دایره المعارف اسلام پدیا » بداء از دیدگاه قرآن
منوی اصلی

بداء از دیدگاه قرآن

تاریخ: ۲۴ بهمن ۱۳۹۷ در باب: کلام

برخلاف پندار یهود که بر این باور هستند که خداوند پس از خلقت از تدبیر امور عالم دست کشیده است: «یهود گفتند: دست (قدرت) خدا بسته است! به واسطه این گفتار (دروغ) دست آنها بسته شده و به لعن خدا گرفتار گردیدند، بلکه دو دست (قدرت) خدا گشاده است و هرگونه بخواهد (بر خلق) انفاق می‌کند». [۱]

با اعتقاد به بداء، ارزش امورى همچون توبه، دعا و کارهاى خیر در سایه التزام به توکل روشن‌تر مى‌شود.

آیات قرآن افزون بر یادآورى این اصل کلى که سرنوشت انسان‌ها با خواست خود آنها تغییر پذیر است: «اِنَّ اللّهَ لایُغَیِّرُ ما بِقَوم حَتّى یُغَیِّروا ما بِاَنفُسِهِم»[۲] به موارد عینى و مصادیق خارجى آن نیز اشاره کرده، که به برخی از آن موارد اشاره می‌شود:

  1. برطرف شدن عذاب از قوم حضرت یونس (علیه السلام) بر اثر تضرع و دعاى آنان.[۳] قرآن کریم می‌فرماید: «چرا هیچ یک از مردم شهرها و آبادى‏ها ایمان نیاوردند تا ایمانشان سودشان دهد؟ مگر قوم یونس که چون ایمان آوردند، عذاب ذلت و خوارى را در زندگى دنیا از آنان برداشتیم، و تا مدتى آنان را برخوردار ساختیم.[۴]

فشرده داستان حضرت یونس (علیه السّلام) آن‏گونه که در تفسیر طبرى و قرطبى و مجمع البیان آمده، چنین است: «قوم یونس (علیه السّلام) در نینوا از ناحیه موصل مى‏زیستند و بت مى‏پرستیدند. خداوند حضرت یونس (علیه السّلام) را به سوى ایشان فرستاد تا آنان را به توحید فراخوانده و از بت‏پرستى بازدارد. همگی از ایشان سرباز زده  و تنها دو نفر از آنان؛ یکى عابد و دیگرى عالم، یونس (علیه السّلام) را پیروى کردند. عابد از یونس (علیه السّلام) خواست تا بر علیه آن قوم نفرین کند و عالم او را از این کار نهى کرد و گفت: بر اینان نفرین مکن؛ زیرا خدا دعایت را مستجاب مى‏کند، ولى هلاکت بندگانش را دوست ندارد. یونس (علیه السّلام) سخن عابد را پذیرفت و نفرین کرد، خداوند فرمود: عذاب در فلان روز نازل مى‏گردد. یونس (علیه السّلام) آن را به آنان خبر داد. وقت عذاب که نزدیک شد، یونس (علیه السّلام) به همراه آن عابد از میان ایشان بیرون رفت، ولى آن عالم در میانشان باقى ماند. قوم یونس (علیه السّلام) با خود گفتند: ما تا به حال از یونس دروغى را ندیده‏ایم، مواظب باشید اگر او امشب در بین شما باقى ماند که عذابى در کار نیست، ولى اگر بیرون رفت، بدانید که صبح فردا عذابتان قطعى است. شب که به نیمه رسید، یونس (علیه السّلام) آشکارا از بینشان بیرون رفت. آنان که این را دانستند و آثار عذاب را مشاهده و به هلاکت خود یقین کردند، نزد آن عالم رفتند. او به ایشان گفت: به سوى خدا زارى کنید که او به شما رحم مى‏کند و عذاب را از شما برمى‏دارد. به سوى بیابان بیرون روید و بین زنان و کودکان همچنین بین حیوانات و بچه‏هایشان جدائى افکنید، سپس دعا کنید و بگریید! آنان با زنان و کودکان و چهارپایان خویش سر به صحرا نهاده، لباس پشمینه پوشیده و اظهار ایمان و توبه کردند. آن‌ها نیت خود را خالص نموده و میان همه مادران و بچه‏هایشان از آدمى و حیوانات جدائى افکندند. سپس نالیدند و فریاد زارى سر دادند. صداها که درهم پیچید و فریادها که آمیخته شد، با ناله و اندوه به سوى خداى عزّ و جلّ توجه نموده و گفتند:  [پروردگارا] ما به آنچه یونس آورده بود ایمان آوردیم، خداوند آنان را بخشید و دعایشان را پذیرفت و عذابى را که بر سرشان سایه گسترده بود، از ایشان برطرف ساخت و …».

خداوند بدین گونه عذاب را از قوم یونس – بعد از آن‌که توبه کردند – محو و برطرف کرد. آرى، خداوند هر چه را بخواهد محو کرده یا برقرار مى‏دارد.[۵]

  1. تغییر فرمان الهى به حضرت ابراهیم (علیه السلام) در مورد ذبح حضرت اسماعیل (علیه السلام). قرآن کریم می‌فرماید: «اِنّى اَرى فِى المَنامِ اَنّى اَذبَحُکَ…» .[۶]
  2. حرام ساختن ورود بنى‌اسرائیل به سرزمین مقدس به مدت ۴۰ سال در پى مخالفت آنان با فرمان ورود در آن.[۷] قرآن کریم می‌فرماید: «یقَومِ ادخُلوا الاَرضَ المُقَدَّسَه… قالَ فَاِنَّها مُحَرَّمَهٌ عَلَیهِم اَربَعینَ سَنَهً».[۸]
  3. تکمیل میقات حضرت موسى (علیه السلام) و پایان یافتن آن در ۴۰ شب. قرآن کریم می‌فرماید: «و واعَدنا موسى ثَلثینَ لَیلَهً واَتمَمناها بِعَشر …»؛[۹] «ما با موسى سى شب وعده گذاشتیم، و آن را با ده شب دیگر تکمیل کردیم تا میقات پروردگارش چهل شب تمام شد».[۱۰]

همچنین در سوره بقره می‌فرماید: «و هنگامى که با موسى چهل شب وعده گذاردیم، و شما بعد از او -در حالى که ستمکار بودید- گوساله را برگزیدید».[۱۱]

  1. تأثیر ایمان و تقوا و استغفار در گشودن برکاتى از آسمان و زمین و نزول برکات آسمانى. قرآن کریم می‌فرماید: «ولَو اَنَّ اَهلَ القُرَى ءامَنوا واتَّقَوا لَفَتَحنا عَلَیهِم بَرَکات مِنَ السَّماءِ والاَرضِ ولکِن کَذَّبوا فَاَخَذناهُم بِما کانوا یَکسِبون»؛[۱۲] «و چنانچه مردم شهر و دیارها همه ایمان آورده و پرهیزکار می‌شدند، همانا ما درهای برکاتی از آسمان و زمین را بر روی آنها می‌گشودیم و لیکن (چون آیات و پیغمبران ما را) تکذیب کردند، ما هم آنان را سخت به کیفر کردار زشتشان رسانیدیم». در جای دیگری می‌فرماید: «فَقُلتُ استَغفِروا رَبَّکُم اِنَّهُ کانَ غَفّارا یُرسِلِ السَّماءَ عَلَیکُم مِدرارا»؛ «پس گفتم از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده است. تا بارانهاى پربرکت آسمان را پى در پى بر شما فرستد..[۱۳]
  2. اعتبار تأثیر برخى از امور در افزایش یا کاهش عمر، در علم الهى.[۱۴] قرآن کریم می‌فرماید: «… و‌ ما یُعَمَّرُ مِن مُعَمَّر ولا یُنقَصُ مِن عُمُرِه اِلاّ فى کِتب اِنَّ ذلِکَ عَلَى اللّهِ یَسیر».[۱۵]
  3. نقش دعا و تضرع در شب قدر و تأثیر آن در دگرگون شدن تقدیرات غیرمحتوم. قرآن کریم می‌فرماید: «فیها یُفرَقُ کُلُّ اَمر حَکیم»[۱۶] و ارتباط آن با آیات «محو و اثبات» که در روایات نیز مطرح شده است.[۱۷]

نتیجه این‌که اعتقاد به بداء از امور ضروری است که همه در عمل و اعتقاد به آن باور دارند و لو این‌که برخی به دلیل عدم درک معنای آن و نسبت دادن جهل به خدا، آن را ردّ می‌کنند.

[۱] . مائده، ۶۴٫

[۲] . رعد، ۱۱٫

[۳] . بابویه قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر قمى، ج ‌۱، ص ۳۱۹٫

[۴] . یونس، ۹۸٫

[۵] . ر ک: عسکری، سید مرتضی، عقاید اسلام در قرآن کریم، ج ‏۲، ص ۵۱۰ و ۵۱۱٫

[۶] . صافات، ۱۰۲٫

[۷] . عیاشی، محمد بن مسعود، کتاب التفسیر، تحقیق: رسولى محلاتی، سید هاشم، ج ‌۱، ص ‌۳۰۴٫

[۸] . مائده، ۲۱ – ۲۶٫

[۹] . اعراف، ۱۴۲٫

[۱۰] . همان.

[۱۱] . بقره، ۵۱؛ عقاید اسلام در قرآن کریم، ج ‏۲، ص ۵۱۲٫

[۱۲] . اعراف، ۹۶٫

[۱۳] . نوح، ۱۰٫

[۱۴] . قرطبى، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن، ج ‌۱۴، ص ۳۳۳٫

[۱۵] . فاطر، ۱۱٫

[۱۶] . دخان، ۴٫

[۱۷]. طبرى، محمد بن جریر، جامع‌البیان، ج ‌۱۳، ص ۱۱۳٫




کلیدواژه ها: ,



ثبت نظر


6 + = 9