دایره المعارف اسلام پدیا » کرامات و معجزات امام علی (علیه السلام)
منوی اصلی

کرامات و معجزات امام علی (علیه السلام)

تاریخ: ۳۰ دی ۱۳۹۷ در باب: امام علی(ع), بزرگان, تاریخ, سیره, معصومین

امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در طول حیات مبارک خود، برای اثبات ادعای امامت خود و همچنین هدایت مردم، اتمام حجت بر آنها، و احسان و محبت به آنها، معجزات و کرامات بسیاری به اذن الهی از خود نشان دادند که به برخی از آنها اشاره می شود:

  1. کندن در قلعه خیبر با قدرت روحانی

از ابن عمر نقل شده است: ما از فتح خیبر به دست على (علیه السلام) چندان تعجب نکردیم که از کندن در قلعه و انداختن آن چهل ذراع دورتر، به گونه ای که وقتی چهل مرد خواستند آن را از جاى خود تکان دهند، نتوانستند و چون این خبر را به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) دادند، فرمود: سوگند به کسى که جانِ من در دست او است، چهل فرشته بر آن کار او را مدد کردند. روایت شده که امیرالمؤمنین در نامه خود به سهل بن حنیف چنین مرقوم فرمود: سوگند به خدا، من درِ خیبر را با نیروى جسمانى و قوه خوراک از جاى نکندم، بلکه با نیروى ملکوتى و نفسى که به پرتو خداى خود نورانى بود انجام دادم و من شعاعى از شعاع احمدم. به خدا سوگند، اگر تمام عرب براى جنگ با من، پشت در پشت نهند از جنگ نمى‏گریزم و اگر بر آنان چیره شوم، هرگز ستم نمى‏کنم. هر کس از من پرهیز نکند، مرگش بر او فرود مى‏آید و قلبش همواره آکنده از بیم است.[۱]

  1. تهیه زاد و توشه سپاهیان در نبرد صفین‏

وقتى که جنگ صفین طولانى شد، مردم از تمام شدن زاد و توشه و علف حیوانات، شکایت کردند به حدى که از اصحاب، کسى چیزی پیدا نکرد که بخورد. حضرت به آنها فرمود: فردا آن چه کفایت کند به دست شما مى‏رسد. وقتى صبح شد، مردم از حضرت تقاضا کردند. امام على (علیه السّلام) بر بالاى تپه‏اى رفت و دعایى کرد و از خدا خواست که به آنها غذا بخوراند و علف حیواناتشان را تهیّه نماید، سپس پایین آمد و به جاى خود برگشت. هنوز مستقر نشده بود که صف‌هاى شترانی که بار آنها گوشت، خرما، آرد، و… بود پشت سر هم، آمدند. آنها به حدى زیاد بودند که تمام بیابان پر شد و صاحبان شترها، همه بارهاى خود را از غذاها و هر چه با خود داشتند، از علف چهارپایان، لباس‌ها، خوراک حیوانات و همه چیزهایى که به آن نیاز داشتند، خالى کرده و رفتند. هیچ کس نفهمید که آنها از کجا آمدند و آیا از جنس انسان بودند یا از جنّ، و همه تعجّب کردند.[۲]

  1. شفای دختر نابینا

عبد الواحد بن زید مى‏گوید: به حجّ بیت اللَّه الحرام رفته بودم و در حال طواف بودم که کنار رکن یمانى، دو زن را دیدم که یکى به دیگرى مى‏گوید: نه، به حق کسى که به وصایت انتخاب شد و کسى که به مساوات حکم مى‏کرد و به‏ عدالت قضاوت مى‏نمود، و به حق همسر فاطمه زکیّه رضیّه مرضیّه، این گونه نبود. پرسیدم: کسى را که شما توصیفش مى‏کنى کیست؟ آن زن گفت: او امیر مؤمنان على بن ابى‌طالب (علیهما السلام)، پرچم هدایت و باب احکام و تقسیم‏کننده بهشت و جهنّم و ربّانى این امت است.

گفتم: او را از کجا مى‏شناسى؟

گفت: چگونه او را نشناسم در حالى که پدرم در صفین در رکاب او شهید شد. وقتى که از صفین برگشت، به خانه ما آمد و به مادرم فرمود: اى مادر یتیمان! حالت چگونه است؟ مادرم گفت: خوب است. آن گاه مادرم، من و این خواهرم را نزد او آورد، در حالى که من آبله گرفته بودم و در اثر آن، دیدِ چشمم از بین رفته بود، هنگامى که چشم على (علیه السّلام) به من افتاد، آهى کشید و فرمود:

        ما ان تاوّهت من شی‏ء رزیت به             کما تاوّهت للاطفال فی الصغر

        قد مات والدهم من کان یکفلهم             فی النائبات و فی الاسفار و الحضر

یعنى: «براى هیچ مصیبتى به اندازه اطفال در کوچکى، آه نکشیدم، پدرشان که در مصیبت‌ها، سفرها و حضرها، آنان را کفایت مى‏کرد، مرده است». سپس حضرت دست مبارکش را بر صورتم کشید و همان هنگام، چشم‌هایم باز شدند. به خدا سوگند! اکنون من مى‏توانم شتر رمیده را در شب تاریک ببینم و این به برکت آن حضرت بود که درود خدا بر او و خاندانش باد.[۳]

 [۱]. فتال نیشابورى، محمد بن حسن‏، روضه الواعظین و بصیره المتعظین، ج ‏۱، ص ۲۹۲ و ۲۹۳؛ رازى، فخر الدین محمد بن عمر، مفاتیح الغیب‏ (التفسیر الکبیر)، ج‏ ۲۱، ص ۴۳۶٫

[۲]. ابن حمزه طوسى‏، محمد بن علی، الثاقب فی المناقب‏، تحقیق:‌ عَلَوان، نبیل رضا، ص ۱۵۷‏.‏

[۳]. قطب راوندى‏، سعید بن عبدالله، الخرائج و الجرائح، ج ‏۲، ص ۵۴۳ و ۵۴۴٫




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


6 + = 10