دایره المعارف اسلام پدیا » اندیشه و مکتب حسین بن روح نوبختی
منوی اصلی

اندیشه و مکتب حسین بن روح نوبختی

تاریخ: ۲۳ بهمن ۱۳۹۸ در باب: بزرگان, تاریخ بزرگان, تاریخ شخصیت ها

حسین بن روح نوبختی برای آنکه بتواند وظایف سفارت را به دور از هرگونه حساسیت‌زایی برای مخالفان انجام دهد، مانند سفرای پیشین تقیه می‌کرد. او چنین وانمود می‌کرد که تصور حکومت عباسی درباره جانشین نداشتن امام حسن عسکری (علیه السلام) درست است. او به وکلای خود سفارش می‌کرد که فعالیت‌های خود را با رعایت تقیه انجام دهند و مبادا اسم امام دوازدهم به میان آورند، تا بدین وسیله ذهنیت حکومت به حال خود باقی بماند. این موضع‌گیری حسین بن روح نوبختی برای آن بود تا حکومت آسوده‌خاطر باشد که شیعیان رهبر ندارند و قیام نمی‌کنند.[۱]

در این‌جا به دو مورد از تقیه نائب سوم امام (علیه السلام) اشاره می‌شود:

الف) ابو نصر هبه اللَّه بن محمد گفت: ابو عبد اللَّه بن غالب و ابو الحسن بن ابى الطیب براى من نقل کردند: خردمندتر از شیخ ابو القاسم حسین بن روح ندیدیم.

روزى او را در خانه «ابن یسار» وزیر دیدم در حالی که نزد بزرگان مملکت و شخص المقتدر باللَّه خلیفه عباسى داراى مقام بزرگى بود؛ به همین دلیل اهل سنت هم او را بزرگ می‌داشتند. حسین بن روح از روى تقیه و ترس در خانه «ابن یسار» حاضر می‌شد.

روزى در آنجا دو نفر از دانشمندان به گفت‌وگو پرداختند و حسین بن روح هم حاضر بود. یکى از آن دو نفر معتقد بود که ابو بکر بعد از پیامبر (صلّى اللَّه علیه و آله) افضل مردم است و بعد از او عمر و پس از وى على (علیه السّلام) دومى گفت: على از عمر افضل بود و در این باره میان ایشان گفت‌وگوى زیاد درگرفت.

در آن میان ابو القاسم حسین بن روح (رضى اللَّه عنه) گفت: آنچه مورد اتفاق اصحاب پیغمبر (صلّى اللَّه علیه و آله) می‌باشد این است که صدیق را مقدم می‌دارند، بعد از او فاروق و پس از وى عثمان ذو النورین آن‌گاه على وصى! اهل حدیث هم بر این عقیده‏ هستند و در نزد ما شیعه هم صحیح همین است. آنها که در مجلس حضور داشتند از این سخن در شگفت ماندند و او را روى سر خود برداشتند و براى او دعاى بسیار نمودند و به کسانى که او را رافضى می‌دانستند، بد گفتند.

من از این منظره خنده‏ام گرفت، ولى خوددارى می‌کردم و آستین خود را در دهان فرو می‌بردم مبادا مفتضح شوم سپس برخاستم که از مجلس بیرون بیایم، حسین بن روح نگاهى به من نمود و متوجه وضع من گردید. چون به خانه آمدم دیدم کسى در می‌زند وقتى در را باز کردم دیدم ابو القاسم حسین بن روح سواره پیش از آن‌که به خانه خود برود نزد من آمده است.

او مرا مخاطب ساخت و گفت: اى بنده خدا چرا در مجلس خندیدى و می‌خواستى مرا به مخاطره بیاندازى؟! آیا آنچه گفتم به نظر تو مناسب آنجا نبود؟

گفتم: چرا مناسبت داشت. گفت: پس از خدا بترس من تو را حلال نمى‏گردانم اگر این سخن را در چنین شرایط و مجلسى از من بزرگ شمارى. گفتم: اى آقاى من! مردى که خود را نماینده امام می‌داند اگر این چنین سخنى بگوید نباید از وى تعجب نمود و به گفته او بخندند! گفت: اگر بار دیگر این سخن را بگوئى با تو قطع علاقه می‌کنم سپس خداحافظى کرد و رفت.[۲]

ب) ابو نصر هبه اللَّه بن محمد گفت: ابو الحسن بن کبریاء نوبختى براى من نقل کرد که به شیخ ابو القاسم حسین بن روح (رضى اللَّه عنه) خبر رسید که یکى از دربان‌هاى شما معاویه را لعنت می‌کند و به وى ناسزا می‌گوید.

حسین بن روح هم دستور داد او را راندند و از خدمت معزول کردند. دربان مدتى طولانى بیکار بود و التماس می‌کرد او را به کار سابق برگردانند، ولى به خدا قسم حسین بن روح او را دیگر به سر خدمت خود نیاورد، تا آنکه یکى از بستگان حسین بن روح او را استخدام کرد که با وى در جایى کار کند. حسین بن روح همه این کارها را از روى تقیه انجام می‌داد.[۳]

 

[۱] . رک: محمد حسین، جاسم، تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم، ترجمه آیت اللّهی، سید محمد تقی، تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم، ترجمه محمد تقی آیت‌اللهی، ص ۱۶۹؛ غفار زاده، علی، زندگانی نواب خاص امام زمان، ص ۲۲۷، برگرفته از ویکی شیعه.

[۲]. طوسی، محمد بن حسن، کتاب الغیبه للحجه، محقق / مصحح: تهرانى، عباد الله و ناصح، على احمد، ص ۳۸۴ و ۳۸۵٫

[۳]. همان، ص ۳۸۵ و ۳۸۶٫




کلیدواژه ها: ,



ثبت نظر


8 + = 9