دایره المعارف اسلام پدیا » قم
منوی اصلی

قم

تاریخ: ۰۹ دی ۱۳۹۷ در باب: تاریخ
  1. نام گذارى قم
  2. القاب قم[۵]
  3. جغرافیاى استان قم
  4. اهمیت استان قم و رشد جمعیت در آن
  5. پیشینه تاریخی قم
  6. جایگاه قم در احادیث و روایات
  7. شرافت قم به حضرت معصومه (سلام الله علیهما) و مرکزیت علوم دینی
  8. قم در کلام بزرگان
  9. نگرشى بر وضعیت قم از اوایل هجرت تا زمان قاجاریه
  10. دلایل توجه سادات و امام­زادگان به قم
  11. برخى از شورش ها و قیام هاى مردم قم در قرن سوم تا پنجم
  12. انقلاب اسلامى و قیام مردم قم
  13. قیام ۱۹ دى ماه مردم قم
  14. درهای بهشت و قم
  15. جهنم نرفتن مردم قم
  16. قم مکتب امامیه
  17. تأسیس حوزه علمیه قم
  18. مدرسه فیضیه
  19. مدرسه دارالشفاء
  20. قم و حوزه علمیه خواهران
  21. امام زادگان مدفون در قم
  22. حضرت معصومه (سلام الله علیها)
  23. موسی مبرقع
  24. سایر امام زادگان قم
  25. مسجد جمکران در قم
  26. مسجد، امام حسن عسکری (علیه السلام)
  27. مقابر برخى از علما، شهدا و بزرگان مدفون در حرم حضرت معصومه (علیها السلام)
  28. مقابر برخى از بزرگان مدفون در بیرون حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها)
  29. آثار تاریخى قم
  30. صنایع دستى قم
  31. سوغات قم
  32. نگین شهرها (قم)[۷۲]

نام گذارى قم

در وجه نامگذاری قم مواردی را بیان کردند که از میان آن به برخی اشاره می کنیم.

الف. از حضرت صادق (علیه السلام) از پدران بزرگوارش از رسول خدا (صلى الله علیه وآله ) روایت شده است که فرمود: در شب معراج که به سوى آسمان مى رفتم، جبرئیل مرا بر کتف راستش نشانده بود، در زمین جبل بقعه اى دیدم از مشک خوشبوتر و از زعفران خوش­رنگ‌تر، ناگاه دیدم پیرمردى کلاه درازى بر سر دارد؛ به جبرئیل گفتم این بقعه چیست؟ گفت: جایگاه شیعیان تو و شیعیان وصى تو على (علیه السلام) است. گفتم: این پیرمرد کیست؟ گفت: شیطان است. گفتم: از ایشان چه مى خواهد؟ گفت: مى‌خواهد آنان را از دوستى و ولایت امیر المؤمنین (علیه السلام) باز دارد و به نافرمانى خدا و گناه دعوتشان کند، گفتم: اى جبرئیل ما را به آن مکان ببر. با حرکتى سریع‌تر از برق ما را به آن­جا رسانید. گفتم: یا ملعون، قم! یعنى اى ملعون برخیز و برو، در اموال و اولاد و زنان دشمنان ایشان شرکت کن؛ زیرا به راستى تو را بر شیعیان من و شیعیان على سلطنتى نیست؛ از این رو آن مکان قم نامیده شد.[۱]

ب. بعضى قمقمه را معرب کمکم دانسته اند و گلاب پاش را نیز نوعى از قمقمه وصف کرده اند و جمع آن را قماقم نامیده اند؛ با این تفاوت که وقتى در آن نواحى علف زار و سبزه زار زیاد مى شد، چوپانان براى چرانیدن گوسفندان خود، بر گرد علف‌زارها خیمه مى زدند و خانه هایى را بنا مى کردند و خانه هاى ایشان را در فارسى، کومه نامیدند و به مرور زمان، کومه تبدیل به کم شد؛ پس آن را معرب گردانیده و قم نامیدند.[۲]

ج. شهر قم را بدین علت قم نامیدند که محل جمع شدن آب‌ها، آب تیمره[۳] و انار بوده است که چون آب در آن جا جمع مى شد و آن را هیچ منفذ و رهگذرى نبوده، در اطراف آن علف و گیاهان و نباتات فراوان مى روید و در عرب، جمع شدن آب را قم می­گویند.[۴]

القاب قم[۵]

قم از جمله شهرهایى است که القاب متعدد به آن داده شده است؛ و این القاب مانند القابى که به دیگر شهرهاى اسلامى داده اند، مفهوم دینى و مذهبى دارد.

آنچه از القاب قم در آثار نویسندگان از دوره مغول به بعد ذکر شده است عبارت است:

دارالمؤمنین، دارالعباده، دارالموحّدین، دارالعلم، دارمدینه المؤمنین، بلده المؤمنین، مدینه المؤمنین، خاک فرج.[۶]

 

جغرافیاى استان قم

استان قم، تقریبا در مرکز ایران قرار دارد. مساحت آن در حدود ۱۴۶۳۱ کیلومتر مربع مى باشد. این استان از شمال به استان تهران، از شرق به استان سمنان، از جنوب به استان اصفهان و از غرب به استان مرکزى، محدود است؛

بنابراین استانى است که در مسیر استان هاى مهم ایران قرار دارد که از نظر بازرگانى و اقتصادى، سیاحتى و زیارتى، اهمیت استان را دو چندان مى کند. همچنین این استان در غرب دریاچه نمک (مسیله ) و دشت کویر واقع شده است

در سال ۱۳۱۶ هجرى شمسى، ایران از نظر تقسیمات کشورى، به ترتیب به ایالت، ولایت و بلوک تقسیم شد. در این میان نخستین قانون تقسیمات کشورى به صورت جدید تصویب شد. در این قانون، ایران به ۱۰ استان و ۴۰ شهرستان تقسیم شده بود که استان ها با شماره مشخص شده بودند. استان فعلى قم جزئى از استان دوم به شمار مى آمد. شهرستان هاى استان دوم عبارت بودند از سارى، گرگان، سمنان، تهران، قم و کاشان.

در سال ۱۳۳۹ طبق قانونى که از مجلس گذشت مقرر شد که استان ها به جاى شماره، به اسامى اصلى و تاریخى خود نامیده شوند. در این میان تقسیم بندى محدوده استان قم جزو استان مرکزى، و تهران، مرکز این استان به شمار آمد.[۷]

به دنبال تشکیل استان جدیدى به نام استان تهران، با تصویب هیاءت دولت در سال ۱۳۶۵، شهرستان قم از استان مرکزى جدا گردید و جزء استان تهران شد.

سرانجام در سال ۱۳۷۴در پى سفر رهبر معظم انقلاب اسلامى، حضرت آیه الله خامنه اى به قم – که مصادف با ایام ولادت با سعادت حضرت على (علیه السلام) بود- شهرستان قم به امر ایشان و نیز با تصویب مجلس شوراى اسلامى، به استان جداگانه اى به نام استان قم تبدیل شد تا به مشکلات دیرینه آن رسیدگى بیشترى گردد.

بنابراین، شهرستان قم با ترکیب چهار بخش، شامل بخش مرکزى، بخش کهک، بخش خلجستان، بخش جعفر آباد و شهرستان هاى قم، کهک و گازران، به استان مستقلى تبدیل شد.

اهمیت استان قم و رشد جمعیت در آن

شهر قم به علت آن که در مرکز کشور قرار داشته، از گذشته تاکنون محل تلاقى و عبور جاده‌هاى سراسرى کشور بوده است. در قرون نخستین اسلامى این جاده ها اهمیت بیشترى یافتند و شهر جدید در محل تلاقى این راه‌ها شکل گرفت.

با گذشت زمان و ایجاد امنیت و ثبات در منطقه، شهر قم داراى سیزده راه و دروازه اصلى و فرعى گردید که نشان دهنده اهمیت ارتباطى شهر قم مى باشد. امروزه نیز شهر قم با نزدیکى به مرکز ثقل سیاسى جغرافیایى کشور داراى اهمیت بسیار است.

قم یکى از استان هاى مهاجرپذیر مى باشد.

عوامل مختلفی در رشد جمعیت استان قم تأثیر گذار است که برخی از آنها عبارتند است:

دارابودن موقعیت مذهبى، گسترش مراکز تحصیلات علوم دینى، نزدیکى به پایتخت، افزایش زاد و ولد در سال هاى اخیر، مهاجرت هاى خارجى افغانى ها، معاودین عراقى و محصلین علوم دینى که از کشورهاى مختلف به قم آمده اند نیز بر رشد جمعیت دامن مى زند.

در این استان حدود شش درصد به کار کشاورزى و چهل و چهار در صد در بخش خدمات و صنعت مشغول کار هستند.
این استان به علت نزدیکى به شهر تهران و راه هاى ارتباطى کشور و نزدیک بودن به دو استان صنعتى، یعنى اراک و اصفهان بسیار مهم و با ارزش تلقى مى گردد. در این استان، هم اکنون سی و دو معدن فعال کوچک و بزرگ مورد بهره‌بردارى قرار گرفته است که مهم ترین این معادن عبارت است: معادن سنگ ساختمانى، سنگ گچ و منگنز. همچنین معادن نفت و گاز در استان وجود دارد، ولى تاکنون مورد بهره‌بردارى قرار نگرفته است. سد مخزنى ۱۵ خرداد نیز که بر روى رودخانه قمرود در عباس آباد واقع در محور قم – دلیجان ساخته شده است بر اهمیت این استان افزوده است .[۸]

پیشینه تاریخی قم

شهر قم مدت‌ها پیش از ظهور اسلام وجود داشته و از شهرهاى آباد ایران بوده است. قدیمى ترین منبعى که قم را از شهرهاى اسلامى معرفى کرده، سفرنامه منسوب به ابى دلف است .این سرزمین را در دوران باستان براوستان مى گفتند و حوزه را به نام کم مى خواندند. در قرن اول اسلامى، این شهر به نام کم معروف بود، و از روستای اصفهان به شمار مى آمد. در سال ۱۸۹ هـ ق از اصفهان جدا شد و به صورت شهر مستقلى درآمد و جایگاه پرورش فقها و دانشمندان شد. در طى قرون و اعصار، شهر مقدس و مذهبى قم صدمات جبران ناپذیرى از طرف ستم­گران بر آن وارد شد که فهرست قسمتى از آن ها به شرح ذیل است :

قتل عام و تخریب شهر در عهد مأمون به جهت امتناع از خراج

قتل عام و تخریب کامل شهر در حمله مغول

قتل عام و تخریب شهر در حمله امیر تیمور گرگانى

قتل عام و تخریب در زمان خلیفه عباسی معتز (پسر متوکل )

کشتار مردم در حمله افغان ها

کشتار مردم توسط نادرشاه

کشتار گروهى از مردم توسط آقا محمد خان قاجار.[۹]

جایگاه قم در احادیث و روایات

در تقدیس و بزرگداشت شهر قم احادیثی از معصومان (علیهم السلام) رسیده که در این مقاله به برخی از آن اشاره می شود.

  1. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) مى فرمایند: «هنگامى که مرا به آسمان چهارم بردند، نگاهم به قبّه اى از درّ افتاد که داراى چهار در و چهار پایه بود، همانند پارچه زربافت سبز رنگ، گفتم، اى جبرئیل این چه چیزى است که بهتر از آن در آسمان چهارم ندیدم؟ جبرئیل گفت شکل شهرى است که به آن «قم» گفته مى شود و بندگان مؤمن خدا در آن اجتماع مى کنند و در انتظار محمّد و شفاعت او در قیامت و روز حساب به­سر مى برند، غم و اندوه و سختى ها به آنها روى مى آورد.
  2. انس بن مالک گفت: روزى خدمت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نشسته بودم که حضرت امیر (علیه السلام) وارد شد، پیامبر (ص) به ایشان فرمودند: «جلو بیا»، سپس دست به گردن او انداختند و میان دو چشم او را بوسیدند و فرمودند: علی! خداوند ولایت تو را بر آسمان ها عرضه کرد، آسمان هفتم براى پذیرش ولایت تو سبقت گرفت، پس خداوند آن را به عرش زینت بخشید، سپس آسمان چهارم پیشى گرفت، و خداوند آن را با بیت المعمور زینت بخشید، بعد آسمان دنیا سبقت گرفت، خداوند آن را به ستارگان آذین کرد، سپس ولایت تو را به زمین‌ها عرضه کرد، پس مکّه براى پذیرش آن پیشى گرفت و خداوند آن را با کعبه زینت بخشید، بعد مدینه سبقت گرفت، خداوند آن را به واسطه من زینت بخشید بعد از آن کوفه پیشى گرفت و خدا آن را به واسطه تو زینت داد بعد قم براى پذیرش ولایت تو پیش قدم شد و خداوند آن را به واسطه عرب اشعرى ها، زینت بخشید و درى از درهاى بهشت را به سوى آن باز کرد.
  3. امیرمؤمنان(علیه السلام) مى فرمایند: سلام و رحمت خدا بر مردم قم، آنان اهل رکوع، سجود، خشوع، نماز و روزه اند. آنان عالمان دین و اهل ولایت هستند.[۱۰]
  4. امیر مؤمنان (علیه السلام) مى فرمایند: «مردى از قم، مردم را به سوى حق دعوت مى کند، گروهى با او همراه مى شوند که همانند پاره‌هاى آهن هستند که بادهاى تند آنان را نمى‌لغزاند و از جنگ خسته نمى شوند و نمى‌ترسند و بر خدا توکّل مى‌کنند و عاقبت خیر براى پرهیزکاران است. [۱۱]
  5. از امام صادق (علیه السلام) سؤال شد: شهرهاى جبل کجاست؟ براى ما نقل شده زمانى که حکومت به شما برگردد قسمتى از آن بیرون مى آورد. امام (علیه السلام) فرمودند: «جبل مکانى است که به آن «بحر» گفته مى‌شود و آن قسمت «قم» نامیده مى شود. آن جا مرکز شیعیان ما است.[۱۲]
  6. امام صادق (علیه السلام) مى فرمایند: «مردم خراسان نشانه‌هاى ما هستند، و مردم قم یاران ما و مردم کوفه مایه استوارى ما و اهالى این نواحى از ما هستند و ما هم از آنها هستیم.[۱۳] «تربت قم مقدّس است و مردم قم از ما هستند و ما هم از آنانیم، هیچ ستم‌گرى قصد بد به اهل قم نمى‌کند مگر این که عذاب او جلو مى افتد تا وقتى که مردم به برادران خود خیانت نکنند، ولى وقتى که خیانت کنند خداوند ستمگران را بر آنان چیره مى سازد.[۱۴]
  7. امام صادق (علیه السلام) مى فرمایند: «محلّ رستاخیز تمام مردم به سوى بیت المقدّس است مگر مکانى در سرزمین جبل که به آن قم گفته مى شود، آنان در همان قبر خودشان محاسبه مى شوند و از همان مکان به طرف بهشت مى روند».[۱۵]
  8. امام صادق (علیه السلام) مى فرمایند: «زمانى که امنیت از بین مردم رخت بربندد و مردم بر اسبان سوار شوند (و به تاخت و تاز پردازند) و از زن‌ها و بوى خوش کناره گیرى کنند، پس باید از نزد آنان فرار کرد». راوى گفت: فدایت شوم، کجا باید فرار کرد؟ امام (علیه السلام) فرمودند: «به سوى کوفه و اطراف آن یا به سوى قم و اطراف آن زیرا بلا و گرفتارى از آن دو دفع شده است.[۱۶]
  9. صفوان بن یحیى گفت: روزى خدمت امام هفتم (علیه السلام) بودم، نام قم و مردم قم و تمایل آنها به حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به میان آمد. امام (علیه السلام) نسبت به آنان اظهار لطف و مهربانى نمودند و فرمودند: «خدا از آنان خشنود گردد.[۱۷]
  10. اباصلت هروی گفت: خدمت امام رضا (علیه السلام) بودم، گروهى از اهل قم بر ایشان وارد شدند، به امام سلام کردند. امام (علیه السلام) پاسخ دادند و آنان را نزد خود نشاندند، سپس فرمودند: «درود بر شما، خوش آمدید! شما شیعیان راستین ما هستید.[۱۸]
  11. یکى از اصحاب نقل کرده است: خدمت امام صادق (علیه السلام) نشسته بودم، که فرمودند: هنگامى که نخستین وعده فرا رسد مردانى پیکارجو را بر شما (بنى اسرائیل) می فرستیم (تا سخت شما را در هم کوبند حتّى براى به دست آوردن مجرمان) خانه ها را جست ­و جو مى کنند،[۱۹]و این وعده اى است قطعی. پس ما گفتیم: فداى شما شویم اینها چه کسانى هستند؟ امام سه بار فرمود:[۲۰] «به خدا قسم آنان مردم قم هستند.[۲۱]
  12. امام رضا (علیه السلام ) فرمودند:[۲۲] بهشت داراى هشت در است، یکى از آن ها براى قمى ها است، پس خوشا به حالشان و آفرین بر آنان و آفرین بر آنان .
    از ائمه (علیهم السلام) نقل شده که فرمودند: اگر مردم قم نبودند، دین تباه مى شد.[۲۳]
  13. امام صادق (علیه السلام ) فرمودند:[۲۴] زمانى که رنج و گرفتارى به شما رو آورد، به قم روى آورید؛ زیرا قم پناهگاه فاطمیان و محل آسایش مؤمنان است .
  14. امام صادق (علیه السلام ) فرمودند:[۲۵] إِنَّ اللَّهَ اخْتَارَ مِنْ جَمِیعِ الْبِلَادِ کُوفَهَ وَ قُمَّ وَ تَفْلِی، خداوند از میان همه شهرها کوفه، قم و تفلیس را برگزیده است.
  15. امام صادق (علیه السلام ) فرمودند:[۲۶] در شهر قم شیعیان و دوستان ما هستند، در آینده ساختمان در آن شهر زیاد مى شود و مردم راهى آن جا شده و در آن شهر اجتماع مى کنند تا جایى که نهر جمر وسط شهر قرار مى گیرد

شرافت قم به حضرت معصومه (سلام الله علیهما) و مرکزیت علوم دینی

از جمله اماکن مقدسه، شهر مذهبى قم است که از دیر زمان داراى مزایا و امتیازات خاصى بوده است و هم اکنون این شهر مقدس از دو جهت به دو نور، منور و روشن است                                                  :
۱- نور ولایت که از حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه (علیها السلام) ساطع و لامع است[۲۷].

امام صادق (علیه السلام ) فرمودند:[۲۸] خدا داراى حرمى است که آن مکه است و پیامبرش هم حرمى دارد که مدینه است و امیرالمؤمنین هم حرمى دارد که کوفه است و ما هم داراى حرمى هستیم که قم می­باشد، و به زودى بانویى از فرزندان من آن جا دفن مى شود که نامش فاطمه است، هر کس او را زیارت کند بهشت بر او واجب مى شود. امام صادق (علیه السلام)  هنگامى این جمله را فرمودند که هنوز مادر امام موسى بن جعفر (علیهما السلام) به او حامله نشده بود.

۲- نور علم و دانش (حوزه علمیه مقدسه قم) که از دانشگاه حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام ) نورافشانى کرده و از این شهر (معدن علم ) به سایر نقاط دوردست ایران اسلامى و جهان تابش مى کند و دل ها را منور و روشن مى نماید.[۲۹]

امام صادق (علیه السلام) مى فرمایند: «خدا به کوفه بر سایر شهرها احتجاج کرده و به مؤمنان آن جا در مقابل مردم سایر شهرها احتجاج مى کند و به واسطه شهر قم به سایر شهرها هم احتجاج مى کند و به مردم قم به تمام مردم مشرق و مغرب از جنّ و انس محاجّه مى کند، خداوند قم و مردم آن را رها نکرده تا مستضعف (فکرى و فرهنگى) شوند بلکه آنان را موفّق و تأیید کرده است. [۳۰]

امام صادق (علیه السلام) یادى از کوفه نموده و مى فرمایند: «کوفه به زودى از مؤمنان خالى مى شود و علم از آن جمع مى شود همان گونه که مار در لانه اش جمع مى شود، سپس علم و دانش در شهرى که به آن قم مى‌گویند ظاهر مى شود، و آن جا مرکز علم و فضیلت مى گردد، تا جایى که هیچ کس حتّى خانم‌هاى خانه دار در دین مستضعف باقى نمى‌مانند و این نزدیک ظهور قائم ما (حضرت مهدى عج) خواهد بود.[۳۱].

 

قم در کلام بزرگان

دانشمندان و بزرگان دینی پیرامون قم دیدگاه‌هایی ارائه کردند که به برخی از آنها اشاره می‌شود.

  1. امام خمینى (ره)

قم مرکز تشیع از زمان امام صادق (علیه السلام) بوده است و از قم تشیع به سایر جاها رفته است. علم هم از قم به جاهاى دیگر منتشر شده است. و بحمد الله شجاعت و زحمت در راه اسلام و فداکارى هم از قم منتشر شد. قم مرکز همه برکات است.[۳۲]

«قم حرم اهل بیت (ع) است. قم مرکز علم است، قم مرکز تقواست، قم مرکز شهادت و شهامت است. از قم علم به همه جهان صادر شده است و مى شود و از قم شهامت به همه جا صادر مى شود. قم شهرى است که در آن ایمان و علم و تقوا پرورش یافته، قم از زمان ائمه اطهار (علیهم السلام) مورد توجّه اسلام بوده است و از قم تقوا، شجاعت، شهامت و همه فضایل به همه جا صادر مى شود و صادر خواهد شد».[۳۳]

  1. آیت الله خامنه‌ای (دامت برکاته)

«شهر قم سه خصوصیت انحصارى دارد که هیچ شهر دیگرى از این جهات به پایه قم نمى رسد. این سه خصوصیت مخصوص قم است، یکى از این سه خصوصیت این است که این شهر سابقه بسیار زیادى دارد و پیروى از اهل بیت(علیهم السلام) و اتّصال به اهل بیت(علیهم السلام)، یعنى در طول هزار و دویست سال یا بیشتر، شهر قم در طول این مدّت همواره یک شهر وابسته به اهل بیت(علیهم السلام) شناخته شده است».

خصوصیت دوّمى که آن هم مخصوص قم است این است که این جا پذیرایی کننده بزرگ ترین حوزه علمیه طول تاریخ شیعه است. ما از اوّل تشکیل حوزه هاى علمیه تشیع تا امروز به بزرگى این حوزه مبارکه که به دست مرحوم آیت الله حائرى (رضوان الله تعالى علیه) در این شهر بنیاد شد، یا بازسازى شد. و در زمان مرحوم آیت الله العظمى بروجردى عظمت و اعتلا پیدا کرد و سپس به برکات امام بزرگوار و انقلاب عظیم به  اوج اعتلا رسید. به این بزرگى، در طول تاریخ در هیچ جاى دنیا حوزه اى نداشته ایم. شما پذیرایى کننده از این حوزه علمیه هستید. این هم خصوصیت انحصارى دوّم.

سوّمین خصوصیت آن اقدام بزرگى است که مردم قم نسبت به انقلاب انجام دادند. شما شروع کننده بودید. دو مرتبه یکى در سال ۱۳۴۱ که در همین شبستان هاى مسجد اعظم یک مدرّس و یک مردى گمنام از نظر توده هاى مردم و کنار کشیده از مناصب روحانى، تا حرف حق خود را زد. اوّلین کسانى که با او بیعت کردند مردم قم بودند. جوان هاى قم، بازارهاى قم، روشنفکران قم، دانش آموزان قم، آمدند به حوزه علمیه پیوستند. در همان سال ۱۳۴۱ رنج هایى را هم تحمّل کردند؛ یعنى وقتى در سال ۱۳۴۱ مزدوران رژیم شاه همه این صحن مطهّر و مدرسه فیضیه و این میدان را و این خیابان ارم را قرق کردند، با حضور ارعاب آمیز خودشان، عمّامه بر سر اگر مى دیدند او را مى‌کوبیدند، به قصد کشتن مى زدند و اگر از مردم کسى از آنها حمایت مى کرد او را هم هدف قرار مى دادند، آن روز مردم قم دست برادرى و جوانمردى را از آستین در آوردند و به حوزه قم و به امام راحل و عظیم و به انقلاب کمک کردند. این یک بار، یک بار هم در سال ۱۳۵۶ که حرکت عمومى مبارزه جویانه ملّت ایران علیه رژیم مزدور و فاسد پهلوى را شما قمى ها شروع کردید. اوّلین شهیدها توى همین خیابان چهارمردان و میدان آستانه و خیابان ارم و صفائیه به زمین افتادند».[۳۴]

  1. مرحوم محدّث قمى(ره)

«و امّا از میان فرزندان موسى بن جعفر (علیهما السلام) افضل آن ها حضرت معصومه (سلام الله علیها) است که مزار شریفش در بلده طیبه قم است. و روشنى چشم اهل قم و همه مسلمانان است، افتخارات سرزمین قم فراوان است از آن جمله آرامگاه حضرت معصومه (سلام الله علیها) مى باشد».[۳۵]

  1. آیت الله جوادى آملى (دامت برکاته)

هنگامى که کریمه اهل بیت (علیهم السلام) به قم تشریف آوردند با حضور خود در شهر قم این شهر را مهد برکت کردند و اکنون بعد از دوازده قرن از رحلت ایشان هنوز شاهد این برکات هستیم و این براى کسانى که در قم زندگى مى کنند[۳۶] کاملاً محسوس است.[۳۷]

نگرشى بر وضعیت قم از اوایل هجرت تا زمان قاجاریه

قم شهر دور افتاده اى بود و مانند امروز سر راه نبود و کسی که در آن سکونت مى کرد معمولاً از آسیب خلفا و تعقیب آنان در امان بود، رسم مردم قم در میهمان نوازى و حمایت از میهمانان کم نظیر بود، آب و هواى قم، از نظر خشکى هوا و دلایل دیگر، با زندگى عرب ها مناسب بود.[۳۸]

در زمان هارون الرشید، حمزه بن یسع که یکى از بزرگان قم بود به حضور خلیفه رسید و از او در خواست کرد که قم را از اصفهان جدا کند و اجازه داده شود نماز جمعه و عیدین در آن­ جا برگزار شود. خلیفه تقاضاى او را پذیرفت و بدین گونه قم محل امنى شد براى کسانى که از خلیفه یا حاکم وحشت داشتند.

اولین دسته از عرب ها که به قم پناهنده شدند، جمعى از بنى الاشعر بودند که در زمان حکومت حجاج بن یوسف ثقفى از عراق به این شهر روى آوردند.

شرح قضیه به طور اجمال این است که در زمان خلافت عبدالملک مروان، چون عراق زیاد آشفته بود، عبدالملک، حجاج را که مردى بى باک و ستم­گر و در عین حال کاردان بود به حکومت آن جا منصوب کرد اعمال ظالمانه حجاج، معروف است و لازم به توضیح نیست. با این که او سرکشان و مخالفان را به سخت ترین وجهى مجازات مى کرد باز هم همواره اوقات او صرف زد و خورد با خوارج و کسانى که از ظلم او به ستوه آمده بودند، مى شد.

از جمله کسانى که بر حجاج خروج کرد و قصد داشت با سپاهى انبوه، او را از بین ببرد، عبدالرحمن بن محمد بن اشعث بن قیس بود. وى یکى از سرداران معروف و کار آزموده حجاج بود و مدتى در مشرق ایران از طرف وى فرماندهى سپاه را به عهده داشت؛ ولى مظالم و خونخوارى هاى حجاج و نارضایتى مردم عبدالرحمن را وادار به نافرمانى و قیام نمود. خروج عبدالرحمن نزدیک بود حجاج را به کلى مستأصل کند. عاقبت، نفاق عده اى از همراهان، باعث شکست او در محلى به نام دیرالجماجم[۳۹] و متوارى شدن یارانش گردید.

اشعریان از جمله همراهان عبدالرحمن بودند که پس از شکست او به قم پناهنده شدند. قبل از آمدن اشعریان به قم، ساکنان اصلى شهر در قلعه اى زندگى مى کردند که در وسط شهر قرار داشته است. بنابه نقلی مدت ها بین اشعریان و ساکنان قلعه، زد و خورد بوده است.

نهایتاً اشعریان در این مقابله چیره شده و قم را زیر نفوذ خود قرار دادند.

دلایل توجه سادات و امام­زادگان به قم

بسیارى از سادات، داستان هجرت عرب اشعرى از کوفه و توطن آن ها را در ناحیه قم، و نیز وضع زندگانى، استقلال، جاه و جلال و عظمتشان را در این شهر شنیده بودند و این یکى از عواملى بود که آنان را مصمم ساخت در این شهر اقامت گزینند.

توجه و عنایت زیاد وزیر آن زمان، اسماعیل بن عباد، نسبت به مردم شهر قم و بر آوردن حوائج و خواسته هاى آنان، مانند: احداث نهرهاى زیاد در داخل و خارج شهر و وقف کتاب هاى بسیارى براى طلاب و صاحبان علم، یکى دیگر از دلایل سکونت سادات در این شهر بوده است .

ارادت و توجه زیاد مردم قم – که عموماً خود شیعه اثنى عشرى و از صحابه ائمه اطهار (علیهم السلام) بودند – نسبت به سادات مهاجر و تعظیم و تکریم و فراهم آوردن وسایل رفاه و آسایش آن ها، از دیگر دلایل توجه سادات به این شهر بوده است .

از آن جا که ائمه اطهار (علیهم السلام) از شهر قم به عنوان آشیانه آل محمد و مأواى فاطمیان و جایگاه شیعه ایشان یاد کرده اند و نیز در روایتى اهل قم از انصار و یاوران اهل بیت خوانده شده اند، طبیعى است که در زمان آل عباس – که اولاد حضرت على (علیه السلام ) در شکنجه و فشار قرار مى گرفتند – این شهر یکى از پناهگاه هاى اصلى علویان واقع شود؛ از این رو، عده زیادى از آل على (علیه السلام ) به این شهر روى آورده و سکونت گزیدند. بعد از دفن حضرت فاطمه معصومه (علیهاالسلام) توجه علویان و سادات، نسبت به قم افزایش یافت و در فاصله کوتاهى عده بسیارى از فرزندان امام حسن و امام حسین و امام موسى بن جعفر و امام على بن موسى الرضا (علیهم السلام ) و از فرزندان محمد حنیفه و زید بن على بن الحسین و اسماعیل (فرزند امام صادق (علیه السلام ) از اطراف به قم روى آوردند.

امروز کثرت سادات در قم محسوس و مشهود است، به طورى که چند محله به نام علویان و سادات وجود دارد که بیشتر ساکنان آن ها سید هستند؛ مانند محله سیدان، محله موسویان و محله موسى بن مبرقع و نیز خاندان هاى سادات زیادى همانند: خاندان چاووشى، حسینى، علوى، طباطبایى، موسوى، لاجوردى و… در قم وجود دارند که مورد احترام مردم هستند.

هم چنین سادات، به ویژه سادات علوى در قرون دوم و سوم، از طرف خلفایى همچون منصور دوانیقى و متوکل، در دشمنى با اهلبیت ‍ (علیه السلام ) افراط مى کردند. آل على هم از فرصتى براى مبارزه با آل عباس استفاده مى‌کردند و با مخالفان و دشمنان آل عباس هم دست مى شدند و چون شکست مى خوردند به دنبال پناهگاهى مى گشتند و این پناهگاه در درجه اول، دیلم و قم بود. هم چنین قم براى آل على، محل امنى بود و هیچ خطرى در این جا آنان را تهدید نمى کرد در صورتى که در نواحى دیگر، گاهى خطراتى براى ایشان به وجود مى آمد تا آن جا که خونشان ریخته مى شد.

البته گذشته از قم، علویان به مازندران و دیلم و نواحى دیگر مى رفتند چرا که امروزه در هر گوشه اى از کشور ایران، قبورى از آل على با بقعه و گنبد و موقوفات فراوان وجود دارد، ولى عنایت علویان به قم، با توجه به دلایل فوق بیشتر بوده است .

در استان و شهر مقدس قم، تعداد زیادى از امام­زادگان وجود دارند که به علل مختلف به این شهر مهاجرت نموده اند. عده اى از آنان به دست مخالفان و دشمنان اسلام به شهادت رسیده اند و عده‌اى هم به مرگ طبیعى از دنیا رفته اند.[۴۰]

 

برخى از شورش ها و قیام هاى مردم قم در قرن سوم تا پنجم

از آن جا که مردم قم همواره به عنوان مردمى خونگرم و متعصب نسبت به دین و اعتقادات مذهبى، مشهور و معروف اند و این روند از نسلى به نسل دیگر در جریان بوده، لذا در طول تاریخ، مبارزات و شورش هاى آنان علیه بى دینى و بى قانونى ادامه داشته و برخى از آنها ثبت و ضبط گردیده است که در این جا به طور خلاصه به بعضى از آن ها اشاره مى نماییم :

۱- در سال ۲۱۰ هجرى مردم قم علیه مأمون خلیفه عباسى شورش کردند و از پرداختن خراج به او خوددارى نمودند. علت واقعه را چنین مى نویسند:

مأمون در مسیر خود از خراسان به عراق، چند روزى در رى توقف کرد و مقدارى از خراج سالانه آنان را تخفیف داد. مردم قم که خراج آنان در سال به دو میلیون درهم مى رسید، به وى نامه نوشتند و درخواست کردند مالیات سالانه آنان نیز کاهش یابد، امّا مأمون نپذیرفت و قمى ها از پرداخت خراج سرباز زدند.

مأمون لشگرى را به سردارى على بن هشام و عریف بن عنیسه به این ناحیه روانه نمود که با اهالى قم جنگیدند و بر آنان پیروز شده و قلعه قم را ویران ساختند.

همچنین یحیى بن عمران اشعرى، رئیس قم را کشتند و خراج دو میلیونى را که مردم از سنگینى آن مى نالیدند، به هفت میلیون درهم افزایش دادند.

پس از این تا مدتى طولانى، خراج قم، رقم هنگفتى بود و حتى در اواخر قرن سوم نیز به چهار ونیم میلیون درهم بالغ مى گردید.

۲- در سال ۲۱۷ هجرى در زمان خلافت معتصم، بار دیگر مردم قم دست به شورش زدند. معتصم، على بن عیسى را با لشگرى انبوه روانه کرد. آن ها بسیارى از باغ ها و بستان ها را سوزاندند و خسارات زیادى را وارد آوردند.
۳- در سال ۲۵۴ و در زمان خلافت معتز، مردم قم علیه او شورش کردند و او موسى بن بغا را که براى جنگ با علویان مازندران با لشگرى انبوه گسیل داشته بود به قم فرستاد. موسى شهر را با زور تصرف کرد و عده زیادى از مردم را قتل عام کرد و قلعه شهر را مجدداً ویران ساخت. در این واقعه، عده اى از رؤسا و بزرگان قم را نیز دستگیر کرده و به بغداد فرستادند.

۴- در سال ۲۶۸ همزمان با خلافت معتمد، تا چندین سال نگذاشتند حاکمى که طرف خلیفه فرستاده شده بود وارد قم شود، تا آن که از کوتکین بن ساتکین ترک با کاتب خود ابوالحسن احمد بن ماردانى به قم فرود آمد و قلعه آن را به کلى خراب کرد، به طورى که اثرى از آن به جاى نماند.

۵- در زمان خلافت معتضد (۲۸۹-۲۷۹) قمى ها حکمرانان و عاملانى را که از طرف او فرستاده شده بودند از شهر بیرون راندند.

معتضد، ابراهیم کیلغ را فرستاد تا عده اى از آنان را کشته و عده دیگر را به بردگى بگیرد و گروه زیادى را از خانه و زندگى آواره کند.

۶- در اواخر قرن سوم، مردم قم هر کس را که از طرف خلفا فرستاده مى شد به شهر راه نداده و با او به جنگ برمى‌خاستند تا آن که خلفا مجبور شدند به همراه حکام و والیانى که براى حکومت به این شهر مى فرستادند، لشگر عظیمى نیز گسیل دارند.

۷- در سال ۴۲۶ علیه سلطان مسعود غزنوى شوریدند و مدتى از وى فرمانبردارى نمى‌کردند. ابوسهل حمدونى که مقیم رى بود، از طرف حاکم این نقاط مأموریت داشت، ولى جرأت حمله به قم را نداشت، تا آن که سلطان مسعود با لشگر عظیمى به طرف جرجان و طبرستان به راه افتاد و از این رو عاملان او در عراق نیرو یافته، ابوسهل سپاهى به قم فرستاد تا مردم را مجددا به اطاعت از سلطان غزنوى وادار سازد.

البته نتیجه این قیام ها در کوتاه مدت و یا دراز مدت به نفع مردم بود؛ زیرا والیان و حکمرانان، حداقل به این نتیجه رسیده بودند که مردم قم، مردمى خونگرم و انقلابى هستند و نمى توان آنان را به سازش واداشت؛ از این رو، این گونه قیام ها در واقع سد مقاومى در مقابل حاکمان ظلم و ستم و بى عدالتى بود همچنین الگویى براى دیگر شهرهاى کشور ایران و سایر کشورها بود.

لازم به ذکر است که در این جا به قیام هاى قرن سوم تا پنجم مردم قم اشاره شد و دیگر قیام ها و شورش هاى آنان جهت مختصر بودن و پرهیز از اطاله مطالب نقل نشده است، وگرنه مردم قم همواره علیه زورگویان و مستکبران دست به قیام و مبارزه زده اند.

شاهد این ادعا، قیام عظیم مردم قم و سپس سایر شهرهاى کشور بود که منجر به شکل گیرى انقلاب اسلامى ایران شد. که در واقع، بزرگ ترین و باشکوه ترین و اسلامى ترین قیام ها بوده است.[۴۱]

 

انقلاب اسلامى و قیام مردم قم

نهضت اسلامى، به رهبرى امام خمینى (ره) در سال ۱۳۴۱ از درون حوزه علمیه قم آغاز شد. با این توضیح مختصر که پس از فوت مرحوم حضرت آیه الله العظمى بروجردى (ره)، رژیم شاه تصور مى کرد که نیروى مرجعیت از نظر سیاسى ضعیف شده است. به این دلیل لایحه انجمن هاى ایالتى و ولایتى را در هیأت دولت مطرح ساخت و آن را در ۱۶ مهر ماه ۱۳۴۱ به تصویب رساند.

به موجب این لایحه به زنان حق رأى داده شد و از شرایط انتخاب شوندگان و انتخاب کنندگان قید سوگند به قرآن حذف شده و افراد مى توانستند با هر کتاب آسمانى مراسم تحلیف[۴۲] به جاى آورند.

امام خمینى (ره) که در آن زمان در قم اقامت داشتند به توطئه رژیم شاه پى برده و مى دانستند که رژیم شاه با این کار مى خواهد، در واقع، روحانیت را امتحان کرده و عکس العمل آن ها را ارزیابى کند؛ بنابراین امام خمینى (ره) به سرعت واکنش نشان داده و براى اتخاذ تصمیمات لازم، علماى طراز اول قم را به تبادل نظر دعوت کردند.

علما در این تبادل نظر به نتایج مطلوبى دست یافتند که از جمله آن، درخواست لغو این لایحه بود که در نهایت با هوشیارى حضرت امام خمینى (ره) این لایحه، پس از کارشکنى هاى متعدد از جانب رژیم شاه، در تاریخ دهم آذر ماه همان سال، به طور رسمى لغو شد که این خود یکى از نقاط  آغاز مبارزه علیه رژیم شاه بود.

حادثه مهم دیگر در سال ۴۱، پس از شکست لایحه انجمن هاى ایالتى و ولایتى، رفراندوم لوایح شش گانه بود که شاه آن را انقلاب سفید نام نهاده بود.

شاه یک روز قبل از رفراندوم و همه پرسى یعنى روز چهارم بهمن ۱۳۴۱ جهت جلب نظر علما، وارد قم شد، اما امام با آگاهى تمام، طى اعلامیه اى خروج مردم از خانه ها را تحریم کردند. شاه پس از ورود به قم، هیچ استقبال کننده اى را ندید مگر همان مزدورانى که روز قبل براى استقبال به قم آورده شده بودند، که این کار خشم رژیم را چندین برابر کرد.

به هر حال رفراندوم تقلبى انجام شد و رسانه ها اعلام کردند که این لوایح شش گانه با پنج میلیون و ششصد هزار رأى موافق در مقابل چهار هزار و صد و پنجاه رأى مخالف به تصویب رسید.

اما امام خمینى (ره) این بار نیز هوشیارانه در جلسه اى که با علماى قم داشتند پیشنهاد کردند که مراسم نماز جماعت و وعظ و خطابه در ماه مبارک رمضان تعطیل شود. به همین دلیل، مساجد بسیارى از شهرها، از جمله، تهران، قم، اصفهان، شیراز، مشهد و بعضى شهرهاى دیگر تعطیل شد که این کار خشم و نفرت مردم را نسبت به رژیم شاه افزایش داد. همچنین در عید فطر همان سال، مردم قم و بعضى شهرهاى دیگر که عازم قم شده بودند به منزل امام خمینی (ره) رفته و امام طى سخنانى به افشاى رژیم شاه و این رفراندوم ساختگى پرداختند. ادامه این نهضت در پانزدهم خرداد ۱۳۴۲ بود که اگر چه بى رحمانه توسط رژیم شاه سرکوب شد، اما این سرکوبى باعث نابودى آن نگردید، بلکه همچون بذرى بود که در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ سر از خاک برآورد و شکوفه و میوه داد.

نهضت پانزدهم خرداد داراى ویژگى هایى بود که آن را از سایر نهضت هاى مادى، متمایز مى ساخت. برخى از ویژگى هاى این نهضت الهى عبارت بود از: اسلامى و مردمى بودن، بیگانه ستیزى، حضور روحانیت در صحنه مبارزات، که همه این ها حول محور رهبرى که داراى اخلاص و قاطعیت بود، مى چرخید. قیام پانزدهم خرداد چنان تأثیرى در جامعه به جاى گذاشت که در واقع سرنوشت سیاسى و اجتماعى آینده ایران را رقم زد.

افزایش رشد و بینش سیاسى در میان مردم و گروه هاى سیاسى و روحانیون، رواج و توسعه مذهب در میان دانشجویان و تحصیل کرده ها و بر ملا شدن چهره منافقانه شاه از جمله تأثیرات این قیام بود.

رژیم شاه، جهت حفظ حکومت و سلطنت خود و سرکوب نمودن رشد سیاسى و مذهبى مردم، به اقداماتى دست زد که یکى از آن ها، دستگیرى امام خمینى (ره) رهبر این نهضت عظیم بود، اما این کار رژیم، نه فقط نتوانست نداى مردم را خاموش کند، بلکه عکس العمل و مقاومت آنان را نسبت به رژیم شاه بیشتر کرد.

از جمله این عکس العمل ها اقداماتى نظیر اعتصابات طولانى توسط بازاریان و بیانیه ها و اعلامیه هاى شجاعانه توسط علما و حضور گسترده و اعتراض شدید از جانب مردم بود.

رژیم شاه مجبور شد ابتدا امام خمینى را در تاریخ ۱۱ مرداد ۱۳۴۲ از زندان آزاد کند و ایشان را به منزلى در شمال شهر تهران منتقل سازد و سپس در پى اعتراضات دوباره مردم، باز هم مجبور گردید امام خمینى را پس از ده ماه یعنى در هجدهم فروردین سال ۱۳۴۳ به قم منتقل نماید.

شاه تصور مى کرد امام خمینى از این پس سکوت خواهد نمود؛ اما برخلاف تصور شاه مبارزات امام خمینى در برابر بى دینى و بى عدالتى، همچون گذشته ادامه یافت و لحظه اى متوقف نشد.

یکى از عکس العمل هاى ایشان، علیه قانون ننگین کاپیتولاسیون بود که در ۲۱ مهرماه ۱۳۴۳ در مجلس شوراى ملى به تصویب رسیده بود. این عکس ‍ العمل شدید امام، مردم را بیش از پیش آگاه و بیدار کرد.

از آن جا که امام خمینى هیچ گاه حاضر نبود دست از مبارزه بردارد، رژیم شاه براى مقابله با ایشان و براى مقابله با نهضت، دست به اقداماتى تازه زد و ایشان را شبانه از منزل دستگیر و صبح روز ۱۳ آبان ۱۳۴۳ از فرودگاه مهرآباد به ترکیه فرستاد و پس از یازده ماه ایشان را از ترکیه به عراق منتقل ساخت تا به گمان پلید خود، رهبر این نهضت را همچنان از مردم دور نگه دارد، اما امام خمینى (ره) همچون خورشید در پشت ابر، مردم را همچون گذشته با ارسال اعلامیه ها و بیانیه ها آگاه و هوشیار مى نمودند.

نخستین مراکزى که با این کار امام آگاه تر و بیدارتر مى شدند، حوزه های علمیه به ویژه حوزۀ علمیۀ قم و دانشگاه ها و بازار بود که رژیم شاه آن ها را به عنوان مراکز طغیان مى دانست؛ بنابراین این گونه مراکز را از طریق ساواک شدیداً کنترل مى نمود تا مردم را به سکوت وادارد.

اشاعه فرهنگ بى بند و بارى، فکر بسیارى از جوانان را تخدیر[۴۳] کرده بود و با این کار مى خواست آنان را از آرمان هاى متعالى بازدارد، اما از طرفى مردم آگاه و هوشیار، از راه هاى مختلف به مقابله با رژیم برخاستند که در این میان نقش روحانیت بسیار حایز اهمیت بوده است .

اگر بخواهیم از انواع مبارزات اقشار و توده هاى مردم، علیه رژیم نام ببریم مى توانیم آن ها را به سه دسته تقسیم کنیم: مبارزه سیاسى، مبارزه مسلحانه و مبارزه فرهنگى، که هرکدام به نوبه خود حائز اهمیت بوده است. [۴۴]

 

قیام ۱۹ دى ماه مردم قم

رژیم شاه احساس می‌کرد که محبوبیت امام در دل مردم بیشتر شده است؛ از این رو تصمیم گرفت که به شخصیت ایشان لطمه وارد نماید. این بود که در تاریخ ۱۶/۱۱/۱۳۵۶ در روزنامه اطلاعات مقاله اى را با امضاى مستعار احمد رشیدى مطلق منتشر کرد که آکنده از توهین و بى احترامى نسبت به امام خمینى )ره (بود. این اعلامیه، مردم و حوزه علمیه را سخت متأثر و خشمگین نمود؛ تا آن جا که روحانیون به دنبال این ماجرا، فرداى آن روز درس هاى حوزه را تعطیل و به سوى منزل مراجع قم حرکت کردند. آنان در خیابان ها با تظاهرات، خشم خود را نشان دادند و این تظاهرات تا روز ۱۹ دى ماه ادامه یافت.[۴۵]

رژیم شاه به خیال خود براى سرکوبى این قیام، عصر روز ۱۹ دى ماه ۱۳۵۶ طلاب و عده اى از مردم قم را به رگبار گلوله بست و بسیارى از آن ها را شهید و مجروح ساخت، اما این اقدام شاه نیز به سرنگونى زودتر او کمک کرد؛ زیرا در پى این اقدام عمال شاه، مردم تبریز به مناسبت چهلم شهداى قم و پس از آن مردم یزد، مراسم عزادارى گرفته و تظاهرات نمودند. سپس شهرهاى جهرم، کازرون، اصفهان، تهران، شیراز، مشهد، رفسنجان، همدان و نجف آباد و سایر شهرهاى ایران به قیام و مبارزه برخاستند و امام خمینى (ره) نیز با ارسال اعلامیه ها، بیانیه ها، مردم را آگاه‌تر و بیدارتر مى کرد.[۴۶]

 

درهای بهشت و قم

در میان شهرها و بلاد جهان، بعضی از آنها دارای برتری هایی هستند تا جایی که در نزد مسلمانان، بعضی از شهرها مثل مکه، مدینه، قدس، نجف و کربلا به عنوان شهرهای مقدس دانسته شده است و در روایات بیان شده است که عبادت، سکونت، انفاق و حتی مردن در این شهرها از ارزش خاصی برخوردار است. این برتری ها به دلیل ویژگی های مختلف و متعددی مثل وجود کعبه در مکه، قبر پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) در مدینه، قبر امام حسین (علیه السلام) در کربلا و… است که در آنها یا در ساکنان آنها وجود داشته است. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و ائمه طاهرین (علیهم السلام) برخی از فضیلت های این شهرها را بیان کرده اند. از جمله شهرهایی که در روایات فضیلت هایی برای آنها بیان شده است می توان به مکه مکرمه، مدینه منوره، کربلا، کوفه، قم و… اشاره کرد.

از آیات قرآن و روایات به خوبى استفاده مى‏شود که بهشت درهایى دارد، ولى این تعدد درها نه به خاطر آن است که عده وارد شوندگان به بهشت آن گونه‏اند که اگر بخواهند از یک در وارد شوند ایجاد زحمت مى‏کند و نه از جهت آن است که یک نوع تفاوت گروهى و طبقاتى وجود دارد، که هر گروهى موظّفند از یک در وارد شوند، و نه براى نزدیکى و دورى راه است، و نه به خاطر زیبایى و تنوع به خاطر کثرت درها! اصولا درهاى بهشت همانند درهاى دنیا که در مدخل باغ­ها و قصرها و خانه‏ها مى‏گذارند نیست، بلکه این درها اشاره به اعمال و کارهایى است که سبب ورود به بهشت مى‏شوند؛ لذا در پاره‏اى از اخبار مى‏خوانیم که “بهشت درهایى به نام­هاى مختلف دارد، از جمله، درى دارد که به عنوان باب المجاهدین (در مجاهدان) نامیده مى‏شود.‏ از امام باقر (علیه السلام) در حدیثى مى‏خوانیم: ” بدانید که بهشت هشت در دارد که عرض هر درى از آنها به اندازه چهل سال راه است.[۴۷]” این خود نشان مى‏دهد که” در” در این گونه موارد، مفهومى وسیع تر از آنچه در تعبیرات روزانه گفته مى‏شود دارد؛[۴۸] بنابر این باید گفت مراد از درهای بهشت اسباب و علل رسیدن و داخل شدن بهشت است. بعضی از مفسران فرموده اند این که گفته می شود جهنم دارای هفت در و بهشت داراى هشت در است اشاره به افزون بودن عوامل رحمت از عوامل عذاب و غضب است‏ و عدد در این­جا برای کثرت آمده است (نه این­که مراد از هفت، شش به علاوه یک و مراد از هشت هفت به علاوه یک باشد) بر این اساس باید گفت این­که در روایات وارد شده است که درهایی از بهشت به اهل بعضی از شهرها اختصاص دارد، مراد وجود اسباب علل رسیدن به بهشت در بین مردم آن شهر است.

امام رضا (علیه السلام) در باره اهمیت شهر قم و مقام ساکنان آن فرموده اند: بهشت هشت در دارد ،یکی از این درها برای اهل قم است که در میان شهرهای دیگر بهترین شیعیان ما هستند و… .[۴۹]

همان طور که در این روایات آمده است اهمیت شهر قم را می توان به خاطر ایمان و تقوا و کارهای نیک اهل و ساکنین آن و همچنین وجود مرقد مطهر و منور یکی از نوادگان پیامبر (صلی الله علیه و آله) در این شهر دانست.

البته این بدان معنا نیست که همه اهل این شهر افراد صالح و از تقوای کامل برخوردارند بلکه همان­طور که در مقدس‌ترین شهرها مثل مکه و مدینه حتی در زمان پیامبر بدترین و شرورترین افراد مشرک و منافق زندگی می کردند در شهر قم و دیگر شهرهای مقدس نیز افراد خوب و بد، مؤمن و کافر وجود دارد؛ بنابر این منظور روایات از بهشتی بودن اهل قم، مؤمنان و نیکوکارانی است که در این شهر با علل و اسباب رایج در این شهر نظیر عبادت، فقاهت، دوستی و محبت اهل بیت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و…بهشت را کسب کرده اند. همچنین از بیان علت تجلیل از اهل قم می توان استفاده کرد که این ویژگی‌ها اگر در هر انسانی باشد از اهل بهشت خواهد بود هر چند در قم زندگی نکرده باشد و محل زندگی او هزاران کیلومتر با این شهر فاصله داشته باشد. به هر حال از نظر اسلام ملاک وارد شدن در بهشت، داشتن ایمان و عمل صالح است و چون ائمه (علیهم السلام) علم داشته‌اند که گروه زیادی از اهل این شهر دارای این ویژگی هستند که داخل در بهشت می شوند به این بیان فرموده اند که یک یا سه در از درهای بهشت به اهل قم اختصاص دارد.

جهنم نرفتن مردم قم

پیش از پرداختن به موضوع لازم است که روایات مرتبط با ارزشمندی قم و اهل آن را بیان کنیم و آن­گاه به بررسی آن بپردازیم:

از امام کاظم (علیه السلام) وارد شده است: قم آشیانۀ آل محمّد است و جایگاه شیعیان آنها است ولى البته گروهى از جوان هاشان به گناه پدران خود و براى خوار شمردن و مسخره کردن بزرگانشان و مشایخشان، هلاک می­شوند و با این وضع خدا شرّ دشمنان و هر بدى را از آنها بگرداند.[۵۰]

امام صادق (علیه السلام) می فرماید: چون بلاء و رنجى به شما رسد بر شما است که به قم روید که جایگاه بنى فاطمه و آسایشگاه مؤمنان است و زمانى آید که اولیاء و دوستان ما از ما نفرت گیرند و دور شوند و این صلاح آنها است که به دوستى ما شناخته نشوند، و خون و مالشان به جا ماند، کسى به قم و مردمش سوء قصد نکند جز این­که خدا او را خوار کند و از رحمت خود دور کند.[۵۱]

به سندى از یحیى وارد شده است: روزى نزد ابى الحسن (علیه السلام) بودیم و ذکر قم و مردمش و میل آنها به مهدى (علیه السلام) به میان آمد و بر آنها رحمت فرستاد و فرمود: خدا از آنها راضى باشد، …آنان بهترین شیعۀ ما هستند از میان همه بلاد، خدا دوستى ما را در سرشت آنان خمیر کرده است.[۵۲]

ارزشمندی قم که از روایات مستفاد است به معنای صالح بودن همۀ مردم قم و بهشتی بودن همه آنها و یا جهنم نرفتن هیچ یک از آنها نیست؛ زیرا روایات طوری مطرح شده که با بعضی از اهل قم سازگاری دارد نه با همۀ آنان (به اصطلاح از قضایای محصوره نیستند، بلکه مهمله اند). بلکه در ادامه روایت اول گذشت که عده ای از جوانان معصیت کار قم هلاک خواهند شد.

وانگهی عدالت و حکمت خداوند اقتضا می کند که ظالم و عاصی قمی در مجازات و کیفر (جهنم رفتن) فرقی با سایرین نداشته باشند، هر چند که مکان مقدس باشد، حق مظلوم از او ستانده شود. خداوند که «اشد المعاقبین فی موضع النکال و النقمه” است آن­جا که حکمتش اقتضا کند سخت ترین عقاب کننده است حتی می شود ادعا کرد اگر کسی در شهرهایی که مکان مقدسی است و زمینۀ گناه کمتر در آنها وجود دارد مرتکب گناه و معصیت شود استحقاق مجازات و کیفر بیشتری نسبت به دیگران دارد؛ زیرا گناه در زمان ها و مکان های مقدس علاوه بر اصل نافرمانی، حرمت شکنی نیز محسوب می شود و عذابش بیش از گناه در زمان و مکان عادی است.

از روایت – قصم الجبابره- استفاده می شود که خداوند به جبارانی که به قم یورش ببرند چندان مهلتی نمی دهد و آنها را سخت درهم می شکند.[۵۳] در صورتی که روی مصالحی در این جهان فانی به بعضی از جباران و ستم­گران مهلت داده می شود تا بر مجازاتشان افروده شود . در هم شکستن جباران اشاره به درهم شکستن گنهکاران نیز دارد.

می دانیم که گناه همیشه و همه جا از هر خطری خطرناک­تر است ولی از روایات مستفاد است که هر گناهی در سرزمین مقدس قم و یا هر مکان مقدس دیگر از گناه در مکان های معمولی خطرناک تر است.

درست است که اهل قم مورد عنایت ویژۀ خدای سبحان و ائمه (علیهم السلام) هستند ولی به دلایل عقلی و شرعی، گناه کردن در جایی مثل قم نه تنها گناه محسوب می شود و موجب جهنمی شدن گناهکار می شود بلکه به دلایلی، مجازات شدیدتری را نیز به دنبال خواهد داشت:

  1. در یک سرزمین مقدس علاوه بر خود گناه، حرمت شکنی نیز صورت می گیرد.
  2. به­طور کلی تجسم اعمال و عمل و عکس العمل (جز در مواردی مثل شفاعت و توبه و…) یک قانون و فرمول تغییر ناپذیر است. و در تأیید این قانون آیات فراوانی آمده است.

بنابر این مکان مقدسی مثل قم، نجف، مکه و… که فضای مناسبی برای کسب سعادت است و هرگونه گناه در آن نه تنها تخلف به شمار می آید بلکه مرتکب آن مستحق مجازات شدیدتری نیز خواهد شد.

حسن ختام آن­که در فضای سبز و دل انگیز و عطر آگین نباید مغرور شد و همچنان که غذای مسموم همه جا مضر است، گناه نیز همه جا خطرناک است.

 

قم مکتب امامیه

شهر قم از زمان بسیار دور، پیوسته مهد دانش و فضیلت و سرچشمه فیضان حکمت و معرفت بوده است، از همان ابتداء تربتش به شرافت، و مردمش به فضیلت ستوده شده اند.

با خدمات برجسته و مساعى ارزنده دانشمندان قم، راه احیاى آیین تشیع و نشر معالم دین و فرهنگ اسلام به حدى بود که تاج کرامت ابدى و دینى بر تارک شریف آنان نهاده شد. اجراى آیین این تاج گذارى، هفتاد و چند سال قبل از نزول حضرت فاطمه معصومه (علیها السلام) به قم و در زمانى بود که هنوز پدر بزرگوارش امام کاظم (علیه السلام) دیده به جهان نگشوده بود؛ یعنى زمانى بود که جدّ امجد فاطمه معصومه (علیها السلام) امام جعفر صادق (علیه السلام) از رحلت و از دفن وى در قم خبر داد و طى روایت مفصّلى قم را حرم خود و اهل بیت خویش و کوفه صغیر و آشیانه طالبین آل محمد (علیهم السلام) خوانده، بر بازشدن درى از درهاى بهشت به سوى مردم قم تصریح فرموده است. چرا که اساس و پایه آن را گروهى از صحابه و دوستان ائمه (علیهم السلام) از عرب اشعرى با مصالح ایمان و ملات تولّى به کار گذاشتند و شالوده این بلده طیبه را در سال ۹۴ هجرى در دوران امام محمد باقر (علیه السلام) طرح ریزى کردند.

براى نخستین بار مکتب امامیه توسط عرب اشعرى در قم افتتاح گردید که فقه شیعه به طور علنى و رسمى در آن تدریس مى گشت و مشعل هدایت و ارشاد شیعه در اولین بار در این شهر فروزان گردید و تربیت یافتگان مکتب قم بر سایر بلاد اسلامى نور افشانى کردند. از این مکتب، اساتید و بزرگانى برخاستند که نام نامى و لقب گرامیشان براى همیشه زینت بخش صفحات کتاب هاى رجال و تراجم مى باشد.

امروزه شهر قم در واقع مرکز معارف و فرهنگ اسلامى در سراسر جهان است.[۵۴]

اکنون با توجه به موقعیت فرهنگى و تاریخى و مقام رفیع، این قطعه مبارکه، در جغرافیاى سیاسى و مذهبى معارف نورانى اهل بیت (علیهم السلام) می باشد.[۵۵]

تأسیس حوزه علمیه قم

از زمان ورود اشعریان به قم و تغییر وضع آن توسط آنان، این منطقه مرکز علما و محدثان و راویان و فقها بوده است. عده اى از اشعرى هایى که به قم کوچ کردند، جزو علماى تابعین بودند که در سپاه عبدالرحمن بن محمد بن الاشعث با حجاج جنگ مى کردند. عبدالله بن سعد و پسرش موسى که همراه دیگر اشعریان به قم آمدند. در شمار علماى آن روز محسوب مى شوند.

در قرن دوم هجرى دوازده پسر از سعد بن عبدالله بن ملک بن عامر اشعرى در شمار راویان و اهل حدیث بوده و از عبدالله بن جعفر بن محمد صادق (علیه السلام) روایت مى کرده اند و بیش از صد نفر از فرزندان عبدالله و احوص، پسران سعد که جزو نخستین کسانى از آل اشعر بودند، به قم آمدند و از فرزندان سائب بن مالک و از فرزندان نعیم بن سعد، از دیگر امامان روایت کرده اند.

در اواخر قرن دوم و قرون سوم و چهارم، قم مهم­ترین مرکز علما و محدثان شیعه بوده است و در این عصر، علمایى مانند محمد بن حسن صفار و ابو عبدالله محمد بن خالد برقى و ابو جریر زکریا بن ادریس از راویان امام صادق و امام کاظم و امام رضا (علیهم السلام)، همچنین آدم بن اسحاق و زکریا بن آدم از اصحاب امام رضا (علیه السلام) و على بن بابویه و پسرش ‍ محمد، معروف به صدوق و ابن قولویه و على بن ابراهیم و ده ها تن دیگر از شهر قم برخاستند.

در قرون پنجم و ششم (دوره سلجوقیان) نیز قم، مرکزى بزرگ براى فقها و علماى شیعه بود و عده اى براى تحصیل به این شهر مى آمدند و مدارس دائرى داشتند. شیخ عبدالجلیل رازى وضع علمى قم را در قرن ششم شرح داده و مى گوید: مدارس دینى قم داراى وسایل کافى و علما و مدرسان و مفسران بزرگ مى باشد و کتابخانه هایى از کتاب هاى فرقه هاى مختلف در آن وجود دارد. شیخ عبدالجلیل، اسامى این مدارس را که در قم و در زمان او دایر بود و فقها و پیشوایان دینى با شکوه تمام در آن مى زیسته اند، ذکر کرده است که عبارت است:

۱- مدرسه سعد صلت

۲ – مدرسه اثیر الملک

۳ – مدرسه سید سعید عزالدین مرتضى

۴ – مدرسه سید زین الدین

۵ – مدرسه ظهر الدین عبدالعزیز

۶ – مدرسه ابوالحسن کمیج

۷ – مدرسه شمس الدین مرتضى

۸ – مدرسه مرتضى کبیر[۵۶]

در فاصله میان سلجوقیان و صفویه در شهر قم، حوادث گوناگونى رخ داد، و چند بار مردم آن قتل عام شدند و خود شهر ویران گردید.

در زمان تیموریان، شهر قم مدتى پایتخت بود و در زمان سلطان محمد تیمورى، وى شرف الدین على یزدى عالم و مورخ و ریاضى دان معروف آن روز را به قم دعوت کرد و شرف الدین مدتى در این شهر اقامت داشت. او ظاهرا از علماى اهل تسنن بوده است .

در دوره صفویه، وضع روحانیت قم تا حدى مشخص شده بود. گویا پس از پیدایش صفویه از مدارس قم که شیخ عبدالجلیل بعضى از آن ها را نام برده، زیاد نبوده و بیشتر آن ها به دنبال تخریب ها و قتل عام هاى متعدد از میان رفته بوده است و در این عصر مدارس جدیدى بنا شد که آثار بعضى از آن ها امروزه باقى مى باشد. در این مدارس، جمعى از بزرگ­ترین علماى شیعه از قبیل ملا محسن فیض و ملا عبدالرزاق لاهیجى و ملا صدراى شیرازى، و قاضى سعید و ملا طاهر قمى به تحصیل یا تدریس و تصنیف اشتغال داشته اند.

در دوره قاجاریه، قم داراى مدارس متعدد بود که اغلب آن ها هنوز هم باقى و دایر است .

در این عصر، علماى بزرگى در قم اقامت داشته یا از قم برخاسته‌اند که از همه آنان معروف تر، میرزا ابوالقاسم قمى (صاحب قوانین الاصول) معاصر فتحعلى شاه است و آثار علمى وى، همواره مورد توجه علما بوده است .

قم پس از آمدن مرحوم آیه الله العظمى حائرى و تأسیس حوزه جدید روحانیت، به تدریج بعد از نجف که مرکز اول در آن زمان بوده است، مرکز دوم روحانیت شیعه به حساب آمد و شهرت جهانى پیدا کرد  و هزاران تن از دور و نزدیک و از کشورهاى خارج براى تحصیل به این شهر رو آوردند و در این مدت همواره محل اقامت جمعى از مراجع تقلید بزرگ شیعه بوده است.[۵۷]

لازم به ذکر است که حوزه علمیه نجف در نیمه دوم قرن پنجم هجرى به وسیله عالم بزرگ شیعه محمد بن حسن طوسى معروف به شیخ الطائفه و شیخ طوسى تأسیس شد و هنوز هم برپاست .[۵۸]

مدرسه فیضیه

امروزه قم در پرتو بارگاه مقدس حضرت معصومه (علیها السلام) و موقعیت ممتاز علمى و وجهه روحانى و معنوى که در پرتو حوزه های علمیه به ویژه مدرسه فیضیه، دارا است، یکى از پرجمعیت ترین و پر رفت و آمد ترین شهرهاى ایران محسوب مى شود.

جا دارد که در این جا با نگاهى اجمالى به مدرسه فیضیه بپردازیم.

مدرسه فیضیه در زمان صفویه (سال۹۳۹  ق ) بنا نهاده شده و محلى که اکنون، حوض واقع است انتهاى مدرسه قبلى و به جاى حوض کنونى، بالاخانه که بادگیر بوده که آن را مشرق الشمسین مى نامیده‌اند.

وجه تسمیه آن به مشرق الشمسین به این علت بوده است که در هر بامداد چون خورشید از مشرق بالاخانه طلوع مى کرده است، گنبد مطهر هم در جنوب بالاخانه مانند خورشیدى مى درخشید و آن جا مشرق دو خورشید بوده است و این بالاخانه محل ریاضت عرفای بزرگ و جایگاهى بس شریف بوده است و از جمله میرداماد را در آن جا مکاشفاتى دست داده، شیخ بهایى در آن جا به ریاضت اشتغال داشته، میرفندرسکى در همان جا به تحصیل و ریاضت مى پرداخته، صدرالمتألهین، ملاصدراى شیرازى در همان نقطه به تألیف و تدریس کتاب اسفار اربعه پرداخته، مولانا محسن فیض کاشانى و مولانا عبدالرزاق لاهیجى در این جا به تحصیل علوم  مشغول بوده اند؛ از این رو هنگامى که ساختمان مدرسه را تغییر دادند در جایگاه مشرق الشمسین حوض وسیعى بنا مى نهند تا مکان بالاخانه مجل عبور واقع نشود.

به هر حال در زمان فتحعلى شاه در سال ۱۲۱۳ هـ ق مدرسه سابق را با دو بناى دیگر که در شمال آن واقع بودند، از جاى برداشتند و به جاى آن ها مدارس فیضیه و دارالشفاء را بنیان نهادند.

در سال ۱۲۲۳ به امر سلطان وقت، آن را توسعه داده به شکل مربع مستطیل درآوردند و چهل و هشت حجره در آن بنا کردند.

در زمان مرحوم آیه الله العظمى حائرى، به علت کثرت طلاب محترم، بناهاى فوقانى بر آن افزوده شد. اکنون این مدرسه، مرکز سایر مدارس قم و مجمع اهل دانش و بینش است.

مدرسه فیضیه، همان مدرسه‌اى است که در دوران قبل از انقلاب، شاهد سخنرانى ها و مبارزات حضرت امام خمینى (ره)، علیه طاغوت و طاغوتیان بوده است.

مدرسه فیضیه همان مکانى است که تاریخ هیچ گاه آن را فراموش نخواهد کرد و خون شهیدانى که در آن مدرسه ریخته شد، همیشه جوشان است و راه و هدف امام خمینى (قده) را تقویت خواهد نمود.[۵۹]

 

مدرسه دارالشفاء

مدرسه دارالشفاء ابتدا به نام مدرسه فتحعلى شاه خوانده مى شد. در دورانی که همه حجرات آن از پیکرش جدا گردید، در سال ۱۳۰۷ قمرى شاه­زاده کامران میرزاى قاجار (بانى تذهیب (طلاکاری) گلدسته هاى صحن عتیق) این مدرسه مستمندنشین تهى از طلبه را از دست غاصبان بیرون آورده و سردر آن را تجدید و حجراتش را تعمیر نمود و آن را دارالشفاء گردانید و در هر یک از حجراتش دو تختخواب براى بسترى ساختن بیماران نهاد و فضاى آن را باغچه‌بندى و گل‌کارى کرد، ولى حجرات شرقى مدرسه را براى سکونت پزشکان و پرستارانى که مى بایست در تمام ساعات روز و شب مراقب بیماران مى‌بودند اختصاص داد؛ یعنى دو تا سه حجره را براى یک نفر در نظر گرفته، جلوی درهاى آن‌ها را از طرف مدرسه دیوار کشید و براى هر خانه درى به مدرسه بازگذاشت و از اراضى پشت مدرسه براى هر خانه محوطه‌اى منظور نموده، دیوارکشى کرد و براى هر یک درى هم به جانب قطعه زمین مزبور بنا نهاد.

این زمین که در پشت دو مدرسه از جلو لایروبى برکه (مخزن آب انبار) و حفر چاه هاى آب و فاضلاب جهت حمام و انبار ساختن بوته و تیغ و سوخت زمستانى در نظر گرفته بودند که از دالان زاویه شمال شرقى فیضیه هم درى به همین محوطه باز بود تا کسبه و حمامى بتوانند به داخل مدرسه رفت و آمد کنند.

در این دالان، حجره بزرگ و تاریکى وجود داشت که شخصى به نام حسین بلبلى‌پز با هیکلى رشید در آن جا زندگى مى کرد؛ به علاوه آن جا کارگاه طباخى و انبار سوخت او شده بود.

پس از مدتى حجرات شرقى از مدرسه یا بیمارستان جدا گردید و به چند خانه براى سکونت متصدیان دارالشفاء تبدیل و تخصیص یافت.

هنگامى که شاه‌­زاده کامران میرزا از دنیا رفت این خانه باز هم در تصرف بعضى از خدام مستمند و نیرومند در آمد و به مرور مورد تملک آنان قرار گرفت. در نتیجه در قسمت شرقى دارالشفاء به جاى حجرات چند خانه ایجاد شد و از سوى دیگر، محل رفت و آمد زوار، از خیابان حضرتى به جانب روضه شریفه شده بود و مدرسه با ناامنى و عدم استقلال مواجه گردید به طورى که حتى شب ها هم نمى توانستند در آن را ببندند؛ زیرا با اعتراض ساکنان خانه‌ها مواجه مى گردیدند.

به تدریج حجرات شمالى هم به تصرف مسافر خانه‌هاى خیابان حضرتى و کسبه آن درآمد و انبار کالاهاى پیشه­وران گشت، چنان که کلیه حجرات مدرسه فیضیه نیز انبار بقالان و احیاناً محل کسب یکى دو صحاف شده بود و ساختمان مدرسه دارالشفاء در جانب غربى و اتاق برجى شکل مقابل آن در جانب شرقى و غرفه روى آن که مخزن کتابخانه گردیده بود، در تصرف چندتن قهوه چى درآمد، محوطه مدارس هم مشترى نشین این قهوه خانه عمومى شده بود.
وضع این دو مدرسه تا سال ۱۲۹۳ شمسی به این منوال بود؛ تا آن زمانی که مرحوم آیه الله فیض به تدریج حجره‌های آن‌ها را طلبه نشین ساخته و از تصرف غاصبان بیرون آورد و مى‌توان گفت که از آن تاریخ به بعد، دوره آغازین حوزه علمیه قم شروع شد.

پس از تأسیس حوزه علمیه قم، مرحوم آیه الله العظمى حائرى به مرمت آن پرداخت و بعد از رحلت آن مرحوم، مرد خیرى به نام حاج میرزا محمد على توتون فروش در سال ۱۳۲۰ شمسى روى حجرات غربى آن را غرفه سازى کرد. در سال ۱۳۳۵ مرحوم آیه الله العظمى بروجردى نیمى از خانه هاى شرقى مدرسه را از متصرفین خریدارى کرده و به احداث حجرات و غرفاتى در جنوب و شرق آن پرداخت و بیست و شش حجره بر حجرات مدرسه اضافه کرد.
البته در این مدرسه تغییرات دیگرى نیز در سال هاى متمادى از نظر سبک بنا و ساختمان رخ داده است؛ به گونه اى که هم اکنون این ساختمان، تغییر اساسى نموده و به هیچ وجه قابل مقایسه با ساختمان قبلى نیست و اکنون این مدرسه مرکز مدیریت حوزه علمیه قم گردیده است.[۶۰]

قم و حوزه علمیه خواهران

حوزه های علمیه شیعی از آغاز در حفظ  و پاسداری از کیان اعتقادی جامعه اسلامی نقشی اساسی و تاریخی داشته و در تکاپوی حوادث واقعه، رسالت عمده خویش را صرف گسترش و تعمیق آموزه های دینی و دفاع از ارکان اندیشه اسلامی کرده اند.

از آغاز شکل گیری حوزه های علمیه شیعه، تحصیل علوم دینی بانوان هر چند به صورت منفرد و پراکنده، همگام با آن، آغاز شده است و در خلال آن، زنان دانشمند بسیاری پا بر این عرصه نهاده و مایه مباهات آن شده اند.

مراکز تحصیلی علوم دینی زنان به شکلی سامان ‏یافته تا پیش از انقلاب شکوهمند اسلامی ایران از حدود چهار دهه پیش به تعداد کمی وجود داشت. با پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره) و به دلیل ایجاد شرایط نوین و احساس نیاز بیش از پیش به مدارس دینی حوزوی خواهران، چنین مدارسی به سرعت گسترش یافت و با برنامه ها و ساختارهای متنوعی که از برخی مدارس علمیه موجود الگو گرفته شده بود، به فعالیت پرداخت، اما به ویژگی های زنان و مسؤولیت های متفاوت آنان در مقایسه با مردان و ضرورت وجود سازمانی که به این ویژگی ها توجه شده است و نیز ضرورت هماهنگی و برنامه‏ریزی متمرکز برای حوزه های علمیه خواهران برای نیل به وضعیت مطلوب آموزشی، تربیتی، تبلیغی و پژوهشی و نیز حمایت های لازم برای طراحی نظامی کلان و جامع برای مدارس علمیه خواهران بود. بر این اساس، شورای عالی حوزه علمیه قم در تاریخ ۱۰/۱۲/۱۳۷۵ مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران را با وظایف معیّن تأسیس نمود تا با مدیریت واحد، مدارس علمیه خواهران را سازماندهی، هدایت و نظارت کند و از آن پس فصلی نوین و تحولی مناسب با شرایط جدید فرهنگی، علمی و اجتماعی در حیات مادی و معنوی زن مسلمان ایرانی به وجود آورد.[۶۱]

امام زادگان مدفون در قم

بعد از ظهور اسلام و توجه شیعه به این شهر، عده اى از امام ­زادگان، علما و محدثان در قبرستان قم – که خارج از شهر و در سمت مغرب بود – مدفون شدند.

در اواخر قرن دوم هجرى، حضرت فاطمه معصومه (علیها السلام) خواهر حضرت امام رضا (علیه السلام) که به قصد دیدار برادر خود به خراسان مى رفت، قبل از وارد شدن شهر قم بیمار شد و در همین شهر مقدس  رحلت فرموده و به خاک سپرده شد.

از آن زمان به بعد، مردم به تدریج خانه های خود را به قبرستان نزدیک کردند تا به مدفن آن حضرت (علیهاالسلام) نزدیک باشند و از زیارت قبر وى بهره مند شوند؛ از این رو به مرور زمان، ساختمان هاى شهر در قسمت هاى مشرق متروک ماند و مردم به سمت غرب شهر روى آوردند.

شهر قم در سال ۲۳ هـ ق به دست ابو موسى اشعرى فتح شد و اسلام در آن جا به حدى نفوذ پیدا کرد که به سرعت مردم به مذهب تشیع گرویدند.[۶۲]

شمار امام زادگانى که در استان قم مدفون هستند بالغ بر ۴۴۴ تن مى‌باشند و هر یک از آنان خود سند زرّینى بر تارک و پیشینۀ این خطّه که همواره مأمن و پناهگاه خاندان نبوّت و امامت و فرزندان و ذرّیه هاى امام علی (علیه السلام) بوده، مى باشد. برخى از بقاع این علویان در محدوده شهر و برخى دیگر در اطراف و یا شهرها و روستاهاى استان واقع شده اند، از این تعداد ۹۹ امام زاده داراى بقعه و بارگاه است و در برخى از این اماکن مقدّس چهار، پنج، شش و گاه تا چهل امام زاده مدفون هستند. این اماکن متبرّکه مورد توجّه و عنایت مردم بوده و از این بزرگواران برآورده شدن حاجات و کرامات بسیارى مشاهده نموده اند.

شیخ عبّاس قمی (رحمه الله علیه) مى فرماید: «در زیارت امام‌زادگان عظام و شاه­زادگان عالى مقام که قبورشان محلّ فیوضات و برکات و موضع نزول رحمت و عنایت الهیه است و علماى اعلام تصریح به استحبات زیارت قبور ایشان فرموده اند، و بحمدالله تعالى در غالب شهرهای شیعه قبورشان موجود و بلکه در روستاها و اطراف کوه‌ها و درّه ها پیوسته ملاذ درماندگان و ملجأ واماندگان و پناه مظلومان و موجب تسلّى دل‌هاى پژمردگان تا روز قیامت بوده و خواهند بود و از بسیارى از ایشان کرامات و خوارق عادات هم مشاهده شد».

خوب است به هر لفظى که متضمّن تعظیم و احترام باشد زیارت شوند و یا سوره هاى مبارکه قرآن خوانده شود و ثواب آن نثار آن قبور نمایند.

در این جا به نمونه ای از زیارت هایی که می شود در این اماکن خوانده شود اشاره می­کنیم.

اَلسَّلامُ عَلَیکَ اَیهَا السَّیدُ الزَّکِی الطّاهِرُ الوَلِى وَ الدّاعِى الحَفِى، اَشهَدُ اَنَّکَ قُلتَ حَقّاً وَ نَطَقتَ حَقّاً وَ صِدقاً وَ دَعَوتَ اِلى مَولاى وَ مَولاکَ عَلانِیه وَ سِرّاً، فازَ مُتَّبِعُکَ وَ نَجى مُصَدِّقُکَ، وَ خابَ وَ خَسِرَ مُکَذِّبُکَ وَ المُتَخَلِّفُ عَنکَ، اِشهَد لى بَهذِهَ الشَّهادَه لِاَکُونَ مِنَ الفائِزینَ بِمَعرِفَتِکَ وَ طاعَتِکَ وَ تَصدِیقِکَ وَ اتّباعِکِ.

وَ السَّلامُ عَلَیکَ یا سَیدى وَ ابنَ سَیدى، اَنتَ بابُ الله المُؤتى وَ المَأخُوذُ عَنهُ اَتَیتُکَ زائِراً وَ حاجاتى لَکَ مُستَودِعاً وَ ها اَنَا ذا اَستَودِعُکَ دینى وَ اَمانَتى وَ خَواتیمَ عَمَلى وَ جَوامِعَ اَمَلى اِلى مُنتَهى اَجَلى وَ السَّلامُ علَیکَ وَ رَحمَه اللهِ وَ بَرَکاتُهُ.[۶۳]

حضرت معصومه (سلام الله علیها)

در سال ٢٠٠ هجرى قمرى در پى اصرار و تهدید مأمون عباسى سفر تبعید گونه حضرت رضا (علیه السلام) به مرو انجام شد و آن حضرت بدون این که کسى از بستگان و اهل بیت خود را همراه خود داشته باشند راهى خراسان شدند.

حضرت معصومه (سلام الله علیها) یک سال بعد از هجرت برادرش حضرت رضا (علیه السلام) به مرو، در سال ۲۰۱ هجری قمری، به شوق دیدار برادر و ادای رسالت زینبی و پیام ولایت، به همراه عده‌اى از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حرکت کرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى شد. در شهر ساوه عده‌اى از مخالفان اهل‌بیت (علیهم السلام) که از پشتیبانى مأموران حکومت برخوردار بودند، سر راه کاروان آنان را گرفته و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، در نتیجه تقریباً همه مردان کاروان به شهادت رسیدند، حتى بنابر نقلى حضرت معصومه (سلام الله علیها) را نیز مسموم کردند.

به هر حال، یا بر اثر اندوه و غم زیاد از این ماتم و یا بر اثر مسمومیت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) بیمار شدند و چون دیگر امکان ادامه راه به طرف خراسان نبود، قصد شهر قم را نمود. حدوداً در روز ٢٣ ربیع الاول سال ٢٠١ هجرى قمرى حضرت وارد شهر مقدس قم شدند. و در محلى که امروز «میدان میر» نامیده مى شود در منزل «موسى بن خزرج» فرود آمدند و افتخار میزبانى حضرت نصیب او شد.

آن بزرگوار به مدت ١٧ روز در این شهر زندگى کرد. محل زندگی و عبادت آن حضرت در مدرسه ستیه به نام «بیت النور» بود که هم اکنون محل زیارت ارادتمندان آن حضرت است.[۶۴]

موسی مبرقع

موسی مبرقع فرزند امام جواد (علیه السلام) و سمانه مغربیه بود که از جانب پدر و مادر با امام دهم برادر می باشد. کنیه او ابوجعفر و ابوحمد نقل شده است. تاریخ ولادت او معلوم نیست. او در کوفه زندگی می کرد و سپس به قم مهاجرت نمود. او اولین کسی است که از سادات رضویه در سال ۲۵۶ هـ ق به شهر قم کوچ کرد.[۶۵]

سایر امام زادگان قم

از میان امام­زادگان زیادی که در قم و حومه آن مدفون می باشند، فقط به تعدادی از آنان اشاره می کنیم:

  • شاه­زاده احمد قاسم (در محله دروازه قلعه)
  • شاه­زاده جمال الدین (در ابتدای جاده اراک)

۳- امام­زاده هادى و مهدى (واقع در قریه جمکران)

۴- شاه­زاده احمد (معروف به امام­زاده خاکفرج )

۵- امام­زاده على بن جعفر (محله دربهشت، بیرون دروازه کاشان)

۶- شاه­زاده ابراهیم و گنبد سبز (محله دربهشت، بیرون دروازه کاشان)

۷- امام­زاده ابراهیم و شاه محمد (واقع در بخش ۲ قم، پشت راه آهن خط تهران )

۸- امام­زاده شاه جعفر (در نزدیکى شاه ابراهیم )

۹- شاه­زاده سید على (بلوار ۱۵ خرداد، میدان نوبهار)

۱۰- شاه­زاده احمد (در نزدیکى شاه­زاده سید على )

۱۱- چهار امام­زاده شامل: شاه­زادگان حسن، حسین، ابراهیم، جعفر از فرزندان امام زین العابدین (در نزدیکى شاه­زاده احمد)

۱۲- شاه­زاده طیب و طاهر (واقع در شش کیلومترى جاده سراجه  به طرف حاجی آباد)

۱۳- امام­زاده شاه جعفر غریب (در نزدیکى مسجد جمکران )

۱۴- امام­زاده شاه جمال (نزدیک شاه جعفر غریب اول جمکران)

۱۵- شاه­زاده حمزه (در خیابان آذر، محله اى به همین نام)

۱۶- شاه­زاده زید(در نزدیکی شاه­زاده حمزه، واقع در خیابان آذر)

۱۷- امام­زاده شاه اسماعیل (در روستاى شاه اسماعیل بعد از کهک)

۱۸- امام­زاده اسحاق (بالاى قریه میم بعد از کهک)

۱۹- امام­زاده فاضل (در روستاى بیدهند بعد از کهک)

۲۰- امام­زاده محسن (در روستاى قبادبزن بعد از کهک)

۲۱- امام­زاده سکینه خاتون (در روستاى قاسم آباد بعد از کهک)

۲۲- شاه­زاده هادى (در روستاى وشنوه بعد از کهک)[۶۶]

۲۳- امام ­زاده نور علی (در روستاى کرمجگان بعد از کهک)[۶۷]

مسجد جمکران در قم

این‌ مسجد، بیش‌ از هزار سال‌ پیش‌ به‌ فرمان‌ حضرت‌ بقیه‌ الله (ارواحنا فداه)‌، تأسیس‌ گردید و در طول‌ قرون‌ و اعصار، پناهگاه‌ شیعیان‌ و پایگاه‌ منتظران‌ و تجلّی گاه‌ حضرت‌ صاحب‌ الزمان ‌(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بوده‌ است‌.

 

مسجد، امام حسن عسکری (علیه السلام)

مسجد امام حسن عسکری یا مسجد امام، از قدیمی‌ترین مساجد قم است که بنای نخستین آن بر اساس برخی گزارش‌ها به دستور امام حسن عسکری(علیه السلام) و به دست احمد بن اسحاق قمی وکیل آن حضرت ساخته شده است. اهمیت این مسجد به سابقه تاریخی و انتساب آن به امام عسکری بازمی‌گردد. مسجد امام حسن عسکری مدتی محل برپایی نماز جمعه قم بوده، برخی درس‌های حوزه علمیه و مراسم اعتکاف نیز در آن برگزار می‌شود.

تاریخچه و مؤسس

بر اساس برخی گزارش‌ها بنای اولیه مسجد امام حسن عسکری(علیه السلام) در قرن سوم قمری به دستور امام حسن عسکری(علیه السلام) و به دست احمد بن اسحاق قمی، وکیل آن حضرت بنا شده است[۱] برخی معتقدند این مسجد در مکان مسجد دژپل(درپل) بنا شده[۲] و در گذشته جامع عتیق نام داشته است.[۳] اما در تاریخ قم اشاره‌ای به این مسجد و انتساب آن به امام عسکری نشده است و مسجد عتیق همان مسجدی دانسته شده که در درپل بنا شده است.[۴]

مسجد امام در ۲۲ آذر ۱۳۵۵ شمسی در فهرست آثار ملی ایران به شماره ۱۳۱۲ به ثبت رسیده است.[۵]

بازسازی

صحن و شبستان‌ شرقی مسجد

بنای مسجد بارها از جمله در دوره صفویه مرمت و نوسازی شده است. قدیمی‌ترین بخش آن، ایوان جنوبی‌ آن است که در سال ۱۱۲۹ق بنا شده است. در زمان فتحعلی شاه قاجار، حاج حسین کدخدا آن را تعمیر کرد. در دوره ناصرالدین شاه در سال ۱۲۸۶ق، حاجی ابراهیم تاجر در قسمت غربی آن زیرزمین و شبستانی بنا نهاد[۶] در سال ۱۲۹۵ق حاج علی‌نقی تاجر کاشی بخش‌هایی از جمله شبستان‌های شرقی و سردر آن را نوسازی کرد.[۷]همچنین میرزا ابوالفضل زاهدی متوفای ۱۳۵۷ش سرداب آن را تعمیر کرده است.[۸] میرزا محمد فیض شبستان غربی و شیخ محمد کبیر نیز شبستان شرقی آن را تعمیر کرده‌اند. این دو شبستان به نام آن دو مشهور شده است.[۹] پس از انقلاب اسلامی این مسجد به حمایت دفتر آیت الله صافی گلپایگانی بازسازی شد.[۱۰] در این بازسازی طرح گسترش آن توسط آیت الله محمدرضا گلپایگانی مطرح شد. وی با خرید املاک اطراف مسجد زمینه توسعه بنای آن را فراهم کرد و توسط آیت الله صافی گلپایگانی انجام و در ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۴ش افتتاح شد.[۱۱]

اهمیت این مسجد به سابقه تاریخی و انتساب آن به امام عسکری (ع) است.[۱۲] مسجد در نزدیکی حرم حضرت معصومه قرار گرفته است و از قرن نهم به بعد متولیان آستانه حضرت معصومه، تولیت مسجد امام حسن را نیز بر عهده داشتند.[۱۳] همچنین این مسجد محل تدریس و اعتکاف برخی از بزرگان قم بوده است.

محل برپایی نمازجمعه

مدتی در مسجد امام حسن عسکری توسط آیت الله محمدتقی خوانساری و آیت الله اراکی نماز جمعه برگزار می‌شد.[۱۴] آیت الله اراکی بیش از بیست سال (۱۳۷۷ـ ۱۳۹۹ق) در این مسجد اقامه نماز جمعه می‌کرد.

محل تدریس

شبستان‌های مسجد، محل تدریس برخی از استادن حوزه علمیه قم بوده است. سید رضا صدر ۱۶ سال در یکی از شبستان‌های مسجد به امامت جماعت و تدریس می‌پرداخت.[۱۵] همچنین درس میرزا ابوالفضل زاهدی (متوفای ۱۳۵۷ش) در این مسجد برگزار می‌شده است.[۱۶]

محل اعتکاف

مسجد امام حسن عسکری از مراکز اعتکاف در قم است که ستاد اعتکاف قم در آن تشکیل شده است.[۱۷] گفته‌ شده که اعتکاف برای نخستین‌بار در ایران در این مسجد[۱۸] توسط آیت الله حائری برگزار شده است.[۱۹] آیت الله گلپایگانی در این مسجد معتکف می‌شده است.

مسجد امام همچنین مکانی برای فعالیت‌های فرهنگی به شمار می‌رود. از سال ۱۳۶۶ش جلسات هفتگی هیئت رزمندگان اسلام در این مکان برگزار می‌شود.[۲۰] همچنین مراسم تشییع برخی از شخصیت‌های دینی، علمی و سیاسی قم از این مکان آغاز می‌شود.[۲۱]

موقعیت و بنا

کاشی‌کاری ورودی شبستان مسجد امام حسن عسکری

مسجد امام حسن عسکری در نزدیکی پل علیخانی واقع شده است. بنای آن مشتمل بر جلوخان، سردر ورودی، صحن، ایوان جنوبی، شبستان، زیرزمین و چهار شبستان در اضلاع مختلف صحن بود.[۲۲] در بازسازی آن توسط دفتر آیت الله صافی دو شبستان دیگر به آن افزوده شد؛ یکی با مساحت ۲۹۰۰ متر مربع در طبقه همکف قرار دارد. این شبستان گنبدی با ۳۵ متر ارتفاع و گلدسته‌هایی با بلندای ۵۹ متر مربع دارد و تمامی قرآن بر دیوارهای آن کاشی‌کاری شده است. دیگری طبقه زیرین شبستان است که حدود ۲۷۰۰ متر مربع مساحت دارد. همچنین در این بازسازی ساختمانی در ۷ طبقه به آن افزوده شد که دو طبقه‌اش به کتابخانه و ۵ طبقه دیگر آن به بخش اداری و تأسیسات مسجد اختصاص دارد. طبقه تحتانی شبستان‌های جدید به کارهای فرهنگی مانند برگزاری نماشگاه کتاب و… اختصاص دارد.[۲۳]

مساحت

مسجد امام حسن عسکری ۴۱۷۰ متر مربع مساحت داشت. ۳۱۹۰ متر آن مسقف و مربوط به شبستان‌ها و ۱۵۲۰ متر مربع فضای باز بود. در بازسازی آن توسط آیت الله صافی گلپایگانی حدود ۲۵،۰۰۰ متر بنا به آن افزوده شد.[۲۴]

برگرفته از ویکی شیعه

مقابر برخى از علما، شهدا و بزرگان مدفون در حرم حضرت معصومه (علیها السلام)

قبور برخی از علما، شهدا و بزرگان که در سال های پیشین می زیسته اند که برخی در حرم حضرت معصومه (علیها السلام) و برخی دیگر در صحن مبارک حضرت معصومه (علیها السلام) مدفون هستند، عبارت است:

الف – در حرم مطهر حضرت معصومه (علیها السلام)

۱- آیه الله العظمى حاج شیخ عبدالکریم حائرى یزدى

۲  آیه الله العظمى سید حسین بروجردى (در مسجد اعظم )

۳- آیه الله العظمى سید محمد تقى خوانسارى

۴- آیه الله العظمى سید صدرالدین صدر

۵- آیه الله العظمى سید محمدرضا گلپایگانى

۶- آیه الله علامه سید محمد حسین طباطبایى

۷- آیه الله العظمى حاج محمد على اراکى

۸- آیه الله العظمى سید رضا بهاءالدینى

۹- آیت الله العظمی حسینعلی منتظری

۱۰- آیت الله العظمی محمد تقی بهجت

۱۱- آیه الله العظمى سید احمد خوانسارى

۱۲- آیه الله حاج میرزا محمد فیض قمى

۱۳- آیه الله شیخ مرتضى حائرى (فرزند شیخ عبدالکریم )

۱۴- آیه الله میرزا هاشم آملى

۱۵- آیه الله میرزا مهدى بروجردى

۱۶- آیه الله شیخ ابوالقاسم قمى معروف به آیه الله کبیر قمى

۱۷- آیه الله شهاب الدین اشراقى

۱۸- آیت الله علامه شهید مرتضى مطهرى

۱۹- آیه الله شهید محراب سید اسدالله مدنى

۲۰-  آیه الله شهید على قدوسى

۲۱- آیه الله محمد مهدى ربانى املشى

۲۲- آیه الله شهید سید محمد مهدى حکیم

۲۳- آیه الله احمدى میانجى

۲۴- آیه الله سید مهدى روحانى

۲۵- آیه الله سید جمال الدین خوئى

۲۶- آیه الله حاج سید حسن انگجى

۲۷- آیه الله حاج سید محمدعلى انگجى

۲۸- آیه الله سید عباس مهرى

۲۹- آیه الله شیخ عبدالکریم ربانى شیرازى

۳۰- آیه الله سید محمد صادق لواسانى

۳۱- آیه الله سید ابوالحسن حسینى ، مشهور به رفیعى قزوینى

۳۲- حجه الاسلام شهید فضل الله محلاتى

۳۳- حجه الاسلام شهید عباس شیرازى

۳۴- حجه الاسلام شهید محمد منتظرى

۳۵- سید محمد قمى برقعى

۳۶- حاج سید اسماعیل قمى

۳۷- حاج سید حسین کوچه حرمى

ب – در صحن مطهر حضرت معصومه (علیها السلام)

  • مرحوم عبدالرزاق لاهیجى (داماد ملاصدراى شیرازى )

۲- شهید آیه الله شیخ فضل الله نورى

۳- شهید حجه الاسلام دکتر محمد مفتح

۴- شهید مهدى عراقى و فرزندش مهدى عراقى

۵- شهید دکتر عبدالحمید دیالمه

۶- پروین اعتصامى[۶۸]

مقابر برخى از بزرگان مدفون در بیرون حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها)

قبور برخی از علما، شهدا و بزرگان که در سال های گذشته می زیسته اند و در بیرون حرم مطهر حضرت معصومه (سلام الله علیها) مدفون هستند عبارت است:

الف – در مقبره و گلزار شهداى شیخان:

  • زکریا بن آدم
  • زکریا بن ادریس (معروف به ابو جریر قمى )
  • آدم بن اسحاق
  • میرزا ابوالقاسم قمى (صاحب کتاب قوانین الاصول)
  • آیه الله میرزا جواد ملکى تبریزى
  • حجه الاسلام شهید غلامحسین حقانى

ب- بزرگان مدفون در اماکن قم:

۱- على بن ابراهیم فرزند هاشم قمى (باغ ملى)

۲- على بن الحسین بن موسى بن بابویه (ابتداى خیابان چهار مردان ، پشت پاساژ ملت)

۳- آیه الله العظمى سید محمد حجت کوه کمرى (مدرسه حجتیه)

۴- آیه الله العظمى سید شهاب الدین مرعشى نجفى (حیابان ارم مقابل در ورودى کتابخانه ایشان)

۵- میرزا حسین کاشفى لاهیجى (خیابان ارم ، ابتداى خیابان چهارمردان)

۶- آیه الله شهید سید محمدرضا سعیدى (مدفون در قبرستان وادى السلام خاکفرج )

۷- مجاهد شهید سید مجتبى نواب صفوى (قبرستان وادى السلام )

۸- آیه الله شهید حسین غفارى (قبرستان باغ رضوان)

ج – در گلزار شهدا، چهار مردان:

۱- شهید سرلشگر مهدى زین الدین ، فرمانده لشگر ۱۷ على بن ابی طالب (علیه السلام)

۲- شهید جواد دل آذر، فرمانده لشگر ۱۷ على بن ابی طالب (علیه السلام)

آثار تاریخى قم

در استان قم بیش از ۳۶۲ اثر تاریخى و قدیمى که از قرون گذشته بنا گردیده و بر جاى مانده، شناسایى شده است. این مجموعه آثار، شامل مقبره هاى متبرّکه، مساجد، مدارس تاریخى، کاروان­سراها، قلعه ها و مناره ها، آب انبارها، تپّه هاى باستان و… مى باشد. بعضى از این آثار مالک شخصى ندارند و بعضى همچون امام زاده ها موقوفه هستند. آب انبارها و کاروان­ سراهایى که مالکشان مشخّص نیست، یا متعلّق به اموال شخصى است و یا جزو اموال دولت به شمار مى آید، امّا به طور کلّى از ۳۶۲ اثر تاریخى، ۱۷۲ اثر در فهرست آثار ملّى کشور ثبت شده است. به جز بناى گنبد مطهّر حضرت معصومه (سلام الله علیها) و ابنیه مساجد و امام زادگان که هر یک در جاى خود توضیح دارد، کاروان­سراها و قلعه هاى قدیمى از جمله یادگارهاى با ارزش معمارى ایران محسوب مى شود و از روزگار کهن به دلایل گوناگون ارتباطى، اقتصادى، نظامى، جغرافیایى و مذهبى بنیاد گردیده و در ادوار مختلف به تدریج توسعه و گسترش یافته است. اگر چه اماکن و بناهاى تاریخى بسیارى نیز در استان وجود داشته که تخریب شده است و تنها از آنها یاد مى شود، همچون تپّه صرم، تپّه گل درویش، امام زاده شاه جان، مدرسه ملّاصادق، بناى قصر دختر و مسجد جام صدم و… عوامل تخریب آن بناها اغلب پیمان­کاران خصوصى و یا برخى از ادارات و نهادها بوده اند.

در این مختصر به چند مورد از آثار تاریخی استان قم اشاره می کنیم:[۶۹]

 

۱ آب انبار صفوی شهر کهک
۲ آتشکده نویس بخش خلجستان،روستاى برزو
۳ امارت بارگیر قمرود قمرود
۴ بقعه علمدار کیاب بخش خلجستان، روستاى کیاب
۵ تیمچه بزرگ خیابان آیت الله طالقانى، راسته بازار بزرگ
۶ پل دلاک بخش قمرود، روستاى محمّدآباد کاج
۷ آقانپّه قشلاق روستاى قشلاق
۸ تپّه انبوز اطراف شهر قم
۹ تپّه سکینه خاتون بخش مرکزى، شهر قنوات
۱۰ تپّه صرم بخش کهک، روستاى صرم
۱۱ ۱۱  تپّه قلعه (دوازده قلعه) بخش خلجستان، روستاى نویس
۱۲ ۱۲  تپّه قلعه خورآباد بخش کهک، روستاى خورآباد
۱۳ ۳  تپّه قلعه مبارک آباد بخش مرکزى، روستاى مبارک آباد
۱۴ ۴  تپّه قلى درویش اطراف روستاى جمکران
۱۵ تپّه کبری بخش خلجستان، روستاى قاضى پاین
۱۶ ۶  قره تپّه بخش مرکزى، روستاى شاهجرد
۱۷ قره تپّه قمرود بخش قمرود، ۲۳ کیلومترى شمال شرقى قم
۱۸ حمّام حاج عسکرخان خیابان آیت الله طالقانى، راسته بازار بزرگ
۱۹ خانه امام خمینی خیابان معلّم، محله یخچال قاضی
۲۰ خانه آیت الله حائری خیابان آیت الله طالقانی
۲۱ خانه حاجعلى خان زند خیابان انقلاب اسلامی، ک.ش ۱۷(محله چهارمردان)
۲۲ خانه حاج قلى خان خیابان انقلاب اسلامی، کوچه شماره ۱۷، محله چهارمردان
۲۳ خانه حکیم ملّاصدرا شهر کهک
۲۴ خانه سید حاجى روحانی خیابان انقلاب اسلامی
۲۵ خانه شاکری خیابان آیت الله طالقانی
۲۶ خانه قوبکی خیابان آیت الله طالقانی
۲۷ خانه یزدان پناه خیابان نوزده دى، ک. ش. ۱۱
۲۸ خانه توکّلی خیابان آیت الله طالقانی
۲۹ خانه مهدى زاده خیابان معلّم، محله یخچال قاضی
۳۰ خانه فیض بلوار (۵۵  مترى) عمّاریاسر، محله باغ پنبه
۳۲ سدّکبار ۲۸ کیلومترى جنوب شرقى جاده قم ـ کاشان
۳۳ قصر دختر کیلومتر سه جنوب قم
۳۴ قلعه تپّه طغرود بخش جعفریه، روستاى طغرود
۳۵ قلعه جمکران کیلومتر شش شرق قم، روستاى جمکران
۳۶ قلعه زاد (بارى) بلاغ جاده قدیم قم ـ تهران
۳۷ قلعه سنگی انتهاى بخش قمرود، روستاى محمّد آباد کاج
۳۸ قلعه سنگى واسون بخش کهک، روستاى نیزار
۳۹ قلعه گچی انتهاى بخش قمرود، روستاى محمّد آباد کاج
۴۱ قیز قلعه سى جمکران روستاى جمکران
۴۲ کاروانسراى آوه بخش جعفریه، جنوب جاده قم ـ ساوه، حوالى روستاى آوه
۴۳ کاروانسراى اتابکی جاده قدیم قم ـ کاشان
۴۴ کاروانسراى باقرآباد جاده قدیم قم ـ تهران، منطقه على آباد
۴۶ کاروانسراى تاج خاتون بخش مرکزى، جاده قم ـ اراک
۴۷ کاروانسراى خشتى پل دلاک جاده قدیم قم ـ تهران
۴۸ کاروانسراى پل صدری جعفریه، جاده قم ـ گازران
۴۹ کاروانسراهاى حوض سلطان بخش قمرود، شرق روستاى چشمه شور و شمال دریاچه حوض سلطان
۵۱ کاروانسراى سفید آب شرق دریاچه نمک
۵۲ کاروانسراى سنگی انتهاى بخش قمرود، روستاى محمّدآبادکاج
۵۳ کاروانسراى قلعه سنگى على آباد کیلومترى جاده قم ـ رى (تهران)
۵۴ کاروانسرای صدرآباد پنجاه کیلومترى شمال شرقى قم
۵۵ کاروانسراى عسکرآباد جاده قدیم قم ـ تهران
۵۶ کاروانسراى سنگى کوه نمک بخش جعفریه، جاده قم ـ گازران
۵۷ کاروانسراى منظریه ۲۵ کیلومترى جاده قدیم قم ـ تهران
۵۸ کاروانسراى طلّاب(مجموعه کاروانسرا) بخش سلفچگان، سى کیلومترى جاده قم ـ اراک
۵۹ مجموعه تاریخى صفی بخش خلجستان، روستاى طینوج
۶۰ مجموعه راسته بازار کهنه و نو خیابان نوزده دى و خیابان آیت الله طالقانى، در جوار محله عربستان
۶۱ مجموعه على آباد على آباد، جاده قدیم قم ـ تهران
۶۲ محوّطه باستانى شمشیرگاه بخش جعفریه، روستاى محمودآباد
۶۳ مقابر باغ گنبد سبز خیابان انقلاب، خیابان شهید روحانی
۶۴ میل بابک انتها بخش قمرود، روستاى محمّدآبادکاج
۶۵ میل دلاک جاده قمرود
۶۶ میل سنگى چاهک بخش خلجستان، روستاى چاهک
۶۷ میل صفرعلی انتهاى بخش قمرود، روستاى محمّدآبادکاج
۶۸ میل على آباد جاده قدیم قم ـ تهران
۶۹ میل میم بخش کهک، روستاى میم
۷۰ میل شهرستان بخش مرکزى، حوالى روستاى سراجه

صنایع دستى قم

صنایع دستى میراث آثار گذشتگان و یادگار نیکان است در قم حدود صد رشته صنایع دستى وجود دارد و بیش از پانزده هزار صنعت گر در این رشته هاى صنعتى مشغول فعّالیت هستند، مهم­ترین آن ها عبارت است از:

  1. فرش ابریشم نفیس و مرغوب از نظر طرّاحى نقشه، رنگ آمیزى، بافت و اصالت ایرانی آن، رتبه اوّل را در جهان و مخصوصاً در کشورهاى اروپایى دارا است.
  2. منبّت کارى و صنعت چوب با پنج هزار صنعت گر فعّال و با طرح نقش هاى زیبا بر روى انواع چوب هاى میز، مبل، صندلى، کمد و… که توسّط استادکارانى زبردست و ماهر انجام مى گردد، علاوه بر سرتاسر نقاط کشور، به کشورهاى آسیایى و اروپایى نیز صادر مى شود.
  3. تولید ظروف سفال، سرامیک، کاشى معرّق به عنوان رشته هاى شاخص در این استان است. هنر زیباى سرامیک سازى و کاشى سازى به نوعى اشاعه دهنده فرهنگ اسلامى است، و این هنر از قدمت زیادى در قم برخوردار است، به طورى که در سال پانصد هجرى قمرى کاشى هاى حرم مطهّر حضرت امام رضا (علیه السلام) را از قم به مشهد ارسال نمودند. وجود خاک‌هاى مرغوب جهت سرامیک سازى باعث ایجاد هنرها و صنایع کاشی سازى، سفال‌گرى و آجرپزى در قم شده است. به علاوه مواد معدنى بسیارى براى لعاب سازى و رنگین کردن لعب ها در اطراف قم وجود دارد. وجود طایفه هاى فخاران، کوره­گران، کاسه‌گران و…. نشان دیگرى از قدمت و ریشه دیرینه صنعت سفال در قم است. در سال هاى اخیر با به وجود آمدن کاشى هاى ماشینى و ظروف سفال مورد نیاز و عدم انتقال هنر استادان قدیمى به نسل بعد، این هنر گسترش نیافته و به کلّى متروک شده است. براى این رشته هاى هنرى در سال هاى نه چندان دور در شهر قم مشاغل مختلفى از جمله سرامیک سازى، کاشى سازى، کاسه گرى، کوزه گرى، لعاب سازى، رنگ پزى و… وجود داشته است.
  4. رشته هاى مختلف حجّارى سنگ، تراش سنگ هاى تزئینى و قیمتى و نیمه قیمتى از دیگر صنایع دستى استان است.[۷۰]

سوغات قم

صنایع دستی قم همچون قالی، سرامیک به همراه سجاده، مهر و تسبیح مهم‌ترین سوغات قم محسوب می شوند. یگانه سوغات ویژه شهر مذهبی قم که به نوعی نماد خوراکی این شهر محسوب می شود سوهان آن است در حدود یک قرن پیش نوعی حلوا و شیرینی خانگی و محلی در قم طبخ می شد و به حلوای قمی مشهور بود و به ندرت توسط مغازه های عطاری عرضه می شد.

معروف است که به هنگام حضور مظفر الدین شاه قاجار در قم از وی توسط حلوای قمی پذیرایی شد، وی پس از صرف حلوای قمی گفت: این حلوا مثل سوهان غذای مرا بریده و هضم کرد. آن­گاه مقدار زیادی از این حلوا را به عنوان سوغات با خود برد. از آن پس عنوان سوهان بر این شیرینی نهاده شد و به تدریج به عنوان نماد و سوغات شهر مذهبی قم با نیت تبرک در آمد. به شکلی که امروزه نزدیک به ۴۰۰ واحد پخت سوهان در قم مشغول به کار هستند که از طریق ۲۵۰۰ واحد فروش ماهیانه ۳۰۰ تن سوهان عرضه می کنند.[۷۱]

نگین شهرها (قم)[۷۲]

 شهرها انگشترند و “قم” نگین

قم، هماره حجت روی زمین

تربت قم، قبله عشق و وفاست

شهر علم و شهر ایمان و صفاست

مرقد “معصومه” چشم شهر ما

مهر او جان‎های ما را کهربا

دختری از اهل بیت آفتاب

وارث در حیا، گنج حجاب

در حریمش مرغ دل پر می‎زند

هر گرفتار آمده، در می‎زند

هر دلی اینجاست مجذوب حرم

جان، اسیر رشته جود و کرم

این حرم باشد ملائک را مطاف

زائران را ارمغان، عشق و عفاف

آستان بوسش بسی فرزانگان

معرفت آموز، از این آستان

دیده پاکان به قبرش دوخته

عصمت و پاکی از آن آموخته

حوزه قم هاله‎ای بر گرد آن

فقه و احکام خدا را مرزبان

قم همیشه رفته راه مستقیم

بوده در مهد هدایت‎ها مقیم

قم نمی‎بیند مگر خواب قیام

تیغ قم بیگانه باشد از نیام

شهر خون، شهر شرف، شهر جهاد

شهر فقه و حوزه، علم و اجتهاد

هر کجا را هر چه سیرت داده‎اند

اهل قم را هم بصیرت داده‎اند

نقطه قاف قیامند اهل قم

برق تیغ بی نیامند اهل قم

اهل قم، از اول ولایت داشتند

در دل و در دیده، (آیت) داشتند

سر نمی‎سودند، جز بر پای دین

دل نمی دادند الا بر یقین

دین، مطیع امر مولا بودن است

راه را با رهنما پیمودن است

دختر “موسی بن جعفر” را درود

کز عنایاتش تراوید این سرود[۷۳]

[۱] . ناصرالشریعه، تاریخ قم، ۱۳۸۳ش، ص۲۲۷؛ فقیهی، تاریخ جامع قم، ۱۳۷۸ش، ص۱۳۸-۱۳۹.

[۲] . آقابابایی و قریشی، آثار تاریخی و فرهنگی قم، ۱۳۸۳ش، ص۱۶۶

[۳] . ناصرالشریعه، تاریخ قم، ۱۳۸۳ش، ص۲۳۰.

[۴] . قمی، تاریخ قم، ۱۳۶۱ش، ص۳۷.

[۵] . ایسنا؛ مسجدی که به دست وکیل امام حسن عسکری در قم بنا شد. کد خبر ۹۱۱۲۰۱۰۱۰۰۵۵۹، انتشار: ۱ اسفند ۱۳۹۱، دسترسی: ۱۵ آبان ۱۳۹۵

[۶] . ناصرالشریعه، تاریخ قم، ۱۳۸۳ش، ص۲۳۰.

[۷]. ناصرالشریعه، تاریخ قم، ۱۳۸۳ش، ص۲۱۱؛ فقیهی، تاریخ جامع قم، ۱۳۷۸ش، ص۱۳۸-۱۳۹.

[۸] . ناصرالشریعه، تاریخ قم، ۱۳۸۳ش، ص۴۲۹.

[۹] . ایسنا؛ مسجدی که به دست وکیل امام حسن عسکری در قم بنا شد. کد خبر ۱۱۲۰۱۰۱۰۰۵۵۹، انتشار: ۱ اسفند ۱۳۹۱، دسترسی: ۱۵ آبان ۱۳۹۵.

[۱۰] . آقابابایی و قریشی، آثار تاریخی و فرهنگی قم، ۱۳۸۳ش، ۱۶۸

[۱۱] . خبرگزاری شبستان؛ ساختمان جدید مسجد امام حسن عسکری (ع) افتتاح شد، انتشار: ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۴ش، دسترسی: ۱۸ آبان ۱۳۹۵ش

[۱۲] . کوچک‌زاده، تاریخچه قم و مساجد تاریخی آن، ص۱۵۸.

[۱۳] . آثار تاریخی و فرهنگی قم، ۱۳۸۳ش، ص۱۶۷.

[۱۴] . خبرگزاری فارس؛ مسجد امام حسن عسکری قم و اقامه نماز حسنین(ع)، انتشار، ۰۱ شهریور ۱۳۹۵، دسترسی۱۷ آبان ۱۳۹۵

[۱۵] . شریف‌رازی، گنجینه دانشمندان، ۱۳۵۳ش، ج۴، ص۵۰۳-۵۰۴.

[۱۶] . ناصرالشریعه، تاریخ قم، ۱۳۸۳ش، ص۴۲۹.

[۱۷] . خبرگزاری فارس؛ مسجد امام حسن عسکری قم و اقامه نماز حسنین(ع)، انتشار، ۰۱ شهریور ۱۳۹۵، دسترسی۱۷ آبان ۱۳۹۵

[۱۸] . خبرگزاری تسنیم؛ مسجد امام حسن عسکری (ع) قم شاهکار معماری اسلامی، انتشار: ۱۸ مرداد ۱۳۹۳ش، دسترسی: ۱۷ آبان ۱۳۹۵ش

[۱۹] . اعتکاف در مسجد امام حسن عسکری قم، کد خبر: ۲۱۴۴۴، انتشار: ۲۱ خرداد ۱۳۹۰ش، دسترسی: ۱۷ آبان ۱۳۹۵ش

[۲۰] . پایگاه اطلاع‌رسانی وارثان؛ تاریخچه مسجد امام حسن عسکری، انتشار: ۲۹ دی ۱۳۹۴ش، دسترسی: ۱۷ آبان ۱۳۹۵ش

[۲۱] . خبرگزاری تسنیم؛ مسجد امام حسن عسکری (ع) قم شاهکار معماری اسلامی، انتشار: ۱۸ مرداد ۱۳۹۳ش، دسترسی: ۱۷ آبان ۱۳۹۵ش

[۲۲] . آقابابایی و قریشی، آثار تاریخی و فرهنگی قم، ۱۳۸۳ش، ص۱۶۷

[۲۳] . جوان آنلاین، افتتاح بنای عظیم مسجد امام حسن عسکری در قم، کد خبر: ۵۱۸۵۵۵۰، انتشار ۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۴، دسترسی ۱۳ آبان ۱۳۹۵ش

[۲۴] . خبرگزاری شبستان؛ ساختمان جدید مسجد امام حسن عسکری (ع) افتتاح شد، انتشار: ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۴ش، دسترسی: ۱۸ آبان ۱۳۹۵ش

[۱]. صحفی، سید مهدی، زندگانى حضرت معصومه (سلام الله علیها)، ص ۲۳٫

[۲]. حسن بن محمد، تاریخ قم، ص ۲۲، توس، تهران، ۱۳۶۱ ش.

[۳]. تیمره را دیمره هم گفته می شود که ظاهرا از رودهاى آن زمان بوده است.

[۴]. حسن بن محمد، تاریخ قم، ص ۲۲٫

[۵] . مقصود لقب هایى است که در عصر اسلامى بر آن اطلاق شده است .

[۶] . تاریخ مذهبى قم ، ص ۱۳٫

[۷] . اقتباس از کتاب جغرافیاى سال دوم متوسطه نظام قدیم آموزشى .

[۸] . برگرفته از سایت غدیر.

[۹] . مهدى پور، علی اکبر، کریمه اهل بیت، ص ۱۶ – ۱۸٫

[۱۰] . قمى، شیخ عبّاس، سفینه البحار، ج ۲، ص ۴۴۶، دارالاسوه، قم، ۱۳۶۳ ش.

[۱۱] . همان، ج ۶۰، باب ۳۶، ص ۲۱۶٫

[۱۲] . همان، ص  ۲۱۲٫

[۱۳] . همان، ص ۲۱۴٫

[۱۴] . همان، باب ۳۶، ص  ۲۱۸٫

[۱۵] . همان، ص ۲۱۸٫

[۱۶] . همان، ج ۵۷، باب ۳۶، ص ۲۱۴٫

[۱۷]. همان، ص ۲۱۶٫

[۱۸]. همان، ج ۹۹، باب ۵، ص  ۴۹٫

[۱۹]. قرآن کریم، اسراء، آیه ۵٫

[۲۰]. علّامه مجلسى، محمّدباقر، بحارالأنوار، ج ۵۷، باب ۳۶، ص ۲۱۶٫

[۲۱]. بر گرفته از پایگاه اطلاع رسانی حرم مطهر حضرت معصومه( سلام الله علیها)

[۲۲] . علّامه مجلسى، محمّدباقر، بحارالأنوار، ج ۶۰، ص ۲۱۵، مؤسسه الوفاء، بیروت، ۱۴۰۴ ق.

[۲۳] . سفینه النجاه، ج ۲ ص ۴۴۶٫ تکمیل شود.

[۲۴] . بحارالانوار، ج ۶۰، ص ۲۱۵٫

[۲۵] . همان، ص ۲۱۴٫

[۲۶] . بحارالانوار، ج ۶۰، ص ۲۱۵٫

[۲۷] . حسن بن محمد، تاریخ قم، ص ۲۲، توس، تهران، ۱۳۶۱ ش.

[۲۸] . علّامه مجلسى، محمّدباقر، بحارالأنوار، ج ۶۰، ص ۲۱۶، مؤسسه الوفاء، بیروت، ۱۴۰۴ ق.

[۲۹] . حسن بن محمد، تاریخ قم، ص ۲۲، توس، تهران، ۱۳۶۱ ش.

[۳۰] . قمى، شیخ عبّاس، سفینه البحار، ج ۲، ص ۲۱۲، دارالاسوه، قم، ۱۳۶۳ ش.

[۳۱] . همان، ص ۲۱۳٫

[۳۲] . امام خمینى، صحیفۀ نور، ج ۳، ص ۴۵۵، چاپ دوّم، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، تهران ۱۳۷۱ ش.

۳۳ . همان، ج ۷، ص ۴۹۱٫

[۳۴] . سخنرانى در شهر قم، آذرماه سال ۱۳۷۴٫

[۳۵] . شیخ عبّاس قمى، کلیات منتهی الآمال، ج ۲، ص ۲۷۳، انتشارات علمیه اسلامیه، تهران.

[۳۶] . سخنرانى و دیدار با بانوان شاغل در ادارات استان قم، اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۳٫

[۳۷] . بر گرفته از پایگاه اطلاع رسانی حرم مطهر حضرت معصومه( سلام الله علیها)

[۳۸] . فقیهى، على اصغر، تاریخ مذهبی قم، ص ۴۶ – ۴۹٫

[۳۹] . در هفت فرسخى کوفه در کشور عراق قرار دارد.

[۴۰] . برگرفته از سایت غدیر

[۴۱] . برگرفته از سایت غدیر

[۴۲]  . سوگند، قسم

[۴۳] . بى حس کردن ، بى هوش کردن

[۴۴] . برگرفته از سایت غدیر با اندکی تصرف

[۴۵] . اقتباس از کتاب تاریخ معاصر ایران، سال سوم نظام قدیم متوسطه

[۴۶] . بر گرفته از سایت غدیر با اندکی تصرف

[۴۷] . شیخ صدوق، خصال، ج ۲ ، ص ۴۰۹، ابواب الثمانیه، جامعه مدرسین قم، ۱۴۰۳ ق.

[۴۸] . مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏۱۰، ص ۱۹۴، چاپ اول، دار الکتب الإسلامیه، تهران، ۱۳۷۴ ش.‏

.[۴۹] مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، ج ۵۷، ص ۲۱۶، ح ۳۹، نشر اسلامیه، تهران، ۱۴۰۴ ق.

[۵۰] . علامه مجلسی، بحار الانوار، السماء و العالم، ج ۴، ص ۱۸۷، مؤسسۀ الوفاء، بیروت، ۱۴۰۴ ق.

[۵۱] . همان.

[۵۲]. همان، ص ۱۸۸٫

[۵۳]. همان، ج ۶۰ ، ص ۲۱۱٫

[۵۴] . فیض، عباس، گنجینه آثار قم ، ج ۱، ص ۸۸ و ۸۹٫ تکمیل شود.

[۵۵] . برگرفته از سایت غدیر.

[۵۶] . فقیهى، علی اصغر، تاریخ مذهبى قم، ص ۱۶۶٫

[۵۷] . همان، ص ۱۶۶٫

[۵۸] . برگرفته از سایت غدیر

[۵۹] .بر گرفته از سایت غدیر

[۶۰] . بر گرفته از سایت غدیر

[۶۱] . برگرفته از سایت حوزه نت.

[۶۲] . برگرفته از سایت غدیر

[۶۳] . بر گرفته از پایگاه اطلاع رسانی حرم مطهر حضرت معصومه( سلام الله علیها)

[۶۴].بر گرفته از سایت حضرت معصومه (س).

[۶۵]. مجلسی، بحار الانوار، ج ۵۰، ص ۱۶۱، مؤسسۀ الوفاء، بیروت، ۱۴۰۴ ق.

[۶۶] . آوردى، حسین، دیدنى هاى قم ، ص ۲۲٫

[۶۷] . برگرفته از سایت غدیر.

[۶۸] . برگرفت از سایت غدیر

[۶۹] . برگرفته از پایگاه اطلاع رسانی حرم مطهر حضرت معصومه( سلام الله علیها)

[۷۰] . بر گرفته از پایگاه اطلاع رسانی حرم مطهر حضرت معصومه( سلام الله علیها)

[۷۱] . برگرفته از سایت سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری.

[۷۲] . سروده جواد محدثی

[۷۳] . بر گرفته از سایت غدیر




کلیدواژه ها:



ثبت نظر


1 + = 3