دایره المعارف اسلام پدیا » زهد امام علی (علیه السلام)
منوی اصلی

زهد امام علی (علیه السلام)

تاریخ: ۲۵ دی ۱۳۹۷ در باب: امام علی(ع), بزرگان, تاریخ, سیره, معصومین

از مهم‌ترین جلوه‏هاى زندگى امام علی (علیه السلام)، زهدى است که سرتاسر زندگى آن حضرت را پوشانده است. آن حضرت زاهدى بود که می توانست همه چیز داشته باشد، اما از آنها با میل و اختیار اعراض کرد.

گروهى نزد عمر بن عبدالعزیز، سخن از زهاد به میان آورده و درباره زاهدترین شخص پرس‏وجو مى‏کردند. بعضى از حاضران، افرادی را نام بردند. عمر بن عبدالعزیز گفت: «أزهد الناس فی الدنیا على بن ابى طالب (علیه السّلام)»؛ [۱] «زاهد ترین مردم در دنیا علی بن ابی طالب (علیهما السلام) است».

امام فقرا را در اطراف خویش جمع کرده، به آنها طعام می داد و با آنها با رفق و مهربانى برخورد مى‏کرد. آن گاه همین ‏که آنان آرام مى‏گرفتند، نزد دسته‏اى از آنها رفته و مى‏پرسید: آیا آسوده‏اید؟ مى‏گفتند: آرى، همان جا مى‏نشست و با آنان خوراک مى‏خورد.[۲] گاه مى‏شد که در وقت نماز تنها پیراهنش که خیس بود بر تن داشت و پیراهن دیگری نداشت و در حال خطبه ‏خواندن، آن را تکان می داد تا خشک شود.[۳] همان‌گونه که در نهج البلاغه آمده است، امام (علیه السلام) مکرر از زندگى ساده خویش یاد کرده است.[۴] زمانى که یکى از یاران دید که امام غذاى بسیار ساده‏اى دارد، به آن حضرت گفت: آیا در عراق که بهترین طعام‌ها در آن است، چنین مى‏کنى؟.[۵]

امام خود بهترین مصداق عمل به مطالبى بود که در اعتراض به عثمان بن حنیف[۶] و یا در خطبه‏هاى عمومى درباره دنیا به مردم مى‏فرمود.

اسود بن قیس مى‏گوید: امام على (علیه السّلام) در رحبه کوفه،[۷] مردم را اطعام مى‏کرد، اما خود در خانه خود، غذا مى‏خورد. یکى از اصحابش می گوید: من پیش خود گفتم: على در منزل خود، غذاى لذیذتر از طعامى که به مردم داده، مى‏خورد، غذا خوردن را رها کرده به دنبال او راه افتادم. آن حضرت به من فرمود: آیا غذا خورده ای؟ گفتم: نه. فرمود: پس با من بیا. همراه حضرت تا منزلش رفتم. در منزل فضه را صدا زد. خادمی سیاه چهره آمد، حضرت از وی خواست تا براى آنها غذا بیاورد. فضه، گرده نانى همراه با ظرف دوغى آورده و نان را در آن ترید کرد، در حالى که در آن سبوس گندم وجود داشت. به امیرالمؤمنین على (علیه‌السّلام) عرض کردم: اگر مى‏فرمودید آرد بى‏سبوس بیاورند بهتر بود. امام در حالى که مى‏گریست فرمود: به خدا سوگند هرگز ندیدم که در خانه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نان بدون سبوس باشد.[۸]

عقبه بن علقمه مى‏گوید: بر امام على (علیه السّلام) وارد شدم، پیش رویش دوغ ترشى نهاده بود که ترشى و پرآبى آن، آزارم داد. عرض کردم: آیا از این دوغ میل مى‏کنید؟ امام فرمود: اى ابا الخبوب! پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله) را دیدم که از این بدتر مى‏خورد و از لباس من‏ خشن‏تر مى‏پوشید. من بیم آن دارم اگر کارى را که او انجام مى‏داده انجام ندهم به او ملحق نشوم.[۹] زمانى که براى امام فالوده آوردند، فرمود: من از چیزى که پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله) نخورده، نمى‏خورم.[۱۰] معناى این سخن آن نبود که خوردن این چیزها نادرست است، بلکه براى امام، تبعیت محض از رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) از هر جهت اهمیت داشت.

نقل شده: امیرالمؤمنین (علیه السلام)، عمرو بن سلمه را به حکومت اصفهان گماشت. زمانى که عمرو (برای آوردن مالیات و هدایا) عازم کوفه شد، در شهر حلوان خوارج بر سر راه او قرار گرفتند. (وقتى خوارج از آن جا دور شدند)، خراج و هدایا را به کوفه آورد. امام به وی دستور داد تا آنها را در رحبه گذاشته و فرزندانش را بر آن گمارد تا آن را بین مسلمانان تقسیم کند.

ام کلثوم کسى را نزد عمرو فرستاد و گفت: قدرى از عسلی که آورده‏اى براى من بفرست. او نیز دو ظرف از عسل (و دو ظرف از روغن) نزد دختر امام فرستاد. زمانى که امام (علیه السلام) براى نماز به مسجد آمد، ظرف ها را شمرد، مشاهده کرد که دو ظرف از آنها کم شده است. عمرو را صدا زد و درباره آنها پرسید. او گفت: ای امیرالمؤمنین، نپرس که چه شده است، دو ظرف به جای آن دو خواهیم گذاشت. امام فرمود: مى‏خواستم بدانم که قضیه این دو ظرف چیست؟ او گفت: ام کلثوم نزد من فرستاد و من هم دو ظرف به او دادم.

امام فرمود: من به تو امر نموده بودم تا این هدایا را بین مردم تقسیم کنى! آن گاه در پى ام کلثوم فرستاد تا دو ظرف را بیاورد. وقتى آورد قدرى از سر آنها کم شده بود. امام در پى تجار فرستاد تا قیمت قسمت کم شده را معین کنند، چیزى بیش از سه درهم شد. امام در پى ام کلثوم فرستاد تا این پول را بدهد. پس از آن، عسل‌ها را بین مسلمانان تقسیم کرد.[۱۱]

نمونه‏هاى فراوانى از این دست، در کتاب «الغارات» و آثار دیگر آمده است. امام (علیه السلام) در جمله‌ای فرمود: «انا الذی أهنت الدنیا»؛[۱۲] «من کسى هستم که دنیا را خوار کردم». همین جمله به طور کامل روش برخورد آن حضرت با دنیا را نشان مى‏دهد.[۱۳]

[۱]. ابن کثیر دمشقی، اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، ج ‏۸، ص ۵٫

[۲]. اسکافی، محمد بن عبدالله، المعیار و الموازنه فی فضائل الإمام أمیر المؤمنین على بن أبى طالب صلوات الله علیهما، مصحح: محمودی، محمد باقر، ص ۲۴۰؛ جعفریان‏، رسول، حیات فکرى و سیاسى ائمه، ص ۱۱۴٫

[۳]. المعیار و الموازنه، ص ۲۴۱٫

[۴]. به عنوان نمونه ر.ک: سید رضى، محمد بن حسین، نهج البلاغه، محقق/ مصحح: ‏‏صالح، صبحی، نامه ۴۵، ص ۴۱۶ و ۴۱۷٫

[۵]. المعیار و الموازنه، ص ۲۴۹؛ حیات فکرى و سیاسى ائمه، ص ۱۱۴٫

[۶]. نهج البلاغه، نامه ۴۵، ص ۴۱۶ و ۴۱۷٫

[۷]. نام محله ای در کوفه، یا حیات و قسمت وسیع مسجد کوفه. ر.ک: زبیدی واسطی، سید محمد مرتضى‏، تاج العروس من جواهر القاموس، محقق: شیرى، على، ج ‏۲، ص ۱۸ و ۱۹٫

[۸]. بلاذرى، احمد بن یحیى، أنساب الأشراف، ج ‏۲، ص ۱۸۷؛ ر.ک: ثقفى، ابراهیم بن محمد، الغارات‏، ج ‏۱، ص ۸۵‏.

[۹]. الغارات، ج ۱، ص ۸۴ و ۸۵٫

[۱۰]. خوارزمی، موفق بن احمد، المناقب، ص ۱۱۹٫

[۱۱]. ر.ک: ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ دمشق، ج ‏۴۲، ص ۴۷۹؛ شوشتری، قاضى نور الله، إحقاق الحق و إزهاق الباطل، ج ‏۳۲، ص ۲۲۹ و ۲۳۰٫

[۱۲]. إحقاق الحق و إزهاق الباطل، ج ‏۸، ص ۲۶۱٫

[۱۳]. ر.ک: حیات فکرى و سیاسى ائمه، ص  ۱۱۳ – ۱۱۶٫




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


+ 1 = 8