دایره المعارف اسلام پدیا » ادریس بن عبدالله بنیانگذار فرقه ادریسیه
منوی اصلی

ادریس بن عبدالله بنیانگذار فرقه ادریسیه

تاریخ: ۰۸ مرداد ۱۳۹۹ در باب: بزرگان, سیره

چکیده مقاله ادریس بن عبداللّه

ادریس بن عبداللّه از فضلاء و صلحای بنی‌هاشم بود که به کرم و شجاعت شهرت داشت. وی به همراه حسین بن علی، شهید فخ در ذی القعده سال ۱۶۹ یا ۱۷۰ هجری قمری بر خلیفه عباسی (هادی) خروج نمود. این واقعه در سرزمین فخ (جایی در نزدیکی مکه مکرمه که گفته می‌شود نام چاهی در نزدیکی آن است) اتفاق افتاد. لشگریان شهید فخ شجاعانه در مقابل سربازان عباسی ایستادگی کردند تا این که بیشترشان در ذی الحجه همان سال در آن سرزمین به شهادت رسیدند، اما تعداد کمی و از جمله ادریس بن عبداللّه با این‌که مجروح شده بودند،  جان سالم به در بردند.

او به سفارش برادرش محمد بن عبدالله (نفس زکیه) به سوی مغرب  حرکت نمود و توانست حکومت ادریسیه را در آن‌جا بنا نهد. حکومت ادریس بن عبدالله، از سال ۱۷۲ تا ۱۷۷ هجری قمری، مدت پنج سال به طول انجامید.

سرانجام ادریس بن عبدالله در سال ۱۷۷ هجری به دست سلیمان بن جریر رقى؛ نماینده رژیم عباسى (جاسوس ‍خلیفه وقت) و به وسیله شیشه عطرى زهرآگین مسموم شد و در گذشت.

زندگینامه ادریس بن عبداللّه

ادریس بن عبدالله بن حسن مثنى؛ بنیان‌گذار حکومت و دولت ادریسیه در مغرب (شمال آفریقا) بود. وى در آغاز با حسین بن على بن حسن در عصر خلافت هادى عباسى خروج کرد و چون حسین در واقعه فخ کشته شد، به فرمان برادرش محمد بن عبدالله (نفس زکیه)، به مغرب شتافت.

 مردم مغرب، چون او را شناخته و به نسبش پى بردند، وى را گرامى داشتند و استاندار عباسیان را از کار برکنار نموده و مقدمه حکومت او را پى‌ریختند، و در روز جمعه، چهارم رمضان سال ۱۷۲ هجرى او را به خلافت برگزیدند.

وى مردى شجاع و دلیر بود و لذا شهرهاى مغرب، از جمله «فاس» و «تلمسان» را به تصرف در‌آورد. ادریس در تلمسان مسجدى بنا کرد که بر منبر آن مسجد نام وى نوشته شده بود، و آن مسجد تا زمان ابن خلدون باقى بود.

سرانجام وى به دست سلیمان بن جریر رقى؛ نماینده رژیم عباسى (جاسوس ‍خلیفه وقت هارون الرشید) و به وسیله شیشه عطرى زهرآگین مسموم شد و در سال ۱۷۷ هجری در گذشت.

ادریس غلامى داشت به نام راشد که سرپرستى همسرش را که باردار بود بر عهده گرفت و چون پسرى به دنیا آورد، نام پدرش را بر وى گذاشتند.  دولت ادریسیه در سال ۲۴۶ هجرى به اوج اقتدار خود رسید.  سلسله ادریسیان پس از حدود ۲۰۳ سال حکومت، در سال ۳۷۵ هجرى منقرض شد.[۱]

نسب و خاندان ادریس بن عبداللّه

ادریس بن عبداللّه[۲] از نظر نسب و خاندان دارای شرافت بزرگی است. او از خاندان قریش، بنی هاشم و در نهایت از خاندان رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) است. وی از جانب پدر از نوادگان امام حسن مجتبی (علیه السلام) است.[۳]

 

پدر و مادر ادریس بن عبداللّه

پدر ادریس، «عبدالله» فرزند حسن (مثنی)، فرزند امام حسن بن علی بن ابی طالب (علیهم السلام) است. ادریس از نظر پدر دارای امتیاز در شرافت نَسَبی است، زیرا پدر وی از نوادگان امام حسن مجتبی (علیه السلام) و از پارسایان زمان خود بود.[۴] در نتیجه ادریس، نبیره (فرزند نوه) امام حسن مجتبی (علیه السلام) است. پدر وی عبدالله محض، نسلش از شش پسرش تداوم یافت که یکی از آنان، ادریس بن عبدالله است.[۵] مادر او، «عاتکه»؛ دختر عبدالملک بن الحرث شاعر می‌باشد.[۶]

ولادت ادریس بن عبداللّه

سال دقیق تولد ادریس  در منابع دست اول یافت نشد، البته با توجه به این که ابن اثیر، قیام شهید فخ را که وی در آن حضور داشت، در ذی القعده سال ۱۶۹ قمری دانسته که علیه خلیفه عباسی (هادی) صورت گرفت ،[۷] و با توجه به این که برخی گزارش کردند که وی هنگام قیام شهید فخ، کوچک بوده،[۸] پس اگر سن ادریس را در زمان قیام شهید فخ، بین ۱۰ تا ۱۵ سال بدانیم، بر این اساس او باید متولد بین سال های  ۱۰۹ تا ۱۱۴ هجری باشد.

 

اسامی و القاب مشهور ادریس بن عبداللّه

نام کامل او ادریس بن عبداللّه بن حسن (مثنی) بن حسن بن علی بن أبی طالب است.  او به «ادریس اکبر» شهرت دارد.[۹]

 

خانواده ادریس بن عبداللّه

خانواده یکی از مهم‌ترین کانون‌هایی است که در تربیت افراد نقش اساسی دارد. از همسر یا همسران ادریس اطلاع دقیقی در دست نیست. او کنیزی به نام «کنزه» داشت که خداوند به وسیله او یک پسر، هم‌نام خودش (ادریس)، به وی بخشید که بعد از وی جانشینش شد.[۱۰]

فرزندان ادریس بن عبداللّه

در مورد تعداد و اسامی فرزندان ادریس بن عبداللّه اطلاع دقیقی در دست نیست، اما قدر مسلم این است که فرزندانی از وی باقی مانده‌اند و یکی از آنها فرزندی است که بعد از رحلتش از همسرش متولد شد و او را به نام پدرش (ادریس) نام‌گذاری نمودند.[۱۱]

صاحب تذکره الخواص می‌نویسد: «… و چون حسین (شهید فخ) کشته شد، ادریس به اندلس فرار کرد و در آن‌جا اقامت گزید و صاحب فرزندانى شد و فرزندان وى بر آن دیار سیطره یافتند و در مدینه، دخترى به نام فاطمه از او به جا ماند».[۱۲]

تجارب ادریس بن عبداللّه

زندگی ما انسان‌ها آن‌قدر طولانی نیست تا با آزمون و خطا بتوان آن را سپری کرد؛ لذا انسان‌های موفق با استفاده از تجربیات و نصایح دیگران، تلاش می‌کنند تا در زندگیشان با کمترین اشتباه روبه‌رو شوند. یکی از نکاتی که ادریس بن عبداللّه می‌توانست از آن بهره ببرد، گذشته پر از تجربیاتی بود که بستگان وی خصوصا برادرش نفس زکیه و شهید فخ در راه قیام داشتند. وی از خاندانی است که ظلم‌ستیزی و مبارزه با وجودشان عجین شده است؛ بر این اساس او در این مسیر تجربیات زیادی اندوخته و آن را در قیامش به کار بسته است.

فرازهای زندگی ادریس بن عبداللّه

مهم‌ترین فراز زندگی ادریس بن عبداللّه بعد از شرکت در قیام برادرش نفس زکیه، هجرت او به مغرب است. ادریس بن عبداللّه پس از هجرت، قیام نمود و توانست برخی از شهرهای آفریقا را تسخیر کند، وی توانست حکومتی را بنیان گذارد که تا چندین قرن ادامه پیدا نمود.

حضور ادریس بن عبدالله در آغاز قیام حسین بن علی شهید فخ

ادریس بن عبدالله از جمله کسانی است که افتخار حضور در قیام شهید فخ را داشته است. ابو الفرج اصفهانی می‌گوید: یحیى بن عبداللَّه، سلیمان، ادریس و برادرانش فرزندان عبداللَّه بن حسن، ابراهیم بن اسماعیل «طباطبا» عمر بن حسن حسنى، عبداللَّه بن اسحاق حسنى، عبداللَّه بن جعفر حسینى و گروهى دیگر از سادات علوى و دوستانشان که جمعا بیست و شش نفر شده بودند، به علاوه ده نفر از حجاج که به خاطر مناسک حج در مدینه به‌سر می‌بردند و گروهى از مردم در خدمت حسین بن على (شهید فخ) اجتماع کردند.[۱۳]

 

رفتن ادریس بن عبدالله به مغرب

در زمان خلافت هادی عباسی، هنگامی‌که ادریس بن عبدالله در حادثه فخ از میدان جنگ عباسیان با طالبیان رهایی یافت، به مصر رفت و مورد حمایت واضح که از شیعیان سرشناس منطقه و رئیس منطقه برید مصر[۱۴] بود، قرار گرفت.[۱۵] واضح، ادریس را به مغرب فرستاد. ادریس با غلام خودش راشد، در سال ۱۷۲هـ ق وارد مغرب[۱۶] اقصی شده و در شهر «ولیلی» فرود آمد. اسحاق بن محمد بن عبدالحمید امیر قبیله اوربه، ورودش را گرامی داشت و بربران و گروه بزرگی از مغیله را به دعوت او خواند.[۱۷] اینها با همراهی اوربه و صدینه عهده‌دار قیامی به دعوت ادریس شدند و قبایل بربر را به فرمانبرداری و دخول در قیام او فرا خواندند.[۱۸] بربرها نیز به او گرویدند و به نشر دعوتش برخاستند. قبایل زواغه و لواته و مدراته و غیاثه و نفزاوه و مکناسه و غماره و همه بربرهای مغرب با او بیعت کردند و به فرمان او در آمدند.

خلاصه این‌که از اسکندریه تا برقه، دویست فرسنگ است و برقه نخستین شهر از شهرهای مغرب است و خاکی سرخ دارد. در صحرایی نهاده شده، نهفته در میان کوه‌ها و از آنجا تا آفریقیه (که عبارت است از قیروان علوی مهدی) صد و پنجاه فرسنگ است. از مهدیه تا سوس مسافت چندین روز راه است. همه این‌ها بعداً در تصرف مردی علوی قرار گرفت که از فرزندان ادریس بن عبدالله بن حسن بن حسن بن علی بن ابی طالب (علیهما‌السلام) است.[۱۹]

 

وفات  ادریس بن عبدالله

ادریس بن عبداللّه مؤسس دولت ادارسه، در مغرب با توطئه‏اى که به امر هارون الرّشید چیده شد، توسط سلیمان بن جریر یا شماخ، با زهر مسموم شده و در نهایت کشته شد.[۲۰]

توضیح این‌که؛ کار ادریس شوکت و عظمت یافت و بر سرزمین پهناوری که از مغرب قیروان تا سواحل اقیانوس گسترش و امتداد داشت حکومت می‌کرد. وقتی هارون الرشید به خلافت رسید و از اخبار ادریس آگاه شد، از گسترش حکومت و نفوذ ادریس بن عبدالله هراسان شد و تصمیم گرفت وی  را از میان بردارد.[۲۱] هارون الرشید کوشید تا سپاهی برای سرکوبی ادریس به مغرب فرستد، اما به صلاح‌دید یحیی برمکی، به جای جنگ رویاروی، دست به نیرنگ زد و سلیمان‎بن‎حُزَیر معروف به شَمّاخ یمانی[۲۲] را به کمک ابراهیم‎ بن ‎اغلب، عامل خود در آفریقا به نزد ادریس فرستاد. شماخ خود را پزشکی شیعی وانمود کرده بود و ادریس به او اطمینان داشت. روزی ادریس از درد دندان شکایت کرد و شماخ داروئی زهرآگین به او داده و گفت: بامدادان با آن مسواک کند، و خود نیمه شب فرار کرد. چون ادریس مسواک کرد، بر اثر زهر مرد.  گفته شده: راشد (غلام ادریس) در وادی ملویه شماخ  را یافت و در درگیری با او دست وی  را قطع کرد، اما شماخ جان سالم به در برد و هارون الرشید نیز به عنوان پاداش، او  را رئیس برید مصر کرد.[۲۳] در سال ۱۷۵ هـ ق، ادریس را در «ولیلی» به خاک سپردند.[۲۴]

ویژگی‌های شخصیتی ادریس بن عبدالله

ادریس بن عبدالله از اصحاب امام صادق (علیه السلام)،[۲۵] فردی فاضل، زاهد، پرهیزگار، عالم، صالح و در مسیر اهل بیت اطهار (علیهم السلام) بود.[۲۶] او شخصی شجاع و دلیر بود؛ به همین جهت توانست شهرهاى مغرب؛ از جمله فاس و تلمسان را به تصرف در آورد[۲۷] و موفق شد اولین دولت از خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را بعد از دولت معصوم، در آن سرزمین برپا کند.[۲۸] ادریس در تلمسان بعد از بیعت اهالی، دستور ساختن مساجد را داد و به تعلیم قرآن همت گمارد.[۲۹]

إدریس بن عبداللَّه یکی از خون‌خواهان زید بن علی

زید بن علی بن حسین (علیهم السلام)، قیامی نمود که ظالمان بنی امیه را هدف قرار داده و توانست ارکان حکومت بنی امیه را متزلزل سازد. پس از به شهادت رسیدن زید، بزرگانی به عنوان خون‌خواهی از او برخاستند که از جمله آنان ادریس بن عبدالله بود.

شهرستانی در ملل و نحل می‌گوید: کسانی که راه زید را پیمودند و افسار قیام را به دست گرفتند و آن را را رهبری نمودند عبارتند از:

  1. یحیى بن زید، که در قیام پدرش شرکت داشت و از آن معرکه جان سالم به در برد.
  2. محمد بن عبداللَّه فرزند حسن؛ معروف به «نفس زکیه» که در سال ۱۴۵ به شهادت رسید.
  3. إبراهیم بن عبداللَّه. وی در بصره در همان سال شهادت برادرش به شهادت رسید.
  4. إدریس بن عبداللَّه، وی بعد از کشته شدن برادرش محمد بن عبدالله (نفس زکیه)، به سوی مغرب رفت و بسیاری از مردم از وی حمایت نمودند.
  5. إدریس بن إدریس بن عبد اللَّه بن حسن.
  6. عیسى بن زید بن علی، برادر یحیى بن زید، بعد از قیام برادرش متوارى شد و در سال ۱۶۶ هـ در حالی که متواری بود درگذشت.
  7. محمد بن إبراهیم طباطبا، وی در خلافت مأمون خروج کرد و مردم را به سوی «الرضا من آل محمد» دعوت نمود، او در سال ۱۹۹ هـ رحلت نمود.
  8. محمد بن محمد بن زید بن علی که أبو السرایا فرمانده کل لشکرش بود.
  9. محمد بن قاسم بن علی بن عمر اشرف بن علی بن حسین، او در سال ۲۱۹ در طالقان ظهور کرد و مردم را به سوی «الرضا من آل محمد» دعوت نمود.
  10. یحیى بن عمر بن حسین بن زید، وی در سال ۲۵۰ هـ در کوفه خروج کرد.
  11. یحیى بن حسین بن قاسم معروف به طباطبا، وی در صعده مردم را به سوی خودش دعوت نمود و مردم برای امامت با او بیعت کردند، یحیی پس از آن که حکومت زیدیه را در یمن بنیان گذارد، او و پس از وی فرزندانش بر جایگاه امامت تکیه زدند تا این‌که با ظهور جمهوریت، حکومت زیدیه به پایان رسید و این اتفاق در ماه ربیع الأوّل سال ۱۳۸۲ هـ به وقوع پیوست.[۳۰]

فلسفه قیام ادریس بن عبداللّه

مبارزه با مفاسد حاکمان عباسی و برقراری عدل از بارزترین اهداف قیام ادریس بن عبدالله بود. مردم مغرب با برکناری استاندار عباسیان، مقدمه حکومت ادریس را پی‌ریزی کرده ، و در روز جمعه، چهارم رمضان سال ۱۷۲ هـ ق او را به خلافت برگزیدند. ادریس، روز بیعت برای مردم سخن گفت و پس از حمد خدا و درود بر پیامبر (صلی ‌الله ‌علیه‌ و ‌آله‌) گفت: همه گروه‌ها باید به جانب ما کشیده شود؛ زیرا آن‌چه از حق نزد ما می‌یابند، نزد دیگری نخواهند یافت.[۳۱]

آثار و اقدامات ادریس بن عبدالله

ادریس پس از استقرار حکومتش در مناطقی از مغرب، اقداماتی را جهت استحکام و فراگیر شدن آن انجام داده است.

اقدامات ادریس بن عبدالله بعد از بیعت

زمانی که دولت ادریسیان (ادارسه) در مناطقی از مغرب استقرار یافت، ادریس لشکرش را به سوی بربرهای مغربی؛ مانند قبایل قندلاوه و بهلوانه و مدیونه و  مازار که هنوز مجوسی و یهودی و نصرانی بودند، حرکت داد و تامسنا و شهر شاله و تادلا را تصرف کرد و اکثر بربرهای یهودی و نصرانی، خواه و ناخواه به  دست او اسلام آوردند. ادریس سنگرها و دژهایشان را ویران نمود. آن‌گاه در سال ۱۷۳ هـ ق به تلمسان رفت. جماعتی از قبایل بنی یفرن و مغراوه در آن‌جا بودند. امیر آن دیار محمد بن حرز بن جزلان با او رو‌به‌رو شد، ولی سر به اطاعت فرود آورد و ادریس نیز او و دیگر مردم زناته را امان داد و آن شهرها را در تحت فرمان گرفت و مسجدی ساخت و برای آن منبری ترتیب داد و نامش را بر آن منبر نوشت که این منبر هنوز هم بر جای است، سپس به شهر ولیلی بازگشت.[۳۲]

نامه ادریس بن عبدالله به مردم مصر

در منابع تاریخی، نامه‌ای از ادریس بن عبدالله برای مردم مصر، گزارش شده که در بخشی از این نامه آمده است:

ای مردم! خداوند محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را به پیامبری مبعوث نمود و به رسالت اختصاص داد، وحی به وی عطا نمود، او نیز مطیع امر الهی شد و حجت خدا را برقرار و دعوتش را اظهار نمود.

و خداوند (جل ثناه) تنها ما را از فرزندان او و میراثش را در میان ما قرار داده است. وعده‌اش در میان ماست که به زودی به آن وفا خواهد نمود. در حالی که محمود بود خداوند او را قبض روح نمود که هیچ کس بر خدا و رسولش (صلی الله علیه و آله و سلم) حجتی نداشته باشد. دلیل محکم و رسا خاص خداست، اگر مى‏خواست همه شما را هدایت مى‏کرد.[۳۳]

پس خداوند نیک خلیفه‌ای را برای ما گذاشت. در کودکی‌مان از نعمت او ما را تغذیه نمود و در بزرگی به اطاعت از او ما را بزرگ داشت. ما را داعیان به سوی حق، برپا کنندگان به قسط و دوری کنندگان از ظلم قرار داد و هنگام ظلم در یک به هم زدنی از نصیحت مردم و درخواست آنان به سوی حق خسته و ملول نشدیم.[۳۴]

موافقان و مخالفان ادریس بن عبدالله

 عمر انسانی همیشه شاهد رویارویی دو گروه حق و باطل بوده است. با توجه به شخصیت و حق‌مداری ادریس، حق‌باوران موافق او بوده و از او حمایت می‌کردند و در مقابل  اهل باطل و مخالفان حق با وی مخالف بودند.

از برجسته‌ترین موافقان وی کسانی بودند که نخست او را در هجرت به مغرب و پس از آن در بیعت با او و قیامش او را همراهی نمودند. در بین مخالفان نیز دستگاه خلافت بنی‌عباس به سرکردگی هارون الرشید، در رأس مخالفان او بودند؛ زیرا از حکومت وی به شدت احساس خطر نموده و به همین جهت با او  به مخالفت برخاسته و در نهایت وی را به شهادت رساندند.

همچنین از جمله مخالفان ادریس بن عبدالله، می‌توان قاتل وی، سلیمان بن جریر [۳۵] را به شمار آورد.

کتابنامه مقاله ادریس بن عبدالله

  1. قرآن کریم.
  2. ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن علی بن ابی الکرم؛ الکامل فی التاریخ؛ دارصادر – دار بیروت، بیروت – لبنان، ۱۳۸۵ ش/۱۹۶۵ م.
  3. ابن اثیر، عز الدین على بن محمد؛ کامل تاریخ بزرگ اسلام و ایران؛ ترجمه: حالت، ابو القاسم و خلیلی، عباس ؛ مؤسسه مطبوعاتى علمى، تهران، ۱۳۷۱ش.
  4. ابن خلدون، عبدالرحمن محمد؛ دیوان المبتدا و الخبر فی تاریخ العرب و البربر و من عاصرهم من ذوی الشأن الاکبر؛ تحقیق: شحاده، خلیل؛ دارالفکر، چاپ دوم، بیروت، ۱۴۰۸ ق/۱۹۸۸ م.
  5. ابو العباس احمد بن ابراهیم‏؛ المصابیح، محقق: حوثی، عبدالله؛ مؤسسه الامام زید بن علی‏، چاپ دوم، صنعاء، ۱۴۲۳ ق‏.
  6. اصفهانی، ابو الفرج؛ مقاتل الطالبیین (فرزندان ابو طالب)؛ مترجم: فاضل، جواد؛ کتابفروشى على اکبر علمى‏، تهران‏، ۱۳۳۹ ش‏.
  7. اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین؛ مقاتل الطالبیین؛ تحقیق: صقر، سید احمد؛ دار المعرفه، بیروت، بی تا.
  8. بلاذری، احمد بن یحیی؛ أنساب الأشراف؛ دار الفکر، چاپ اوّل، بیروت‏، ۱۴۱۷ ق‏‏.
  9. پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب.
  10. حمیری، ابو سعید بن نشوان؛ الحور العین؛ تحقیق و تعلیق: کمال، مصطفی؛ تهران‏، ۱۹۷۲ م‏.
  11. خویى، سید ابو القاسم؛ ‌معجم رجال الحدیث؛ بی نا، بی جا، بی تا.
  12. دانشکیا، محمد حسین، وضعیت و نقش دولت ادریسیان در تمدن اسلامی، فصلنامه علمی پژوهشی شیعه شناسی، دوره ۱۵، شماره ۵۹، پاییز ۱۳۹۶، صفحه ۷۹ – ۱۰۸٫
  13. دهخدا، علی اکبر، لغت نامه دهخدا.
  14. سایت واژه‌یاب
  15. سایت ویکی شیعه.
  16. سایت ویکی فقه.
  17. سبط بن الجوزى؛ تذکره الخواص من الأمه فى ذکر خصائص الأئمه (شرح حال و فضائل خاندان نبوت)؛ مترجم: عطائى، محمدرضا؛ آستان قدس رضوى‏، چاپ اول، مشهد، ۱۳۷۹ ش‏.
  18. سبط بن الجوزی، تذکره الخواص، منشورات الشریف الرضى‏، چاپ اول، قم‏، ۱۴۱۸ ق‏.
  19. شهرستانی، عبدالکریم؛ الملل و النحل؛ تحقیق: بدران، محمد؛ الشریف الرضی، چاپ سوم، قم‏، ۱۳۶۴ ش‏. ‏
  20. طبری، ابو جعفر محمد بن جریر؛ تاریخ الامم و الملوک؛ تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم؛ دار التراث، چاپ دوم، بیروت، ۱۳۸۷ ش/۱۹۶۷ م.
  21. مبلغی آبادانی، احمد، تاریخ ادیان و مذاهب جهان، انتشارات سینا، چاپ اول، ۱۳۷۳٫
  22. مشکور، محمد جواد؛ فرهنگ فرق اسلامی؛ آستان قدس رضوی‏، چاپ دوم، مشهد، ۱۳۷۲ ش‏‏.
  23. مقدسی، ابوعبدالله محمد بن احمد؛ احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم؛ مکتبهمدبولی، چاپ دوم، القاهره، ۱۴۱۱ ق/۱۹۹۱ م.
  24. مقدسی، مطهر بن طاهر؛ البدء و التاریخ؛ بور سعید، مکتبه الثقافه الدینیه، بى‌تا.
  25. یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب؛ تاریخ یعقوبی؛ دار صادر، بیروت.

[۱]. پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب.

[۲]. این متن را مقاتل الطالبیین پیرامون نفس زکیه محمد بن عبدالله می‌گوید، امّا نظر به این‌که وی برادر ادریس بن عبدالله می‌باشد پس این حکم در مورد وی نیز صادق است، البته در مورد مادر ادریس در صورتی صادق است که این دو از حیث پدر و مادر با هم برادر باشند (این نکته‌ای که گفته شد در هر جا که از مادر ادریس بن عبد الله سخن گفته می‌شود، صادق است).

[۳]. اصفهانى، على بن الحسین، مقاتل الطالبیین، تحقیق: صقر، سید احمد، ص ۲۰۶ و ۲۰۷٫

[۴]. اصفهانى، ابوالفرج على بن الحسین، مقاتل الطالبیین، تحقیق: صقر، سید احمد، ص ۲۰۶ و ۲۰۷٫

[۵]. «و کان یتولى صدقات أمیر المؤمنین علی (علیه السلام) بعد أبیه الحسن، ونازعه فی ذلک زید بن علی بن الحسین، وأعقب عبداللَّه المحض من سته رجال: … إدریس بن عبد اللَّه». شهرستانی، عبدالکریم، الملل و النحل، تحقیق: بدران، محمد،  ج ‏۷، ص ۳۵۰٫

[۶]. مقاتل الطالبیین، ص ۴۰۶؛ سبط بن الجوزى، تذکره الخواص من الأمه فى ذکر خصائص الأئمه (شرح حال و فضائل خاندان نبوت)، مترجم: عطائى، محمدرضا، متن، ص ۳۱۱‏.

[۷]. ر.ک: ابن اثیر، حادثه فخ را ذیل واقعه سال صد و شصت و نه ذکر می کند. وی می‌گوید: در آن سال (صد و شصت و نه)، حسین بن على بن حسن بن على بن ابى طالب در مدینه قیام و ظهور کرد. او شهید فخ (مکانی نزدیک مکه) بود. ابن اثیر، عزالدین علی بن محمد، کامل تاریخ بزرگ اسلام و ایران، ترجمه: خلیلى، عباس و حالت، ابوالقاسم، ج ‏۱۶، ص ۳۵٫

[۸]. قال الواقدی: «و ولده ادریس بن عبداللّه کان بالمدینه صغیرا فلما خرج حسین بن علی بفخ خرج معه». سبط بن الجوزی، تذکره الخواص، ص ۲۰۸٫

[۹]. ویکی شیعه.

[۱۰]. راشد (غلام ادریس بن عبدالله)، بربرهای اوربه و دیگران را فراخواند تا با پسر ادریس که او نیز ادریس نامیده می‌شد بیعت کنند. این پسر از یکی از کنیزان او به نام کنزه بود و هنگامی که به امامت او بیعت کردند، در شکم مادر بود. در شیرخوارگی نیز تجدید بیعت کردند و در کودکی نیز بیعت نمودند. ویکی شیعه.

[۱۱]. پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب.

[۱۲]. سبط بن جوزى، تذکره الخواص من الأمه فى ذکر خصائص الأئمه (شرح حال و فضائل خاندان نبوت)، مترجم: عطائى، محمدرضا، متن، ص ۳۱۱٫

[۱۳]. اصفهانی، ابو الفرج، فرزندان ابو طالب، مترجم: فاضل، جواد، ج ‏۲، ص ۱۷۰ و ۱۷۱.

[۱۴]. متصدی پست مصر، سایت واژه‌یاب

[۱۵]. بلاذری، احمد بن یحیی، أنساب الأشراف، ج ‏۳، ص ۱۳۷٫

[۱۶]. مغرب به ممالکی در شمال آفریقا گفته می‌شود که عبارت است از (تونس و الجزایر و مراکش و…) و علاوه بر این کشورها، بر اندلس نیز اطلاق شده است. مغرب را به مغرب اقصی و مغرب اوسط و مغرب ادنی تقسیم می‌کردند. مغرب اقصی از مشرق به تلمسان و از غرب به ساحل و اقیانوس اطلس و از شمال به سبته و از جنوب به مراکش محدود بوده است، دهخدا، علی اکبر، لغت نامه دهخدا.

[۱۷]. حمیرى، ابو سعید بن نشوان، الحور العین، تحقیق و تعلیق: کمال، مصطفی، ، ص ۲۷۲٫

[۱۸]. ابن خلدون، عبدالرحمن محمد، دیوان المبتدا و الخبر فی تاریخ العرب و البربر و من عاصرهم من ذوی الشان الاکبر، تحقیق: شحاده، خلیل، ج ۶، ص ۱۶۵.

[۱۹]. مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، ج ۴، ص ۷۲،

[۲۰]. ابو الفرج اصفهانى، على بن الحسین، مقاتل الطالبیین (فرزندان‏آل‏ابى‏طالب)، ترجمه: فاضل، جواد، ج ‏۲، ص ۲۴۰؛ مشکور، محمد جواد، فرهنگ فرق اسلامی، متن، ص ۲۳۵‏.

[۲۱]. مبلغی آبادانی، احمد، تاریخ ادیان و مذاهب جهان، ج ۳، ص ۱۹۸.

[۲۲] برخی نیز سلیمان ‎بن‎حُزَیر و شَمّاخ یمانی را بر دو شخص تطبیق می‌کنند. ابوالفرج اصفهانى، على بن الحسین، مقاتل الطالبیین (فرزندان ‏آل‏ابى‏طالب)، ترجمه: فاضل، جواد، ج ‏۲، ص ۲۴۰٫

[۲۳] . یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب ، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص ۴۰۵؛ ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن علی بن ابی الکرم، الکامل فی التاریخ، ج ۶، ص ۹۳؛ مقدسی، ابوعبدالله محمد بن احمد، احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم، ص ۲۴۴؛ طبری، ابو جعفر محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم، ج ۸، ص ۱۹۹.

[۲۴]. فرهنگ فرق اسلامی، متن، ص ۲۳۵٫

[۲۵]. خویى، سید ابو القاسم، ‌معجم رجال الحدیث، ج ۳، ص ۱۱؛ دانشکیا، محمد حسین، وضعیت و نقش دولت ادریسیان در تمدن اسلامی، فصلنامه علمی پژوهشی شیعه شناسی، دوره ۱۵، شماره ۵۹، ص ۸۰٫

[۲۶]. ویکی فقه، به نقل از ذریه امام هادی ابراهیم، کتاب هدایه الراغبین الی المذاهب العتره الطاهرین، ج ۱، ص ۲۵۰، مرکز اهل بیت للدراسات الاسلامیه، سال ۱۴۲۳.

[۲۷]. پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب.

[۲۸]. وضعیت و نقش دولت ادریسیان در تمدن اسلامی، ص ۸۰٫

[۲۹]. همان، ص ۸۵٫

[۳۰] . شهرستانی، عبد الکریم، الملل و النحل، تحقیق: بدران، محمد، ج ‏۹، ص ۲۳۹ و ۲۴۰٫

[۳۱]. مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، ج ۴، ص ۷۲؛ با استفاده از سایت ویکی فقه. 

[۳۲] . ابن خلدون، عبدالرحمن محمد، دیوان المبتدا و الخبر فی تاریخ العرب و البربر و من عاصرهم من ذوی الشان الاکبر، تحقیق: شحاده، خلیل، ج ۴، ص ۱۷؛ برگرفته از سایت ویکی فقه.

[۳۳]. انعام، ۱۴۹٫

[۳۴]. ابو العباس احمد بن ابراهیم‏، المصابیح، محقق: حوثی، عبد الله، ص ۵۰۷ – ۵۱۰٫

[۳۵]. مشکور، محمد جواد، فرهنگ فرق اسلامی، متن، ص ۲۳۵٫




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


7 + 9 =