دایره المعارف اسلام پدیا » امام علی (علیه السلام) و جنگ نهروان
منوی اصلی

امام علی (علیه السلام) و جنگ نهروان

تاریخ: ۱۰ دی ۱۳۹۷ در باب: امام علی(ع), بزرگان, تاریخ, تاریخ اسلام, تاریخ بزرگان, تاریخ شخصیت ها, سیره, معصومین

سیاست شوم و ناجوانمردانه معاویه فرزند ابوسفیان و مشاور وى؛ عمرو عاص در جنگ صفین و ماجرای حکمیت، پیامدهاى تلخ و دردآورى داشت. طرّاح نقشه از روز نخست از آثار وخیم آن آگاه بود و به پیروزى خود در مسئله حکمیت اطمینان کامل داشت. براى ارزیابى این سیاست، کافى است بدانیم که در سایه آن، دشمن به آرزوهاى دیرینه خود رسید و نتایجى به دست آورد که از آن جمله مى توان به دو دستگی و اختلاف میان ارتش عراق (سپاه امام علی علیه السلام) اشاره نمود. گروهى حکمیت را پذیرفتند و گروه دیگر آن را کفر و گناه  شمرده، بر امام علی (علیه السلام) لازم دانستند که از این کار توبه کند و گرنه ریسمان اطاعت او را از گردن باز مى کنند و با وى مانند معاویه به نبرد بر مى خیزند.[۱] این گروه «خوارج»؛ به معنای خارج شدگان از دین نام گرفتند.

برجسته‌ترین چهرهای خوارج عبارت بودند از: حرقوص بن زهیر تمیمی، شریح بن أوفی عبسی، فروه بن نوفل اشجعی، عبدالله بن شجره سلمی، حمزه بن سنان أسدی و عبدالله بن وهب راسبی.[۲]

در سایه این طرز تفکر، مخالفانِ حکمیت که روزى خود طرفدار آن بودند و امام (علیه السلام) تحت فشار این گروه، بر خلاف میل و عقیده باطنى خود به آن رأى داد، پس از ورود آن حضرت به کوفه، شهر را به عنوان مخالفان حکومتِ وقت ترک گفته و در دو میلى کوفه گرد آمدند. هنوز آثار ناگوار جنگ صفّین ترمیم نیافته بود که نبرد شومى به نام «نهروان» پیش آمد و گروه یاغى، مقابل امام (علیه السلام) صف آرایی کردند.[۳] زمانی که امام دریافت که اینان تسلیم‌پذیر نیستند، سپاه خویش را که شامل چهارده هزار نفر بود، در برابر خوارج آراست. در این لحظه، فروه بن نوفل با پانصد نفر از خوارج جدا شده و صحنه جنگ را ترک کردند. شمار دیگری از آنان نیز به تدریج جدا شدند تا آن که تنها هزار و هشتصد سواره و هزار و پانصد پیاده در کنار عبدالله بن وهب باقی ماندند. این بار نیز (همانند جنگ صفین) امام از اصحاب خود خواست تا آغازگر جنگ نباشند. خوارج جنگ را آغاز کردند. آنان با سرعت بسیار زیادی مضمحل شده و رهبرانشان کشته شدند. از سپاه امام، کمتر از ده نفر کشته شدند. چهار صد نفر از کسانی که جزو فراریان در میدان افتاه بودند به خانواده هایشان تحویل داده شدند. این درگیری در نهم صفر سال ۳۸ رخ داد.[۴]

این گروه هرچند به ظاهر تار ومار شدند، امّا بقایاى آنها در گوشه و کنار دست به تحریکات مى زدند تا آن که  سرانجام در ماه رمضان سال چهلم هجرت، یکی از آنها به نام عبدالرحمن بن ملجم مرادی، على (علیه السلام) را در محراب عبادت به شهادت رساند.

تاریخ مارقین یا خوارج گواهى مى دهد که آنان پیوسته پرخاشگران بر حکومت‌هاى زمان بودند و زیر بار هیچ حکومتى نمى رفتند. نه حاکمى را به رسمیت مى شناختند و نه حکومتى را. حاکم عادل؛ مانند على (علیه السلام) و حاکم منحرف؛ مانند معاویه، در نظر آنان فرق نمى کرد و رفتار آنان با یزید و مروان با رفتار آنان با عمر بن عبدالعزیز نیز یکسان بود.

نبرد با این گروه دشوارتر از دو گروه نخست بود، ولى امام (علیه السلام)، پس از ماه‌ها صبر و شکیبایى و ایراد سخنرانى و اعزام شخصیّت‌هاى مؤثّر، از اصلاح آنان مأیوس شد و چون با قیام مسلحانه آنان مواجه شد به نبرد با آنان پرداخت و به تعبیر خود «چشم فتنه را از کاسه در آورد».[۵]

نسائی از محدثان اهل سنت به نقل از زرّ بن حبیش مى‏گوید: از على (علیه السّلام) شنیدم که فرمود: «من چشم فتنه را [از حدقه‏] در آوردم. اگر من نبودم، با اهل نهروان (و اهل جمل) نبرد نمى‏شد و اگر ترس از این نبود که شما از کار باز ایستید و شانه خالى کنید، شما را خبر مى‏دادم به آن چه خداوند مقدر کرده و بر زبان پیامبرتان (صلّى اللَّه علیه و آله) جارى ساخته است در مورد [پاداش‏] کسانى که با آنان جنگیدند، در حالی که به گمراهى آنها بینا و به هدایتى که ما برآنیم آگاهند».[۶]

جز امام (علیه السلام) کسى را یاراى نبرد با این مقدّس نماها نبود، ولى سوابق على (علیه السلام) در اسلام و هجرت و ایثارگری‌هاى آن حضرت در میادین نبرد در عهد رسول خدا و زهد و پیراستگى ایشان در طول زندگى و علم و دانش سرشار و منطق نیرومند او در مقام مناظره، این صلاحیت را به حضرتش مى داد که با قاطعیت و بدون تردید ریشه فساد را بر کند.[۷]

[۱]. سبحانى‏، جعفر، فروغ ولایت (تاریخ تحلیلى زندگانى امیرمؤمنان على علیه‌السلام)، ص ۶۸۵ و ۶۸۶٫

[۲]. سایت مرکز اطلاع رسانی غدیر، به نقل از «جعفریان، رسول، تاریخ سیاسی اسلام، ج ۲ (تاریخ خلفا)، جنگ با افراطیان خارجی».

[۳]. فروغ ولایت (تاریخ تحلیلى زندگانى امیرمؤمنان على علیه‌السلام)، ص ۶۸۶٫

[۴]. سایت مرکز اطلاع رسانی غدیر، به نقل از همان.

[۵]. فروغ ولایت (تاریخ تحلیلى زندگانى امیرمؤمنان على علیه‌السلام)، ص ۶۸۶ – ۶۸۸٫

[۶]. نسائى، احمد بن شعیب، خصائص أمیر المؤمنین‏ علی بن ابیطالب (علیهما السلام)، ترجمه: نجارزادگان، فتح الله، ص ۱۸۹٫

[۷]. فروغ ولایت (تاریخ تحلیلى زندگانى امیرمؤمنان على علیه‌السلام)، ص ۶۸۷٫




کلیدواژه ها: , , ,



ثبت نظر


8 + = 14