دایره المعارف اسلام پدیا » بداء و قضا و قدر
منوی اصلی

بداء و قضا و قدر

تاریخ: ۰۱ اسفند ۱۳۹۷ در باب: کلام

از دیگر موارد موجب اختلاف در اثبات بداء برای خداوند مسئله قضا و قدر است که برخی این دو آموزه را در تضاد با یک‌دیگر می‎دانند.[۱] عالمان شیعه در دفاع از هم‌سازی این دو آموزه با یک‌دیگر، این‌گونه استدلال می‎کنند که قضا و قدر به سه دسته کلی تقسیم می‌شود:

  1. قضا و قدر حتمی که فقط خدا از آن آگاه است و بَداء در آن واقع نمی‌شود؛ چرا که وقوع بَداء در این قسم، مستلزم تغییر در علم خداوند است و چنین چیزی محال است.
  2. قضا و قدر حتمی که جز خداوند، ملائکه، انبیا و اولیا نیز از آن آگاهی دارند و از آنجا که خدا، خود، فرشتگان و فرستادگانش را تکذیب نمی‌کند و بداء در این قسم موجب تکذیب اولیای الهی می‌شود، بداء ناپذیر است.
  3. قضا و قدر غیر حتمی که خداوند در آن وقوع چیزی و یا عدم آن را تقدیر می‎کند، ولی تحقّقش را به مشیت خویش معلّق می‌سازد و این قسم است که با بداء تغییر می‎کند.[۲]

توضیح بیشتر این‌که بر اساس تعالیم قرآنى، علم خداوند از هر جهت مطلق است و محدودیتى ندارد. قرآن کریم می‌فرماید: «اِنَّ اللّهَ بِکُلِّ شَىء عَلیم»؛ «خداوند به هر چیزی آگاه است».[۳] این بدان معنا است که خداوند بر همه حوادث از ازل تا ابد آگاه است و در این علم هیچ‌ یک از مخلوقات با وى مشارکت ندارند؛ لذا قرآن کریم می‌فرماید: «فَلا یُظهِرُ عَلى غَیبِهِ اَحَداً»؛[۴] «پس هیچ کس را بر نهان خویش آگاه نمی‌کند» و ممکن است تنها برخى از آن به صورت استثنا آگاه باشند: «اِلاّ مَنِ ارتَضى مِن رَسول»؛[۵] «جز فرستاده‌ای را که بپسندد» و این همان قضاى حتمى است.

در کنار این حقیقت، حقیقتى در سطح نازل‌تر قرار مى‌گیرد و آن این که سرنوشت انسان‌ها و حوادث و وقایعى که براى آنها پدید مى‌آید، بر اثر عوامل و شرایط ویژه‌اى؛ همانند اختیار افراد و گروه‌هاى انسانى و توانایى ایشان در انتخاب راه‌هاى گوناگون رقم مى‌خورد. این همان قضاى غیرمحتوم یعنى «قدر» است که اطلاع بر آن براى نفس پیامبر یا ولىّ ممکن است.[۶]

جایگاه بداء در این میان به عنوان یکى از افعال یا اوصاف الهى آن است که بر اساس وعده‌هاى خداوند به جاى برخى از مقدرات غیرحتمى، به جهت اختیار و عملکرد انسان؛ نظیر صدقه، صله رحم، نیکى به پدر و مادر و قدردانى از آنان یا ترک این‌گونه امور، سرنوشت بهتر یا بدترى براى وى رقم مى‌خورد، چنان‌که قرآن کریم می‌فرماید: «یَمحوااللّهُ ما یَشاءُ و یُثبِتُ و عِندَهُ اُمُّ الکِتـب».[۷] بخش نخست این آیه، اشاره به قضاى غیرمحتوم دارد و قسمت دوم، مربوط به قضاى محتوم است.[۸]

نظیر این معنا را در آیه «قَضى اَجَلاً و اَجَلٌ مُسَمًّى عِندَهُ»؛[۹] «سپس (برای هر فرد شما) مدتی (از عمر) مقرر داشت و مدت معیّنی هم در نزد او است»؛ مى‌توان یافت.[۱۰] بر‌ اساس روایتى از امام باقر (علیه‌السلام) مقصود از «قَضى‌اَجَلاً» حکم او درباره اجل محتوم است و مراد از «اَجَل مُسَمًّى عِندَهُ» اجل موقوف نزد خداوند می‌باشد.[۱۱]

[۱] . عیاشی، محمد بن مسعود، کتاب التفسیر، ج ۲، ص ۲۱۸ – ۲۲۰٫

[۲] . خویی، سید ابو القاسم، البیان، ص ۳۸۸ – ۳۸۷، با استفاده از ویکی شیعه.

[۳] . عنکبوت، ۶۲٫

[۴] . جن، ۲۶٫

[۵] . جن، ۲۷٫

[۶]. ر ک: طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‌۱۱، ص ‌۳۷۶‌ ـ ‌۳۷۸؛ ملا صدرا، صدر الدین، الاسفار الاربعه، ج ‌۶‌، ص ‌۳۹۸ ‌ـ ‌۳۹۹٫

[۷] . رعد، ۳۹٫

[۸] . المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‌۱۱، ص ‌۳۸۰٫

[۹] . انعام، ۲٫

[۱۰] . المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‌۷، ص ‌۱۴ و ۱۵٫

[۱۱] . سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- قَضى‏ أَجَلًا وَ أَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ‏  قَالَ هُمَا أَجَلَانِ أَجَلٌ مَحْتُومٌ وَ أَجَلٌ مَوْقُوفٌ؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافى، ج ‌۱، ص ‌۱۴۷، با استفاده از: حسین دیبا و بخش فلسفه و کلام، مدخل «بداء»، دائره المعارف قرآن کریم، ج ۵٫




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


+ 2 = 8