دایره المعارف اسلام پدیا » محمد بن عثمان بن سعید نائب دوم
منوی اصلی

محمد بن عثمان بن سعید نائب دوم

تاریخ: ۰۲ بهمن ۱۳۹۸ در باب: بزرگان, تاریخ بزرگان, تاریخ شخصیت ها
  1. چکیده مقاله محمد بن عثمان بن سعید
  2. زندگی نامه محمد بن عثمان بن سعید
  3. نسب و خاندان محمد بن عثمان بن سعید
  4. ولادت محمد بن عثمان بن سعید
  5. اسامی و القاب مشهور محمد بن عثمان بن سعید
  6. خانواده محمد بن عثمان بن سعید
  7. همسر محمد بن عثمان بن سعید
  8. فرزندان محمد بن عثمان بن سعید
  9. تحصیلات و اساتید محمد بن عثمان بن سعید
  10. فرازهای زندگی محمد بن عثمان بن سعید
  11. محمد بن عثمان بن سعید دربان امامان معصوم (علیهم السلام)
  12. محمد بن عثمان بن سعید وکیل امام حسن عسکری (علیه السلام)
  13. محمد بن عثمان بن سعید دومین نائب خاص امام زمان (علیه السلام)
  14. وضعیت دوره نیابت محمد بن عثمان بن سعید
  15. شیوه نیابت محمد بن عثمان بن سعید
  16. محمد بن عثمان بن سعید و دیدن امام زمان (علیه السلام)
  17. توقیعات شریف امام زمان (علیه السلام) به محمد بن عثمان بن سعید
  18. اعلام جانشین محمد بن عثمان بن سعید
  19. وفات محمد بن عثمان بن سعید
  20. ویژگی‌های شخصیتی محمد بن عثمان بن سعید
  21. فلسفه اسامی، القاب و شهرت محمد بن عثمان بن سعید
  22. کسوت و پیشه محمد بن عثمان بن سعید
  23. اخلاق و صفات محمد بن عثمان بن سعید
  24. محمد بن عثمان بن سعید مورد اعتماد امامان معصوم  (علیهم السلام)
  25. کرامات محمد بن عثمان بن سعید
  26. آثار و اقدامات تاریخی محمد بن عثمان بن سعید
  27. اندیشه و مکتب محمد بن عثمان بن سعید
  28. آثار علمی محمد بن عثمان بن سعید
  29. محمد بن عثمان بن سعید راوی احادیث مهدویت
  30. محمد بن عثمان بن سعید راوی دعاهای معروف
  31. موافقان محمد بن عثمان بن سعید
  32. محمد بن عثمان بن سعید از دیدگاه اندیشمندان شیعه
  33. محمد بن عثمان بن سعید از دیدگاه اندیشمندان اهل سنت
  34. مخالفان محمد بن عثمان بن سعید
  35. میراث محمد بن عثمان بن سعید
  36. کتاب نامه مقاله محمد بن عثمان بن سعید

چکیده مقاله محمد بن عثمان بن سعید

محمد بن عثمان بن سعید عَمری؛ دومین نائب خاص امام زمان (علیه السلام) است که در ایام غیبت صغری، به مدت تقریبا چهل سال نیابت آن حضرت را به عهده داشت. وی و پدرش؛ عثمان بن سعید عَمری از بزرگ مردانی بودند که امام على النقى، امام حسن عسکرى و امام زمان (علیهم السلام) آنها را توثیق فرموده‏ و مورد اعتماد کامل آنها بودند.

شیخ ابو جعفر محمد بن عثمان، از قبیله بنی اسد بوده و با عنایت به احتمالی که پیرامون ولادت پدر وی؛ عثمان بن سعید داده شد (بین ۱۹۵ تا ۲۰۰ هـ)، سال تولد محمد بن عثمان بین ۲۱۵ تا ۲۲۰ هـ خواهد بود. محمد بن عثمان بن سعید بنابر گزارشات تاریخی در سال ۳۰۵ هـ از دنیا رفت.

محمد بن عثمان بن سعید از جمله مردان صالح و شایسته ای بود که با تزکیه نفس و تهذیب روح به کراماتی دست یافت و در انجام وظیفه نیابت، خدمات شایسته و فراوانی انجام داد.

 

زندگی نامه محمد بن عثمان بن سعید

محمد بن عثمان بن سعید عمری، زندگی پرخیر و برکتی داشته است. در ادامه این مقاله به بخش هایی از حیات مبارک وی اشاره می شود.

 

نسب و خاندان محمد بن عثمان بن سعید

با فحص و جست‌وجویی که انجام شد، پیرامون نسب و خاندان محمد بن عثمان؛ نائب دوم امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) اطلاعات چندانی به دست نیامد. آن چه که در برخی از منابع آمده، این است که وی از تیره عرب بنى اسد و جدش عمرو بوده است، به همین دلیل پدر وی را عمری و اسدی می‌گویند. ابو نصر هبه اللَّه بن احمد کاتب؛ فرزند دختر محمد بن عثمان درباره جدش عثمان بن سعید گفته است: وى اصلا اسدى است، ولى او را به جدش منسوب داشتند و به این نام (عمری) شهرت یافت.[۱]

 

ولادت محمد بن عثمان بن سعید

در مورد تاریخ و مکان تولد محمد بن عثمان بن سعید اطلاع دقیقی در دست نیست، اما با عنایت به برخی از شواهد می‌توان پیرامون تاریخ ولادت و مدت عمر وی، گفت: با توجه به احتمالی که پیرامون ولادت عثمان بن سعید پدر محمد بن عثمان داده شد (بین ۱۹۵ تا ۲۰۰ هجری)؛ اگر فاصله سنی پدر و پسر را حدود بیست سال محاسبه کنیم، سال تولد محمد بن عثمان بین ۲۱۵ تا ۲۲۰ خواهد بود.

 

اسامی و القاب مشهور محمد بن عثمان بن سعید

محمد بن عثمان بن سعید عمری، کنیه‌اش ابو جعفر،[۲] و القابش عبارت است از: «عَمْری»،[۳] «اسدی»،[۴]  «عسکری»،[۵]  و «سمّان»[۶] (روغن فروش). او در عراق به «خلّانی» معروف است،[۷] و گاهی او را «کوفی»[۸] نیز خوانده‌اند.

 

خانواده محمد بن عثمان بن سعید

اصحاب و یاران امامان (علیهم السلام)، معمولا بنا بر عمل به توصیه ها و فرامین دینی، ازدواج نموده و دارای همسر و احیانا فرزندانی نیز بوده اند. البته گاهی اسامی و تعداد همسر و فرزندان آنان در تاریخ ذکر شده و گاهی نیز ذکر نشده است.

 

همسر محمد بن عثمان بن سعید

با جست و جویی که در منابع تاریخی و حدیثی انجام شد، از نام و تعداد همسر یا همسران محمد بن عثمان بن سعید  اطلاعی به دست نیامد.

 

فرزندان محمد بن عثمان بن سعید

در جوامع روایی، رجالی و تاریخی شیعه از تنها فرزندی که از محمد بن عثمان یاد شده، دختری به نام «ام کلثوم» است. نجاشی در شرح حال «هبه الله بن أحمد بن محمد الکاتب‏، أبو نصر»، می نویسد: «وی معروف به «ابن برنیه» بوده و ذکر می شود که مادرش، أم کلثوم دختر أبی جعفر محمد بن عثمان العمری است».[۹]

از ام کلثوم به مناسبت گزارش وی از حسین بن روح (نائب خاص سوم) و گزارش فرزندش از غسل امام حسن عسکری (علیه السلام) و موارد دیگر،[۱۰] یاد شده است.

به گفته شیخ طوسى، ام کلثوم دختر محمّد بن عثمان، نقل مى‏کند که حسین بن روح (رحمه اللّه) سال‏هاى طولانى، وکیل پدرم محمّد بن عثمان و ناظر املاک او بود و اسرار [و اوامر پنهانى‏] او را به بزرگان شیعه مى‏رساند.[۱۱]

همچنین شیخ طوسی می گوید: ابو نصر هبه اللَّه بن احمد کاتب؛ پسر دختر ابو جعفر محمد بن عثمان عمرى (قدس اللَّه روحه) و او از استادان خود روایت نموده که چون امام حسن عسکرى (علیه السّلام) رحلت فرمود، عثمان بن سعید آن حضرت را غسل داد و کفن و حنوط و دفن نمود. او شخصا (از جانب امام) مأمور به این کار شد که در ظاهر به این کار پردازد، و ما هم حکم به ظاهر می‌کنیم اگر کسى آن را نپذیرد ظواهر حقایق را نپذیرفته و زیر پا گذارده است. توقیعات حضرت صاحب (علیه السّلام) به دست عثمان بن سعید و فرزندش محمد بن عثمان براى شیعیان و خواص پدر امام زمان (علیهما السلام) صادر می‌گشت.[۱۲]

 

تحصیلات و اساتید محمد بن عثمان بن سعید

نقش اساتید و تحصیلات در رشد علمی و اخلاقی فرد بر کسی پوشیده نیست. مردان بزرگی که توانستند در جامعه تأثیرگذار باشند، نوعاً نزد اساتید بزرگ، دانشمند و وارسته تحصیل نموده و به درجات علم و کمال بار یافتند. بعضی از اصحاب امامان معصوم (علیهم السلام) با توجه به ارتباطی که با آن حضرات داشتند این توفیق را پیدا کردند که مستقیما از محضر آن بزرگواران استفاده نمایند. یکی از آنها جناب محمد بن عثمان بن سعید است که موفق شد به طور مستقیم، با امام هادی، امام عسکری و به ویژه امام زمان (علیهم السلام) ارتباط داشته[۱۳] و از محضر آن عزیزان کسب فیض نماید. وی همچنین طبعا از محضر پدر بزرگوارش؛ عثمان بن سعید نیز بهره مند شده است.

 

فرازهای زندگی محمد بن عثمان بن سعید

زندگی و حیات بابرکت جناب محمد بن عثمان بن سعید، دارای فرازهای مختلفی بوده که در ادامه به آنها اشاره می‌شود.

 

محمد بن عثمان بن سعید دربان امامان معصوم (علیهم السلام)

در بین اهل بیت و امامان معصوم (علیهم السلام) رسم بوده که برای رسیدگی بهتر به امور خود و شیعیان، «دربان» یا به تعبیر کتاب های سیره، «باب» یا «بَوّاب» داشته اند. ابن شهر آشوب می‌نویسد: دربان امام هادی (علیه السلام)، محمد بن عثمان عمری بوده است.[۱۴] البته این مطلب در سایر کتاب های تاریخی و رجالی معروف ذکر نشده است، ولی دربانی وی به همراه پدر بزرگوارش برای امام حسن عسکری (علیه السلام)[۱۵] و بعد از پدرش برای امام زمان (علیه السلام)[۱۶] مطرح شده است.

 

محمد بن عثمان بن سعید وکیل امام حسن عسکری (علیه السلام)

یکی از فرازهای زندگی بابرکت محمد بن عثمان بن سعید، وکالت از جانب امام حسن عسکری (علیه السلام) بوده است.

عبداللّه بن جعفر حمیرى‏ نقل می کند: … احمد بن اسحاق از امام هادى (علیه السّلام) روایت کرده که از آن حضرت سؤال کردم: با چه کسى [بعد از شما و یا به وکالت از شما] معامله کنم، و دینم را از چه کسى بگیرم و قول و حرف چه کسى را بپذیرم؟ حضرت فرمودند: عَمرى (عثمان بن سعید) مورد اطمینان من است، پس آن چه که به تو رسانید از جانب من رسانیده و هرچه به تو گفت از ناحیه من گفته است، حرف او را بشنو و اطاعتش کن. چون او مورد اطمینان و امانت‏دار است، و باز ابو على احمد بن اسحاق در این خصوص به من (عبداللّه بن جعفر حمیرى) خبر داد که مثل همان سؤال را از ابا محمّد امام حسن عسکرى (علیه السّلام) پرسیده است و حضرت در جواب فرموده‏اند: عمرى و پسرش (محمد بن عثمان بن سعید) هر دو مورد اطمینان هستند، پس آن چه که به شما رساندند از ناحیه من مى‏رسانند و آن چه که به شما گفتند از جانب من مى‏گویند؛ بنابراین حرف آنها را شنیده و فرمانبردارشان باش، چرا که آنها مورد اطمینان و امین هستند… .[۱۷]

البته لازم به ذکر است که ابو جعفر محمد بن عثمان، در زمان حیات پدر بزرگوارش عثمان بن سعید، به عنوان دستیار اصلى وی، امر وکالت امام یازدهم حضرت عسکرى (علیه السلام) را انجام می‌داده است.[۱۸]

 

محمد بن عثمان بن سعید دومین نائب خاص امام زمان (علیه السلام)

با عنایت به این ‌که امام زمان (علیه السلام) به دلیل مصالحی غیبت نمودند، غیبت آن حضرت به دو بخش کوچک و بزرگ (صغری و کبری) تقسیم می‌شود. غیبت صغرى یا دوران غیبت کوتاه امام مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از سال ۲۶۰ هجرى شروع و تا سال ۳۲۹ هجرى به طول انجامید. در این دوران تعداد ۴ نفر از خواص یاران و شیعیان امام (علیه السلام) به عنوان وکیل یا نایب خاص ایشان، پل ارتباط میان امام و شیعیان بودند، که دومین آنها جناب محمد بن عثمان بن سعید بود.[۱۹]

چون ابو عمرو عثمان بن سعید رحلت نمود، پسر او ابو جعفر محمد بن عثمان، طبق دستور حضرت امام حسن عسکرى (علیه السّلام) و نص پدرش عثمان بن سعید از جانب امام قائم (علیه السّلام) به جاى پدر نشست.[۲۰]

شیخ طوسی در الغیبه تصریح کرده که مدت نیابت محمد بن عثمان، نزدیک به پنجاه سال بوده،[۲۱] اما سید محمد صدر این ادعا را نادرست دانسته، چون به باور او، وفات محمد بن عثمان در سال ۳۰۵ هجری اتفاق افتاده و با وفات امام حسن عسکری (علیه السلام)، ۴۵ سال فاصله دارد و از آن جا که نایب اول (پدر او) حدود ۵ سال نیابت داشته، نیابت نایب دوم، حدود چهل سال خواهد بود، نه پنجاه سال.[۲۲]

محمد بن همام روایت نموده است: محمد بن حمویه بن عبد العزیز رازى در سال ۲۸۰ هجری برای من نقل کرد که محمد بن ابراهیم بن مهزیار اهوازى گفت: بعد از وفات عثمان بن سعید توقیعى به این مضمون براى من آمد: خداوند پسر او را حفظ کند. او در زمان پدرش مورد اعتماد ما بود، خدا از او و پدرش خشنود باشد، و روح پدرش را شاد گرداند، پسرش در نزد ما مانند او است و در جاى وى نشسته است. آن چه که امر کند از جانب ما است و به فرمان ما عمل می‌کند. خداوند او را تأیید کند. پس گفته او را قبول کن و نظر ما را درباره او بدان.[۲۳]

 

وضعیت دوره نیابت محمد بن عثمان بن سعید

از حوادث مهم دوران نیابت محمد بن عثمان، قیام صاحب زنج[۲۴] و ظهور قرامطه است. از آن جا که صاحب زنج، نسبت خود را به زید، فرزند امام سجاد (علیه السلام) می‌رساند، بخشی از علویان به او پیوستند.[۲۵] محققان معتقدند: صاحب زنج به دروغ خود را علوی معرفی کرد و در نسب و عمل به دور از اهل بیت (علیهم السلام) بوده است.[۲۶] امام حسن عسکری (علیه السلام) نیز صاحب زنج را به دور از اهل بیت (علیهم السلام) دانست.[۲۷]

فرقه قرامطه به عنوان شاخه‌ای از فرقه اسماعیلیه، نیز به شیعه ارتباط داشت و این ارتباط می‌توانست مشکلاتی را برای امامیه ایجاد کند. به نقل جاسم حسین، تبلیغات قرامطه در رابطه با قیام قائم، حکومت را تحریک می‌کرد تا فعالیت‌های آنها را با غیبت امام دوازدهم (علیه السلام) مرتبط بداند و آن را به عنوان مرحله آمادگی برای قیام مهدی تلقی کند. وی معتقد است توقیعی که از سوی امام زمان (علیه السلام) در لعن ابوالخطاب برای محمد بن عثمان صادر شد، ناظر به خطر قرامطه و برای نهی شیعیان از هرگونه ارتباط با آنان بوده است.[۲۸]، [۲۹]

 

شیوه نیابت محمد بن عثمان بن سعید

شیوه نیابت محمد بن عثمان بن سعید از امام زمان (علیه السلام) به این نحو بود که:

اولا توقیعات آن حضرت در امور مهم دینى، با همان خطى که در زمان پدرش عثمان بن سعید صادر می‌شد، به دست او صادر می‌شد و به شیعیان می‌رسید.[۳۰]

ثانیا وی دست‌یارانی در نقاط مختلف داشت که وی را در امر نیابت یاری می نمودند. در میان آنها حسین بن روح نوبختى بود که بعدا سومین سفیر امام زمان (علیه السلام) شد.[۳۱]

ثالثا محمد بن عثمان برای آن که بتواند وظایف نیابت را به نحو احسن انجام دهد، به گونه ای که حساسیت‌ مخالفان برانگیخته نشود، از اصل پنهان کاری استفاده می کرد. جاسم حسین می نویسد: وى فعالیت‌هاى پنهانى سازمان وکالت را ادامه مى‏داد و نقش آن را در میان امامیه گسترش مى‏بخشید. او مى‏کوشید وظایف سفیر اول (عثمان بن سعید) را بدون آن که مورد آزار دستگاه عباسیان قرار گیرد دنبال کند. بدین منظور، اعتقاد عباسیان را به این فکر که، سفیر اول آنان را رهنمون ساخته بود که امام عسکرى (علیه السلام) بدون جانشین از دنیا رفته، مستحکم‌تر مى‏کرد، به این منظور که حکومت قانع شود که دیگر قیامى صورت نمى‏گیرد؛ زیرا امامیه دیگر امامى ندارند که گرد او جمع شوند و هدایت یابند و بر این اساس از هر گونه اقدامى علیه شیعیان سست می گشتند. وی در همان حال اقدامات نائب اول را دنبال مى‏کرد و مى‏کوشید تا وجود امام غائب (علیه السلام) را براى معتمدان امامیه اثبات کند. او این عقیده را در میان امامیه نشر مى‏داد که غیبت امام با اراده الهى صورت گرفته و احادیث ائمه پیشین (علیهم السلام)، مؤید این معنا است و او، ابو جعفر، سفیر راستین امام غائب (علیه السلام) مى‏باشد.[۳۲]

 

محمد بن عثمان بن سعید و دیدن امام زمان (علیه السلام)

گرچه برخی از حکمت‌های غیبت امام زمان (علیه السلام) در روایات معصومان (علیهم السلام) بیان شده، امّا تمام آنها بیان نشده است، ولی هرچه که هست، موجب از دست رفتن  توفیق دیدار آن حضرت به نحو عمومی و همگانی شد، امّا در این میان عده‌ای خصوصا در ایام غیبت صغری به این توفیق نائل شده و به دیدار حضرت واصل شدند که از جمله آنان محمد بن عثمان؛ نائب دوم امام عصر (علیه السلام) است که به چند مورد اشاره می‌شود:

الف) عبداللَّه بن جعفر حمیری می‌گوید: به محمّد بن عثمان عمرى گفتم: از تو همان سؤالى را مى‏کنم که ]حضرت[ ابراهیم (علیه السلام) از پروردگارش کرد، آن‌گاه که گفت: «پروردگارا! به من بنما که چگونه مرده‏ها را زنده مى‏کنى؟ گفت: مگر ایمان ندارى؟ گفت: دارم، ولى‏ مى‏خواهم دلم اطمینان یابد»،[۳۳] پس، از صاحب الأمر مرا خبر ده، آیا او را دیده‏اى؟ گفت: آرى و گردنى چنین دارد و با دست به گردن خود اشاره کرد.[۳۴]

ب) هم‌چنین عبداللَّه بن جعفر حمیرى می‌گوید: به محمد بن عثمان عمرى گفتم: صاحب الامر را دیدى؟ گفت: آرى دیدار آخر نزد خانه خدا بود که می‌گفت: بار خدایا، آن چه به من وعده داده اى عمل کن. [۳۵]

ج) و نیز عبداللَّه بن جعفر حمیرى می‌گوید: از محمد بن عثمان عمرى (رضی الله عنه) شنیدم که می‌گفت: امام زمان (علیه السلام) را دیدم که در مستجار به پرده کعبه چسبیده بود و می‌گفت: بار خدایا از دشمنان من انتقام بگیر.[۳۶]

د) محمد بن عثمان عمرى روایت می‌کند که همه (عده ای که خدمت امام حسن عسکری (علیه السلام) مشرف شده بودند) گفتند: حضرت امام حسن عسکرى (علیه السّلام) در خانه خود فرزندش را به ما نشان داد و در آن موقع ما چهل نفر مرد بودیم. حضرت فرمود: بعد از من، این امام شما و جانشین من است، از وى اطاعت و پیروى کنید و پراکنده نشوید که در اعتقادات دینى خود به هلاکت می‌رسید. آگاه باشید که بعد از امروز او را نخواهید دید. (این چهل نفر) گفتند: از نزد آن حضرت خارج شدیم، مدتی کوتاهی گذشت که امام حسن عسکری (علیه السلام) رحلت فرمود.[۳۷]

 

توقیعات شریف امام زمان (علیه السلام) به محمد بن عثمان بن سعید

«توقیع»، به نامه‌ها و نوشته‌های امامان به ویژه امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، گفته می‌شود. در این بخش به نمونه‌هایی از توقیعات امام زمان (علیه السلام) به محمد بن عثمان اشاره می‌شود.

الف) از ابن بابویه روایت شده است: ابو جعفر محمّد بن محمّد خزاعى از ابو على بن حسین ابو الحسین اسدى از پدرش (رضی الله عنه) که گفت: بدون آن‌ که من سؤالى کرده باشم، ابتدائا از شیخ ابوجعفر محمّد بن عثمان عمرى (نائب دوّم حضرت مهدى عجّل اللَّه تعالى فرجه الشریف) توقیعى به این شرح به دستم رسید:

«[بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏] لعنت خدا و ملائکه و مردم تماما بر کسى که درهمى از مال ما را حلال بداند». اسدى مى‏گوید: به ذهنم رسید که این مطلب براى کسى است که حرامى را حلال بداند، پس چه مزیّتى در این براى حجّت از غیر حجّت است؟ اسدى ادامه مى‏دهد: قسم به آن کسى که محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) را به حق، بشارت دهنده قرار داد، بعد از آن در توقیع نگریستم و دیدم که به آن چه در ذهنم گذشته تغییر یافته است: «[بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏] لعنت خدا و ملائکه و مردم تماما بر کسى باد که درهمى از مال ما را به طور حرام بخورد».[۳۸]

ب) توقیع شریفی که سیّد بزرگوار؛ ابن طاووس در «اقبال» به اسنادش، بدین صورت روایت کرده است:

«و من الدعوات فی کلّ یوم من رجب ما رویناه أیضاً عن جدّی أبی جعفر الطوسی رضی اللّه عنه فقال: أخبرنی جماعه عن ابن عیّاش قال: ممّا خرج على ید الشیخ الکبیر أبی جعفر محمّد بن عثمان بن سعید رضی اللّه عنه من النّاحیه المقدّسه ما حدّثنی به خیر بن عبد اللّه قال: کتبته من التوقیع الخارج إلیه: بسم اللّه الرّحمن الرّحیم ادع فی کلّ یوم من أیّام رجب: اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِمَعانِی جَمِیعِ ما یَدْعُوکَ بِهِ وُلاهُ أَمْرِکَ، الْمَأْمُونُونَ عَلى‏ سِرِّکَ، الْمُسْتَسِرُّونَ بِأَمْرِکَ، الْواصِفُونَ لِقُدْرَتِکَ، الْمُعْلِنُونَ لِعَظَمَتِکَ. أَسْأَلُکَ بِما نَطَقَ فِیهِمْ مِنْ مَشِیَّتِکَ، فَجَعَلْتَهُمْ مَعادِنَ لِکَلِماتِکَ، وَ أَرْکاناً لِتَوْحِیدِکَ، وَ آیاتِکَ وَ مَقاماتِکَ، الَّتِی لا تَعْطِیلَ لَها فِی کُلِّ مَکانٍ، یَعْرِفُکَ بِها مَنْ عَرَفَکَ، لا فَرْقَ بَیْنَکَ وَ بَیْنَها إِلَّا أَنَّهُمْ عِبادُکَ وَ خَلْقُکَ،…».[۳۹]

ج) شیخ طوسی می‌گوید: جمعى از علماء از محمد بن على بن بابویه (شیخ صدوق) و او از احمد بن هارون فامى، براى ما روایت نمودند که وى گفت: محمد بن عبداللَّه بن جعفر حمیرى از پدرش عبداللَّه بن جعفر نقل کرد: توقیعى از ناحیه مقدسه امام زمان (علیه السّلام) براى ابو جعفر محمد بن عثمان (قدس اللَّه روحه) در تعزیت پدرش (رضى اللَّه عنه) صادر شد و از جمله مرقوم فرموده بود: إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ‏، تسلیم فرمان خداوند و راضى به قضاى الهى هستیم. پدرت با سعادت زیست و با افتخار مرد، خدا او را رحمت کند، و به اولیاء و دوست‌داران خود (علیهم السلام) ملحق سازد. او پیوسته در آن چه او را به خدا نزدیک می‌نمود تلاش و کوشش داشت، خداوند روى او را تر و تازه گرداند و او را بیامرزد.[۴۰]

و در فصل دیگر توقیع نوشته بود: خداوند ثواب تو را زیاد گرداند و در این مصیبت، صبر نیکو مرحمت فرماید. تو مصیبت‌زده‏اى و ما هم اندوهناک هستیم. فراق پدرت براى تو و ما هر دو وحشتناک است. خداوند او را در جایى که دارد شاد گرداند. از کمال سعادت او این بود که مثل تو فرزندى داشت که بعد از او بماند و به دستور وى جانشین او گردد و براى او طلب رحمت و مغفرت کند! من هم می‌گویم: الحمد للَّه؛ زیرا شیعیان به وجود تو و آن چه خداوند در تو و نزد تو قرار داده است، مسرور هستند. پروردگار عالم تو را یارى کند و نیرو بخشد و پشتیبانى نماید و در کار خود توفیق دهد. خداوند دوست و نگهبان تو باشد»‏.[۴۱]

 

اعلام جانشین محمد بن عثمان بن سعید

شاخصه تعیین غیبت صغری در مقابل غیبت کبری به این است که نائبان امام زمان (علیه السلام) به طور خاص از طرف آن حضرت انتخاب و نوعاً توسط نائب پیشین اعلام می‌شدند. در این راستا، اعلام نیابت نائب سوم حسین بن روح، توسط نائب دوم محمد بن عثمان صورت پذیرفت.

جعفر بن احمد بن متیل می‌گوید: در حال احتضار ابو جعفر محمد بن عثمان عمرى، من نزد سرش نشسته بودم، با او صحبت و سؤال و جواب می‌کردم و ابو القاسم حسین بن روح (رضی الله عنه) پائین پایش نشسته بود. پس به من توجه نمود و گفت: من دستور دارم که به ابو القاسم حسین بن روح وصیت کنم. می‌گوید: من از نزد سرش برخاستم و دست ابو القاسم را گرفتم و به جاى خود نشانیدم و خودم پائین پاى او رفتم.[۴۲]

 

وفات محمد بن عثمان بن سعید

بنابر گزارش روایات، محمد بن عثمان زمان مرگ خویش را پیش‌گویی کرد و دو ماه پیش از وفات خود، از آن خبر داده و خود را آماده مرگ ساخت. از ابو الحسن على بن احمد دلال قمى نقل شده که گفت: روزى بر ابو جعفر محمد بن عثمان وارد شدم تا به وى سلام کنم. دیدم لوحى پیش روى او نهاده و نقاش بر آن نقش می کشد و آیاتى از قرآن در آن می نویسد و اسامى ائمه (علیهم السلام) را در حواشى آن می نگارد. من گفتم: آقا! این لوح چیست؟ فرمود: این براى قبرم می‌باشد و مرا روى آن خواهند گذاشت، یا این که گفت: بر آن تکیه می‌دهم. و هم فرمود: هر روز داخل قبرم می‌شوم و یک جزء قرآن می‌خوانم سپس بیرون مى‏آیم.[۴۳] همچنین ابو الحسن می‌گوید: محمد بن عثمان دست مرا گرفت و قبر خود را به من نشان داد و گفت: چون فلان روز و فلان ماه و فلان سال فرا رسد، به سوى خدا می‌روم و در آن مدفون می‌شوم و این لوح هم با من خواهد بود. چون از نزد او خارج شدم، آن چه فرموده بود یادداشت کردم و همواره مراقب آن اوقات بودم. چیزى نگذشت که او بیمار شد و بالاخره در همان روز و ماه و سالى که گفته بود وفات یافت و در همان قبر نیز دفن شد.[۴۴]

از محمد بن على اسود قمی روایت شده است: ابو جعفر عمرى (محمد بن عثمان) براى خود قبرى کنده بود و آن را با لوحی از چوب مخصوص صاف نمود. من از وى جریان را پرسیدم گفت: برای (حوادثی که برای) مردم پیش می آید، اسباب و عللی وجود دارد، من (از جانب حضرت صاحب الامر علیه السّلام) امر شده ام که خود را براى مرگ آماده سازم، و پس از دو ماه درگذشت. خداوند متعال از او خشنود باد.[۴۵]

از ابونصر هبه الله نقل شده که اباجعفر محمد بن عثمان عَمری در آخر جمادی الاولی سال ۳۰۴ یا ۳۰۵، از دار دنیا رفت و قبر وی، نزد قبر مادرش در خیابان باب الکوفه (بغداد) در همان مکانی است که خانه ها و منازلشان در آن جا بوده و در حال حاضر در وسط بیابان واقع شده است،[۴۶] ولی شیخ عباس قمی می نویسد: در حال حاضر قبر وی در مقبره بزرگی نزدیک درب سلمان (رحمه اللّه) قرار دارد و نزد اهل بغداد به شیخ خلاّنی معروف است.[۴۷]

 

ویژگی‌های شخصیتی محمد بن عثمان بن سعید

محمد بن عثمان بن سعید، دارای ویژگی های شخصیتی و کمالات فراوانی بود. به طور طبیعی از میان کسانی که یک نفر به عنوان نائب امام معصوم (علیه السلام) برانگیخته می‌شود، او باید بیشترین شباهت را نسبت به آن امام (علیه السلام) داشته باشد. نظر به این‌ که محمد بن عثمان بن سعید، همانند پدرش، از میان علما و برجستگانی به مقام نیابت امام زمان (علیه السلام) رسیده بود که هر کدام از آنان جایگاه ویژه‌ای در میان شیعه امامیه داشتند، این خود بر عظمت مقام وی و نزدیکی و قربش به آن حضرت دلالت می نماید.

 

فلسفه اسامی، القاب و شهرت محمد بن عثمان بن سعید

ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعید، با عنایت به این که یکی از القاب پدرش «عَمری» بود، گاهی او را نیز «عَمْری»[۴۸] گفته‌اند. همچنین با توجه به این‌که وی از قبیله بنی اسد می‌باشد، از او با لقب «اسدی»[۴۹] یاد کرده‌اند، علاوه بر اینها وی به مناسبت سکونت در شهر سامرّا، «عسکری»[۵۰] نیز نامیده می‌شد. در محافل شیعه از او به نام «سمّان»[۵۱] (روغن فروش) یاد ‌شده؛ به این جهت که او همانند پدرش به دادوستد روغن مى‏پرداخت و تحت پوشش شغل خود به فعالیتش ادامه مى‏داد.[۵۲]

بعضی گفته‌اند که وی در عراق به «خلّانی» معروف است،[۵۳] شاید این لقب، به جهت واقع شدن مرقد وی در محله خلانی بغداد و مسجد جامع خلانى که در میدانى به همین نام در محله قدیمى سنکِ بغداد واقع است، نهاده شده است.[۵۴]

در بعضی منابع، از وی با لقب «کوفی»[۵۵] نیز یاد شده، شاید بدین جهت که وی از قبیله بنی اسد بوده و قبیله بنی اسد در کوفه ساکن بودند.[۵۶]

 

کسوت و پیشه محمد بن عثمان بن سعید

محمد بن عثمان بن سعید، علاوه بر کسوت نیابت و سفارت امام زمان (علیه السلام)، در ظاهر همانند پدر بزرگوارش، به روغن فروشی مشغول بود، تا مأموریت اصلی وی از چشمان تیزبین مأموران امنیتی خلفا و دشمنانشان دور و پوشیده بماند.[۵۷]

 

اخلاق و صفات محمد بن عثمان بن سعید

محمد بن عثمان بن سعید در سجایای اخلاقی، همانند دیگر نائبان خاص، شهرت داشت و در اخلاق و صفات به عدالت، وثاقت، امانت، درایت، و فهم ستوده می‌شد.

مرحوم مجلسی می‌گوید: جمعى از یاران امام حسن عسکرى (علیه السّلام) در زمان خود آن حضرت، فرزندش امام زمان (علیه السلام) را دیدند، و بعد از وفات حضرت عسکری (علیه السلام)، همان‌ها از اصحاب خاص و نواب امام زمان (علیه السلام) و رابط میان آن جناب و شیعیان بوده و همه آنها هم سرشناس بودند. آنان احکام دین را از وجود اقدس امام مهدی (علیه السّلام) می‌پرسیدند و براى شیعیان گزارش می‌کردند و همچنین سؤالات کتبى و وجوهات شرعى شیعیان را با وکالتى که از امام داشتند از آنها گرفته و به امام (علیه السلام) منتقل می کردند. اینان جمعى بودند که امام حسن عسکرى (علیه السّلام) در زمان حیات خود، عدالت آنها را ستوده و همه را به عنوان امین فرزندش امام زمان (علیه السلام) معرفى کرد و بعد از خود، ناظر املاک و متصدّى کارهاى خود گردانید، و آنها را به شخص و نام و نسب به مردم شناساند.

این عده، ابو عمرو عثمان بن سعید روغن فروش و فرزندش محمد بن عثمان و دیگران بودند. اینان همه داراى عقل امانت، وثاقت، درایت، فهم، تحصیل و عظمت بودند، و هم در نزد سلطان وقت به واسطه جلالت قدر و مقام والایى که داشتند بزرگ و گرامى بودند. آنها چنان در امانت‌دارى معروف و در عدالت مشهور بودند که اگر دشمن بر آنها فشار مى‏آورد، سلطان (حاکم وقت) از آنها حمایت نموده و دفع شرّ می‌کرد.[۵۸]

 

محمد بن عثمان بن سعید مورد اعتماد امامان معصوم  (علیهم السلام)

همان طور که در مطالب قبل مطرح شد، جناب محمد بن عثمان بن سعید، دربان دو امام معصوم (علیهما السلام)، وکیل امام حسن عسکری (علیه السلام) و نائب خاص امام زمان (علیه السلام) بوده است و همه اینها از وثوق و اطمینان آن حضرات نسبت به ایشان حکایت دارد.

با توجه به این که یکی از وظایف محوله به وکیلان و نائبان؛ از جمله محمد بن عثمان بن سعید، رساندن پیام‌های امام (علیه السلام) به گوش شیعیان و رساندن امانت‌های مردم به امام بود، مهم‌ترین شرط این نیابت، وثاقت و امانت‌داری است؛ از این رو می‌بینیم بارها محمد بن عثمان بن سعید از سوی امامان (علیهم السلام)، به عنوان شخصیتی که مورد اعتماد است معرفی شده است.[۵۹]

امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در پاسخ به سؤالات اسحاق بن یعقوب که توسط محمد بن عثمان صورت گرفت، در فرازی می‌فرمایند: «… و اما در حوادث واقعه به راویان حدیث ما رجوع کنید، پس ایشان حجت من بر شما و من حجت خدا بر آنان هستم، و اما محمد بن عثمان عمرى -که خدا از او و پدرش قبل از او خشنود باد- پس او ثقه و محل اعتماد من است و نوشته او نوشته من است…»‏.[۶۰]

شیخ طوسی از ابو العباس نقل نموده: هبه اللّه بن محمّد؛ نوه ام کلثوم، دختر ابو جعفر عمرى از مشایخ خودش نقل کرده که ایشان گفته‏اند: شیعه همواره به عدالت عثمان بن سعید و محمّد بن عثمان اعتقاد داشتند، تا این‏ که ابو عمرو عثمان بن سعید از دار دنیا رفت و پسرش ابو جعفر محمّد بن عثمان او را غسل داد و اقدام به تجهیز پیکر او نمود و همه امور پس از پدر به او منتقل شد و شیعه به عدالت، وثاقت و امانت‏دارى او اجماع داشتند، چرا که در خصوص امانت و وثاقت او [از ناحیه امام حسن عسکرى علیه السّلام‏] نصّ صریح وارد شده بود، چه در زمان حیات امام حسن عسکرى (علیه السّلام) و چه در زمان حیات پدرش عثمان بن سعید که امر شده بود که [شیعیان در مسائل مختلف‏] به ایشان مراجعه کنند، و در عدالتش میان شیعه هیچ اختلافى نبوده و در امانت‏دارى‏اش هم شک و تردیدى وجود نداشته است.

همچنین توقیعات حضرت حجت (علیه السلام) پیرامون امور مهم مردم، به دست او و با همان خطى که در زمان حیات پدرش از ناحیه آن حضرت (علیه السّلام) خارج مى‏شد، مى‏آمد و شیعیان در مسأله سفارت از امام زمان (علیه السّلام)، غیر او را به رسمیت نمى‏شناختند و به کسى غیر از او مراجعه نمى‏کردند… .[۶۱]

 

کرامات محمد بن عثمان بن سعید

مردان بزرگ الهی به دلیل تزکیه نفس و پاکی روح به کراماتی دست می‌یابند، از جمله آنان محمد بن عثمان بن سعید؛ نائب دوم امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است که برخی از کرامات وی در کتاب های روایی و تاریخی ذکر شده است. شیخ طوسی می نویسد: نشانه ها و کرامات زیادى از وى نقل شده است. معجزات امام زمان (علیه السّلام) به دست او آشکار می‌گردید، و امور بسیارى را از جانب امام (علیه السلام) به شیعیان خبر داد که همه باعث بصیرت شیعیان در خصوص وجود امام دوازدهم (علیه السلام) گردید و اینها نزد شیعه مشهور است.[۶۲] در ادامه به بعضی از این کرامات اشاره می شود:

الف) از ام کلثوم دختر ابو جعفر عمرى (محمّد بن عثمان بن سعید) روایت شده است: مالى از قم براى پدرش رسیده بود تا آنها را به صاحب الامر (عجّل اللَّه تعالى فرجه الشریف) برساند، پس چون قاصد و آورنده اموال، آنها را به او رساند و آماده برگشتن شد، ابو جعفر به او گفت: چیزى از آن چه که به تو سپرده‏اند باقى مانده است، آن کجا است؟ آن مرد گفت: چیزى نمانده مگر این ‌که همه را تسلیم تو نموده‏ام. ابو جعفر گفت: برو نزد فلان قَطّان (پنبه فروش) که برایش دو عِدل[۶۳] پنبه بردى، یکى از آن دو عدل که بر آن چنین و چنان نوشته شده است را بگشا و در کنار آن چیزى است که گفتم (دو پیراهن سودانى). آن مرد از آن چه ابو جعفر به او گفته بود، متحیر ماند و پس از جست‌وجو مشاهده کرد همان طور است که گفته بود.[۶۴]

ب) على بن محمد بن متیل می‌گوید: عمویم جعفر بن احمد بن متیل گفت که ابو جعفر محمد بن عثمان سمان، معروف به عمرى (رضی الله عنه) مرا خواست و چند جامه راه‌راه با کیسه‏اى نقره به من داد و گفت: لازم است هم اکنون خودت به واسط (شهری در عراق که در نزدیکی بصره واقع شده است) بروى و اینها که به تو دادم به اولین کسى که موقع بالا رفتن تو از مرکب به شط با تو برخورد کرد بدهى. جعفر بن احمد می‌گوید: مرا از این مأموریت اندوه سختى در گرفت، (پیش خود) گفتم چون مَنى را به چنین مأموریتى می‌فرستند و این چیز اندک و ناقابل را با او روانه می‌کنند؟ سپس می‌گوید: من به واسط رفتم و از مرکب‏ بالا رفتم. اول کسى که به من برخورد کرد از او احوال حسن بن محمد قطاه صیدلانى؛ وکیل وقف را در واسط پرسیدم، گفت: من او هستم. (آن گاه او از من پرسید) تو کیستى؟ گفتم: من هم جعفر بن محمد بن متیل هستم، مرا به نام مى‏شناخت، بر من سلام داد و من هم بر او سلام دادم و همدیگر را در آغوش کشیدیم و به او گفتم: ابو جعفر عمرى به تو سلام می‌رساند و این چند جامه و این کیسه را به من داده که به شما تحویل دهم. گفت: حمد خدا را، محمد بن عبد اللَّه حائرى (یکی از شیعیان واسط) مرده است و من براى اصلاح و تهیه کفن او بیرون آمده‏ام. جامه‏دان را گشود و به ناگاه در آن، همه لوازم کفن وجود داشت: از سرتاسرى و پارچه‏هاى کفن و کافور، در کیسه هم کرایه حمّال‌ها و اجرت گور کندن بود؛ آن گاه جنازه او را تشییع کردیم و من برگشتم (و راز اقدام جناب محمد بن عثمان بن سعید و کرامت او در این باره را فهمیدم).‌[۶۵]

ج) قطب الدین راوندى در کتاب خرایج از ابو الحسن مسترق ضریر (نابینا) روایت کرده که گفت: روزى در مجلس حسن بن عبد اللَّه بن حمدان ناصر الدوله بودم و درباره امام زمان (علیه السلام) مذاکره می‌نمودیم. من آن را بى‏اهمیت تلقى می‌کردم تا این‌که روزى عمویم حسین وارد مجلس شد. باز من شروع کردم که در آن باره‏ صحبت کنم. عمویم گفت: فرزندم! من هم سابقا عقیده تو را داشتم تا این ‌که به حکومت شهر قم رسیدم، و این موقعى بود که اهل آن جا، سر به نافرمانى خلیفه برداشته بودند؛ زیرا هر وقت حاکمى از طرف خلفا به آن جا اعزام می‌شد اهل قم سر به نافرمانى برمی‌داشتند و با وى به جنگ و جدال برمى‏خاستند، پس لشکرى به من دادند و بدین گونه رهسپار قم شدم. وقتى به منطقه ناحیه «طرز» رسیدم، به عزم شکار بیرون رفتم، شکارى را دنبال کردم، ولى از نظرم ناپدید شد. ناچار به تعقیب آن پرداختم تا به نهر آبى رسیدم و از کنار آن اسب می‌دوانیدم تا جایى که نهر به نظرم بزرگ و بى‏انتها آید. ناگاه سوارى را دیدم که سوار بر اسب سفیدى است و به طرف من مى‏آمد و عمامه خزّ سبزى به سر نهاده و رویش را گرفته بود، به طورى که فقط چشمش پیدا بود، و دو کفش سرخ هم پوشیده بود.

سوار به من گفت: اى حسین! و مرا امیر نگفت و به اسم کنیه‌ام نخواند (و فقط نامم را برد). گفتم: چه می‌خواهید؟ گفت: چرا از ناحیه مقدسه (امام زمان علیه السلام) انتقاد می‌کنى و براى چه خمس اموالت را به اصحاب من نمى‏پردازى؟ من مردى دلیر و شجاع بودم، مع الوصف در این هنگام، بر خویشتن لرزیدم و مهابت او مرا گرفت. گفتم: آقا! آن چه امر می‌فرمائى اطاعت می‌کنم.

گفت: وقتى به محلى که قصد آن جا را دارى (قم) رسیدى و بدون جنگ و ستیز وارد شهر شدى و به مرور اموالى به چنگ آوردى، خمس آن را به افراد مستحق بده. گفتم: اطاعت می‌کنم. سپس گفت: برو به سلامت. این را گفت و عنان اسب گرداند و رفت. نفهمیدم از کدام راه رفت. هر چه از سمت راست و چپ او را جست‌وجو کردم، نیافتم و این خود موجب ترس بیشتر من شد.

آن‌گاه به جانب لشکر خود مراجعت نموده و جریان را فراموش کردم. وقتى به قم رسیدم و قصد داشتم که با مردم آن جا جنگ کنم، اهل قم از شهر خارج شده نزد من‏ آمدند و گفتند: پیش از این، هر حاکمى که براى ما فرستاده می‌شد، چون با ما به عدالت سلوک نمی‌کرد، به جنگ و ناسازگارى با وى برمى‏خاستیم، ولى اکنون که تو آمده‏اى حرفى نداریم، وارد شهر شو و چنان که می‌خواهى به تدبیر امور آن بپرداز! من هم مدتى در قم ماندم و اموال بسیارى بیش از آن چه انتظار داشتم، اندوختم. (ولی) بعضى از سران لشکر از من نزد خلیفه سعایت نمودند و از طول توقف من در قم، به عکس حکام سابق و مال بسیارى که جمع نموده بودم؛ حسد بردند، و در نتیجه من معزول شدم و به بغداد برگشتم و یک راست نزد خلیفه رفتم و سلام نمودم و سپس به خانه خود رفتم.

از جمله کسانى که از من دیدن کردند محمد بن عثمان عمرى (نائب دوم امام زمان علیه السلام) بود. او از میان جمعیت آمد و تکیه به بالش من داد و نشست، به گونه اى که کار او موجب خشم من گردید، او زیاد نشست و برنخاست که برود. مردم دسته دسته مى‏آمدند و می‌رفتند و او همچنان نشسته بود و موجب ازدیاد خشم من می‌شد. وقتى مجلس به کلى خلوت شد، محمد بن عثمان نزدیک‌تر آمد و گفت: میان من و تو رازى است که می‌خواهم گوش دهى. گفتم: بگو! گفت: صاحب آن اسب سفید که جنب آن نهر آب تو را دید، می‌گوید: ما به وعده خود وفا نمودیم (یعنى وعده کردیم که اهل قم بدون جنگ و ستیز تو را ‏پذیرفته و اموال زیادى به چنگ خواهى آورد) من یک‌باره ماجرا را به یاد آوردم و تکان سختى خوردم. سپس گفتم: چشم، اطاعت می‌کنم. آن گاه برخاستم و دست محمد بن عثمان را گرفته و اموالم را حساب نموده، خمس آن را ادا کردم، حتى قسمتى را که من فراموش کرده بودم، خمس آن را نیز معین کرد و رفت. بعد از این ماجرا دیگر درباره وجود امام زمان (علیه السّلام) و این که نواب او از ناحیه مقدسه‏اش، مأموریت‌هایى دارند تردید نکردم، و حقیقت امر بر من روشن شد.

ابو الحسن مسترق راوى این خبر می‌گوید: من هم از وقتى این واقعه را از عمویم ابو عبد اللَّه (حسین) شنیدم شکى که در این باره داشتم به کلى برطرف گردید.[۶۶]

 

آثار و اقدامات تاریخی محمد بن عثمان بن سعید

از محمد بن عثمان بن سعید، آثار و اقداماتی بر جا مانده که عبارتند از: نقل روایاتی از امام حسن عسکری، امام زمان (علیهما السلام) و پدرش عثمان بن سعید، نقل بعضی از دعاهای معروف و تألیف کتاب، که شرح آنها در ادامه خواهد آمد.

 

اندیشه و مکتب محمد بن عثمان بن سعید

محمد بن عثمان بن سعید نیز مانند سایر انسان‌های برجسته، طبعاً دارای افکار و اندیشه هایی بود که می‌توانست در جامعه آن روز تأثیرگذار باشد، اما وی به عنوان نائب ویژه امام زمان (علیه السلام)، تنها مروج افکار و اندیشه و مکتب امام (علیه السلام) بود و وظایفی را که آن حضرت به وی محول نموده بود انجام می‌داد، و این گونه نبود که مکتب و اندیشه ای جدا و مستقل از امام زمان خود داشته باشد.

 

آثار علمی محمد بن عثمان بن سعید

برای محمد بن عثمان بن سعید؛ نائب دوم امام زمان (علیه السلام)، آثار و تألیفاتی بیان کرده اند. شیخ طوسی به نقل از ابن نوح و او به نقل از ابو نصر هبه الله؛ فرزند دختر محمد بن عثمان، می‌نویسد: ابو جعفر محمد بن عثمان کتاب‏هایى داشت که در فقه تصنیف کرده و همه را از امام حسن عسکرى و امام زمان (علیهما السلام) و پدرش عثمان بن سعید که او نیز از امام على النقى و امام حسن عسکرى (علیهما السّلام) روایت نموده، شنیده بود. از جمله آن کتاب‌ها کتاب «الاشربه» بود. ام کلثوم دختر وى (مادر ابو نصر) (رضى اللَّه عنها) می‌گفت: این کتاب موقع وصیت محمد بن عثمان به حسین بن روح (رضی الله عنه) رسید و در دست او بود. ابو نصر می‌گوید: گمان می‌کنم بعد از آن به شیخ ابو الحسن سمرى (رضى اللَّه عنه) رسید.‏[۶۷]

 

محمد بن عثمان بن سعید راوی احادیث مهدویت

محمد بن عثمان علاوه بر کتاب‌هایی که برای وی گزارش شده، راوی احادیث بسیاری پیرامون مهدویت است. روایاتی درباره امام زمان (علیه السلام)؛ از جمله درباره تولد آن حضرت،[۶۸] حرام بودن ذکر نام او،[۶۹] و ملاقات‌ها و دیدارهای او با امام مهدی،[۷۰] که در ادامه به برخی از آنها اشاره می‌شود.

الف) روایات مربوط به ولادت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف):

  1. غیاث بن اسید می‌گوید: محمّد بن عثمان عمری (قدس اللَّه روحه) را دیدار کردم، مى‏گفت: چون مهدى خلیفه‌اللَّه متولّد شد، نورى از بالاى سرش به سوی آسمان ساطع گردید، سپس براى سجده پروردگارش به رو درافتاد، آن‌گاه سر خود را برداشت در حالى که مى‏گفت: «شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِکَهُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ‏ الْإِسْلامُ».[۷۱] او می‌گوید: میلاد او در روز جمعه واقع گردید.[۷۲]
  2. در کتاب کمال الدین به سندى روایت نموده از محمد بن عثمان عمرى؛ نائب دوم حضرت بقیه اللَّه (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که فرمود: آن حضرت ختنه شده به دنیا آمد و از حکیمه خاتون روایت نموده که مادر او نرجس خاتون نفاس نداشته و همین حالت، روش و منوال مادران اوصیاء طاهرین (علیهم السّلام) بوده است.[۷۳]

ب) گزارش حدیث «من مات و لم یعرف…»:

ابو علىّ بن همّام می‌گوید: از محمّد بن عثمان عمرى (قدّس اللَّه روحه) شنیدم که از پدرش نقل می کرد که مى‏گفت: من نزد امام عسکرى (علیه السلام) بودم که از آن حضرت از خبرى که از پدران بزرگوارش روایت شده است، پرسیدند که زمین از حجّت الهى بر خلایق تا روز قیامت خالى نمى‏ماند و کسى که بمیرد و امام‏ زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیّت مرده ‌است. فرمود: این حقّ است همچنان که روز روشن حقّ است. گفتند: اى فرزند رسول خدا، حجّت و امام پس از شما کیست؟ فرمود: فرزندم محمّد، او امام و حجّت پس از من است، کسى که بمیرد و او را نشناسد به مرگ جاهلیّت مرده‌ است، آگاه باشید که براى او غیبتى است که نادانان در آن سرگردان شوند و مبطلان در آن هلاک گردند و کسانى که براى آن وقت معیّن کنند دروغ‌گو هستند، سپس خروج مى‏کند و گویا به پرچم‌هاى سپیدى مى‏نگرم که بر بالاى سر او در نجف کوفه در اهتزاز است.[۷۴]

ج) گزارش دیدن امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف):

روایت است از محمد بن عثمان عمرى که ما گروهی چهل نفری نزد أبو محمد امام حسن عسکری (علیه السلام) بودیم، پس آن حضرت فرزندش را بر ما عرضه نموده و فرمود: این است امام شما بعد از من و جانشین  من بر شما، پس اطاعت کنید و بعد از من متفرق نشوید که اگر چنین کنید در دینتان هلاک می‌شوید. بدانید که بعد از امروز شما او را نخواهید دید، پس از نزدش بیرون آمدیم و بعد از مدتی کوتاه أبو محمد (علیه السلام) درگذشت.[۷۵]

دـ) گزارش حضور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در حج:

عبداللَّه بن جعفر می‌گوید: از محمّد بن عثمان عمرى شنیدم که مى‏گفت: به خدا سوگند، صاحب الأمر همه ساله در موسم حجّ حاضر مى‏شود و مردم را مى‏بیند و مى‏شناسد و مردم نیز او را مى‏بینند، امّا نمى‏شناسند.[۷۶]

 

محمد بن عثمان بن سعید راوی دعاهای معروف

از جمله آثار جناب محمد بن عثمان بن سعید، روایت دعاهای معروفی؛ چون «سمات»[۷۷] و «افتتاح»[۷۸] است که از ناحیه مقدسه امام زمان (علیه السلام) صادر شده است.

 

موافقان محمد بن عثمان بن سعید

محمد بن عثمان بن سعید شخصی امین، مورد اعتماد و دارای اخلاق نیکویی بود؛ از این رو مورد احترام عموم مردم از اهل سنت و شیعیان بود. در دوران نیابت محمد بن عثمان، افرادی در تشکیلات سفارت و نیابت با او همکاری می‌کردند. برخی کارگزار و وکیل او در بعضی مناطق بودند. عده‌ای علاوه بر این عناوین، افتخار شاگردی او را داشتند و بعضی نیز از دست او توقیع گرفتند.[۷۹] گفته شده که در بغداد، ده نفر زیر نظر او امور را اداره می‌کردند که یکی از آنان حسین بن روح بود که بعدها سومین نائب امام زمان شد.[۸۰] به طور کلی می توان گفت: همه دوستان و شیعیان امام زمان (علیه السلام) در زمان حیات محمد بن عثمان، از موافقان وی محسوب می شوند.  اسامی برخی از آنها از این قرار است:

اسحاق بن یعقوب، جعفر بن محمد بن مالک (از محدثان شهر کوفه)، جعفر بن محمد بن متیل، جعفر بن عثمان مدائنی، احمد بن ابراهیم نوبختی، محمد بن همام بغدادی، محمد بن علی اسود، عبدالله بن جعفر حمیری، قاسم بن علاء، محمد بن ابراهیم مهزیار، ابوالحسین رازی، ام کلثوم دختر محمد بن عثمان، اسحاق بن ریاح بصری، علی بن احمد دلال قمی، ابوعلی متیلی، غیاث بن اسید، حسین بن عبدالرحیم ابراروری.[۸۱]

 

محمد بن عثمان بن سعید از دیدگاه اندیشمندان شیعه

انسان‌هایی که از کمالات و سجایای اخلاقی برخوردارند، همواره مورد توجه دیگران قرار دارند. محمد بن عثمان بن سعید علاوه بر اوصاف پسندیده، دارای نیابت و سفارت از جانب امام زمان (علیه السلام) بود که به همراه توصیف امامان از وی، بر وجاهت ایشان می‌افزاید و به دنبال آن، اعتماد و دوستی همه خصوصا شیعیان را به خود جلب می‌کند. در این بخش به عنوان نمونه به دو دیدگاه اشاره می‌شود:

الف) سید بن طاووس به نقل از استاد خود می‌گوید: چون سیّد ما شیخ ابو جعفر محمّد بن عثمان بن سعید العمرى رحلت نمود که خداى تعالی از او راضى شود و  او را راضى گرداند و بر بلندى مرتبه ای که به او سپرده بود بیفزاید، وقتی از امر (نیابت و سفارت امام زمان علیه السلام) فارغ شد، شیخ ابوالقاسم حسین بن روح در منزل وی جلوس نمود… .[۸۲]

ب) غفاری؛ محقق و مصحح کتاب گران‌سنگ «من لا یحضره الفقیه» می‌نویسد: «محمّد بن عثمان بن سعید عمرى (رضوان اللَّه علیه)، وکیل ناحیه مقدّسه بوده و دومین فرد از نوّاب اربعه است. کنیه‏اش ابو جعفر و (همانند پدرش عثمان بن سعید نایب اوّل)، نزد امامیّه داراى منزلت و مقامى است. وی در جمادى الاولى سال ۳۰۵ هجرى از دنیا رفته، و قبرش در بغداد مشهور است و داراى کتاب‌هایى‏ است»‏.[۸۳]

 

محمد بن عثمان بن سعید از دیدگاه اندیشمندان اهل سنت

با عنایت به این که محمد بن عثمان بن سعید از بزرگان شیعه امامیه و نائب امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می‌باشد؛ از این رو به طور طبیعی اهل سنت خصوصا متعصبان آنان با وی میانه خوبی نخواهند داشت، امّا با توجه به این‌ که وی شخصی امین، مورد اعتماد و دارای اخلاق نیکویی بود؛ بر این اساس مورد احترام عموم مردم از اهل سنت و شیعیان بود.

مرحوم شیخ مفید می‌گوید: «عثمان بن سعید سمّان عمرى» و پسرش «محمد بن عثمان» و عده ای دیگر،  همگى نزد «امامیه» و «زیدیه» معروف و مشهورند و اکثر اهل تسنن آنان را مى‏شناسند و تمامشان مردمان عاقل، امین، مورد اعتماد، فهمیده، دانشمند و زیرک بوده‏اند، و جالب این‌ که خلیفه و سلطان وقت نیز به آنان احترام مى‏گذاشت و این احترام‌گزاردن دلایلى داشت:

اولا: به خاطر این بود که آنان نزد مردم، انسان‌هاى با فضیلت، امین و عادلى بودند، به گونه‏اى که خلیفه ابدا به اتهاماتى که دشمنان به آنان وارد مى‏کردند، اعتنا نمى‏کرد.

ثانیا: به این جهت  بود که آنان شدیدا از بیان آرا و اعتقادات خود پرهیز مى‏کردند و اهل تدبیر بوده، هرگز چیزى که بهانه‏اى به دست دشمنانشان بدهد، اظهار نمى‏کردند».[۸۴]

مرحوم مجلسی می‌گوید: ابو عمر عثمان بن سعید روغن فروش و فرزندش محمد بن عثمان و دیگران در نزد سلطان وقت به واسطه جلالت قدر و مقام والائى که داشتند بزرگ و گرامى بودند؛ چون در امانت‌دارى معروف و در عدالت مشهور بودند تا جایى که اگر دشمن بر آنها فشار مى‏آورد، سلطان از آنها حمایت نموده دفع شرّ می‌کرد.[۸۵]

 

مخالفان محمد بن عثمان بن سعید

با عنایت به نیابت و وکالت خاصه محمد بن عثمان از امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، به طور طبیعی دشمنان و مخالفان امام (علیه السلام)، مخالفان وی نیز به حساب می‌آیند. پس از رحلت عثمان بن سعید با این که وی به نیابت خاص فرزندش از امام (علیه السلام) تصریح نموده بود، امّا تعدادی انسان‌های جاه‌طلب و دنیاجو به مخالفت با وی پرداختند. کسانی که پس از وفات عثمان بن سعید، در نیابت فرزندش محمد تردید کردند و خود، مدعی نیابت شدند، عبارتند از:

ابو محمد حسن شریعی، محمد بن نصیر نمیری، احمد بن هلال کرخی عبرتائی، محمد بن علی بن بلال، محمد بن احمد بن عثمان معروف به ابوبکر بغدادی، اسحاق احمر، باقطانی، حسین بن منصور حلاج.[۸۶]

 

میراث محمد بن عثمان بن سعید

مهم‌ترین و ارزشمندترین چیزی که از نواب اربعه، به ویژه محمد بن عثمان بن سعید بر جای مانده، توقیعات (نامه‌های امام زمان علیه السلام)، شهادت‌های مبنی بر دیدن امام زمان (علیه السلام) و روایاتی است که در کتاب‌های حدیثی و تاریخی به آنها اشاره شده است.

 

کتاب نامه مقاله محمد بن عثمان بن سعید

  1. قرآن کریم.
  2. ابن اثیر، عز الدین على؛ الکامل فی التاریخ؛ دار صادر، بیروت، ۱۳۹۹ق.
  3. ابن شهرآشوب مازندرانی، محمد بن علی؛ مناقب آل أبی طالب (علیهم السلام)؛ علامه‏، چاپ اول، قم‏، ۱۳۷۹ ق‏‏.
  4. ابن صباغ مالکی، على بن محمد؛ الفصول المهمه فی معرفه الأئمه (علیهم السلام)؛ دار الحدیث‏، چاپ اول، قم، ۱۴۲۲ق.
  5. اربلی، علی بن عیسی؛ کشف الغمه؛ بنى هاشمى‏، چاپ اول، تبریز، ۱۳۸۱ق.
  6. اربلی، علی بن عیسی؛ کشف الغمه؛ ترجمه و شرح: زواره‏اى، علی بن حسین؛ محقق/مصحح: میانجى، ابراهیم‏؛ انتشارات اسلامیه‏، چاپ سوم، تهران‏، ۱۳۸۲ش‏.
  7. امین عاملى، سید محسن؛ أعیان الشیعه؛ دار التعارف‏، بیروت‏، ۱۴۰۳ق‏.
  8. جباری، محمد رضا؛ سازمان وکالت و نقش آن در عصر ائمه (علیهم السلام)‏؛ مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی، قم، ۱۳۸۲ش.
  9. جمعی از نویسندگان؛ ره توشه عتبات عالیات؛ نشر مشعر، تهران، ۱۳۹۱ش.
  10. حسین، جاسم؛ تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم؛ ترجمه: آیت اللّهی، سید محمد تقی؛ مؤسسه انتشارات امیر کبیر، چاپ سوم، تهران، ۱۳۸۵ش.
  11. حسین‏زاده شانه‏چى، حسن‏؛ اوضاع سیاسى اجتماعى و فرهنگى شیعه در غیبت صغرى؛ پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى دفتر تبلیغات قم، چاپ اول، قم، ۱۳۸۶ش‏.
  12. حسینى عاملى، سید تاج الدین؛ التتمه فی تواریخ الأئمه علیهم السلام؛‏ بعثت‏، چاپ اوّل، قم‏، ۱۴۱۲ق‏.
  13. حِمیری، عبدالله بن جعفر؛ قرب الاسناد؛ محقق و مصحح: مؤسسه آل البیت (علیهم السلام)، مؤسسه آل البیت (علیهم السلام)، چاپ اول، قم، ۱۴۱۳ق.
  14. راوندی، قطب الدین؛ الخرائج و الجرائح؛ محقق/مصحح: مؤسسه الإمام المهدى (علیه السلام‏)؛ مؤسسه امام مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشریف‏)، چاپ اول، قم‏، ۱۴۰۹ق‏.
  15. سایت واژه یاب.
  16. سایت ویکی شیعه.
  17. سید بن طاووس، علی بن موسی، الإقبال بالأعمال الحسنه فیما یعمل مره فی السنه، محقق/مصحح: قیومى اصفهانى، جواد، دفتر تبلیغات اسلامى‏، چاپ اول‏، قم‏، ۱۳۷۶ش.
  18. سید بن طاووس، علی بن موسی‏؛ مهج الدعوات و منهج العبادات؛ محقق/مصحح: کرمانى، ابوطالب و محرر، محمد حسن؛‏ دار الذخائر، چاپ اول، قم‏، ۱۴۱۱ ق‏.
  19. شبلنجى، مؤمن بن حسن؛ ‏نور الأبصار فی مناقب آل بیت النبی المختار (صلى الله علیه و آله و سلم)؛ رضى‏، قم، بی تا.‏
  20. صدر، سید محمد؛ تاریخ الغیبه الصغری؛ دارالتعارف للمطبوعات، چاپ اول، بیروت، ۱۴۱۲ق.
  21. صدوق، محمد بن علی؛ علل الشرائع؛ کتاب فروشى داورى‏، چاپ اول، قم‏، ۱۳۸۵ش/ ۱۹۶۶م‏.
  22. صدوق، محمد بن علی؛ کمال الدین و تمام النعمه؛ محقق/مصحح: غفارى، على اکبر؛ اسلامیه‏، چاپ دوم، تهران‏، ۱۳۹۵ق‏.
  23. صدوق، محمد بن علی؛ کمال الدین و تمام النعمه؛ ترجمه: کمره‌ای، محمد باقر؛ اسلامیه‏، چاپ اول، تهران‏، ۱۳۷۷ش‏.
  24. صدوق، محمد بن علی؛ من لا یحضره الفقیه؛ جامعه مدرسین‏، چاپ دوم، قم‏، ۱۴۰۴ق‏.
  25. طبرسی، فضل بن حسن؛ إعلام الورى بأعلام الهدى؛ اسلامیه‏، چاپ سوم، تهران‏، ۱۳۹۰ق‏.
  26. طبری، ‏محمد بن جریر؛ تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ طبری)؛ تحقیق: ابراهیم، محمد أبو الفضل؛ دار التراث، ‏چاپ دوم، ‏بیروت، ۱۳۸۷ق/ ‏‏۱۹۶۷م.
  27. طوسى، محمد بن حسن‏؛ متن و ترجمه کتاب غیبت شیخ طوسی؛ ترجمه و تحقیق: عزیزی، مجتبی؛ مسجد مقدس جمکران‏، چاپ دوم، قم، ۱۳۸۷ش‏.
  28. طوسی، محمد بن حسن؛ الغیبه؛ محقق/مصحح: تهرانى، عبادالله و ناصح، على احمد؛ مؤسسه المعارف الاسلامیه، چاپ اول، قم، ۱۴۱۱ق.
  29. طوسی، محمد بن حسن؛ رجال الشیخ الطوسی؛ محقق/مصحح: قیومى اصفهانى، جواد‌؛ دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‌، چاپ سوم، قم، ۱۴۲۷ ق.‌
  30. طوسی، محمد بن حسن؛ مصباح المتهجد؛ مؤسسه فقه شیعه، بیروت، ۱۴۱۱ق.
  31. غفارزاده، علی؛ زندگانی نواب خاص امام زمان؛ انتشارات نبوغ، سوم، قم، ۱۳۷۹ش.
  32. فقیه بحرالعلوم، محمدمهدی/خامه یار، احمد؛ زیارتگاه‌های عراق (معرفی زیارتگاه های مشهور در کشور عراق)؛ سازمان حج و زیارت، حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارات، تهران، بی تا.
  33. قمی، عباس، سفینه البحار و مدینه الحکم و الآثار، اسوه، بی جا، بی تا.
  34. کلینی، محمد بن یعقوب؛ الکافی؛ مؤسسه النشر الاسلامی‏، چاپ دوم، قم‏، ۱۴۱۴ق‏.
  35. کلینی، محمد بن یعقوب؛ کافی (درخشان پرتوى از اصول کافى)؛ حسینى همدانى،‏ سید محمد؛‏ چاپخانه علمیه قم‏، چاپ اول، قم‏، ۱۳۶۳ش‏.
  36. مامقانی، عبدالله؛ تنقیح المقال؛ مؤسسه آل البیت (علیهم السلام) لإحیاء التراث؛ بی تا. .
  37. مجلسی، محمد باقر؛ بحار الانوار ج ۱۳ (مهدى موعود)؛ ترجمه: دوانی، علی؛ دار الکتب الاسلامیه‏، چاپ بیست و هشتم‏، تهران‏، ۱۳۷۸ ش.
  38. مجلسی، محمد باقر؛ بحارالانوار؛ مصحح: جمعى از محققان‏؛ دار إحیاء التراث العربی‏، چاپ دوم، بیروت، ۱۴۰۳ ق‏.
  39. مفید، محمد بن محمد؛ الفصول العشره؛ کنگره شیخ مفید، چاپ اول، قم‏، ۱۴۱۳ق‏.
  40. نجاشی، احمد بن علی؛ رجال نجاشی فهرست أسماء مصنفی الشیعه‌؛ محقق و مصحح: شبیری زنجانی، سید موسی؛ دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‌، قم، ۱۴۰۷ق.

 

 

[۱]. ر .ک: مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ‏۵۱، ص ۳۴۴؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار ج ۱۳، (مهدى موعود)، ترجمه: دوانی، علی، ص ۶۶۵ .

[۲]. طوسی، محمد بن حسن، رجال الشیخ الطوسی، محقق/ مصحح: قیومى اصفهانى، جواد‌، ص ۴۴۷٫

[۳]. نجاشی، احمد بن علی، رجال نجاشی فهرست أسماء مصنفی الشیعه‌، محقق و مصحح: شبیری زنجانی، سید موسی، ص ۲۲۰٫

[۴]. مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال، ج ۲، ص ۱۳۵ و ۱۴۰٫

[۵]. ابن اثیر، عز الدین علی، الکامل فی التاریخ، ج ۸، ص ۱۰۹.

[۶]. صدوق، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمه، محقق/ مصحح: غفارى، على اکبر، ج ۲، ص ۵۰۴٫

[۷]. صدوق، محمد بن علی، علل الشرائع، مقدمه ج ‏۱، ص ۶؛ قمی، عباس، سفینه البحار و مدینه الحکم و الآثار، ج ۲، ص ۴۰۵٫

[۸]. تنقیح المقال، ج ۲، ص ۱۳۵٫

[۹]. نجاشی، احمد بن علی، رجال نجاشی فهرست أسماء مصنفی الشیعه‌، محقق و مصحح: شبیری زنجانی، سید موسی، ص ۴۴۰٫

[۱۰]. راوندی، قطب الدین، الخرائج و الجرائح، محقق/مصحح: مؤسسه الإمام المهدى (علیه السلام‏)، ج ‏۳، ص ۱۱۱۳؛ طوسی، محمد بن حسن، الغیبه، محقق/مصحح: تهرانى، عباد الله و ناصح، على احمد، ص ۳۶۳٫

[۱۱]. طوسى، محمد بن حسن‏، متن و ترجمه کتاب غیبت شیخ طوسی، ترجمه و تحقیق: عزیزی، مجتبی، ص ۶۴۶٫

[۱۲]. کتاب الغیبه للحجه، ص ۳۵۶٫

[۱۳]. طوسی، محمد بن حسن، کتاب الغیبه للحجه، محقق/مصحح: تهرانى، عباد الله و ناصح، على احمد، ص ۳۵۶؛ ابن شهرآشوب مازندرانی، محمد بن علی، مناقب آل أبی طالب (علیهم السلام)، ج ۴، ص ۴۰۲٫

[۱۴]. ابن شهرآشوب مازندرانی، محمد بن علی، مناقب آل أبی طالب (علیهم السلام)، ج ۴، ص ۴۰۲٫

[۱۵]. امین عاملى، سید محسن، أعیان الشیعه، ج ‏۲، ص ۴۰؛ حسینى عاملى، سید تاج الدین، التتمه فی تواریخ الأئمه علیهم السلام، ص ۱۴۳٫

[۱۶]. اعیان الشیعه، همان، ص ۴۴؛ ابن صباغ مالکی، على بن محمد، الفصول المهمه فی معرفه الأئمه (علیهم السلام)، ج ‏۲، ص ۱۱۰۶؛                        شبلنجى، مؤمن بن حسن، ‏نور الأبصار فی مناقب آل بیت النبی المختار (صلى الله علیه و آله و سلم)، ص ۳۴۲٫

[۱۷]. طوسى، محمد بن حسن‏، متن و ترجمه کتاب غیبت شیخ طوسی، ترجمه و تحقیق: عزیزی، مجتبی، ص ۶۲۶٫

[۱۸]. حسین، جاسم، تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم، ترجمه آیت اللّهی، سید محمد تقی، ص ۱۶۲٫

[۱۹]. حسین، جاسم، تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم، ترجمه: آیت اللّهی، سید محمد تقی، ص ۱۶۲٫

[۲۰]. طوسی، محمد بن حسن، الغیبه، محقق/مصحح: تهرانى، عباد الله و ناصح، على احمد، ص ۳۵۹٫

[۲۱]. همان، ص ۳۶۶.

[۲۲]. صدر، سید محمد، تاریخ الغیبه الصغری، ج ۱، ص ۴۰۳ و ۴۰۴.

[۲۳]. الغیبه، ص ۳۶۲٫

[۲۴]. قیام صاحب زَنْج، شورش بردگان و تهی‌دستان علیه خلیفه عباسی از سال ۲۵۵ق تا ۲۷۰ق بود. علت این قیام را اختلاف طبقاتی میان اشراف و بردگان دانسته‌اند. زنگیان، بردگان سیاه آفریقایی، بیشترین نقش را در این قیام داشتند و رهبر آنان با نام علی بن محمد به «صاحب زنج» معروف گردید. زنگیان بر بخش وسیعی از جنوب عراق و خوزستان ایران حکومت می‌کردند. این قیام پس از پانزده سال حکومت و پس از چند سال جنگ، از بین رفت. صاحب زنج با وجود این که ادعای علوی بودن داشت، اما مورخان و محققان او را دور از اهل بیت (علیهم السلام) دانسته و علوی بودن او را رد کرده‌اند. در حکومت صاحب زنج، زنان علوی و شیعه به کنیزی برده می‌شدند. برخی معتقدند امام علی (علیه السلام) تصرف بصره توسط صاحب زنج را پیش‌بینی کرده بود. ر.ک: سایت ویکی شیعه.

[۲۵]. حسین، جاسم، تاریخ سیاسی امام دوازدهم، ترجمه: آیت‌اللهی، محمد تقی، ص  ۱۷۵ و ۱۷۶.

[۲۶]. مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ج ۶۳، ص ۱۹۷.

[۲۷]. ابن‌شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب آل أبی طالب، ج ۴، ص ۴۲۹.

[۲۸]. تاریخ سیاسی امام دوازدهم، ص ۱۷۷ و  ۱۷۸.

[۲۹]. برگرفته از ویکی شیعه.

[۳۰]. طوسی، محمد بن حسن، الغیبه، محقق/مصحح: تهرانى، عباد الله و ناصح، على احمد، ص ۳۶۲٫

[۳۱]. طوسى، محمد بن حسن‏، متن و ترجمه کتاب غیبت شیخ طوسی، ترجمه و تحقیق: عزیزی، مجتبی، ص ۶۴۶٫

[۳۲]. حسین، جاسم، تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم، ترجمه: آیت اللّهی، سید محمد تقی، ص ۱۶۹.

[۳۳]. بقره، ۲۶۰٫

[۳۴]. صدوق، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمه، ج ‏۲، ص ۴۳۵؛ صدوق، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمه، ترجمه: کمره‌ای، محمد باقر، ج ‏۲، ص ۱۰۹٫

[۳۵]. همان، ص ۴۴۰؛ همان، ص ۱۱۴٫

[۳۶]. همان.

[۳۷]. طبرسی، فضل بن حسن، إعلام الورى بأعلام الهدى، ص ۴۴۲٫

[۳۸]. راوندی، قطب الدین، الخرائج و الجرائح، ج ‏۳، ص ۱۱۱۸٫

[۳۹]. سید بن طاووس، علی بن موسی، الإقبال بالأعمال الحسنه فیما یعمل مره فی السنه، محقق/مصحح: قیومى اصفهانى، جواد، ج ‏۳، ص ۲۱۴ و ۲۱۵٫

[۴۰]. طوسی، محمد بن حسن، الغیبه، محقق/مصحح: تهرانى، عباد الله و ناصح، على احمد، ص ۳۶۱٫

[۴۱]. همان؛ الخرائج و الجرائح، ج ‏۳، ص ۱۱۱۲٫

[۴۲]. طوسی، محمد بن حسن، الغیبه، محقق/مصحح: تهرانى، عباد الله و ناصح، على احمد، ص ۳۷۰؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، مصحح: جمعى از محققان، ج ۵۱، ص ۳۵۴٫

[۴۳]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ‏۵۱، ص ۳۵۱؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار ج ۱۳ (مهدى موعود)، ترجمه: دوانی، علی، ص ۶۷۵٫

[۴۴]. همان.

[۴۵]. طوسی، محمد بن حسن، الغیبه، محقق/مصحح: تهرانى، عباد الله و ناصح، على احمد، ص ۳۶۵ و ۳۶۶‏؛ طبرسی، فضل بن حسن، إعلام الورى بأعلام الهدى، ص ۴۵۰٫

[۴۶]. همان، ص ۳۶۶؛ صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، ج ‏۴، ص ۵۱۰٫

[۴۷]. قمی، عباس، سفینه البحار و مدینه الحکم و الآثار، ج ۲، ص ۴۰۵٫

[۴۸]. نجاشی، احمد بن علی، رجال نجاشی فهرست أسماء مصنفی الشیعه‌، محقق و مصحح: شبیری زنجانی، سید موسی، ص ۲۲۰٫

[۴۹]. مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال، ج ۲ ، ص ۱۳۵ و ۱۴۰٫

[۵۰]. ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل فی التاریخ، ج ۸، ص ۱۰۹.

[۵۱]. صدوق، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمه، ترجمه: کمره‌ای، محمد باقر، ج ۲، ص ۱۸۱٫

[۵۲]. حسین‏زاده شانه‏چى، حسن، اوضاع سیاسى اجتماعى و فرهنگى شیعه در غیبت صغرى، ص ۲۲۴؛ حسین، جاسم، تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم، ترجمه آیت اللّهی، سید محمد تقی، ص ۱۷۰٫

[۵۳]. صدوق، محمد بن علی، علل الشرائع، مقدمه ج ‏۱، ص ۶؛ قمی، عباس، سفینه البحار و مدینه الحکم و الآثار، ج ۲، ص ۴۰۵٫

[۵۴]. فقیه بحرالعلوم، محمدمهدی/خامه یار، احمد، زیارتگاه‌های عراق (معرفی زیارتگاه های مشهور در کشور عراق)، ج ۱، ص ۳۵۳ و ۳۵۴٫

[۵۵]. تنقیح المقال، ج ۲، ص ۱۳۵٫

[۵۶]. طبری، ‏محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ طبری)، تحقیق: ابراهیم، محمد أبو الفضل، ج ۴، ص ۴۵٫

[۵۷]. صدوق، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمه، ترجمه: کمره‌ای، محمد باقر، ج ۲، ص ۱۸۱‏؛ حسین‏زاده شانه‏چى، حسن، اوضاع سیاسى اجتماعى و فرهنگى شیعه در غیبت صغرى، ص ۲۲۴؛ حسین، جاسم، تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم، ترجمه آیت اللّهی، سید محمد تقی، ص ۱۷۰٫

[۵۸]. ر.ک: مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ج ‏۵۱، ص ۲۰۳؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار ج ۱۳ (مهدى موعود)، ترجمه: دوانی، علی، ص ۴۵۸٫

[۵۹]. ر.ک: کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۱، ص ۳۳۰٫

[۶۰]. اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه، ج ۲، ص ۵۳۱ و ۵۳۲؛ اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه، ترجمه و شرح: زواره‏اى، علی بن حسین، محقق/مصحح: میانجى، ابراهیم‏، ج ‏۳، ص ۴۵۷٫

[۶۱]. طوسى، محمد بن حسن‏، متن و ترجمه کتاب غیبت شیخ طوسی، ترجمه و تحقیق: عزیزی، مجتبی، ص ۶۳۱٫

[۶۲]. طوسی، محمد بن حسن، الغیبه، محقق/مصحح: تهرانى، عباد الله و ناصح، على احمد، ص ۳۶۳٫

[۶۳]. عوض، بدل، معادل، یک لنگه از دو لنگه بار. ر.ک: سایت واژه یاب.

[۶۴]. راوندی، قطب الدین، الخرائج و الجرائح، محقق/مصحح: مؤسسه الإمام المهدى (علیه السلام‏)، ج ‏۳، ص ۱۱۱۳٫

[۶۵]. همان، ص ۱۱۱۹ و ۱۱۲۰٫

[۶۶]. همان، ج ۱، ص ۴۷۲ – ۴۷۵٫

[۶۷]. طوسی، محمد بن حسن، الغیبه، محقق/مصحح: تهرانى، عباد الله و ناصح، على احمد، ص ۳۶۳؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ج ‏۵۱، ص ۳۵۰؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار ج ۱۳ (مهدى موعود)، ترجمه: دوانی، علی، ص ۶۷۴٫

[۶۸]. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۶.

[۶۹]. صدوق، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمه، محقق/مصحح: غفارى، على اکبر، ج ۲، ص۴۸۳؛ بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۳۳.

[۷۰]. کمال الدین و تمام النعمه، ص ۴۳۵؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۵۲.

[۷۱]. «خدا گواهى داد که معبودى جز او نیست، و ملائکه و دارندگان علم نیز چنین گواهى دادند، خداى برپادارنده داد است، و جز او خدایى نیست، او که غالب و حکیم است‏. دین پسندیده نزد خدا اسلام است‏»، آل عمران، ۱۸ و ۱۹٫

[۷۲]. کمال الدین و تمام النعمه، ج ‏۲، ص ۴۳۳؛ صدوق، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمه، ترجمه: کمره‌ای، محمد باقر، ج ‏۲، ص ۱۰۷ و ۱۰۸٫

[۷۳]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی (درخشان پرتوى از اصول کافى)، حسینى همدانى،‏ سید محمد،‏ ج ‏۵، ص ۴۰۴ ‏.

[۷۴]. کمال الدین و تمام النعمه، ج ‏۲، ص ۴۰۹٫

[۷۵]. اربلى‏، علی بن عیسی، کشف الغمه فی معرفه الأئمه، ج ‏۲، ص ۵۲۷؛  اربلى‏، علی بن عیسی، کشف الغمه فی معرفه الأئمه، ترجمه و شرح: زواره‏اى، علی بن حسین، محقق/مصحح: میانجى، ابراهیم‏، ج ‏۳، ص ۴۵۱٫

[۷۶]. کمال الدین و تمام النعمه، ج ‏۲، ص ۴۴۰؛ کمال الدین و تمام النعمه، ترجمه: کمره‌ای، محمد باقر، ج ‏۲، ص ۱۱۴٫

[۷۷]. طوسی، محمد بن حسن، مصباح المتهجد، ج ۱، ص ۴۱۶ – ۴۲۰٫

[۷۸]. سید بن طاووس، علی بن موسی، الإقبال بالأعمال الحسنه فیما یعمل مره فی السنه، محقق/مصحح: قیومى اصفهانى، جواد، ج ۱، ص ۱۳۸ – ۱۴۳٫

[۷۹]. جمعی از نویسندگان، ره توشه عتبات عالیات، ص ۳۷۳.

[۸۰]. طوسی، محمد بن حسن، الغیبه، محقق/مصحح: تهرانى، عباد الله و ناصح، على احمد، ص ۳۶۹٫

[۸۱]. ره توشه عتبات عالیات، ص ۳۷۳ و ۳۷۴.

[۸۲]. سید بن طاووس‏، علی بن موسی، مهج الدعوات و منهج العبادات، محقق/مصحح: کرمانى، ابوطالب و محرر، محمد حسن،‏ ص ۴۶٫

[۸۳]. صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه (پاورقی)، ج ‏۴، ص ۵۱۰٫

[۸۴]. مفید، محمد بن محمد، الفصول العشره، ص ۷۸ – ۸۲٫

[۸۵]. مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ج ‏۵۱، ص ۲۰۳؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار ج ۱۳ (مهدى موعود)، ترجمه: دوانی، علی، ص ۴۵۸٫

[۸۶]. غفارزاده، علی، زندگانی نواب خاص امام زمان، ص ۱۷۹؛ جباری، محمد رضا، سازمان وکالت و نقش آن در عصر ائمه (علیهم السلام‏)، ج ۲، ص ۶۹۴ – ۷۰۷.




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


+ 1 = 10