دایره المعارف اسلام پدیا » اقدامات امام علی (علیه السلام) در ماجرای  غصب فدک
منوی اصلی

اقدامات امام علی (علیه السلام) در ماجرای  غصب فدک

تاریخ: ۰۳ دی ۱۳۹۷ در باب: امام علی(ع), بزرگان, تاریخ, تاریخ اسلام, تاریخ بزرگان, تاریخ شخصیت ها, سیره, معصومین

«فدک»؛ یکى از دهکده‌هاى آباد و حاصل‌خیز نزدیک خیبر است و تا مدینه ۱۴۰ کیلومتر فاصله دارد. در سال هفتم هجرت، قلعه‌هاى خیبر یکى پس از دیگرى توسط مسلمانان فتح شد و قدرت مرکزى یهود درهم شکست. ساکنان فدک تسلیم گردیده، در برابر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) متعهد شدند نیمى از زمین‌ها و باغ‏‌هاى خود را به آن حضرت واگذار کنند و نیمى دیگر را براى خود نگه دارند. افزون بر این، آنها کشاورزى سهم پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را هم به عهده گرفتند تا در برابرش مزدى دریافت کنند.[۱]

بنا بر احکام اسلامی، سرزمین‌هایى که بدون هجوم نظامى به دست مسلمانان مى‌افتد، به شخص رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) تعلق دارد و آن حضرت هر گونه که بخواهد مى‏تواند درباره آنها تصمیم بگیرد؛ لذا وقتى آیه «وَ آتِ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّهُ وَ الْمِسْکینَ وَ ابْنَ السَّبیلِ وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذیرا»،[۲] نازل شد، پیامبر اسلام دخترش فاطمه (علیها السلام) را خواست و فدک را تقدیم او نمود.[۳]

«سیوطی» در کتاب «الدر المنثور» به نقل از «البزاز»، «ابى یعلى»، «ابن حاتم» و «ابن مردویه» به نقل از ابی سعید الخدرى آمده که مى‏گوید: وقتى آیه‏ «آتِ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّهُ» نازل گردید، پیامبر، فاطمه زهرا را فراخواند و فدک را به وى بخشید. گروهى به نقل از ابن عباس و دیگران نیز همین روایت را نقل کرده‏اند.[۴]

بدیهی است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از این بخشش، اهدافی را در نظر داشته باشد. علاوه بر عمل به این آیه، درآمد فدک می توانست بخشی از هزینه های خاندان عصمت و طهارت و دستگاه حکومت علی (علیه السلام) را تأمین کند. ضمن این که انفاق و رسیدگی به محرومان از طریق عایدات حاصل از فدک، موجب رفع محرومیت و فقر از جامعه و محبوبیت بیشتر اهل بیت (علیهم السلام) نزد مردم می شد، ولی این اهداف محقق نشد؛ زیرا بعد از رحلت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و بعد از جریان هجوم به خانه امام علی و حضرت زهرا (علیهما السلام)، فدک، توسط غاصبان حق خلافت و ولایت امام علی (علیه السلام) غصب شد.

از امام صادق (علیه السلام) نقل شده: «زمانی که مردم با ابو بکر بیعت کردند و او بر همه مهاجران و انصار تسلط پیدا کرد، کسی را به سوی فدک فرستاد تا وکیل حضرت زهرا (سلام الله علیها) را از آن خارج سازد».[۵]

در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید نیز به نقل از ابو سعید الخدرى آمده که پس از آن که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فدک را به دست آورد، آن را به فاطمه (علیها السلام) بخشید[۶] که تا هنگام رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله) در اختیار او بود، ولی پس از رحلت پیامبر، ابو بکر آن را از وى ستاند و به بیت المال ضمیمه کرد.[۷]

مسلم بن حجّاج نیشابورى، در کتاب معروفش «صحیح مسلم»، داستان مطالبه فدک از سوى حضرت فاطمه (علیها السلام) را به طور مشروح آورده و از عایشه نقل کرده است که، حضرت فاطمه (علیها السلام) پس از امتناع خلیفه از بازگرداندن فدک، با او قهر کرد و تا هنگام وفاتش حتى یک کلمه با او سخن نگفت.[۸]

اقدامات امام علی علیه السلام در ماجرای غصب فدک

امام علی (علیه السلام) بعد از غصب فدک، ساکت ننشست، بلکه اقداماتی انجام داد که عبارتند از:

  1. شهادت بر مالکیت فاطمه (علیها السلام) بر فدک

در شرح ابن ابى الحدید آمده است: «ابوبکر به حضرت زهرا (علیها السلام) گفت: اى دختر رسول خدا، به خدا سوگند که پدرت درهم و دینارى به ارث نگذاشت و فرمود: «پیامبران چیزى به ارث نمى‏گذارند». فاطمه زهرا (علیها السلام) گفت: او پس از دست‌یابى، آن را به من بخشید. ابو بکر از وى خواست تا شاهدى بر این ادعا آورد. او على (علیه السلام) و ام ایمن را آورد. آنها شهادت دادند که پیامبر خدا آن را به وى بخشیده است».[۹]

بیشتر روایات حکایت از آن دارند که ابوبکر، شهادت امام على (علیه السلام) را به بهانه این که در این مسئله ذى‏نفع است و شهادت ام ایمن را به بهانه این که در چنین مسائلى حتما باید دو مرد یا یک مرد و دو زن، شهادت دهند، رد کرد.[۱۰]

  1. احتجاج با غاصبان فدک

از حمّاد بن عثمان نقل شده که امام صادق (علیه السّلام) فرمود: وقتى با أبوبکر بیعت شد و خلافت او بر همه مهاجر و انصار محقّق و ثابت شد، فردى را از جانب خود به سرزمین فدک فرستاده و دستور داد تا نماینده حضرت زهرا (علیها السّلام) را از آن‌جا اخراج کند. در پى این اقدام، حضرت فاطمه (علیها السّلام) نزد أبو بکر آمده و فرمود: چرا مرا از ارث پدرى محروم نموده و نماینده‏ام را از آن جا بیرون کردى، حال این که پدرم آن‌جا را به دستور خدا براى من قرار داده بود؟

أبوبکر گفت: بر این مطلب شاهد بیاور، آن حضرت نیز امّ ایمن را آورد. ام ایمن گفت: اى أبوبکر پیش از این که شهادت و گواهى بدهم باید از تو بپرسم: تو را به خدا قسم آیا این فرمایش پیامبر (صلی الله علیه و آله) را قبول دارى که فرمود: «امّ ایمن یکى از زنان بهشتى است»؟ گفت: آرى قبول دارم. گفت: بنابراین من نیز شهادت مى‏دهم که خداوند عزیز و جلیل بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) وحى فرستاد که: «حقّ نزدیکانت را بده»،[۱۱] پس آن رسول گرامى فدک را به دستور خداوند براى فاطمه قرار داد.

سپس على (علیه السّلام) نیز وارد شده و به نفع فاطمه (علیها السلام) شهادت داد، با دیدن آن أبوبکر نیز مجاب شد و نامه‏اى نوشته و به حضرت زهرا (علیها السلام) داد. در این حال عمر وارد شده و گفت: این نامه چیست؟ گفت: فاطمه ادعاى فدک را نموده و امّ ایمن و على (علیه السلام) براى او شهادت دادند! عمر بن خطّاب نامه را از دست حضرت فاطمه (علیها السّلام) گرفته و بر آن آب دهان انداخت و آن را پاره کرد!، حضرت زهرا (علیها السلام) نیز گریان خارج شد.

پس از آن حضرت علىّ (علیه السّلام) به مسجد آمد و خطاب به أبوبکر – که میان جماعت مهاجر و انصار بود – فرمود: براى چه فاطمه (علیها السلام) را از میراث پدرى او محروم ساختى، حال این که او در زمان حیات رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مالک آن شده بود؟! أبو بکر گفت: این فى‏ء (مال همه) مسلمانان است، اگر شهودى را بیاورد که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در زمان حیاتش به او بخشیده قبول است و گر نه او هیچ حقّى در فدک ندارد.

حضرت امیر (علیه السّلام) فرمود: اى أبوبکر، آیا درباره ما خلاف دستور خداوند درباره مسلمانان حکم مى‏کنى؟ گفت: نه این طور نیست. فرمود: اگر در دست یکى از مسلمانان چیزى باشد و من ادّعا کنم که مالک آن هستم، تو از کدام یک از ما درخواست شهود مى‏نمائى؟ گفت: معلوم است که فقط از تو طلب شاهد مى‏کنم. فرمود: پس چرا از فاطمه (علیها السلام) طلب شاهد مى‏کنى؛ با این که او فدک را از زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) تصاحب کرده و تا بعد از وفات او نیز مالک آن بوده، حال این که از مسلمانان دیگر – که مدّعى هستند – درخواست شاهدى نمى‏کنى؟ أبو بکر ساکت شده و مجاب گشت. عمر گفت: اى على دست از این سخنان بردار، که ما قادر به بحث و احتجاج با تو نیستیم، اگر در اثبات این مالکیت شاهدانى آوردید که قبول است و گر نه فدک مال همه مسلمانان بوده؛ نه تو و نه فاطمه هیچ حقّى در آن ندارید!.

حضرت امیر (علیه السّلام) فرمود: اى أبوبکر آیا قرآن خوانده‏اى؟ گفت: آرى. فرمود: به من بگو آیا آیه شریفه «إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکمْ تَطْهِیراً»[۱۲] درباره ما نازل شده، یا دیگران؟ أبو بکر گفت: بلکه درباره شما نازل شده است. فرمود: اى أبوبکر اگر جماعتى گرد آمده و شهادت دهند که فاطمه دخت پیامبر (صلی الله علیه و آله) مرتکب فاحشه‏اى شده است تو چه خواهى کرد؟ گفت: مانند زنان دیگر مسلمان حدّ را بر او جارى مى‏سازم. حضرت امیر (علیه السّلام) فرمود: اى أبو بکر در این صورت در نزد خدا از کافران خواهى بود. گفت: براى چه؟ فرمود: زیرا تو منکر گواهى خداوند بر طهارت او شده و شهادت گروهى از مردمان را پذیرفته‏اى. به همین ترتیب حکم خدا و رسول را در مسئله فدک – که آن را در زمان حیات پیامبر (صلی الله علیه و آله) تصاحب نموده – ردّ نموده و در مقابل، شهادت فردى اعرابى دور از تمدّن را پذیرفته ای، فدک را از او غصب نمودى و پنداشته‏اى که آن فى‏ء (مال همه) مسلمانان است، حال این که پیامبر (صلّى اللَّه علیه و آله) خود فرموده بود: «دلیل و اثبات بر عهده شخصى است که به زیان دیگرى ادّعایى دارد و دیگرى تنها باید سوگند یاد کند»، اما تو از این فرمایش پیامبر (صلی الله علیه و آله) نیز غافل شده و درست عکس آن عمل نموده‏اى و از فاطمه (علیها السلام) که فدک را تصاحب نموده شاهد مى طلبی.

با شنیدن این کلام بى‏نقص و سرتاسر منطقى، جماعت حاضر متأثّر و متحیّر شده و به یکدیگر خیره شدند و یک صدا گفتند: به خدا على (علیه السلام) راست مى‏گوید!. آن گاه حضرت امیر (علیه السّلام) به خانه خود بازگشت … .[۱۳]

  1. تبیین و روشنگری

امام علی (علیه السلام) علاوه بر شهادت و احتجاج درباره فدک، به تبیین و روشنگری پیرامون این ظلم در حق حضرت زهرا (علیها السلام) و اهل بیت (علیهم السلام) پرداخت. آن حضرت در بخشی از سخنان خود فرمود:

«از میان آن چه آسمان بر آن سایه افکنده، تنها فدک در دست ما بود که گروهى بر آن بخل ورزیده و گروهى هم از آن چشم پوشیدند و خداوند بهترین داور است».[۱۴]

[۱]. ر.ک: انصارى زنجانى، اسماعیل، الموسوعه الکبرى عن فاطمه الزهراء (علیها السلام)، ص ۷ به بعد؛ سایت اسلام کوئست، نمایه: «برگرداندن فدک به فرزندان حضرت علی (علیه السلام) در زمان خلافت او».

[۲]. اسراء، ۲۶٫

[۳]. طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البیان فى تفسیر القرآن، مقدمه: بلاغى، محمد جواد، ج ‏۶، ص ۶۳۴٫

[۴]. سیوطى، جلال الدین، الدر المنثور فى تفسیر المأثور، ج ‏۴، ص ۱۷۷٫

[۵]. طبرسی، احمد بن علی، الإحتجاج على أهل اللجاج، ج ۱، ص ۹۰٫ «عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ، عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (عَلَیْهِ السَّلَامُ) قَالَ: لَمَّا بُویِعَ أَبُو بَکْرٍ وَ اسْتَقَامَ لَهُ الْأَمْرُ عَلَى جَمِیعِ الْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنْصَارِ، بَعَثَ إِلَى فَدَکَ مَنْ أَخْرَجَ وَکِیلَ فَاطِمَهَ بِنْتِ رَسُولِ اللّه مِنْهَا».

[۶]. ابن ابى الحدید، عبدالحمید بن هبهالله، شرح نهج البلاغه، محقق / مصحح: ابراهیم، محمد ابوالفضل، ج ‏۱۶، ص ۲۶۸٫

[۷]. همان، ص ۲۱۴٫

[۸]. ر.ک: النیسابوری، مسلم بن الحجاج، المسند الصحیح المختصر بنقل العدل عن العدل إلى رسول الله (صلى الله علیه و آله و سلم)، محقق: عبد الباقی، محمد فؤاد، ج ۳، ص ۱۳۸۰٫

[۹]. شرح نهج البلاغه، ج ‏۱۶، ص ۲۱۶٫

[۱۰]. معروف حسنی، هاشم، سیره الائمه الاثنی عشر (علیهم السلام) (زندگى دوازده امام)؛ مترجم: مقدس، محمد، ج‏ ۱، ص ۱۲۰ و ۱۲۱٫

[۱۱]. روم، ۳۸٫

[۱۲]. احزاب، ۳۳٫

[۱۳]. طبرسی، احمد بن علی، الإحتجاج على أهل اللجاج، مترجم: جعفرى‏، بهراد، ج‏۱، ص ۲۱۴ – ۲۱۷٫

[۱۴]. سید رضى، محمد بن حسین، نهج البلاغه، محقق/ مصحح: صالح، ‏‏صبحی، نامه ۴۵، ص ۴۱۷٫




کلیدواژه ها: ,



ثبت نظر


2 + 3 =