دایره المعارف اسلام پدیا » فلسفه القاب حضرت عباس (علیه السّلام)
منوی اصلی

فلسفه القاب حضرت عباس (علیه السّلام)

تاریخ: ۱۵ فروردین ۱۳۹۹ در باب: بزرگان, تاریخ, تاریخ بزرگان, تاریخ شخصیت ها, سیره

برای حضرت عباس (علیه السلام) لقب‌های زیادی نقل شده که هر کدام دارای فلسفه خاص خود می‌باشد، اما به علت کثرت آن‌ها در این گفتار کوتاه به فلسفه برخی از آن‌ها پرداخته می‌شود:

  1. قمر بنی هاشم: یکی از مشهورترین لقب‌های حضرت عباس (علیه السلام) قمر بنی هاشم است. به او قمر می‌گفتند؛ وی از جمال و زیبایی ویژه ای برخوردار بود؛ به گونه ای که سیمای دلربای او جلب توجه می‌کرد و چهره‌اش مانند ماه تمام، تابناک می‌نمود. علت عبارت «بنی هاشم»، بعد از کلمه قمر هم برای این بود که وی از دودمان هاشم، جدّ پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آٔله)، بود؛ لذا او را «ماه فرزندان هاشم» می‌خواندند.[۱]
  2. سقّا: یکی دیگر از لقب‌های ایشان سقّا است که پس از واقعه کربلا بدان متّصف شد.[۲] یکی از ناجوان‌مردانه‌ترین و بی‌رحمانه‌ترین حربه‌های جنگی دشمن در واقعه کربلا، بستن آب بر لشکر امام حسین (علیه السلام) بود که از روز هفتم ماه محرّم آغاز شد؛ امّا آن‌حضرت همراه برخی دیگر از بنی هاشم، به‌فرات حمله می‌برد و آب می‌آورد.

او این لقب را از پدران خویش به ارث برده بود؛ زیرا حضرت عبد المطلب، هاشم، عبد مناف و قُصَّی نیز چنین لقبی داشتند. حضرت ابو طالب (علیه السلام) و عباس عموی پیامبر (صلی الله علیه و آٔله) نیز به‌چنین ویژگی پسندیده‌ای مشهور بودند؛ زیرا آنان آب‌رسانی حاجیان را برعهده داشتند.[۳]

  1. باب الحوائج: از جمله القاب حضرت عباس (علیه السلام) باب‌الحوائج است.[۴] آن‌حضرت در دوران زندگی امام حسن (علیه السلام) پیوسته در کنار آن حضرت به مددکاری مردم و بر آوردن نیازهایشان می‌پرداخت. این رویه در زمان امامت امام حسین (علیه السلام) و پیش از جریان عاشورا نیز ادامه داشت تا آن جا که هرگاه نیازمندی برای کمک خواستن نزد این دو امام همام می آمد، ایشان، او را مأمور اجرای دستور خویش می‌نمودند. البته به نظر می‌رسد این لقب، بعدها در نتیجه توسل‌های مردم به‌ایشان و بروز کرامت‌های آن‌حضرت، به ایشان داده شده است.

علامه طباطبایی (رحمه‌الله) در این باره می‌گوید: «مرحوم سید السالکین و برهان العارفین، آقا سید علی قاضی، فرمود: «هنگام کشف بر من آشکار شد که وجود مقدس ابا عبد اللّه الحسین (علیه السلام) مظهر رحمت کلیه الهیه است و باب و پیشکار آن حضرت، سقای کربلا، سرحلقه ارباب وفا، آقا باب الحوائج الی اللّه، ابو الفضل العباس (صلوات اللّه وسلامه علیه) است».[۵]

  1. باب الحسین (علیه السلام): وی جایگاه بلندی نزد برادرش امام حسین (علیه السلام) داشت؛ گفته شده همان گونه که پدرش امیر المؤمنین (علیه السلام) جایگاه بلندی نزد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) داشت و باب علم او بود[۶] و هرگاه مشکلی روی می‌داد آن‌حضرت ابتدا آن را با علی (علیه السلام) در میان می‌گذاشت، عباس (علیه السلام) نیز چنین حالتی نسبت به امام حسین (علیه السلام) داشت. امام با پیش‌آمد هر مشکلی آن‌را با برادرش در میان می‌گذاشت».[۷]
  2. کَبْش الکتیبه: این یک اصطلاح نظامی است که در جنگ‌ها به کار می‌رفته است. این عنوان، به رزمنده شجاعی اطلاق می‌شده که تمام صفات شجاعت و نام‌آوری در او جمع بوده و در پیشانی لشکر به جنگ با دشمن می‌پرداخته است. کبش الکتیبه، پیش از حضرت عباس (علیه السلام) تنها به دو نفر داده شد: ابتدا به فردی قریشی از قبیله بنی عبد الدار که از دشمنان سرسخت مسلمانان بود و «طلحه بن ابی طلحه»[۸] نام داشت. او در جنگ اُحد با امیر مؤمنان (علیه السلام) مبارزه کرد و کشته شد؛ زیرا شخص دیگری، جرئت رویارویی با او را نداشت و شجاعت و جنگاوری وی، باعث تضعیف روحیه مسلمانان شده بود. مرگ او، تقویت روحیه مسلمانان و خوشحالی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) را به‌دنبال آورد؛ زیرا باعث شد اتحاد مشرکان به شدت از هم گسسته شود و بسیاری از آنان پا به فرار گذارند.

دومین فردی که پیش از حضرت ابو الفضل (علیه السلام) به این لقب خوانده شد، مالک اشتر نخعی بود. او را در دوران خلافت امیر مؤمنان (علیه السلام» کبش العراق می‌خواندند.[۹] پس از وی، این لقب به عباس بن علی (علیهماالسلام) رسید؛ آن گونه که از زبان امام حسین (علیه السلام) سروده‌اند: «عَبَّاسُ کَبْشُ کَتِیبَتِی وَ کَنَانَتِی *** و َسرُّ قَومِی بَلْ أعَزُّ حُصُونِی …»؛ «عباس، پهلوان لشکر و اهل بیت من، بلکه شکست ناپذیرترین دژ من است …».[۱۰]

البته ایشان لقب‌های فراوان دیگری نیز دارند که در جای خود به برخی از آن‌ها اشاره شده است. همچنین با نگاهی به زیارت‌نامه‌های آن‌حضرت می توان القاب زیادی از ایشان را از زبان امامان معصوم (علیهم السلام) مشاهده نمود که هر کدام از این لقب‌ها بیانگر جایگاه والا و مقام ارجمند آن علمدار ولایت است.[۱۱]

[۱]. حسینى موسوى، محمد بن أبی طالب‏، تسلیه المُجالس و زینه المَجالس (مقتل الحسین (علیه السلام))، محقق / مصحح: حسون، کریم فارس، ج ۲، ص ۳۰۸؛ ابن شهر آشوب، محمد بن على،‏ مناقب ‏آل أبی طالب (علیهم السلام)، ج ۴، ص ۱۰۸؛ اصفهانی، ابوالفرج، مقاتل الطالبیین، ص ۹۰.

[۲]. طبرى،‏ عماد الدین حسن بن على، کامل بهائى، ص ۶۴۷‏؛ مناقب ‏آل أبی طالب (علیهم السلام)، ج ۴، ص ۱۰۸؛ مقاتل الطالبیین، ص ۸۹٫

[۳]. بلعمى، محمد بن محمد، تاریخنامه طبرى، تحقیق: روشن، محمد، ج ۳، ص ۱۱٫

[۴]. بیضون‏، لبیب، موسوعه کربلاء، ج ۲، ص ۱۳۸٫

[۵]. مجله مبلغان، کنیه ها و لقب های حضرت عباس (علیه السلام)، شماره ۱۰۶، ص ۳۶، مرداد و شهریور ۱۳۸۷ ش.

[۶]. ابن عبد البر، یوسف بن عبد الله، الاستیعاب فى معرفه الأصحاب، تحقیق: البجاوى، على محمد، ج ۳، ص ۱۱۰۲؛ ابن کثیر دمشقی، اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، ج ۷، ص ۳۵۸٫

[۷]. مجله مبلغان، کنیه ها و لقب های حضرت عباس (علیه السلام)، شماره ۱۰۶، ص ۳۶٫

[۸]. ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبرى، تحقیق: عطا، محمد عبد القادر، ج ۲، ص ۳۱٫

[۹]. دینورى، احمد بن داود، الأخبار الطوال، تحقیق: عامر، عبد المنعم، مراجعه: شیال، جمال الدین، ص ۱۸۵؛ المنقرى، نصر بن مزاحم‏،  وقعه صفین‏، تحقیق: هارون، عبد السلام محمد، ص ۴۸۴٫

[۱۰]. شبّر، سید جواد، ادب الطف أو شعراء الحسین (علیه السلام) ج ۷، ص ۱۱۳٫

[۱۱]. با اقتباس از پرتال جامع علوم انسانی.




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


+ 2 = 11