دایره المعارف اسلام پدیا » عثمان بن سعید نائب اول
منوی اصلی

عثمان بن سعید نائب اول

تاریخ: ۰۷ دی ۱۳۹۸ در باب: بزرگان, تاریخ بزرگان, تاریخ شخصیت ها
  1. چکیده مقاله عثمان بن سعید عمری
  2. زندگی نامه عثمان بن سعید عمرى‏
  3. نسب و خاندان عثمان بن سعید عمری
  4. ولادت عثمان بن سعید عمری
  5. اسامی و القاب مشهور عثمان بن سعید عمری
  6. خانواده عثمان بن سعید عمری
  7. همسر عثمان بن سعید عمری
  8. فرزندان عثمان بن سعید عمری
  9. تحصیلات و اساتید عثمان بن سعید عمری
  10. اساتید عثمان بن سعید عمری
  11. فرازهای زندگی عثمان بن سعید عمری
  12. دربان و خدمتکار امام جواد (علیه السلام)
  13. وکیل امام هادی و امام حسن عسکری (علیهما السلام)      
  14. پرستاری و غسل امام حسن عسکری (علیه السلام)
  15. اولین نائب خاص امام زمان (علیه السلام)
  16. عثمان بن سعید و دیدن امام زمان (علیه السلام)
  17. نامه امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به عثمان بن سعید عمری
  18. وفات عثمان بن سعید عمری
  19. ویژگی‌های شخصیتی عثمان بن سعید عمری
  20. فلسفه اسامی، القاب و شهرت عثمان بن سعید عمری
  21. کسوت و پیشه عثمان بن سعید عمری
  22. اخلاق و صفات عثمان بن سعید عمری
  23. اخلاق و صفات عثمان بن سعید عمری
  24. کرامات عثمان بن سعید عمری
  25. آثار و اقدامات تاریخی عثمان بن سعید عمری
  26. اندیشه و مکتب عثمان بن سعید عمری
  27. آثار علمی عثمان بن سعید عمری
  28. عثمان بن سعید عمری راوی احادیث مهدویت
  29. موافقان و مخالفان عثمان بن سعید عمری
  30. عثمان بن سعید عمری از دیدگاه اندیشمندان شیعه
  31. عثمان بن سعید عمری از دیدگاه اندیشمندان اهل سنت
  32. میراث عثمان بن سعید عمری
  33. کتاب نامه مقاله عثمان بن سعید عمری

چکیده مقاله عثمان بن سعید عمری

«ابو عَمرو عثمان بن سعید عَمری»؛ اولین نائب خاص امام زمان (علیه السلام)، از قبیله بنی اسد، و در محافل شیعه از او به نام «سمّان» (روغن فروش) یاد می‌شد.

بنابر شواهد و قرائن، عثمان باید متولد میان سال های صد و نود و پنج تا دویست هجری قمری باشد که سن ایشان در سال دویست و شصت و شش (سال وفاتش)، بین شصت و شش تا هفتاد و یک سال تخمین زده می‌شود. بنابر گزارشات تاریخی، وی در سال ۲۶۶ هجری از دنیا رفت.

شیخ موثق ابو عمر عثمان بن سعید عمرى، مرد جلیل القدرى است که امام على النقى و امام حسن عسکرى (علیهما السلام) او را توثیق فرموده‏اند.

وی به منظور استتار فعالیت‌های سیاسی، روغن فروشی می‌کرد و اموال متعلق به امام حسن عسکری (علیه السلام) را که شیعیان به وی تحویل می‌دادند، در ظرف‌های روغن قرار داده به محضر آن حضرت می‌رساند تا به دست دشمنان نیفتد.

عثمان بن سعید، از جمله مردان بزرگ الهی است که به دلیل تزکیه نفس و پاکی روح به کراماتی دست یافت.

زندگی نامه عثمان بن سعید عمرى‏

«عثمان بن سعید عمری»، از شخصیت های برجسته شیعه است که زندگی و حیات بابرکتی داشته است. در این قسمت به فرازهایی از زندگی ایشان اشاره می شود.

نسب و خاندان عثمان بن سعید عمری

در برخی از منابع آمده است که عثمان بن سعید عمری از تیره عرب بنى اسد و جدش عمرو بوده است؛ به همین دلیل وی را عمری می‌گویند. ابو نصر هبهاللَّه بن احمد کاتب؛ فرزند دختر محمد بن عثمان گفته است: وى اصلا اسدى است، ولى او را به جدش منسوب داشتند و بدین نام شهرت یافت.[۱]

 

ولادت عثمان بن سعید عمری

در مورد تاریخ و مکان تولد عثمان بن سعید اطلاع دقیقی در دست نیست، اما با عنایت به برخی از شواهد می‌توان پیرامون ولادت و مدت عمر وی، احتمالاتی را بیان نمود:

عثمان بن سعید علاوه بر این که نائب خاص اول امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و فرد مورد وثوق امام هادی و امام عسکری (علیهما السلام) بود، از ایشان به عنوان دربان امام جواد (علیه السلام) نیز یاد می‌شود.[۲] امام جواد (علیه السلام) مدت هفده سال امامت داشته و در سال دویست و بیست هجری به شهادت رسیدند.[۳] اگر ما سن عثمان بن سعید را هنگام شهادت امام جواد (علیه السلام) بین بیست تا بیست پنج بدانیم، بر این اساس، جناب عثمان باید متولد میان صد و نود و پنج تا دویست هجری باشد که در این صورت، سن ایشان در سال دویست و شصت و شش که سال وفاتش می باشد، بین شصت و شش تا هفتاد و یک سال تخمین زده می‌شود.

البته گفته شده که وی از ۱۱ سالگی، خادم امام جواد (علیه السلام)  بوده[۴] که در این صورت نیز گفته بالا می‌تواند صادق باشد.

اسامی و القاب مشهور عثمان بن سعید عمری

عثمان بن سعید عَمری، کنیه‌اش ابو عَمرو، و القابش «اسدی»، «عَمری»، «عسکری»، «زیّات» و «سمّان» (روغن فروش) است.[۵] کشّی، نام وی را «حفص بن عمرو» و وکیل امام حسن عسکری (علیه السلام) معرفی می کند،[۶] که ممکن است اسم مستعار وى در دیدارهاى پنهانى با سایر وکلای آن حضرت باشد.[۷]

خانواده عثمان بن سعید عمری

در کتاب های تاریخی و حدیثی درباره خانواده جناب عثمان بن سعید، تنها به فرزند ذکور ایشان به نام محمد بن عثمان اشاره شده[۸] و از سایر اعضای خانواده وی –اگر احیاناً وجود داشته باشند- سخنی به میان نیامده است.

 

همسر عثمان بن سعید عمری

با جست و جویی که در منابع تاریخی و دینی انجام شد، از همسر یا همسران جناب عثمان بن سعید اطلاعی حاصل نشد.

 

فرزندان عثمان بن سعید عمری

همان‌طور که پیش از این گذشت، در کتاب های تاریخی، از بین اعضای خانواده عثمان بن سعید عمری، تنها از فرزند وی محمد بن عثمان، اطلاعاتی موجود است.

محمد بن عثمان عمری؛ نائب خاص دوم امام زمان (علیه السلام) است که از سوی آن حضرت برای این مقام منصوب شده است. زمانی که عثمان بن سعید رحلت نمود، پسرش ابو جعفر؛ محمد بن عثمان او را غسل داد و پس از وى به جاى او منصوب شد، و همه امورى را که پدرش متکفل بود به وى تفویض شد. تمام شیعیان، عدالت و وثاقت و امانت‌دارى او را ستودند؛ زیرا که از جانب امام حسن عسکرى (علیه السّلام) بر امانت‌دارى و عدالت او تصریح شده و آن حضرت دستور دادند که مردم در حال حیات ایشان و بعد از رحلت وى، در امور دینى خود به او و پدرش عثمان بن سعید، مراجعه کنند. [۹]

 

تحصیلات و اساتید عثمان بن سعید عمری

نقش اساتید و تحصیلات در رشد علمی و اخلاقی انسان بر کسی پوشیده نیست. مردان بزرگی که توانستند در جامعه تأثیرگذار باشند، نوعاً نزد اساتید بزرگ، دانشمند و وارسته تحصیل نموده اند، عثمان بن سعید نیز از جمله کسانی است که نزد اساتید بزرگی تلمذ نموده است.

اساتید عثمان بن سعید عمری

یکی از توفیقاتی که عثمان بن سعید در زندگی خود به آن دست یافت، درک محضر امامان معصوم (علیهم السلام) بود. ایشان نخست به عنوان خدمت‌گذار در محضر امام جواد (علیه السلام) حضور یافت، سپس به عنوان وکیل و نائب، محضر امامان بعدی؛ یعنی امام هادی، امام حسن عسکری، و امام زمان (علیهم السلام) را درک و از آن بزرگواران کسب فیض نمود.[۱۰]

فرازهای زندگی عثمان بن سعید عمری

عثمان بن سعید عمری، فرازهای مختلفی در زندگی خود داشته است. با فحص و جست و جویی که انجام شد از زمان کودکی ایشان چیزی به دست نیامد، اما وی از زمان نوجوانی در خدمت امام جواد (علیه السلام) بوده و بعد از آن از محضر امام هادی و امام عسکری و امام زمان (علیهم السلام) استفاده نموده و جزء معتمدان آن بزرگواران قرار داشته است.[۱۱]

دربان و خدمتکار امام جواد (علیه السلام)

یکی از فرازهای حیات بابرکت جناب عثمان بن سعید عمری، دربانی و خدمت‌گزاری امام جواد (علیه السلام) است. صاحب مناقب مى‏نویسد: دربان امام جواد (علیه السلام)، عثمان بن سعید سمّان بود.[۱۲] گفته شده که وی از ۱۱ سالگی، خادم امام جواد (علیه السلام) بوده و هرگز خدمت‌گزارى خود را ترک نکرده است و پس از آن پیشکار امام شد و به عنوان دست راست آن حضرت، از اعتماد کامل آن حضرت برخوردار بوده و اجراى مأموریت‌ها به وى سپرده مى‏شده است.[۱۳] البته شیخ طوسی در کتاب رجال خود، عثمان بن سعید را خادم امام هادی (علیه السلام) معرفی می‌کند.[۱۴]

وکیل امام هادی و امام حسن عسکری (علیهما السلام)      

عثمان بن سعید عمری، وکالت امور امام هادی و امام حسن عسکری (علیهما السلام) را به عهده داشت. وی در دوران وکالت خود، به جهت لیاقت و شایستگی که داشت، پل ارتباطی میان این دو امام (علیهما السلام) و شیعیان بود.

از آن جا که امام هادى (علیه السلام) به طور دقیق تحت نظر حکومت وقت بوده و دولت عباسى نسبت به حضرتش بسیار ظنین و مشکوک برخورد مى‏کرد و وى را حتى از گفتگو با اعضاء جامعه نیز منع مى‏کرد؛ به همین دلیل امام (علیه السلام)، عثمان بن سعید را به کسانى که به سختى مى‏توانستند با آن حضرت مستقیما تماس گرفته و مشورت کنند، معرفى فرمود.[۱۵]

«احمد بن اسحاق» که خود از بزرگان شیعه است، می‌گوید: روزی به محضر امام‌ هادی (علیه السلام) رسیدم و عرض کردم: من گاهی غایب و گاهی حاضرم، و آن گاه نیز که حاضرم همیشه نمی‌توانم به حضور شما برسم، سخن چه کسی را بپذیرم و از چه کسی فرمان ببرم؟ امام (علیه السلام) فرمود: این ابو عَمرو (عثمان بن سعید عَمری)، فردی امین و مورد اطمینان من است، آن چه به شما بگوید، از جانب من می‌گوید و آن چه به شما برساند، از طرف من می‌رساند. احمد بن اسحاق می‌گوید: پس از رحلت امام‌ هادی (علیه‌السلام)، روزی به حضور امام عسکری (علیه‌السلام) شرفیاب شدم و همان سؤال را تکرار کردم. آن حضرت مانند پدرش فرمود: این ابو عَمرو، مورد اعتماد و اطمینان امام پیشین، و نیز طرف اطمینان من در زندگی و پس از مرگ من است. آن چه به شما بگوید، از جانب من می‌گوید و آن چه به شما برساند از طرف من می‌رساند.[۱۶]

بعد از شهادت امام هادی (علیه السلام)، امام حسن عسکری (علیه السلام) وى را در سمت خود ابقا کرد و همان تعبیراتى را که پدر بزرگوارش پیش از این درباره او گفته بود به کار برد. نقل شده است امام عسکرى (علیه السلام) وکالت عثمان بن سعید را تنها به تعداد نادرى از پیروان خود اطلاع داد. با این وجود، وقتى که عده‏اى از شیعیان یمنى وجوهات خود را نزد آن حضرت آوردند، ایشان عثمان را به عنوان وکیل خود به آنها معرفى کرد.[۱۷]

راوی می‌گوید: در محضر امام عسکرى (علیه السلام) بودیم، گروهى از شیعیان و دوستان حضرت نیز در حضورش شرفیاب بودند. در آن وقت «بدر»؛ خادم حضرت آمد و عرض‌کرد: آقا! جمعى با حالت افسرده و غبارآلود، به درِ خانه آمده اند. حضرت فرمود: اینان عده‏اى از شیعیان ما در «یمن» هستند … تا آن جا که حضرت به خادم فرمود: برو و عثمان بن سعید را نزد من بیاور! چیزى نگذشت که عثمان بن سعید آمد. حضرت به وى فرمود: اى عثمان، تو وکیل من و بر ضبط مال خدا، موثق و امین هستى، برو و اموالى را که این چند نفر یمنى آورده‏اند بگیر… وی به نمایندگی از طرف آن حضرت، اموالی را که گروهی از شیعیان یمن آورده بودند، از آنان تحویل گرفت و امام (علیه السلام) در برابر اظهارات حاضران مبنی بر این که با این اقدام حضرت، اعتماد و احترامشان نسبت به عثمان بن سعید افزایش یافته است، فرمود: گواه باشید که عثمان بن سعید وکیل من است، و پسرش محمد نیز، وکیل پسرم مهدی خواهد بود.[۱۸]

 

پرستاری و غسل امام حسن عسکری (علیه السلام)

عثمان بن سعید در بیمارى آخر عمر امام حسن عسکری (علیه السلام) از آن حضرت پرستارى و مراقبت مى‏کرد و بعد از شهادت آن حضرت، مسؤولیت تجهیز امام (علیه السلام) را بر عهده داشت.[۱۹]

شیخ طوسی در کتاب غیبت خود از ابو نصر هبه اللَّه بن محمد بن احمد کاتب؛ فرزند دختر ابو جعفر محمد بن عثمان عمرى (قدس اللَّه روحه) و او از استادان خود، روایت نموده که چون امام حسن عسکرى (علیه السّلام) رحلت فرمود، عثمان بن سعید آن حضرت را غسل داده و کفن و حنوط و دفن نمود. او شخصا (از جانب امام عسکری) مأمور به این کار شد که در ظاهر به این کار بپردازد، و ما هم حکم به ظاهر می‌کنیم، اگر کسى آن را نپذیرد ظواهر حقایق را نپذیرفته و زیر پا گذارده است.[۲۰]

اولین نائب خاص امام زمان (علیه السلام)

غیبت صغرى (غیبت کوتاه) امام مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، از سال ۲۶۰ هجرى آغاز و تا سال ۳۲۹ هجرى به طول انجامید. در این دوران چهار نفر از خواص یاران و شیعیان امام زمان (علیه السلام)، به عنوان وکیل و نایب خاص آن حضرت، عهده دار رتق و فتق امور ایشان و واسطه در رد و بدل کردن سؤالات، پاسخ ها، وجوهات شرعی، و توقیعات بین امام (علیه السلام) و شیعیان بودند. نخستین نائب خاص امام زمان (علیه السلام) در این دوره، جناب عثمان بن سعید عمری است.[۲۱] سایر نواب به ترتیب عبارتند از: ابو جعفر محمد بن عثمان عمرى‏؛ ابو القاسم حسین بن روح نوبخت‏؛ و ابو الحسن على بن محمد سیمرى.[۲۲]

عثمان بن سعید در زمان امام حسن عسکری (علیه السلام) در سامرا اقامت داشت. در آن زمان سامرا پایتخت و مقر لشکریان سلسله عباسى بود که از آغاز با ائمه (علیهم السلام) مخالفت مى‏کردند. پس از شهادت امام یازدهم (علیه السلام)، نخستین سفیر امام زمان (علیه السلام)، دیگر دلیلى براى اقامت در سامرا نداشت؛ زیرا وی ترجیح می داد فعالیت‌هاى سازمان وکالت را به دور از چشم مقامات دولتى در پایتخت رهبرى کند. بنابراین، وى به بغداد مهاجرت کرد و در آن جا، منطقه کرخ (محل سکونت شیعیان) را مرکز رهبرى سازمان امامیه قرار داد. عثمان به عنوان تقیه مى‏کوشید خود را از بازرسی‌هاى رژیم عباسى دور نگه دارد، بدین ترتیب که در هیچ مجادله و بحث آشکار مذهبى یا سیاسى درگیر نمى‏شد. او خود را به صورت کره و روغن فروش (سمان) در مى‏آورد و وجوهات را در کیسه روغن براى امام مى‏برد لذا لقب زیّات یا سمّان یافت.[۲۳]

عثمان بن سعید و دیدن امام زمان (علیه السلام)

 در عصر غیبت صغری امام زمان (علیه السلام)، تعداد بسیاری از مؤمنان به دیدار آن حضرت شرفیاب شدند، از جمله آنان  عثمان بن سعید عمری؛ نائب اول آن حضرت می‌باشد.

حمیرى می‌گوید: من و شیخ ابو عمرو (عثمان بن سعید عمرى نایب اول رحمه اللَّه) نزد احمد ابن اسحاق رفتیم، احمد بن اسحاق به من اشاره کرد که راجع به جانشین امام حسن عسکرى (علیه السلام) از شیخ بپرسم. من به او گفتم: اى ابا عمرو! من می‌خواهم از شما چیزى بپرسم که نسبت به آن شک ندارم؛ زیرا اعتقاد و دین من این است که زمین هیچ‌گاه از حجت خالى نمی‌ماند، مگر چهل روز پیش از قیامت (یعنى ایامى که مقدمات قیامت مانند خروج دابه و مانند آن به ظهور می‌رسد) و چون آن روز برسد، حجت برداشته و راه توبه بسته شود، آن‌گاه «کسى که از پیش ایمان نیاورده و یا در دوران ایمانش کار خیرى نکرده، ایمان آوردنش سودش ندهد»،[۲۴] آنها بَدان خلق خدا هستند و قیامت بر علیه آنان برپا مى‏شود، ولى من دوست دارم که یقینم افزوده گردد. همانا حضرت ابراهیم (علیه السلام) از پروردگار (عز و جلّ) درخواست کرد که به او نشان دهد، چگونه مردگان را زنده می‌کند. «خداوند فرمود: مگر ایمان ندارى؟ عرض‌کرد: چرا، ولى براى این که دلم مطمئن شود».[۲۵] و ابو على احمد بن اسحاق به من خبر داد که از حضرت هادى (علیه السلام) سؤال کردم: با که معامله کنم؟ یا (پرسید احکام دینم را) از که بدست آورم؟ و سخن چه کسی را بپذیرم؟ به او فرمود: عمرى مورد اعتماد من است، آن چه از جانب من به تو رساند، حقیقتا از من است و هر چه از جانب من به تو بگوید، قول من است، از او بشنو و اطاعت کن که او مورد اعتماد و امین است، و نیز ابو على به من خبر داد که او از حضرت امام حسن عسکرى (علیه السلام) همین سؤال را کرده و او فرموده است: عمرى و پسرش (محمد بن عثمان، نایب دوم) مورد اعتماد هستند، هر چه از جانب من به تو رسانند، حقیقتا از جانب من رسانیده‏اند و هر چه به تو بگویند، از من گفته‏اند، از آنها بشنو و اطاعت کن که هر دو مورد اعتماد و امین هستند، این سخن دو امام است که درباره شما صادر شده است.

ابو عمرو به سجده افتاد و گریه کرد، آن‌گاه گفت: حاجتت را بپرس، گفتم: شما جانشین بعد از امام حسن عسکرى (علیه السلام) را دیده‌اى؟ گفت: آرى به خدا، گردن او این چنین بود و با دست اشاره کرد. گفتم: یک مسأله دیگر باقى مانده، گفت: بگو، گفتم: نامش چیست؟ گفت: بر شما حرام است که نام او را بپرسید، و من این سخن را از پیش خود نمی‌گویم؛ زیرا براى من روا نیست که چیزى را حلال یا حرام کنم، بلکه این سخن خود آن حضرت (علیه السلام) است؛ زیرا مطلب نزد سلطان[۲۶] چنین وانمود شده که امام حسن عسکرى (علیه السلام) وفات نموده و فرزندى از خود به جا نگذاشته و میراثش قسمت شده و کسى که حق نداشته (جعفر کذاب)، آن را برده و خورده است‏، و عیالش دربدر شده‏اند و کسى جرأت ندارد با آنها آشنا شود یا چیزى به آنها برساند، و چون اسمش در زبان‌ها افتاد، تعقیبش می‌کنند، از خدا بپرهیزید و از این موضوع دست نگهدارید.[۲۷]

نامه امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به عثمان بن سعید عمری

پس از شهادت امام حسن عسکری (علیه السلام)، برخی خواستند برادر امام عسکری (علیه السلام) یعنی جعفر را به عنوان جانشین معرفی کنند که امام زمان (عجّل اللَّه تعالى فرجه الشریف)، نامه‌ای را در جواب عثمان بن سعید و فرزندش محمد، جهت روشنگری مردم نوشت.

متن نامه‏اى که امام زمان (عجّل اللَّه تعالى فرجه الشریف) براى عثمان بن سعید عمرى و پسرش نوشت به این شرح است: «خداوند شما را براى اطاعتش موفق بدارد، آن چه را که ذکر کرده بودید به ما رسید که میثمى خبر مختار را به شما داده که او با هر کس برخورد مى‏کند به گفتگو برخاسته و مى‏گوید: جانشینى به جز «جعفر بن على» وجود ندارد و جعفر را تصدیق مى‏کند، و من از نابینایى بعد از بینایى و بصیرت، به خدا پناه مى‏برم که چگونه در فتنه سقوط مى‏کنند. آیا نمى‏دانند که زمین خالى از حجّت خدا نمى‏شود؟ آیا نمى‏بینند پشت سر هم آمدن امامانشان را بعد از پیامبرشان، تا برسد به امام قبلى؛ یعنی امام حسن عسکرى‏ (علیه السّلام)، سپس او به وصى خودش (که خدا او را تا زمان معیّنى مخفى مى‏دارد) وصیت کرد. پس باید تبعیّت هواى نفس را کنار بگذارند و چیزى را که از آنها پوشیده است جستجو نکنند تا به گناه آلوده نشوند، پس بایستى از ما بر همین مجمل بدون تفسیر اکتفا کنند».[۲۸]

وفات عثمان بن سعید عمری

تاریخ دقیق وفات عثمان بن سعید روشن نیست. برخی احتمال داده‌اند او در سال ۲۶۶ هجری[۲۹] و عده‌ای بین سال‌های ۲۶۰ تا ۲۶۷ هجری، و بعضی دیگر وفات او را در سال ۲۸۰ دانسته‌اند.[۳۰]

ابو نصر هبهاللَّه بن محمد می‌گوید: قبر عثمان بن سعید در خیابان میدان سمت غربى بغداد، در اول محله معروف به جنب دروازه «حبله» و مسجد دروازه، طرف راست کسى که داخل مى‏شود واقع است، و قبر در خود قبله مسجد می‌باشد. [۳۱]

شیخ طوسى می‌گوید: من قبر او را در همین محلى که ابو نصر هبه اللَّه بن محمد ذکر کرده دیدم. دیوارى بر روى قبر بنا کرده بودند که محراب مسجد هم در آن دیوار بود. از یک قسمت محراب، دَرى به محل قبر که در جاى تنگ و تاریک واقع بود باز می‌شد. ما به آن جا می‌رفتیم و به طور آشکار زیارت می‌کردیم. قبر وى از موقع آمدن من به بغداد؛ یعنى سال ۴۰۸ هجری تا سال ۴۳۰ و اندى، به همین صورت باقى بود، بعد از آن رئیس؛ ابو منصور محمد بن فرج آن دیوار را فرو ریخت و قبر را بیرون گذاشت و صندوقى روى آن نهاد. قبر در زیر سقفى بود که هر کس می‌خواست وارد می‌شد و زیارت می‌کرد. تمام همسایگان محله[۳۲] به زیارت او تبرک مى‏جستند و می‌گفتند: او مردى صالح است و گاهى هم می‌گویند: وى پسر دایه امام حسین (علیه السّلام) است؛ و حقیقت امر بر آنها پوشیده است، و تا امروز که سال ۴۴۷ هجری است، به همان حالت می‌باشد.[۳۳]

ویژگی‌های شخصیتی عثمان بن سعید عمری

به طور طبیعی از میان کسانی که یک نفر به عنوان نائب امامی برانگیخته می‌شود، آن نائب باید بیشترین شباهت را نسبت به آن امام داشته باشد، نظر به این ‌که عثمان بن سعید از میان علماء و برجستگانی در زمان خود به مقام نیابت رسیده که هر کدام از آنان جایگاه ویژه ای در میان شیعه امامیه دارند، این خود بر عظمت وی و شباهت وی به امامان معصوم (علیهم السلام) دلالت دارد. در ادامه به برخی از ویژگی های شخصیتی جناب عثمان بن سعید عمری اشاره می شود.

فلسفه اسامی، القاب و شهرت عثمان بن سعید عمری

عثمان بن سعید به سَمّان، زیّات، عَمری، عسکری و اسدی شهرت یافته است که از میان اینها، سَمّان و عَمری شهرت بیشتری دارد.

در محافل شیعه از او به «سمّان» (روغن فروش)، یاد می‌شود؛ زیرا به منظور استتار فعالیت‌های سیاسی، روغن فروشی می‌کرد و اموال متعلق به امام را، که شیعیان به وی تحویل می‌دادند، در ظرف‌های روغن قرار داده به محضر امام عسکری (علیه السلام) می‌رساند؛[۳۴] یعنی رسم وى چنین بود که شیعیان، اموالى را که براى امام حسن عسکرى (علیه السّلام) مى‏آوردند به وى می‌دادند و او از ترس این که مبادا آن اموال به دست دشمنان بیفتد، آنها را میان خیک روغن پنهان نموده و بدین‌گونه به خانه امام می‌رسانید!.[۳۵]

علت این که او را «عمرى» و «اسدی» می‌گویند، این است که وی را به جد و قبیله‌اش منسوب داشتند. ابو نصر هبهاللَّه بن احمد کاتب؛ فرزند دختر محمد بن عثمان عمری گفته است: وى اصلا اسدى است، ولى او را به جدش منسوب داشتند و بدین جهت به عمری شهرت یافت.[۳۶]

گروهى از شیعیان گفته‏اند: حضرت امام حسن عسکرى (علیه السّلام) فرمود: نام «عثمان» و کنیه «ابو عمرو» در یک شخص جمع نمی‌شود و دستور دادند که کنیه او را که «ابو عمرو» بود برهم زنند و از آن وقت «عمرى» خوانده شد.![۳۷]

عثمان بن سعید را عسکرى نیز می‌گویند؛ زیرا وى از قریه «عسکر» سامره بوده است.[۳۸]

 

کسوت و پیشه عثمان بن سعید عمری

گرچه عنوان نیابت امام زمان (علیه السلام) خصوصاً نیابت خاص و انجام وظائف مربوط به آن، خودش پیشه‌ای است که وقت بسیاری می‌گیرد، امّا نظر به این که ارتزاق از بیت المال به مذاق بعضی از بزرگان خوش نمی‌آید، نائب اول امام (علیه السلام) شغل روغن فروشی را برای کسب درآمد انتخاب کرده بود، علاوه بر این‌که این روشی بود برای مخفی نمودن مأموریت اصلی وی، تا از چشمان تیزبین مأموران امنیتی خلفا و دشمنانشان دور و پوشیده بماند.[۳۹]

اخلاق و صفات عثمان بن سعید عمری

عثمان بن سعید عمری در اخلاق و صفات به عدالت، وثاقت، امانت، درایت، فهم و دیگر سجایای اخلاقی ستوده می‌شد.

جمعى از یاران حضرت امام حسن عسکرى (علیه السّلام) در زمان خود آن حضرت، فرزندش امام زمان (علیه السلام) را مشاهده کردند، و بعد از وفات امام حسن عسکری (علیه السلام)، همان‌ها از اصحاب خاص و نواب امام زمان (علیه السلام) و رابط میان آن جناب و شیعیان بوده و همه آنها هم سرشناس بودند. آنان احکام دین را از وجود اقدس امام زمان (علیه السّلام) می‌پرسیدند و براى شیعیان گزارش می‌کردند، همان طور که سؤالات کتبى آنان را به حضور امام (علیه السلام) برده و پاسخ آنها را به ایشان منتقل می‌کردند. از سوی دیگر نیز وجوهات شرعى شیعیان را با وکالتى که از امام داشتند از آنها ‌گرفته و به آن حضرت می رساندند. اینان جمعى بودند که امام حسن عسکرى (علیه السّلام) در زمان حیات خود، عدالت آنها را ستوده و همه را به عنوان امین امام زمان (علیه السلام) معرفى کرد و بعد از خود ناظر املاک و متصدّى کارهاى خود گردانید، و آنها را به شخص و نام و نسب به مردم شناساند.

این عده، ابو عمر عثمان بن سعید روغن فروش و فرزندش محمد بن عثمان و دیگران بودند. اینان همه داراى عقل و امانت و وثاقت و درایت و فهم و تحصیل و عظمت بودند، و هم در نزد سلطان وقت به واسطه جلالت قدر و مقام والایى که داشتند، بزرگ و گرامى بودند.[۴۰] شهرت آنان در امانت‌دارى و عدالت تا آن جا بود که اگر دشمن بر آنها فشار مى‏آورد، سلطان از آنها حمایت نموده دفع شرّ می‌کرد.[۴۱]

اخلاق و صفات عثمان بن سعید عمری

عثمان بن سعید عمری در اخلاق و صفات به عدالت، وثاقت، امانت، درایت، فهم و دیگر سجایای اخلاقی ستوده می‌شد.

جمعى از یاران حضرت امام حسن عسکرى (علیه السّلام) در زمان خود آن حضرت، فرزندش امام زمان (علیه السلام) را مشاهده کردند، و بعد از وفات امام حسن عسکری (علیه السلام)، همان‌ها از اصحاب خاص و نواب امام زمان (علیه السلام) و رابط میان آن جناب و شیعیان بوده و همه آنها هم سرشناس بودند. آنان احکام دین را از وجود اقدس امام زمان (علیه السّلام) می‌پرسیدند و براى شیعیان گزارش می‌کردند، همان طور که سؤالات کتبى آنان را به حضور امام (علیه السلام) برده و پاسخ آنها را به ایشان منتقل می‌کردند. از سوی دیگر نیز وجوهات شرعى شیعیان را با وکالتى که از امام داشتند از آنها ‌گرفته و به آن حضرت می رساندند. اینان جمعى بودند که امام حسن عسکرى (علیه السّلام) در زمان حیات خود، عدالت آنها را ستوده و همه را به عنوان امین امام زمان (علیه السلام) معرفى کرد و بعد از خود ناظر املاک و متصدّى کارهاى خود گردانید، و آنها را به شخص و نام و نسب به مردم شناساند.

این عده، ابو عمر عثمان بن سعید روغن فروش و فرزندش محمد بن عثمان و دیگران بودند. اینان همه داراى عقل و امانت و وثاقت و درایت و فهم و تحصیل و عظمت بودند، و هم در نزد سلطان وقت به واسطه جلالت قدر و مقام والایى که داشتند، بزرگ و گرامى بودند.[۴۲] شهرت آنان در امانت‌دارى و عدالت تا آن جا بود که اگر دشمن بر آنها فشار مى‏آورد، سلطان از آنها حمایت نموده دفع شرّ می‌کرد.[۴۳]

کرامات عثمان بن سعید عمری

مردان بزرگ الهی به دلیل تزکیه نفس و پاکی روح به کراماتی دست می‌یابند که گاهی به سبب هدایت یا اتمام حجت به عده ای نشان می دهند. کرامت ها و شواهد صدق در برخی موارد مستقیماً توسط امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و در برخی موارد با واسطه‌ سفیران آن حضرت به شیعیان بیان می‌شد؛ تا شیعیان افزون بر این که به وجود امام مهدی (علیه السلام) ایمان داشته باشند، به نیابت نواب اربعه نیز مطمئن شوند. نشان دادن کرامت ها و شواهد صدق عمدتاً در زمان سفارت اولین سفیر ناحیه‌ مقدسه، عثمان بن سعید عمری صورت گرفت، چون که در این دوره هنوز شیعیان در حیرت بودند و به وجود امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) پی نبرده بودند که به برخی از کرامات وی اشاره می‌شود.

  1. محمد بن ابراهیم بن مهزیار می‌گوید: پس از وفات امام حسن عسکری (علیه السلام) در مورد جانشین آن حضرت به شک افتادم. پدرم وکیل حضرت بود و اموال زیادی نزدش بود؛ به همین جهت اموال را برداشته و من را به همراهی طلبید، تا آن را به جانشین و امام بعد از حضرت عسکری (علیه السلام) تحویل دهیم. به راه افتادیم، پدرم در بین راه مریض شد، و به سبب مریضی اش، به من در مورد اموال وصیت نمود و گفت: از خدا بترس و این اموال را به صاحبش برگردان. هر که نشانه این اموال را گفت، به او بسپار. سپس وفات کرد. من چند روزی در عراق ماندم، سپس نامه ای از سوی عثمان بن سعید که از نواب اربعه می‌باشد به من رسید که در آن نامه همه علائم و نشانه های اموال بیان شده بود، نشانه هایی که جز من و پدرم کسی آن را نمی‌دانست. محمد بن ابراهیم بن مهزیار با این کرامت و شاهد صدق، هم به امامت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و هم به نیابت عثمان بن سعید مطمئن شد.[۴۴]
  2. محمد بن علی اسود می‌گوید: در آغاز غیبت صغری، پیرزنی پارچه ای به من داد و گفت آن را به ناحیه مقدسه (امام زمان علیه السلام) برسان. من آن را با پارچه های بسیاری دیگر همراه خود آوردم. چون به بغداد رسیدم، نزد عثمان بن سعید رفتم، وی گفت: همه اموال را به محمد بن عباس قمی بده. من همه را به او سپردم، جز پارچه پیرزن را. پس از آن عثمان بن سعید از ناحیه مقدسه این پیغام را فرستاد که پارچه پیرزن را نیز به وی تسلیم کن.[۴۵]
  3. محمد بن علی بن شازان ‌می‌گوید: اموالی از مردم نزد من جمع شده بود، برای این که به ناحیه مقدسه برسانم، دیدم بیست درهم کمتر از پانصد درهم است. این مقدار را افزودم و با نامه برای عثمان بن سعید نائب امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فرستادم. چیزی هم در این نامه قید نکرده بودم. وی در پاسخ نوشت: پانصد درهم رسید. بیست درهم از آن مال تو بود.[۴۶]

آثار و اقدامات تاریخی عثمان بن سعید عمری

عثمان بن سعید نیز مانند سایر انسان‌های برجسته، طبعاً دارای افکار و اندیشه های نویی بود که می‌توانست در جامعه آن روز مطرح و تأثیر گذار باشد، اما وی به عنوان نائب ویژه امام (علیه السلام)، تنها مروج افکار امام بود و وظایفی را که امام (علیه السلام) به وی محول نموده بود انجام می داد و از او چیزی به عنوان آثار و اقدامات تاریخی به جا نمانده است. البته از ایشان به عنوان راوی حدیث، احادیثی نقل شده است.

اندیشه و مکتب عثمان بن سعید عمری

اندیشه و مکتب جناب عثمان بن سعید، همان اندیشه و مکتب اهل بیت و امامان معصوم (علیهم السلام) بود که نماینده حقیقی اسلام ناب و تشیع اصیل بودند.

آثار علمی عثمان بن سعید عمری

با فحص و جستجویی که انجام شد،  تألیف و کتابی از جانب عثمان بن سعید یافت نشد.

اما سؤالی مطرح می شود که چرا نواب اربعه تألیفی نداشتند، ولی افرادی مانند کلینی تألیف داشتند برای بیان این که چرا وی تألیفی نداشته، نیاز به بیان چند نکته است:

  1. نیابت افراد خاص برای امام زمان (علیه السلام) به معنای افضل بودن در همه جهات نیست، بلکه باید آنان دارای صفاتی لازم جهت انجام نیابت؛ مانند امانت‌داری، وثاقت و اطمینان باشند؛ از این رو ممکن است چه بسا افراد دیگری در برخی از صفات؛ مانند علم و تألیف، از نائب امام برتر باشند؛ لذا توصیفاتی که ائمه (علیهم السلام) از نواب خود کرده اند، معمولا درباره وثاقت و امانت آنها است. در این باره به دو روایت اشاره می شود:

الف) (شیخ طوسى) به سند خود از احمد بن اسحاق قمى روایت نموده ‏است که وى گفت: روزى به خدمت حضرت امام على النقى (علیه السّلام) رسیدم و عرض‌کردم: آقا! من گاهى سعادت درک حضورتان را دارم و گاهى از این فیض بى‏نصیب می‌مانم و در همه اوقات این فیض برایم میسر نمی‌گردد، سخن چه کسى را بپذیریم و از چه کسى پیروى نماییم؟ حضرت فرمود: این ابو عمرو (عثمان بن سعید) مردى موثق و امین است. آن چه وى براى شما نقل می کند، از طرف من می‌گوید و آن چه به شما می‌رساند از جانب من می‌رساند.

احمد بن اسحق می‌گوید: بعد از رحلت آن حضرت روزى به خدمت امام حسن عسکرى (علیه السّلام) شرفیاب شدم و همان سؤال را از آن حضرت نیز پرسیدم. آن حضرت هم فرمود: این ابو عمرو مردى موثق و امین است، هم مورد وثوق امام گذشته (امام على النقى) بود و هم نزد من در زمان حیات و ممات موثق می‌باشد. آن چه به شما برساند از جانب من می‌گوید و از طرف من می‌رساند…[۴۷]

ب) ابوسهل نوبختی که از متکلمان بزرگ بغداد و از افراد برجسته و دانشمند خاندان نوبختی بود، کتاب‌های زیادی را تألیف و تدوین کرده است، از او پرسیدند: چرا نیابت به شیخ ابوالقاسم حسین بن روح (نائب خاص سوم امام زمان علیه السلام) رسید و تو با این مقام و منزلت و دانش، به مقام نیابت دستی نیافتی؟ گفت: آنان (امامان علیهم السلام) بر هر چیزی داناتر و آگاه‌تر هستند و هر کسی را که برگزینند (شایسته تر و مناسب تر خواهد بود)، اما من فردی هستم که با دشمنان اسلام برخورد و مناظره می‌کنم و اگر نایب حضرت قائم (علیه السلام) بودم، و مکان امام زمان را می‌دانستم، (چنان که ابوالقاسم حسین بن روح به خاطر نیابت، از مکان آن حضرت اطلاع دارد)، هرگاه در بحث و گفتگو با مخالفان پیرامون امام (علیه السلام)، در تنگنا قرار می‌گرفتم، امکان داشت که خویش را کنترل نکنم و جای زندگی آن حضرت را آشکار نمایم، اما ابوالقاسم در خودداری و کتمان اسرار چنان است که اگر حضرت در زیر لباس او پنهان شده باشد و ابوالقاسم را تکه تکه کنند، لباس خود را از رویش بر نمی‌دارد و او را به دشمنان نشان نمی‌دهد.[۴۸]

  1. همان‌طور که در موضوع پیشین (اندیشه و مکتب عثمان بن سعید)، بیان شد، عثمان بن سعید از یک طرف برای امرار معاش و گذران زندگی، روغن فروشی داشت و از طرف دیگر وظیفه مهم و سنگین سفارت و نیابت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که کار وقت‌گیری بود، را بر عهده داشته است و این ظاهرا تمام اوقات وی را پر می‌کرد و فرصتی برای نوشتن کتاب برای وی فراهم نبود.

 

عثمان بن سعید عمری راوی احادیث مهدویت

عثمان بن سعید عمری به دلیل ارتباط نزدیک با امام هادی، امام عسکری (علیهما السلام) و  امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، روایاتی را بدون واسطه از آن بزرگواران گزارش کرده است؛ به عنوان نمونه:

 ابو على بن همام می‌گوید: از محمد بن عثمان (نائب دوم امام زمان علیه السّلام) شنیدم که گفت: از پدرم (عثمان بن سعید نائب‏ اول حضرت) شنیدم که گفت: در خدمت امام حسن عسکرى (علیه السّلام) بودم که از آن حضرت این حدیث را که از پدران آن بزرگوار روایت شده است، پرسیدند: «زمین تا روز قیامت از حجّت خدا خالى نخواهد ماند و هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد، چون مردم جاهلیت مرده است». حضرت فرمود: این سخن حق است همان‌طور که روز حق است، به حضرت عرض کردند: حجت و امام بعد از شما چه ‌کسی است؟ حضرت فرمود: فرزندم محمد (علیه السلام)، امام و حجت بعد از من است هر کس بمیرد و او را نشناسد، چون مردم جاهلیت مرده است، آگاه باشید امام زمان (علیه السلام) را غیبتى است که در آن نادانان حیران گردند و اهل باطل به هلاکت افتند و کسانى که وقت ظهور او را معین کنند، دروغ‌گو باشند. آن گاه وی ظهور مى‏کند، گویا هم اکنون پرچم‌هاى سفیدى را که در بلندى کوفه (نجف) بر بالاى سرش به اهتزاز در آمده است مى‏بینم‏.[۴۹]

موافقان و مخالفان عثمان بن سعید عمری

عثمان بن سعید عمری هر چند موافقان و مخالفانی داشت، ولی از آن جا که شخصی امین، مورد اعتماد و دارای اخلاق نیکو بود؛ از این رو مورد احترام عموم مردم از اهل سنت و شیعیان بود.

عثمان بن سعید عمری از دیدگاه اندیشمندان شیعه

انسان‌هایی که از نعمت سجایای اخلاقی برخوردارند، همواره مورد محبت دیگران قرار دارند. عثمان بن سعید علاوه بر اوصاف پسندیده، دارای نیابت و سفارت از جانب امامان بزرگوار بود که به همراه توصیف آن ذوات مقدسه از وی، بر وجاهت ایشان می‌افزود و به دنبال آن اعتماد و دوستی همه خصوصا شیعیان را به خود جلب می‌کرد.

شیخ طوسی می‌گوید: او مورد اعتماد و احترام عموم شیعیان بود.[۵۰] هارون بن موسى از ابو على ابن همام و او از ابو العباس حمیرى نقل می‌کند که ما اغلب اوقات درباره حدیثی که بر وثاقت و اعتماد عثمان بن سعید در پیشگاه امام هادی و امام حسن عسکری (علیهما السلام) دلالت دارد،[۵۱] با هم سخن می‌گوییم و مقام والاى وی را می‌ستاییم.[۵۲]

عثمان بن سعید عمری از دیدگاه اندیشمندان اهل سنت

با عنایت به این که عثمان بن سعید از بزرگان شیعه امامیه و نائب امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می‌باشد؛ از این رو اهل سنت خصوصا متعصبان آنان با وی میانه خوبی نخواهند داشت، امّا با توجه به سجایای اخلاقی وی و این ‌که شخصی مورد اعتماد و امین بود؛ از این رو مورد احترام عموم اهل سنت نیز قرار داشت.

علاوه بر این او به واسطه جلالت قدر و مقام والائى که داشت، نزد سلطان وقت بزرگ و گرامى بود؛ زیرا در امانت‌دارى معروف و در عدالت شهرت داشت، تا جایى که اگر دشمن بر آنها فشار مى‏آورد سلطان از آنها حمایت نموده دفع شرّ می‌کرد.[۵۳]

 

میراث عثمان بن سعید عمری

مهم‌ترین و ارزشمندترین چیزی که از نواب اربعه و عثمان بن سعید بر جای مانده، توقیعات (نامه های امام زمان علیه السلام)، و شهادت‌های مبنی بر دیدن امام زمان (علیه السلام) است، که در جای جای کتاب‌های حدیثی و تاریخی قرار گرفته است. مرحوم طبرسی می‌گوید: عثمان بن سعید بعد از امام حسن عسکری (علیه السلام)، أمر حضرت صاحب الزّمان (صلوات اللَّه علیه) را اقامه می‌نمود و توقیعات و جواب مسائل از آن حضرت، بر دست أبو عمرو عثمان بن سعید بیرون مى‏آمد.[۵۴]

کتاب نامه مقاله عثمان بن سعید عمری

  1. قرآن کریم.
  2. ابن شهرآشوب مازندرانی، محمد بن علی؛ مناقب آل أبی طالب علیهم السلام؛ علامه‏، چاپ اول، قم‏، ۱۳۷۹ ق‏‏.
  3. جاسم، حسین؛ تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم؛ ترجمه: آیت اللّهی، سید محمد تقی؛ مؤسسه انتشارات امیر کبیر، چاپ اوّل، تهران، ۱۳۶۷ش.
  4. راوندی، قطب الدین؛ الخرائج و الجرائح؛ محقق/مصحح: مؤسسه الإمام المهدى (علیه السلام)‏؛ مؤسسه امام مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشریف‏)، چاپ اول، قم‏، ۱۴۰۹ ق‏.
  5. سایت اسلام پدیا.
  6. سایت اسلام کوئست.
  7. سایت ویکی فقه.
  8. صدوق، محمد بن علی؛ کمال الدین و تمام النعمه؛ اسلامیه‏، چاپ دوم، تهران‏، ۱۳۹۵ ق‏.
  9. طبرسی، احمد بن علی؛ الإحتجاج؛ ترجمه: جعفرى، بهراد؛ اسلامیه‏، چاپ اول، تهران‏، ۱۳۸۱ ش‏.
  10. طبرسی، فضل بن حسن، إعلام الورى بأعلام الهدى، اسلامیه‏، چاپ سوم‏، تهران‏، ۱۳۹۰ ق‏.
  11. طبرسى،‏ احمد بن على؛ ‏الإحتجاج على أهل اللجاج، مرتضى‏، چاپ اول، مشهد، ۱۴۰۳ ق‏.
  12. طوسی، محمد بن حسن؛ الغیبه؛ محقق/مصحح: تهرانى، عبادالله و ناصح، على احمد؛ دار المعارف الإسلامیه، چاپ اول، قم، ۱۴۱۱ ق‏.
  13. طوسی، محمد بن حسن؛ رجال الشیخ الطوسی؛ محقق/ مصحح: قیومى اصفهانى، جواد‌؛ دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‌، چاپ سوم، قم، ۱۴۲۷ ق.‌
  14. طوسی، محمد بن حسن؛ رسائل العشر؛ مؤسسه النشر الاسلامی‏، چاپ دوم، قم‏، ۱۴۱۴ ق‏.
  15. قمی، عباس؛ الکنی و الالقاب؛ مکتبه الصدر، تهران، ۱۳۶۸ ش.
  16. کشی، محمد بن عمر؛ اختیار معرفه الرجال (رجال کشی)؛ محقق و مصحح: مصطفوی، حسن؛ مؤسسه نشر دانشگاه مشهد، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.
  17. کلینی، محمد بن یعقوب؛ اصول کافى؛ ترجمه: مصطفوى، سید جواد؛ کتاب فروشى علمیه اسلامیه‏، چاپ اول، تهران، ۱۳۶۹ ش‏.
  18. کلینی، محمد بن یعقوب؛ الکافی؛ مؤسسه النشر الاسلامی‏، چاپ دوم، قم‏، ۱۴۱۴ ق‏.
  19. مجلسی، محمد باقر؛ بحار الانوار ج ۱۳ (مهدى موعود)؛ ترجمه: دوانی، علی؛ دار الکتب الاسلامیه‏، چاپ بیست و هشتم‏، تهران‏، ۱۳۷۸ ش.
  20. مجلسی، محمد باقر؛ بحارالانوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار (علیهم السلام)؛ مصحح: جمعى از محققان‏، دار إحیاء التراث العربی‏، چاپ دوم، بیروت، ۱۴۰۳ ق‏.
  21. مشایخ، فاطمه، قصص الأنبیاء (قصص قرآن)، انتشارات فرحان‏، چاپ اول، تهران، ۱۳۸۱ ش‏.

[۱]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ‏۵۱، ص ۳۴۴؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۱۳ (مهدى موعود)، ترجمه: دوانی، علی، ص ۶۶۵ –  ۶۶۹٫

[۲]. ابن شهرآشوب مازندرانی، محمد بن علی، مناقب آل أبی طالب علیهم السلام، ج ‏۴، ص ۳۸۰‏‏.

[۳]. سایت اسلام پدیا، مدخل امام جواد.

[۴]. جاسم، حسین، تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم، ترجمه: آیت اللّهی، سید محمد تقی، ص ۱۴۲.

[۵]. طوسی، محمد بن حسن، الغیبه، محقق/ مصحح: تهرانى، عباد الله و ناصح، على احمد، ص ۳۵۴، طوسی، محمد بن حسن، رجال الشیخ الطوسی، ص ۳۸۹٫

[۶]. کشی، محمد بن عمر، اختیار معرفه الرجال (رجال کشی)، محقق و مصحح: مصطفوی، حسن، ص ۵۳۱ و ۵۳۲٫

[۷]. جاسم، حسین، تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم، ترجمه: آیت اللّهی، سید محمد تقی، ص ۱۴۹٫

[۸]. طبرسی، فضل بن حسن، إعلام الورى بأعلام الهدى، ص ۴۴۴ ‏.

[۹]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، مصحح و مصحح: جمعى از محققان‏،، ج ‏۵۱، ص ۳۴۴؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار ج ۱۳ (مهدى موعود)، ترجمه: دوانی، علی، ص  ۶۶۹ – ۶۷۶٫

[۱۰]. ابن شهر آشوب مازندرانی، محمد بن علی، مناقب آل أبی طالب علیهم السلام، ج ‏۴، ص ۳۸۰‏‏.

[۱۱]. ابن شهر آشوب مازندرانی، محمد بن علی، مناقب آل أبی طالب علیهم السلام، ج ‏۴، ص ۳۸۰‏‏.

[۱۲]. ابن شهرآشوب مازندرانی، محمد بن علی، مناقب آل أبی طالب علیهم السلام، ج ‏۴، ص ۳۸۰‏‏.

[۱۳]. جاسم، حسین، تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم، ترجمه: آیت اللّهی، سید محمد تقی، ص ۱۴۱ و ۱۴۲.

[۱۴]. طوسی، محمد بن حسن، رجال الشیخ الطوسی، محقق/ مصحح: قیومى اصفهانى، جواد‌، ص ۳۸۹٫

[۱۵]. جاسم، حسین، تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم، ترجمه: آیت اللّهی، سید محمد تقی، ص ۱۴۲٫

[۱۶]. طوسی، محمد بن حسن، الغیبه، محقق/مصحح: تهرانى، عباد الله و ناصح، على احمد، ص ۳۵۴ و ۳۵۵٫

[۱۷]. تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم، همان.

[۱۸]. الغیبه، ص ۳۵۵ و ۳۵۶٫

[۱۹]. جاسم، حسین، تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم، ترجمه: آیت اللّهی، سید محمد تقی، ص ۱۴۳٫

[۲۰]. طوسی، محمد بن حسن، الغیبه، محقق/ مصحح: تهرانى، عباد الله و ناصح، على احمد، ص  ۳۵۶‏.

[۲۱]. جاسم، حسین، تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم، ترجمه: آیت اللّهی، سید محمد تقی، ص ۱۵۵ و ۱۵۶.

[۲۲]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، مصحح: جمعى از محققان‏، ج ‏۵۱، ص ۳۴۴؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار ج ۱۳ (مهدى موعود)، ترجمه: دوانی، علی، ص  ۶۶۹ و ۶۹۰٫

[۲۳]. تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم، ص ۱۴۹٫

[۲۴]. انعام، ۱۵۸٫

[۲۵]. بقره، ۲۶۰٫

[۲۶]. معتمد عباسى که در ۱۲ رجب سال ۲۵۶ هجری، خلیفه شد.

[۲۷]. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۱، ص ۳۲۹ و ۳۳۰؛ کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ترجمه: مصطفوى، سید جواد، ج ‏۲، ص ۱۲۰ – ۱۲۲٫

[۲۸]. راوندی، قطب الدین، الخرائج و الجرائح، محقق/ مصحح: مؤسسه الإمام المهدى (علیه السلام)‏، ج ‏۳، ص ۱۱۰۹‏.

[۲۹]. مشایخ، فاطمه، قصص الأنبیاء (قصص قرآن)، ص ۸۵۸٫

[۳۰]. جاسم، حسین، تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم، ترجمه: آیت اللّهی، سید محمد تقی، ص ۱۵۵ و ۱۵۶؛

[۳۱]. طوسی، محمد بن حسن، الغیبه، محقق / مصحح: تهرانى، عباد الله و ناصح، على احمد، ص ۳۵۸٫‏

[۳۲]. اینان همه از اهل تسنن بوده‏اند.

[۳۳]. الغیبه، ص ۳۵۸٫‏

[۳۴]. طوسی، محمد بن حسن، الغیبه، محقق/ مصحح: تهرانى، عبادالله و ناصح، على احمد، ص ۳۵۴.

[۳۵]. مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، مصحح: جمعى از محققان‏، ج ‏۵۱، ص ۳۴۴؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار ج ۱۳ (مهدى موعود)، ترجمه: دوانی، علی، ص ۶۶۵٫

[۳۶]. همان.

[۳۷]. لَا یُجْمَعُ عَلَى امْرِئٍ بَیْنَ عُثْمَانَ وَ أَبُو عَمْرٍو وَ أَمَرَ بِکَسْرِ کُنْیَتِهِ فَقِیلَ الْعَمْرِی‏، الغیبه، ص ۳۵۴٫

[۳۸]. همان.

[۳۹]. ر.ک: طوسی، محمد بن حسن، الغیبه، محقق/ مصحح: تهرانى، عبادالله و ناصح، على احمد، ص ۳۵۴.

[۴۰] . به دلیل تقیه ای که می کردند، سلاطین آنان را نمی‌شناختند؛ لذا با آنان دشمنی نمی کردند.

[۴۱]. ر.ک: مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار؛ مصحح: جمعى از محققان‏، ج ‏۵۱، ص ۲۰۳؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار ج ۱۳ (مهدى موعود)، ترجمه: دوانی، علی، ص ۴۵۸٫

[۴۲] . به دلیل تقیه ای که می کردند، سلاطین آنان را نمی‌شناختند؛ لذا با آنان دشمنی نمی کردند.

[۴۳]. ر.ک: مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار؛ مصحح: جمعى از محققان‏، ج ‏۵۱، ص ۲۰۳؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار ج ۱۳ (مهدى موعود)، ترجمه: دوانی، علی، ص ۴۵۸٫

[۴۴]. کشی، محمد بن عمر، اختیار معرفه الرجال (رجال کشی)، محقق و مصحح: مصطفوی، حسن،‏ ص ۵۳۱٫

[۴۵]. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۵۱،‌ ص ۳۳۵٫

[۴۶]. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۱، ص ۵۲۳ و ۵۲۴٫ برگرفته از سایت اسلام کوئست.

[۴۷]. مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، مصحح: جمعى از محققان‏، ج ‏۵۱، ص ۳۴۴؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار ج ۱۳ (مهدى موعود)، ترجمه: دوانی، علی، ص ۶۶۵- ۶۶۹٫

[۴۸]. بحارالانوار، ج ‏۵۱، ص ۳۵۹؛ قمی، عباس، الکنی و الالقاب، ج ۱، ص ۹۱٫

[۴۹]. صدوق، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمه، ج ‏۲، ص  ۴۰۹٫

[۵۰]. طوسی، محمد بن حسن، الغیبه، محقق / مصحح: تهرانى، عباد الله و ناصح، على احمد، ص ۳۵۴.

[۵۱]. احمد بن اسحق می‌گوید: «… بعد از رحلت آن حضرت (امام هادی علیه السلام)، روزى به خدمت امام حسن عسکرى (علیه السّلام) شرفیاب شدم و همان سؤال (جایگاه عثمان بن سعید) را از آن حضرت نیز کردم. آن حضرت هم فرمود: این ابو عمرو مردى موثق و امین است، هم مورد وثوق امام گذشته (امام على النقى) بود و هم نزد من در زمان حیات و ممات موثق می‌باشد. آن چه به شما برساند از جانب من می‌گوید و از طرف من می‌رساند»، مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، مصحح: جمعى از محققان‏، ج‏۵۱، ص ۳۴۴؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار ج ۱۳ (مهدى موعود)، ترجمه: دوانی، علی، ص ۶۶۵ –  ۶۶۹٫

[۵۲]. همان.

[۵۳]. ر.ک: مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، مصحح: جمعى از محققان‏، ج ‏۵۱، ص ۲۰۳؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار ج ۱۳ (مهدى موعود)، ترجمه: دوانی، علی،  ص ۴۵۸٫

[۵۴]. طبرسى،‏ احمد بن على، ‏الإحتجاج على أهل اللجاج، ج ‏۲، ص ۴۷۷‏.




کلیدواژه ها: , , ,



ثبت نظر


4 + 4 =