن‌چه فعلا موجود است، به‌دست ما نیامد.[۸]
  5. حمیده دختر ابو یونس نقل مى‏کند: پدرم هشتاد سال داشت، این آیه را از مصحف عایشه براى من چنین خواند: «انّ اللّه و ملائکته یصلّون على النّبىّ یا ایّها الّذین آمنوا صلّوا علیه و سلّموا تسلیما و على الّذین یصلون الصّفوف الاوّل». حمیده مى‏گوید: این جریان در وقتى بود که هنوز عثمان قرآن‏ها را تغییر نداده بود.[۹]
  6. ابو حرب بن اسود از پدرش نقل مى‏کند که ابو موسى اشعرى از قراء بصره دعوت نمود. سیصد نفر که همه از قاریان قرآن بودند، در نزد وى حاضر گشتند. ابو موسى خطاب به آنان چنین گفت: شما مردان نیک و قاریان اهل بصره هستید، قرآن بخوانید و آرزوها را طولانى نکنید تا قلب شما را قساوت فرا نگیرد؛ چنان که امت‏هاى گذشته در اثر آرزوهاى دور و دراز که در دل‏هایشان جا داده بودند، به بیمارى قساوت قلب مبتلا شدند. آن‏گاه گفت: ما در قرآن سوره‏اى مى‏خواندیم که از نظر طولانى بودن و شدت لحن آیاتش، آن‌را مانند سوره برائت مى‏دانستیم و من آن سوره را فراموش کرده‏ام، به‌جز این آیه که خداوند مى‏فرماید: «لو کان لابن آدم وادیان من مال لابتغى وادیا ثالثا و لا یملأ جوف ابن آدم الّا التّراب».[۱۰] همچنین سوره‏اى را در قرآن مى‏خواندیم که شبیه یکى از «مسبحات» بود و آن را نیز فراموش کرده‏ام و تنها این آیه را به‌یاد دارم: «یا ایّها الّذین آمنوا لم تقولون ما لا تفعلون فتکتب شهاده فى اعناقکم فتسألون عنها یوم القیامه».[۱۱]
  7. زر مى‏گوید که ابى بن کعب به من گفت: زر! سوره احزاب را چند آیه مى‏دانى؟ گفتم: هفتاد و سه آیه، گفت: نه، بلکه این سوره مانند بقره یا بیش‏تر از آن بود.[۱۲]
  8. ابو ربیع از ابن وهب و او از یونس از ابن شهاب نقل مى‏کنند که وى گفت: به‌ما رسیده است که قرآن بیش‏تر از آن چه در دست ما است، نازل شده بود، ولى علما و قاریان که حافظ قرآن بودند، در جنگ یمامه کشته شدند و در نتیجه قسمت زیادى از قرآن که نوشته نشده بود، به‌دست ما نرسید.[۱۳]
  9. عمر از عایشه نقل مى‏کند که وى مى‏گفت: این آیه نیز جزء آیات دیگر قرآن بود: «عشر رضعات معلومات یحرمن».[۱۴] سپس این آیه با آیه «خمس معلومات» نسخ شد و هر دو آیه حتى بعد از در گذشت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نیز تا مدتى در کنار سایر آیات قرآن خوانده مى‏شد.[۱۵]
  10. مسور بن مخرمه نقل مى‏کند که عمر بن عبد الرحمان بن عوف گفت: آیا تو نیز آیه «ان جاهدوا کما جاهدتم اوّل مرّه»[۱۶] را در قرآن پیدا نمى‏کنى همان‌طور که ما پیدا نمى‏کنیم؟! عبد الرحمان در پاسخ عمر گفت: این آیه نیز مانند آیات دیگرى از بین رفته است.[۱۷]
  11. ابو سفیان کلاعى مى‏گوید: مسلمه بن مخلد انصارى روزى به آنان گفت: از آن دو آیه‏اى که جزء قرآن بوده، ولى در قرآن ضبط نشده است، به‌من خبر دهید! هیچ‌یک از آنان، حتى ابو الکنود سهد بن مالک نیز که در میان آن‏ها بود، نتوانست آن دو آیه را بخواند. ابن مسلمه این دو آیه را خواند: «انّ الّذین آمنوا و هاجروا و جاهدوا فى سبیل اللّه باموالهم و انفسهم ألا ابشروا انتم المفلحون» «و الّذین آووهم و نصروهم و جادلوا عنهم القوم الّذین غضب اللّه علیهم اولئک لا تعلم نفس ما أخفى لهم من قرّه أعین جزاء بما کانوا یعملون».[۱۸]

همچنین با اسنادى چند آمده است که دو سوره به نام سوره «خلع» و سوره «حفد» در مصحف ابن عباس و ابى بن کعب وجود داشته که برخی از آیات آن دو سوره عبارتند از: «اللّهمّ انّا نستعینک و نستغفرک و نثنّى علیک و لا نکفرک و نخلع و نترک من یعجزک». «اللّهمّ ایّاک نعبد و لک نصلّى و نسجد و الیک نسعى و نحفد نرجو رحمتک و نخشى عذابک انّ عذابک بالکافرین ملحق».[۱۹]

این‌ها برخى از روایاتى بود که با آن‏ها به‌نسخ تلاوت پاره‏اى از آیات، قرآن استدلال شده بود.

در این مورد روایات دیگرى نیز وجود دارد که ذکر همه آن‏ها موجب اطاله کلام می‌شود.

پاسخ: نسخ تلاوت قسمتى از آیات قرآن و اسقاط آن از قرائت، عینا همان تحریف و تنقیص قرآن مى‏باشد. همان‌طور که تحریف قرآن مورد قبول نیست، نسخ تلاوت نیز خالى از اشکال نخواهد بود؛ زیرا این نسخ یا به‌وسیله خود پیامبر (صلی الله علیه و آله) بوده، یا به‌وسیله افرادى که بعد از وى زعامت و ریاست مسلمانان را به‌دست گرفتند. در اینجا دو نظریه وجود دارد:

  1. وقوع نسخ از خود پیامبر (صلی الله علیه و آله): این نظریه محتاج به دلیل و گواه قطعى است و با این روایات متزلزل نمى‏توان آن را اثبات نمود؛ زیرا به‌عقیده تمام دانشمندان، قرآن با خبر واحد یا هر خبری قابل نسخ نیست و عده‏اى از آنان در کتب اصول و کتب دیگر بر این مطلب تصریح نموده‏اند،[۲۰]

با این حال و با در نظر گرفتن نظریات دانشمندان، چگونه مى‏توان با چنین روایاتى که مجموع آن‏ها خبر واحد مى‏باشد، وقوع نسخ را به‌خود پیامبر (صلی الله علیه و آله) نسبت داد؟ علاوه بر این، نسبت نسخ به‌خود پیامبر، با مضمون روایات دیگر مخالف است که مى‏گویند، اسقاط پاره‏اى از آیات، بعد از پیامبر واقع شده است.

  1. نسخ تلاوت، بعد از پیامبر (صلی الله علیه و آله)، به‌وسیله حاکمان و حکومت‏هاى وقت: این همان عقیده به تحریف قرآن است که هر کس به‌این معنا معتقد باشد، در واقع به تحریف قرآن معتقد است؛ بنابراین بیشتر دانشمندان اهل سنت که به نسخ تلاوت معتقدند، بدون توجه، مسئله تحریف را نیز پذیرفته‏اند. اعم از این‌که حکم آن آیه‏ها نیز نسخ شود یا نشود. چنان که عده‏اى از علما و اصولیین اهل سنت در این حکم؛ که آیا شخص جنب مى‏تواند آیاتى را که تلاوت آن‏ها نسخ شده است، بخواند یا نه و آیا شخص بدون وضو مى‏تواند به‌آن آیات دست بزند یا نه؟ تردید کرده‏اند. عده‏اى نیز از آن‏ها در این باره که قرائت و لمس نمودن آیات نسخ شده، براى این افراد جایز نیست، حکم قطعى داده‏اند.

جاى تعجب این است که عده‌ای از علماى اهل سنت، چنین نسبتی را مردود و علماى خودشان را از این عقیده تبرئه کرده‏اند. حتى آلوسى مرحوم طبرسى را که قول به تحریف را تنها به حشویه نسبت داده، تکذیب مى‏کند و مى‏گوید: هیچ‌یک از علماى اهل سنت، عقیده به تحریف نداشته است.

اعجاب‌انگیزتر این که، او عقیده به تحریف را به علما و دانشمندان شیعه نسبت مى‏دهد و مى‏گوید: از ظاهر گفتار علماى شیعه، عقیده به تحریف استفاده مى‏شود، تا آن‌جا که طبرسى مجبور شده به مقام دفاع از آنان برآید و عقیده فاسدشان را پرده پوشى کند.[۲۱]

در صورتى که علما و محققان شیعه تحریف قرآن را شدیدا انکار نموده و عدم تحریف در میان آنان از مسائلى است که مورد اتفاق و اتحاد علماى شیعه مى‏باشد.[۲۲]

[۱]. از پدران‏تان اعراض نکنید؛ زیرا اعراض نمودن از پدران با کفر یکسان است.

[۲]. سیوطی، جلال الدین، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج‏۱، ص ۱۰٫

[۳]. سیوطی، جلال الدین، الاتقان فی علوم القرآن، ج ‏۱، ص ۲۱۰٫

[۴]. اگر پیرمرد و یا پیرزنى زنا کند، حتما سنگسارش کنید که عقوبتى است از سوى پروردگار و خداوند عزیز و حکیم.

[۵]. الإتقان فی علوم القرآن، ج‏۱، ص ۲۴۳٫

[۶]. باقلانى،‏ ابو بکر محمد بن الطیب،‏ الإنتصار للقرآن، ج‏۱، ص ۴۰۷؛  الإتقان فی علوم القرآن، ج‏۱، ص ۶۶۴٫

[۷]. الإتقان فی علوم القرآن، ج‏۱، ص ۶۶۲٫

[۸]. همان.

[۹]. همان،  ۶۶۲ و ۶۶۳٫

[۱۰] . اگر پسر آدم دو دشت پهناور پر از ثروت داشته باشد، آرزوى دشت سومى را خواهد نمود و شکم پسر آدم را به جز خاک، چیزى پر نخواهد کرد، همان، ۶۶۳٫

[۱۱]. ای کسانى که ایمان آورده‏اید، چرا آن‌چه را که عمل نمى‏کنید، مى‏گویید که گفتار بى‏عمل، شهادتى علیه شما نوشته مى‏شود و روز قیامت مورد سؤال و مؤاخذه قرار خواهید گرفت. الإتقان فی علوم القرآن، ج ‏۱، ص ۶۶۴٫

[۱۲]. الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج ‏۵، ص ۱۸٫

[۱۳]. سجستانى‏، ابو بکر بن ابى داود، کتاب المصاحف، ص ۱۰۰٫

[۱۴] . ده بار شیر خوردن که معلوم و حتمى باشد نشر حرمت مى‏کند (موجب حرمت می‌شود).

[۱۵]. الإتقان فی علوم القرآن، ج‏۱، ص ۶۵۱٫

[۱۶]. اگر جنگیدید! همان طور که دفعه اول جنگیدید.

[۱۷]. الإتقان فی علوم القرآن، ج‏۱، ص ۶۶۴٫

[۱۸]. کسانى که ایمان آوردند و هجرت کردند، در راه خدا با جان‏ها و ثروت‏هاى خویش جهاد نمودند، مژده باد بر شما که رستگارانید. و کسانى که به آنان جا دادند و کمک‏شان نمودند و در برابر افراد مورد غضب خداوند از آنان دفاع نمودند، آن‏ها کسانى هستند که هیچ کس نمى‏داند چه نعمت‏هایى که سبب روشنایى چشم است براى آنان آماده گردیده است این نعمت‏ها، جزا و پاداش اعمالى است که آن‏ها انجام داده‏اند، خویی، سید ابوالقاسم، البیان فی تفسیر القرآن، ص ۲۰۵٫

[۱۹]. پروردگارا! ما از تو استعانت مى‏جوییم و بر تو استغفار مى‏کنیم و به تو ثنا مى‏گوییم و بر تو کفر نمى‏ورزیم و کسانى را که تو را معصیت کنند، ترک نموده، از خود دور مى‏کنیم. پروردگارا! به تو عبادت مى‏کنیم و براى تو نماز مى‏خوانیم و سجده مى‏کنیم و براى تو کوشش نموده و به تو پناه مى‏آوریم، به رحمت تو امیدواریم و از عذاب تو ترسان زیرا عذاب تو به کفار شامل است، الإتقان فی علوم القرآن، ج‏۱، ص ۶۶۴٫

[۲۰]. محمد سالم ابو عاصى، علوم القرآن عند الشاطبی، ص ۱۲۵٫

[۲۱] . آلوسى، سید محمود، روح المعانى، تحقیق: على عبدالبارى عطیه، ج ۱، ص ۲۴٫

[۲۲]. برگرفته از (با دخل و تصرف): خوئى، سید ابو القاسم، البیان فی تفسیر القرآن (بیان در علوم و مسائل کلى قرآن)، مترجم: هاشم زاده هریسى، هاشم/ نجمى، محمد صادق، ص ۲۵۶ – ۲۶۱٫‏




کلیدواژه ها:



ثبت نظر


+ 7 = 9