دایره المعارف اسلام پدیا » روایات شیعه درباره بداء
منوی اصلی

روایات شیعه درباره بداء

تاریخ: ۲۷ بهمن ۱۳۹۷ در باب: کلام

به سبب نقشى که «بداء» از جهات تربیتى و تشویق به سرعت گرفتن در کارهاى خیر دارد، در روایات شیعه با اهمیت فراوان تلقى شده است.

در اهمیت مبحث بداء از دیدگاه شیعه همین بس که در بیشتر کتاب‌های کلامی مطرح شده و به گفته مؤلف الذّریعه بیست و پنج کتاب و رساله مستقل در این باره نوشته شده است».[۱]

مرحوم کلینی در کتاب کافی بابی مستقل درباره بداء گشوده و روایات زیادی را در این باب آورده است.

در این‌جا به برخی از روایاتی که پیرامون بداء وارد شده، ارائه می‌شود.

  1. هشام بن سالم از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند: «خداوند با هیچ وسیله‌ای همچون بداء تعظیم و تکریم نشده است»![۲]
  2. امام صادق (علیه السلام) در مورد دیگر فرموده‌اند: «خدا هیچ پیامبری را مبعوث نکرد، مگر از او سه پیمان گرفت: اقرار به بندگی خدا، نفی بتها و دوری از شرک و تشبیه، و اینکه خداوند آنچه را بخواهد مقدّم یا مؤخّر می سازد».[۳]
  3. ریّان بن صلت، یکی از اصحاب امام رضا (علیه السلام) نقل می‌کند که حضرت فرمود: «خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نکرده مگر این‌که خمر را حرام و بداء را برای خدا اقرار نموده است».[۴]
  4. امام صادق (علیه السّلام) از زمان «محو و اثبات» نیز خبر داده و فرموده است: «شب قدر که مى‏شود فرشتگان و روح و نویسندگان به آسمان دنیا فرود مى‏آیند و هر چه را خداى متعال در آن سال مقرر فرموده مى‏نویسند و اگر خدا بخواهد چیزى را پیش انداخته یا تأخیر بیاندازد و یا چیزى را بکاهد، به فرشته مأمور، فرمان مى‏دهد آن را همان‏گونه که خواسته «محو و نابود» یا «برقرار» دارد».[۵]
  5. امام صادق (علیه السّلام) در بیان دیگرى از زمان «محو و اثبات» خبر داده که خلاصه آن چنین است: «در شب قدر فرشتگان و نویسندگان به آسمان دنیا فرود مى‏آیند و هر چه را که در آن سال شدنى است و به بندگان مى‏رسد، همه را مى‏نویسند. فرمود: و کارهائى که وابسته به مشیّت الهى است، هر چه را بخواهد مقدّم داشته و هر چه بخواهد تأخیر می‌اندازد و این معناى سخن خداى متعال است که فرمود: «یَمْحُوا اللَّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْکِتابِ».[۶]
  6. امام باقر (علیه السّلام) در حدیثى درباره آیه: «خداوند هرگز مرگ کسى را – هنگامى که اجلش فرا رسد – به تأخیر نمى‏اندازد»[۷]، فرمود: زمانى که اجل فرود آید و نویسندگان آسمان آن را بنویسند، این اجل را خداوند به تأخیر نمى‏اندازد».[۸]
  7. امام رضا (علیه السّلام) در جواب سلیمان مروزى که گفته بود: «قَدْ فَرَغَ مِنَ الْأَمْرِ فَلَیْسَ یَزِیدُ فِیهِ شَیْئاً»؛ «خداوند، کار را تمام کرده و فارغ شده و چیزى اضافه نخواهد کرد»، فرمود: «این عقیده یهودان است. اگر چنین عقیده‏اى صحیح باشد، چگونه در قرآن مى‏فرماید: «مرا بخوانید تا (دعاى) شما را بپذیرم‏».[۹] سلیمان گفت: منظورش این است که قادر به این کار است. امام (علیه السلام) فرمود: پس وعده مى‏دهد؛ ولى وفا نمى‏کند؟ پس چگونه مى‏فرماید: «او هر چه بخواهد در آفرینش مى‏افزاید».[۱۰] همچنین مى‏فرماید: «خداوند هر چه را بخواهد محو، و هر چه را بخواهد اثبات مى‏کند و «امّ الکتاب» [لوح محفوظ] نزد او است».[۱۱] با اینکه کار را تمام کرده باشد این آیات دیگر معنى ندارد. این جا بود که سلیمان مروزى در جواب فرو ماند».[۱۲]

آنچه از مجموعه روایات شیعه درباره بداء در ارتباط با علم خدای متعال به دست می آید، آن است که خداوند دو نوع علم دارد:

  1. علم مکنون که خاصّ ذات ربوبی (و عین ذات او و تغییرناپذیر) است و بداء نیز از آنجا نشأت می گیرد.
  2. علمی که فرشتگان، رسولان و پیامبرانش را نیز تعلیم نموده است.

چنان که ابوبصیر از امام صادق (علیه السلام (نقل می کند: آن‌حضرت فرمود: همانا: خداوند دو نوع علم دارد: ۱- علم نهفته و در خزانه که جز او کسى نداند و بدا از این علم باشد ۲ علمى که به فرشتگان و رسولان و پیغمبرانش تعلیم داده که ما آن را می‌دانیم[۱۳].

بر این اساس «بداء» به این معنى که؛ «براى خداوند رأى جدید و تازه‏اى در کار پیدا شود که پیش‏تر آن را نمی‌دانسته»، – معاذ اللّه – این دیدگاه در مکتب اهل بیت منکر و مردود است.

دیدگاه امامان اهل بیت (علیهم السّلام) در این باره همان است که مجلسى از امام صادق آورده است. امام (علیه السّلام) فرمود: «من زعم انّ اللّه عزّ و جلّ یبدو له فى شی‏ء لم یعلمه امس فأبروا منه»؛ «هر کس گمان کند که براى خداى عزّ و جلّ در چیزى، رأى تازه و جدیدى پیدا مى‏شود که پیش‏تر آن را نمى‏دانسته، از او بیزارى بجوئید».[۱۴]

[۱]. آقابزرگ تهرانی، الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج ۳، ص ۵۳-۵۱٫نام کوچک مؤلف.

[۲]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱، ص ۱۴۶٫

[۳]. همان، ص ۱۴۷٫

[۴]. همان، ص ۱۴۸٫ «ما بعث اللّه نبیّا الاّ بتحریم الخمر و ان یقرّ للّه بالبداء».

[۵]. عروسى حویزى، عبد على بن جمعه، تفسیر نور الثقلین، ج ‏۲، ص ۵۱۵٫

[۶]. طوسی، محمد بن حسن، امالی، ص ۶۰٫

[۷]. منافقون، ۱۱؛

[۸]. قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، ج ‏۲، ص۳۷۰ و ۳۷۱٫

[۹] . غافر، ۶۰٫

[۱۰] . فاطر، ۱٫

[۱۱] . رعد، ۳۹٫

[۱۲]. هَذَا قَوْلُ الْیَهُودِ فَکَیْفَ قَالَ: «ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ»؟ قَالَ سُلَیْمَانُ إِنَّمَا عَنَى بِذَلِکَ أَنَّهُ قَادِرٌ عَلَیْهِ. قَالَ: أَ فَیَعِدُ مَا لَا یَفِی بِهِ؟ فَکَیْفَ قَالَ: «یَزِیدُ فِی الْخَلْقِ ما یَشاءُ» وَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ: «یَمْحُوا اللَّهُ ما یَشاءُ وَیُثْبِتُ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْکِتابِ» وَقَدْ فَرَغَ مِنَ الْأَمْرِ؟ فَلَمْ یُحِرْ جَوَابا. صدوق، محمد بن علی، التوحید، تحقیق: حسینی طهرانی، سید هاشم، ص۴۵۲.

[۱۳] . کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ‏۱، ص ۱۴۷٫

[۱۴]. صدوق، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمه، ج‏۱، ص ۶۹ و ۷۰٫




کلیدواژه ها: ,



ثبت نظر


7 + = 8