دایره المعارف اسلام پدیا » علم امام علی (علیه السلام)
منوی اصلی

علم امام علی (علیه السلام)

تاریخ: ۲۶ دی ۱۳۹۷ در باب: عمومی

شواهد بسیاری در باب ویژگی برجسته و بارز علم و حکمت امیرالمؤمنین (علیه السلام) وجود دارد که به بعضی از آنها اشاره می شود:

  1. قرآن کریم

از سلیم بن قیس نقل شده: شخصی از امام على بن ابى‌طالب (علیه السلام) سؤال کرد -در حالی که من می‌شنیدم-: به من خبر بده از بهترین فضیلتی که برای تو است؟ حضرت فرمود: فضیلتی که خداوند متعال در کتابش نازل فرموده است. آن مرد گفت: خدا چه فضیلتی برای تو نازل کرده؟ حضرت فرمود: این آیه: «وَ یَقُولُ الَّذِینَ کفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا قُلْ کفى‏ بِاللَّهِ شَهِیداً بَیْنِی وَ بَیْنَکمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتابِ»؛[۱] «آنها که کافر شدند مى‏گویند: تو پیامبر نیستى! بگو: کافى است که خداوند، و کسى که علم کتاب (و آگاهى بر قرآن) نزد او است، میان من و شما گواه باشند!»، منظور از «کسى که علم کتاب (و آگاهى بر قرآن) نزد او است» من هستم.[۲]

ابو سعید خدرى مى‏گوید: از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) درباره آیه شریفه «قالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکتابِ»؛[۳] «کسى که نزد او دانشى از کتاب [الهى‏] بود»، (که در داستان سلیمان (علیه السلام) وارد شده است) سؤال کردم، فرمود: «او وصى و جانشین برادرم سلیمان فرزند داوود (علیهما السلام) بود». عرض کردم: «قُلْ کفى‏ بِاللَّهِ شَهِیداً بَیْنِی وَ بَیْنَکمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتابِ» از چه کسى سخن مى‏گوید و اشاره به کیست؟ فرمود: «منظور وصی و برادرم على بن ابى طالب است».[۴]

توجه به تفاوت «علم من الکتاب» که بیان کننده بخشی از علم کتاب الهی است، و «علم الکتاب» که بیانگر همه علم کتاب الهی است، روشن مى‏سازد که میان وصی و جانشین حضرت سلیمان (آصف بن برخیا) و امام على (علیه السلام) چه اندازه تفاوت بوده است؟!؛ در روایتی از امام صادق (علیه السلام) سؤال شد: آیا آن کسی که نزد او «علم من الکتاب» بود داناتر است یا آن که نزد او «علم الکتاب» بود؟ حضرت فرمود: نسبت علم آن کسی که نزد او بخشی از علم کتاب بود با کسی که به همه علم کتاب آگاه بود، به اندازه تر شدن بال پشه از آب دریا است.[۵] در روایات متعددى مى‏خوانیم که اسم اعظم الهى هفتاد و سه حرف است که یک حرف آن نزد «آصف بن برخیا» (وصی حضرت سلیمان علیه السلام) بود، که به وسیله آن توانست تخت بلقیس را سریع‌تر از چشم بر هم زدنی، در خدمت سلیمان (علیه السلام) حاضر کند، و نزد امامان اهل بیت (علیهم السلام) هفتاد و دو حرف آن است، و یک حرف آن مخصوص ذات پاک پروردگار است.[۶]

  1. تشبیه علم آن حضرت به علم انبیای الهی (علیهم السلام)

عبدالله بن مسعود می‌گوید: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در بین جماعتی از اصحابش نشسته بود که امیرالمؤمنین (علیه السلام) وارد شد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «مَنْ أَرَادَ أَنْ یَنْظُرَ إِلَى آدَمَ فِی عِلْمِهِ، وَ إِلَى نُوحٍ فِی حِکمَتِهِ وَ إِلَى إِبْرَاهِیمَ فِی حِلْمِهِ، فَلْیَنْظُرْ إِلَى عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ»؛[۷] «هر کس می خواهد به آدم در علمش و به نوح در حکمتش و به ابراهیم در حلمش بنگرد، به علی بن ابی طالب (علیه السلام) نگاه کند».

رسول اللّه (صلّى اللّه علیه و آله) فرمود: علی مانند آدم است در علمش، علی مانند نوح است در فهمش، علی همانند ابراهیم است در حکمتش.[۸]

  1. تصریح رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به علم آن حضرت

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در روایات متعددی فرمودند: «علی داناترین مردم است – علی برترین مردم و داناترین آنها است – علی وارث علم پیامبر است – علی و امامان بعد از او، خزاین علم الهی و معادن حکمت او هستند- من شهر علمم و علی درِ آن است – من شهر حکمتم و علی درِ آن است – من شهر فقهم و علی درِ آن است- خداوند به زمین امر فرمود که اخبار خود را با علی بازگوید- همانا نزد علی علم ظاهر و باطن است-  به علی نُه جزو حکمت داده شده و به مردم یک جزو، بلکه علی به حکمت از دیگران داناتر است.[۹]

شافعى ابن مغازلى به سند خود از ابن عباس روایت کرده که گفت: پیامبر (صلى اللَّه علیه و آله) فرمود: جبرئیل براى من بساطى از بهشت آورد و بر روى آن نشستم و چون به قرب پروردگار رسیدم، با من تکلم و نجوا[۱۰] نمود. (خداوند) به من چیزى نیاموخت، مگر این که آن را به على (علیه السلام) تعلیم دادم، پس او دروازه علم شهر من است.[۱۱]

  1. فرمایشات خود امیرالمؤمنین (علیه السلام)

امام علی (علیه السلام) در فرمایشات متعددی از ویژگی علم خود سخن فرموده که به بعضی از آنها اشاره می شود:

الف. از من سؤال کنید پیش از آن که مرا از دست بدهید، از من از کتاب خدا بپرسید، آیه‏اى نیست در قرآن مگر این که من مى‏دانم کجا نازل شده، در پائین کوه و یا در زمین نرم. از من از فتنه‏ها بپرسید؛ زیرا هیچ فتنه‏اى نیست مگر این که من مى‏دانم چه کسى آن را بر پا کرده و چه کسى در آن کشته مى‏شود.[۱۲]

ب. سوگند به خدا آیه‏اى از قرآن نازل نشده، جز این که من مى‏دانم درباره چه کسى و کجا و بر چه کسى نازل شده است، همانا پروردگارم مرا قلبى خردمند و زبانى گویا داده است.[۱۳]

ج. عباد بن عبداللّه می گوید: از امام علی (علیه السلام) شنیدم می فرمود:

هیچ آیه‌ای از کتاب خداوند نازل نشد، مگر آن که من می‌دانم کی نازل شده و درباره چه کسی نازل شده و هیچ فرد قریشی نیست مگر آن که درباره او آیه ای نازل شده که او را به بهشت یا به جهنم سوق می دهد. شخصی بلند شد و سؤال کرد: ای امیرالمؤمنین درباره شما چه آیه ای نازل شده؟ فرمود: اگر نبود که در میان مردم سؤال کردی به تو خبر نمی دادم، مگر نخوانده‌ای این آیه را: «أَ فَمَنْ کانَ عَلى‏ بَیِّنَهٍ مِنْ رَبِّهِ وَ یَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ»؛[۱۴] «آیا آن کس که دلیل آشکارى از پروردگار خویش دارد و به دنبال آن، شاهدى از سوى او مى‏باشد…، (همچون کسى است که چنین نباشد؟)» رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دلیل آشکار از جانب رب است و من شاهد از جانب او هستم که کتاب را تلاوت می کنم و از آن تبعیت می کنم.[۱۵]

د. «اگر برای من بساطی پهن شود (و در مقام قضاوت بنشینم) میان اهل تورات به توراتشان و میان اهل انجیل به انجیلشان و میان اهل قرآن به قرآنشان حکم مى‏کنم».[۱۶]

هـ. قندوزی در «ینابیع الموده» از «اصبغ بن نباته» روایت کرده که گفت: از امیر المؤمنین على (علیه السلام) شنیدم که مى‏فرمود: «انّ رسول اللَّه علّمنى الف باب و کلّ باب منها یفتح الف باب فذلک الف الف باب حتّى علمت ما کان و ما یکون الى یوم القیامه و علم المنایا و البلایا و فصل الخطاب»؛[۱۷] «رسول خدا (صلى اللَّه علیه و آله) به من هزار باب یاد داد که از هر بابى از آنها هزار باب دیگر باز مى‏شود، پس این (در مجموع)، هزار هزار باب مى‏شود، تا آن که دانستم آن چه شده و آن چه خواهد شد تا روز قیامت، و علم بلایا و منایا و فصل خطاب را دانستم».

  1. علم آن حضرت در کلام دیگران

از عائشه نقل شده که سؤال کرد: چه کسی به شما به روزه عاشورا فتوا داده؟ گفتند:‌ علی (علیه السلام). گفت: آگاه باشید که او عالم‌ترین مردم به سنت است.[۱۸]

از ابن عباس نقل شده که گفت: علم من و علم اصحاب محمد (صلی الله علیه و آله) در مقابل علم علی (علیه السلام)، همانند قطره‌ای در مقابل دریاهای هفت گانه است.[۱۹]

عامر شعبى[۲۰] مى‏گوید: امیر المؤمنین على (علیه السلام) نُه گفتار بالبدیهه دارد که چشم بلاغت را خیره ساخته و جواهر حکمت را کم بها کرده است و هیچ کس نمی‌تواند یکى مانند آنها بیاورد. سه گفتار از آن در نیایش است، سه گفتار در حکمت و سه گفتار در فرهنگ و ادب:

اما آن سه که در نیایش است، این کلمات است: «پروردگارا براى من کمالِ عزت است که بنده تو باشم و براى من کمال فخر است که تو پروردگار من باشى. تو چنانى که من دوست مى‏دارم، مرا آن چنان که خود دوست دارى قرار بده».

اما آن سه که در حکمت است این کلمات است: «ارزش هر مرد آن چیزى است که آن را نیکو بداند. هلاک نشد مردى که اندازه خویش را شناخت. مرد زیر زبان خویش پنهان است».

آن سه که در فرهنگ و ادب است این کلمات است: «بر هر کس که مى‏خواهى بخشش کن تا امیر او شوى، به هر کس مى‏خواهى‏ نیازمند باش تا اسیر او شوى و از هر کس مى‏خواهى بى‏نیازى بجوى تا همچون او باشى».[۲۱]

[۱]. رعد، ۴۳٫

[۲]. عروسى حویزى، عبد على بن جمعه، تفسیر نور الثقلین، محقق: رسولى محلاتی، سید هاشم، ج ‏۲، ص ۵۲۱٫

[۳]. نمل، ۴۰٫

[۴]. فتال نیشابورى، محمد بن حسن‏، روضه الواعظین و بصیره المتعظین، ج ۱، ۲۵۸ و ۲۵۹٫

[۵]. تفسیر نور الثقلین، ج ‏۴، ص ۸۷ و ۸۸٫

[۶]. همان، ص ۸۸ – ۹۰٫

[۷]. طوسى، محمد بن الحسن،‏ الأمالی، ص ۴۱۷؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار (علیهم السلام)، محقق: جمعى از محققان، ج ‏۳۹، ص ۳۵٫

[۸]. شوشتری، قاضى نور الله، إحقاق الحق و إزهاق الباطل، ج ‏۷،ص ۵۷۷٫

[۹]. همان.

[۱۰]. البته روشن است که تکلم و نجوای پروردگار با بنده اش، از سنخ تکلم بشری و مادی نیست، بلکه از سنخ غیر مادی است که شبیه آن در این فرمایش امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمده است که دانشمندی خدمت آن حضرت عرض کرد: ‌ای امیر مؤمنان، آیا هنگامی که پروردگارت را عبادت می کنی او را مشاهده می کنی؟ فرمود: وای برتو، من خدایی را که نبینم نمی پرستم. سؤال کرد: چگونه او را می بینی؟ فرمود: وای بر تو، چشمان ظاهری او را نمی بیند، لکن دل‌ها به وسیله حقایق ایمان او را می بیند (درک می کند). ر.ک: کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی‏، محقق و مصحح: غفارى، على‌اکبر/ آخوندى، محمد، ج ‏۱، ص ۹۸٫

[۱۱]. سید بن طاووس، سید رضی الدین، طرائف، مترجم: الهامى، داوود، ص ۱۹۱‏.‏

[۱۲]. همان، ص ۱۸۹٫

[۱۳]. همان.

[۱۴]. هود، ۱۷٫

[۱۵]. إحقاق الحق و إزهاق الباطل، ج ‏۷، ص ۵۷۹ و ۵۸۰٫

[۱۶]. طرائف، ص ۲۹۹‏.‏

[۱۷]. قندوزى‏، سلیمان بن ابراهیم، ینابیع الموده لذوی القربى‏، ج ‏۱، ص ۲۳۱٫

[۱۸]. طبرى (محب الدین)، احمد بن عبدالله، ذخائر العقبى فی مناقب ذوی القربى (علیهم السلام)‏، ص ۷۸٫

[۱۹]. نباطى بیاضی، شیخ على، الصراط المستقیم إلى مستحقی التقدیم، ج ‏۱، ص ۲۲۶٫‏

[۲۰]. عامر بن شراحیل شعبى: از بزرگان تابعین، از طائفه همدان، و کوفی است. ۶ سال از خلافت عمر گذشته به دنیا آمد و در سال ۱۰۳ هجرى درگذشت. درباره تاریخ مرگش اقوال دیگرى هم گفته شده است. ر.ک: خطیب بغدادى، احمد بن على، تاریخ بغداد، دراسه و تحقیق: عطا، مصطفى عبدالقادر، ج ۱۲، ص ۲۲۲ – ۲۲۸٫

[۲۱]. فتال نیشابورى، محمد بن حسن، روضه الواعظین و بصیره المتعظین، مترجم: مهدوى دامغانى، محمود، ص ۱۸۵ و ۱۸۶٫




کلیدواژه ها: , , ,



ثبت نظر


9 + = 17