دایره المعارف اسلام پدیا » خطبه ها، نامه ها و کلمات امام علی (علیه السلام)
منوی اصلی

خطبه ها، نامه ها و کلمات امام علی (علیه السلام)

تاریخ: ۰۶ بهمن ۱۳۹۷ در باب: امام علی(ع), بزرگان, تاریخ, سیره, معصومین

امام علی (علیه السلام) نهایت سعی و تلاش خود را در راه نشر دین خدا و بیان معالم دین اسلام می نمود. آن‌حضرت این مهم را به وسیله خطبه‌ها، نامه‌ها و سائر کلمات شریفش انجام می داد. با این که امام (علیه السلام) در معرض ابتلائات شدید، فتنه‌ها و جنگ‌ها بود، لکن از این مطلب غافل نمی شد. ایشان از هر فرصتی استفاده کرده و رسالت خویش را انجام می داد. بخشی از خطبه‌های حضرت، مشتمل بر معارف و احکامی است که در میدان جنگ با همه مشغولیت‌ها و همومی که داشت، ایراد شده است. همچنین بسیاری از نامه‌های آن حضرت به انگیزه خیرخواهی، شفقت و تأدیب کارگزاران، دوستان و دشمنانش در چنین حالاتی نگاشته شده است.[۱] نکته مهم‌تر آن است که خطبه‌ها، نامه‌ها، و کلمات آن حضرت در نهایت بلاغت و فصاحت و شیوایی ایراد شده است.

نهج البلاغه

شخصیت‌های متعددی فرمایشات امیرالمؤمنین (علیه السلام) را جمع‌آوری کرده‌اند، لکن از همه مشهورتر و معروف‌تر؛ «نهج البلاغه» سید رضی است. وی از شخصیت‌های برجسته شیعی در قرن ۴ است که با توجه به تبحر ادبى خود، سخنان فصیح و بلیغ امیرالمؤمنین (علیه السلام) را جمع آوری کرده است. وی در مقدمه کتاب، درباره علت تألیف نهج البلاغه می نویسد:

«در آغاز جوانى و طراوت زندگى، دست به تألیف کتابى در «خصائص ائمّه (علیهم السّلام)» زدم که مشتمل بر خبرهاى جالب و سخنان برجسته ایشان بود. انگیزه این عمل را در آغاز آن کتاب یاد آور شدم و آن را آغاز سخن قرار دادم. پس از گرد آوردن خصائص امیر مؤمنان (علیه السّلام)، مشکلات و حوادث روزگار مرا از اتمام بقیّه کتاب، باز داشت. من آن کتاب (خصائص امیرالمؤمنین علیه السلام) را مبوّب نموده و به فصل‏هاى مختلفى تقسیم نمودم. در پایان‏ آن، فصلى که متضمّن سخنان جالب امام (علیه السّلام) بود از فرمایشات کوتاه در مواعظ، حکم، امثال و آداب -نه خطبه‏هاى طولانى و نه نامه‏هاى گسترده- آورده شد.

برخى از دوستان آن را جالب و شگفت‌انگیز از جنبه‏هاى گوناگون دانسته، از من خواستند کتابى تألیف کنم که سخنان برگزیده امیر مؤمنان (علیه السّلام) در جمیع فنون و بخش‌هاى مختلف، از خطبه‏ها، نامه‏ها، مواعظ و ادب در آن گرد آید؛ چرا که مى‏دانستند این کتاب متضمّن شگفتى‏هاى بلاغت و نمونه‏هاى ارزنده فصاحت و جواهر سخنان عرب و نکات درخشان از سخنان دینى و دنیوى خواهد بود که در هیچ کتابى جمع آورى نشده و در هیچ نوشته‏اى تمام جوانب آن گردآورى نگردیده است. دلیل آن‌هم این است که امیر مؤمنان منشأ فصاحت و منبع بلاغت و پدید آورنده آن است. مکنونات بلاغت به وسیله او آشکار گردیده، قوانین و اصول آن از او گرفته شده است. تمام خطبا و سخنرانان به او اقتدا نموده و همه واعظان بلیغ از سخن او استمداد جسته‏اند. با این همه، او همیشه پیش‌رو است و آنها دنباله رو، او مقدّم است و آنها مؤخّر؛ زیرا سخن او کلامى است که آثار علم الهى و بوى عطر سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله) را به همراه دارد.

از این رو خواسته دوستان را اجابت کردم و این کار را شروع نموده، در حالى که یقین داشتم سود و نفع معنوى آن بسیار است و به زودى همه جا را تحت سیطره خود قرار خواهد داد و اجر آن ذخیره آخرت خواهد بود. منظورم این بود که علاوه بر فضائل بى شمار دیگر، بزرگى قدر و شخصیّت امیر مؤمنان را از این نظر روشن سازم؛ چرا که امام على (علیه السّلام) تنها فردى است که از میان تمام گذشتگانى که سخنى از آنها به جا مانده، به آخرین مرحله فصاحت و بلاغت رسیده و گفتار او اقیانوسى بیکران است که سخن هیچ بلیغی به پایه آن نخواهد رسید.

خواستم در افتخار کردن به امام (علیه السّلام) به قول شاعر معروف؛ «فرزدق» متمثّل شوم (که در مورد افتخار به پدران خود به شخصى به نام «جریر» خطاب مى‏کند):

اولئک آبائی فجئنی بمثلهم      *       اذا جمعتنا یا جریر المجامع‏

اى جریر! اینها پدران و نیاکان من هستند، اگر مى‏توانى در آن هنگام که در مجمعى گرد آمدیم، همانند آنها را براى خود بر شمار.

سخنان آن حضرت بر مدار سه اصل مى‏چرخد: اوّل: خطبه‏ها و اوامر؛ دوّم: نامه‏ها و رسائل؛ سوّم: کلمات حکمت آمیز و مواعظ. تصمیم گرفتم ابتدا خطبه‏ها، پس از آن نامه‏ها و سپس کلمات حکمت آمیز جالب آن حضرت را جمع کنم. سپس به هر کدام از آنها بابى را اختصاص دادم و صفحاتى ویژه آن گردانیدم تا مقدّمه‏اى باشد براى به دست آوردن آن چه که به آن دسترسى ندارم و (ممکن است) در آینده به آن برسم. هرگاه سخنى از آن حضرت در مورد بحث و مناظره، یا پاسخ سؤال و یا منظور دیگرى بود که به آن دست یافتم، ولى جزء هیچ یک از این سه بخش نبود، آن را در مناسب‏ترین و نزدیک‏ترین بخش قرار دادم. اگر در میان آن چه برگزیده‏ام، فصول غیر منظّم و سخنان غیر مرتّبى آمده، به دلیل آن است که من نکته‏ها و جملات درخشان آن حضرت را جمع مى‏کنم و منظورم حفظ تمام پیوندها و ارتباطات کلامى نیست… .

با این حال ادّعا نمى‏کنم که من به همه جوانب سخنان امام (علیه السّلام) به طورى احاطه پیدا کرده‏ام که هیچ کدام از سخنان او از دستم نرفته است، بلکه بعید نمى‏دانم آن چه که نیافته‏ام، بیش از آن باشد که یافته‏ام و آن چه در اختیارم قرار گرفته کمتر از آن چه به دستم نیامده باشد، اما وظیفه من غیر از تلاش و کوشش و سعى فراوان براى یافتن این گم شده نیست. پس از خدا مى‏خواهم در این امر مرا راهنمایى کند. بعد از تمام شدن کتاب چنین دیدم که نامش را «نهج البلاغه» بگذارم؛ زیرا این کتاب درهاى بلاغت را به روى بیننده گشوده و خواسته‏هایش را به او نزدیک مى‏سازد. این کتاب هم مورد نیاز دانشمند و عالم، هم دانشجو و متعلّم است و هم خواسته شخص بلیغ و زاهد در آن یافت مى‏شود. در بین کلمات امام (علیه السّلام) سخنان شگفت‌انگیزى در مورد توحید، عدل و تنزیه خداوند از شباهت به خلق مى‏بینم که تشنگان را سیراب کرده و پرده‏ها را از روى تاریکى شبهات بر مى‏گیرد. از خداوند بزرگ توفیق و نگهدارى از لغزش را خواستارم و نیز مى‏خواهم که به من در این راه، مقاومت و یارى بخشد، از خطاى فکر، پیش از خطاى زبان و از خطاى سخن، پیش از لغزش قدم، به او پناه مى‏برم. او مرا کفایت مى‏کند و بهترین حافظ و یاور است».[۲]

نمونه

یکی از خطبه‌های کوتاه و جامع وعظ و حکمت نهج البلاغه، خطبه ۲۱ آن است که در واقع بخشی از خطبه ۱۶۷ این کتاب است که امام (علیه السلام) آن را در سال ۳۵ هجرى در آغاز خلافت ایراد فرموده است:

«فَإِنَّ الْغَایَهَ أَمَامَکُمْ وَ إِنَّ وَرَاءَکُمُ السَّاعَهَ تَحْدُوکُمْ تَخَفَّفُوا تَلْحَقُوا فَإِنَّمَا یُنْتَظَرُ بِأَوَّلِکُمْ آخِرُکُمْ‏؛ قیامت پیش روى شما و مرگ در پشت سر، شما را مى‏راند. سبکبار شوید تا برسید. همانا آنان که رفتند در انتظار رسیدن شمایند».[۳]

سید رضی در ذیل این خطبه می گوید: این سخن امام (علیه السّلام)، پس از سخن خدا و پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) با هر سخنى سنجیده شود بر آن برترى دارد و از آن پیشى مى‏گیرد، اما جمله «سبکبار شوید تا برسید» کلامى کوتاه‌تر و پر معنا‏تر از آن شنیده نشده! چه کلمه ژرف و بلندى! چه جمله پر معنا و حکمت آمیزى است که تشنگى را با آب حکمت مى‏زداید و ما عظمت و شرافت این جمله را در کتاب خود به نام «الخصائص» بیان کرده‏ایم.[۴]

یادآوری

همان طور که سید رضى خود تصریح نموده، وی در جمع‏آورى سخنان امام علی (علیه السلام)، بناى نوشتن و جمع‌آورى مجموع سخنان آن حضرت را نداشته؛ به همین جهت، از بین منابع فراوانى که داشته، قسمت‌هایى را گل‌چین نموده است. برخى چنین پنداشته‌اند که سخنان امیر مؤمنان على (علیه السلام) تنها حجمى معادل نهج البلاغه دارد، یا خطبه‌ها و نامه‌هاى آن‌حضرت را منحصر در همان تعداد نموده‌اند، در حالى‌که چنین نیست. مسعودى که حدود صد سال قبل از سید رضى می‌زیسته، در «مروج الذهب» می‌گوید: «هم اکنون چهار صد و هشتاد و اندى خطبه از على (علیه السلام) در دست مردم است».[۵] و یا آمُدى در «غرر الحکم»، پانزده هزار کلمه قصار از امیر المؤمنین (علیه السلام) نقل کرده است، در حالى‌که کلمات قصار نهج البلاغه، ۴۸۰ کلمه است.[۶]

در زمان معاصر نیز کتاب «نَهْجُ السّعادَه فی مُسْتَدْرَکِ نَهج‌ُالبلاغه»، نوشته محمدباقر محمودی، دایرهالمعارف سخنان امیرمؤمنان است که حاوی بیش از ۵۰۰ حدیث، ۳۰۰ نامه، ۱۱۹ دعا، ۸۱ وصیت، کلمات قصار و همچنین مجموعه اشعار منسوب به امام علی (علیه السلام) است. در تدوین این اثر، از منابع تمام فرق اسلامی استفاده شده و در مقایسه با سایر کتاب‌های مشابه، گسترده‌ترین کتابی دانسته شده است که با ذکر سند و منابع، تدوین شده و محصول نیم قرن جستجوی نویسنده در میان هزاران کتاب خطی و چاپی است.[۷] استاد مطهری با اشاره به کتاب نهج السعاده فی مستدرک نهج البلاغه، آن را مشروح‌ترین و جامع‌ترین کتاب در میان کتاب‌هایی دانسته که در پی گردآوری اسناد و مدارک نهج البلاغه بوده‌اند. مطهری همچنین کتاب مذکور را کامل‌تر از نهج البلاغه‌ای دانسته که سید رضی جمع‌آوری نموده است.[۸]

[۱]. احمدى میانجى، میرزا علی، مکاتیب الرسول (صلّى الله علیه و آله)، ج ‏۱، ص ۴۲۶٫

[۲]. سید رضى، محمد بن حسین، نهج البلاغه، ترجمه: دشتى، محمد، ص ۲۶ – ۳۰‏.‏

[۳]. سید رضى، محمد بن حسین، نهج البلاغه، محقق/ مصحح: ‏‏صالح، صبحی، خطبه ۲۱، ص ۶۲ و ۶۳؛ خطبه ۱۶۷، ص ۲۴۲؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج ‏۲، ص ۴۸٫

[۴]. نهج البلاغه، محقق/ مصحح: ‏‏صالح، صبحی، ص ۶۳٫

[۵]. مسعودی، على بن الحسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقیق: داغر، اسعد، ج ۲، ص ۴۱۹٫

[۶]. ر.ک: سایت اسلام کوئست، نمایه «خطبه بدون نقطه امام علی (علیه السلام)».

[۷]. ر.ک: ویکی شیعه.

[۸].  مطهری، مرتضی، مجموعه ‏آثار استاد شهید مطهرى، ج ‏۱۶، ص ۳۵۷٫




کلیدواژه ها: , , ,



ثبت نظر


9 + 8 =