دایره المعارف اسلام پدیا » بداء و علم خدا
منوی اصلی

بداء و علم خدا

تاریخ: ۰۵ اسفند ۱۳۹۷ در باب: کلام

اختلاف بین شیعه و اهل سنت و دیگر مخالفان بداء، ناشی از اعتقاد به تغییرناپذیری علم خداوند است که این اعتقاد در ظاهر با بداء در تعارض است. برخی اندیشمندان امامیه با تفکیک علم الهی به علم ذاتی، که ازلی و ابدی است و تغییر در آن راه ندارد و علم فعلی که عین فعل است نه ذات و البته حادث و قابل تغییر،[۱] تأکید می‌کنند، بَداء در علم ذاتی خدا رخ نمی‎دهد، بلکه در محدوده علم فعلی خداوند است. در حقیقت نه تنها بداء در علم ذاتی خدا رخ نمی‌دهد، بلکه؛ خداوند به رخداد بداء نیز علم دارد و بداء موجب تغییر در ذات الهی نیست و علم به تغییر با تغییر در علم متفاوت است و بداء، خود، متعلق علم الهی است.[۲]

امام صادق (علیه السلام) می‌فرمایند: «… بدایی برای خدا رخ نمی‌دهد، مگر این‌که در علم خدا بوده است. برای خدا از روی جهل، بَداء رخ نمی‌دهد».[۳]

برای توضیح بیشتر پاسخ را در ضمن پرسشی مطرح می‌کنیم.

سؤال: شیعه به «بداء» اعتقاد دارد. آیا لازمه اعتقاد به آن، دادن نسبت ناآگاهى به خدا نیست؟

پاسخ: «بداء» با این شرط که درست تفسیر شود، از عقاید اسلامى است که همه مسلمانان جهان بدان عقیده راسخ دارند، هر چند برخى از آنان از به کار بردن لفظ «بداء» خوددارى مى کنند. البته وحشت آنان از به کار بردن لفظ «بداء» ضررى به محتوا نمى زند؛ زیرا مقصود واقعیت بداء است نه اسم آن؛ زیرا حقیقیت «بدا» بر دو اصل استوار است:

الف: خداوند داراى قدرت و سلطه مطلق بر جهان هستى است و هر زمان بخواهد مى‌تواند تقدیرى را جایگزین تقدیر دیگر سازد. در حالى که بر هر دو تقدیر، علم پیشین داشته و هیچ گونه تغییرى نیز در علم وى راه نخواهد یافت؛ زیرا تقدیر نخست چنان نیست که قدرت خدا را محدود ساخته و توانایى دگرگون کردن آن را از او سلب کند. خداوند متعال بر خلاف عقیده یهود که مى گفتند: «ید اللّه مغلوله»،[۴] «دست خدا بسته است»، قدرت گسترده‌اى دارد و به تعبیر قرآن دست او باز است؛ «بَلْ یَداهُ مَبْسُوطَتانِ»؛ «بلکه هر دو دست او گشاده و باز است».[۵]ب. إعمال قدرت از سوى خداوند و اقدام وى به جایگزین کردن تقدیرى به جاى تقدیر دیگر، بدون حکمت و مصلحت انجام نمى‌گیرد و انجام این کار در گرو اعمال خود انسان است که از طریق اختیار و برگزیدن زندگى شایسته یا ناشایسته، زمینه دگرگونى سرنوشت خویش را فراهم سازد.

فرض کنیم انسانى، حقوق والدین و بستگان خود را مراعات نمى‌کند. طبعاً این عمل، ناشایست و در سرنوشت او تأثیر ناخوشایندى خواهد داشت. حال اگر در نیمه زندگى از کرده خود نادم گشته و از آن پس به وظایف خود در این باره اهتمام ورزد، در این صورت زمینه دگرگونى سرنوشت خود را فراهم کرده و مشمول آیه «یَمْحُوا اللّهُ ما یَشاءُ وَیُثْبِتُ» خواهد گشت. این مطلب در عکس قضیه نیز حاکم است.

با توجه به این دو اصل، روشن مى شود که اعتقاد به بداء یک عقیده مسلّم اسلامى است – صرف نظر از تعبیر و اصطلاح خاص بداء – و تمامى مذاهب و فرق اسلامى به مفهوم آن اعتقاد دارند.

بنابراین حقیقت بداء جز این نیست که قسمتى از سرنوشت‌هاى انسان قطعى نیست، بلکه معلّق مى‌باشد و او مى‌تواند با اعمال خود، آن را دگرگون سازد، خواه نیک باشد خواه بد.[۶]

 [۱]. جوادی آملی، عبد الله، تفسیر تسنیم، ج ۷، ص ۳۵۸ – ۳۶۱.

[۲] . طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۱، ص ۳۸۱.

[۳] . عیاشی، محمد بن مسعود، کتاب التفسیر، ج ۲، ص ۲۱۸.

[۴] . مائده، ۶۴٫

[۵] . همان.

[۶] .  سبحانی، جعفر، راهنماى حقیقت، ص ۹۸ – ۱۰۰٫




کلیدواژه ها: ,



ثبت نظر


7 + = 14