دایره المعارف اسلام پدیا » سفیانی
منوی اصلی

سفیانی

تاریخ: ۲۸ مهر ۱۳۹۷ در باب: تاریخ, تاریخ شخصیت ها

بسمه تعالی

چکیده مقاله سفیانی

نام سفیانی، عثمان بن عنبسه و از تبار ابوسفیان است، وی در حقیقت هیچ ایمانی به دین اسلام و پیامبر (صلی الله علیه و آله) ندارد.

همان طور که از نظر چهره و ظاهر وحشت‌ناک توصیف شده، در عمل نیز با کشتار بی‌رحمانه به‌گونه‌ای عمل می‌کند که میان مردم جز وحشت و ترس چیزی برجای نمی‌گذارد.

وی در مدت کوتاهی شامات را به تسخیر خود درمی‌آورد سپس وارد عراق و بعد از آن مدینه را در اختیار خود می‌گیرد که با اهانت‌هایی از سوی وی نسبت به قبر رسول الله (صلی الله علیه و آله) همراه است.

لشگر سفیانی برای تسخیر مکه و تخریب خانه خدا به سوی آن دیار حرکت می‌کنند که در میان راه در سرزمین بیداء فرو می‌روند.

او هشت ماه حکومت می‌کند. خروج سفیانی از نشانه‌های قطعی ظهور ولی عصر (علیه السلام) می‌باشد.

زندگی نامه سفیانی

در مورد نام سفیانی نقل‌های متفاوتی وجود دارد؛ در منابع روائی شیعی، وی به عنوان فردی به نام عثمان بن عنبسه از تبار ابوسفیان معرفی شده است. در منابع اهل سنت وی با نام‌هایی چون: حرب بن عنبسه، عنبسه بن مرّه، عنبسه بن هند، عبداللَّه بن یزید، ابوعتبه و معاویه بن عتبه یاد شده است.[۱]

او شخصی بسیار سفّاک و خون آشام است و مهم‌ترین خصوصیت او، آدم کشی و خونریزی است، حرام خدا را حلال نموده و به هر جنایتی دست می‌زند. وی سنگدل‌ترین انسان‌ها است که رحم و عاطفه در زندگیش دیده نمی‌شود. امام علی (علیه السلام) درباره او می‌فرماید: «او مردی میان بالا، با چهره‌ای وحشتناک، سر ستبر و آبله روی می‌باشد. هنگامی که او را ببینی او را یک چشم می‌پنداری.»[۲] امام صادق (علیه السلام) در ترسیم چهره او می‌فرماید: «تو اگر سفیانی را ببینی، پلیدترین انسان‌ها را دیده‌ای. او بور، سرخ روی و زاغ چشم است.»[۳]

در روایتی منسوب به امام باقر (علیه السلام) آمده است که «سفیانی، سرخ رویی سپید پوست و زاغ چشم است، هرگز خدا را پرستش نکرده و هرگز مکه و مدینه را ندیده است…».[۴]

‏نسب و خاندان سفیانی

مطابق با گزارشاتی که در کتاب‌های تاریخی و روایی در این زمینه وارد شده، او از نسل بنی امیه و ابو سفیان می باشد.

او «عثمان بن عنبسه» از فرزندان «یزید بن معاویه» و چون از نسل ابوسفیان است، معروف به «سفیانی» است.[۱]

از ابن ابى الحدید گزارش شده است: ما اهل تسنن عقیده داریم خداوند در آخر الزمان مردى از اولاد فاطمه (سلام الله علیها) را که فعلا وجود ندارد به خلافت می‌رساند و او انتقام آل محمد (علیهم السلام) را از دشمنان خواهد گرفت و زمین را پر از عدل می‌کند چنان که از ظلم ستمگران پر شده باشد و آنها را به بهترین وضع به کیفر اعمالشان می‌رساند. او … فرزند کنیزى است و همنام پیامبر (صلی الله علیه و آله) می‌باشد. وی هنگامى ظهور می‌کند که پادشاهى از نسل بنى امیه و ابو سفیان به نام «سفیانى» که در روایت صحیح از وى خبر داده‏اند، بر بسیارى از مسلمانان مسلّط باشد.[۲]

امیر المؤمنین علی (علیه السّلام) در نامه‌ای – که از پیشگوئى‌های آن حضرت محسوب می‌شود – در جواب معاویه‏ می‌نویسد: ‏مردى از فرزندان تو که شوم و ملعون و احمق و خشن و وارونه قلب و سنگدل و غلیظ است و خداوند مهربانى و رحمت را از قلب او برداشته و دائى‏هایش از طایفه کلب هستند، گویا او را مى‏بینم. اگر بخواهم نام او و صفتش و این‌که چند سال سنّ دارد را ذکر مى‏کنم. او لشکرى به مدینه مى‏فرستد که وارد شهر شده و کشتار و فواحش را در آنجا از حدّ مى‏گذرانند.[۳]

والدین سفیانی

در منابع تاریخی و روایی برای پدر سفیانی، نام ‌های متعددی ذکر کرده اند: عنبسه، مرّه، هند، یزید و عتبه،[۴] اما در مورد مادر وی؛ پس از فحص و جست وجو، در هیچ یک از منابع، نامی از مادر او یافت نشد.

ولادت سفیانی

از زندگی شخصی سفیانی، اطلاعات زیادی در دست نیست. در روایات نیز از محل و زمان تولد وی چیزی ذکر نشده است.

نظر به این‌که زمان حضور سفیانی هم‌زمان با ظهور امام زمان (علیه السلام) می‌باشد و از طرفی بر اساس مشیّت الهی، زمان ظهور آن‌ حضرت جزء اسرار الهی و غیب محسوب می‌شود. از این رو زمان ولادت سفیانی مشخص نشده است، بلکه تنها از شخصیت و ویژگی‌ها و نزدیک بودن زمان خروج سفیانی با ظهور امام زمان (علیه السلام) سخن به میان آمده است. بر این اساس پیرامون زمان ولادت سفیانی تاریخ مشخصی در دسترس نیست.

 

اسامی و القاب مشهور سفیانی

در مورد نام سفیانی گزارش‌های مختلفی وجود دارد.

در منابع روائی شیعی، وی به نام عثمان بن عنبسه از تبار ابوسفیان معرفی شده است. در منابع اهل سنت با نام‌هایی چون: حرب بن عنبسه، عنبسه بن مرّه، عنبسه بن هند، عبداللَّه بن یزید، ابوعتبه و معاویه بن عتبه یاد شده است.[۵]

خانواده سفیانی

‏‏با توجه به پلیدی این شخص گرچه می توان پیرامون ویژگی‌های خانواده وی حدس زد، اما در منابع تاریخی و روایی مطلبی پیرامون خانواده وی در دسترس نیست.

همسر سفیانی

‏با تحقیقاتی که در کتاب‌های روایی و تاریخی پیرامون همسر سفیانی انجام شد، مطلبی به دست نیاوردیم.

فرزندان سفیانی

‏با فحص و جست‌وجویی که در کتاب‌های روایی و تاریخی پیرامون فرزندان سفیانی انجام شد، مطلبی به دست نیاوردیم.

فرازهای زندگی سفیانی

سفیانی یکی از انسان‌های حضیض و فرومایه تاریخ بشر است. زندگی وی از زمان خروج تا مرگش فراز و فرودهایی دارد که در مباحث آینده به آن خواهیم پرداخت.

مرگ سفیانی

همان‌طور که در بخش تولد و خروج سفیانی اشاره شد، نظر به این‌که مشخص شدن تاریخ مرگ سفیانی به معنای روشن شدن تاریخ ظهور امام زمان (علیه السلام) می‌باشد، از این رو تاریخ مرگ سفیانی معلوم نیست، امّا محل مرگ وی سرزمین عراق یا شام گزارش شده است.

أرطات می‌گوید: سفیانى با ترک جنگ می‌کند و بعد از آن به دست مهدى (علیه السّلام) از بین خواهد رفت.[۶]

همچنین گفته شده است: بعد از این‌که سفیانی تسلیم پیشنهاد اطرافیان خود می‌شود، در مقابل امام مهدی (علیه السلام) می‌ایستد و آن حضرت (علیه السلام) را به مبارزه می‌خواند. پس امام (علیه السلام) او را از جنگ برحذر می‌دارد، امّا سفیانی بر جنگ علیه امام (علیه السلام) پافشاری می‌کند. بدین ترتیب بین لشکر سفیانی و لشکر امام (علیه السلام) جنگی در می‌گیرد که پیروز آن مهدی (علیه السلام) است. بدین صورت حکم‌رانی سفیانی پایان می‌یابد، اسیر می‌شود و امام (علیه السلام) او را به درک واصل کرده و بر عراق مسلط می‌شود.

قول دیگر درباره کشته شدن سفیانی این است که او به شام فرار می‌کند و امام (علیه السلام) تعدادی از یاران خود را به دنبال او روانه می‌کند و آنان پس از دستگیری سفیانی، او را به قتل می‌رسانند.[۷]

در برخی از روایات نیز محل کشته شدن وی سرزمین بیداء گزارش شده است. [۸]

فرو رفتن لشکر سفیانى در سرزمین بیداء

لشگریان سفیانی پس از فتح مناطق شام، عراق و مدینه و … (در حالی که امام مهدی (علیه السلام) با اصحابشان در مکه هستند) مغرورانه جهت تخریب کعبه و کشتار مردم به سمت مکه حرکت می‌کنند در میان راه در منطقه‌ای به نام بیداء به هلاکت می‌رسند.

حمیرى در قرب الاسناد از حنان بن سدیر صیرفى روایت کرده‏است: از حضرت‏ صادق (علیه السّلام) در باره فرو رفتن بیابان سؤال کردم (که کدام بیابان است موقع خروج سفیانى مردمى را در خود فرو می‌برد؟) فرمود: آنها در دوازده میلى ذات الجیش[۹] به زمین فرو می‌روند.[۱۰]

قتاده از پیامبر اسلام (صلى اللَّه علیه و آله) روایت کرده که فرمود: لشکرى از شام به مکه فرستاده مى‏شود و وقتى که به بیداء می رسند به زمین فرو می‌روند. در حدیث دیگرى ذکر کرد: که آن از علامات خروج مهدى (علیه السّلام) خواهد بود. ابو رومان از حضرت على (علیه السّلام) روایت کرده که فرمود: موقعى که لشکرى (برای دستگیری و کشتن کسانی که به سوی مکه خروج کردند) حرکت می‌کنند وقتی که به بیداء رسیدند، به زمین فرو می‌روند و منادى از زیر پاى آنها ندا می‌کند: «وَ لَوْ تَرى‏ إِذْ فَزِعُوا فَلا فَوْتَ وَ أُخِذُوا مِنْ مَکانٍ قَرِیبٍ»؛[۱۱] «و مردى از لشکر براى طلب ناقه خود خارج مى‏شود وقتى که بر مى‏گردد احدى از آنها را نیافته و حس نمی‌کند و آن، کسى است که خبر آنها را به مردم خواهد داد».[۱۲]

از آن لشکر (سفیانی) جز دو نفر باقى نمى‏ماند که خداوند صورتشان را به پشت سرشان بر مى‏گرداند.[۱۳]

… سپس یکی از آن‌دو نزد حضرت قائم (علیه السّلام) آمده جلو او می‌ایستد و می‌گوید: آقا! من بشر هستم یکى از فرشتگان به من دستور داده که به خدمت شما برسم و نابودى لشکر سفیانى را در بیابان «بیداء» به شما اطلاع دهم. قائم به وى می‌گوید: داستان خود و برادرت را شرح بده. آن مرد می‌گوید: من با برادرم در لشکر سفیانى بودیم، از دمشق تا زوراء هر جا آبادى بود ویران ساختیم و به حال خراب گذاشتیم، سپس کوفه و مدینه را نیز خراب کردیم و منبر پیغمبر را شکستیم و قاطران خود را در مسجد بستیم آن‌گاه از آنجا خارج شدیم در حالى که نفرات ما سیصد هزار لشکر بود و مى‌خواستیم به مکه بیائیم و خانه خدا را ویران سازیم و اهل مکه را به قتل رسانیم، ولى‏ چون به سرزمین «بیداء» رسیدیم در آنجا منزل کردیم، ناگاه صدائى شنیدیم که گفت اى بیابان این ظالمان را در کام خود فرو بر! با این صدا زمین شکاف برداشت و تمام لشکر را بلعید! به خدا قسم از تمام آن لشکر جز من و برادرم حتى بندى که با آن زانوى شتر را مى‏بندند، باقى نماند. در آن هنگام فرشته‏اى را دیدیم که سیلى به صورت ما زد و صورت‌هاى ما به پشت برگشت چنان که مى‏بینى! سپس آن فرشته به برادرم گفت: برو به شام نزد سفیانى ملعون و او را از ظهور مهدى آل محمد بترسان و به وى اطلاع بده که خداوند لشکر او را در سرزمین (بیداء) نابود گردانید.

آن‌گاه به من گفت: تو هم برو به مکه و قائم را به نابودى ستمگران بشارت بده و بر دست وى توبه کن که او توبه تو را قبول می‌کند قائم هم دست روى صورت او می‌کشد و به صورت نخست برمى‏گرداند و با حضرت بیعت نموده و همراه او می‌ماند.[۱۴]

 

تأثیر خسف (فرو رفتن لشکر سفیانی) در سفیانی

معجزه خسف به دلایلی که دو دلیلش در این‌جا بیان می‌شود، تأثیر زیادی در دشمنان دارد.

  1. این اتفاق به طور ناگهانی زمانی رُخ می‌دهد که ظاهرا تمام مقدمات پیروزی سفیانی آماده و مانعی در سر راه آنها دیده نمی‌شود.
  2. این اولین اتفاق و شکست بزرگ و مهمی است که لشگر سفیانی پس از خروج وی به خود دیده است.

 به این دو دلیل و ادله دیگر معجزه خسف (فرو رفتن لشکر سفیانی در زمین) حتی سفیانی را هم تحت تأثیر قرار می‌دهد.

سیوطی به نقل از نعیم بن حمّاد به نقل از ولید بن مسلم از امام باقر (علیه السلام) نقل می‌کند که می‌فرماید: «وقتی خبر واقعه خسف به کسی که آن لشکر را روانه کرده است [سفیانی] می‌رسد، می‌گوید: به خدا سوگند خداوند در این مرد عبرتی قرار داده است. لشکری را به سوی او روانه کردم، اما زمین آنان را در خود فرو برد، در این واقعه عبرت و نصرتی است که سفیانی را به طاعت وامی‌دارد. این روایت در پایان به نقض بیعتِ سفیانی و جنگش با امام (علیه السلام) اشاره می‌کند.

از این خبر روشن است که بیعتِ سفیانی با امام مهدی (علیه السلام) و اتخاذ موضع ملایم در قبال امام (علیه السلام) در نتیجه فرو رفتن لشکرش در زمین است.[۱۵]

ویژگی های شخصیتی سفیانی

چهره‌ای که روایات از وی به دست می‌دهد یک نژاد غربی – اروپایی است؛ (گرچه شخصی با چنین ویژگی ممکن است در مناطق دیگر نیز یافت شود)؛ زیرا بر اساس احادیث، وی سرخ‌روی، سفید پوست، زاغ چشم است.

او پلیدترین انسان‌ها است، شخصی بسیار سفّاک و خون آشام است که هیچ باوری به اعتقادات دینی مانند زیارت مکه و مدینه ندارد و مهم‌ترین خصوصیت او، آدم‌کشی و خون‌ریزی است. حرام خدا را حلال نموده و به هر جنایتی دست می‌زند. وی سنگدل‌ترین انسان‌ها است که رحم و عاطفه در زندگیش دیده نمی‌شود. او هرگز خدا را پرستش نکرده است.

در روایتی از امام باقر (علیه السلام) آمده است: «سفیانی، سرخ‌رویی سپید پوست و زاغ چشم است، هرگز خدا را پرستش نکرده و هرگز مکه و مدینه را ندیده است. مى‏گوید: خدایا خون خود را (از مردم) مى‏طلبم هر چند با رفتن در آتش باشد، خدایا خون خود را (از مردم) مى‏طلبم هر چند با رفتن در آتش باشد».[۱۶]

امام صادق (علیه السلام) در ترسیم چهره او می‌فرماید: «تو اگر سفیانی را ببینی، پلیدترین انسان‌ها را دیده‌ای. او بور، سرخ روی و زاغ چشم است».[۱۷]

امام علی (علیه السلام) درباره او می‌فرماید: « پسر هند جگرخوار (سفیانى) از بیابان یابس (خشکى) بیرون مى‏آید، او مردى متوسط القامه، چهره‌اش وحشتناک و سرش ستبر و آبله‏روی است. اگر او را ببینى خیال مى‏کنى که یک چشم است».[۱۸]

فلسفه اسامی، القاب و شهرت سفیانی

بنابر گفته برخی منابع، وجه تسمیه او به سفیانی به سبب نسبت داشتن وی با ابوسفیان است؛ چرا که وی از تبار ابوسفیان و هند به شمار می‌آید و او را جگرخوار هم می‌گویند؛ زیرا جده‌اش هند همسر ابوسفیان است که در جنگ احد وقتی حمزه سیدالشهداء به شهادت رسید، کوشید تا جگر حمزه را به دندان بکشد. [۱۹]

ویژگی‌های سفیانی از دیدگاه روایات

نظر به این‌که سخن گفتن پیرامون سفیانی نوعی پیش‌گویی و علم غیب محسوب می‌شود؛ از این رو مطمئن‌ترین راه جهت رسیدن به اطلاعاتی در مورد شخص، شخصیت و خروج سفیانی، روایات صحیحی است که از پیامبر (صلی الله علیه و آله) و سایر معصومان (علیهم السلام) به ما رسیده است؛ زیرا تنها پیامبر (صلی الله علیه و آله) و اهل بیت (علیهم السلام) هستند که با اذن الهی از علم غیب برخوردار هستند؛ بر این اساس در این بخش، شخصیت سفیانی را در روایات مورد بررسی قرار می‌دهیم.

  1. شیخ صدوق در کتاب خود کمال الدین روایاتی را در این باب ذکر می‌کند که ما به برخی از آن اشاره می‌کنیم.

الف. ابن ابى عمیر و او از ابن اذینه روایت کرده که حضرت صادق (علیه السّلام) فرمود: پدرم فرمود: جدم امیر المؤمنین (صلوات اللَّه علیه) فرمود: پسر هند جگر خوار (سفیانى) از بیابان یابس و خشک بیرون مى‏آید. او مردى متوسط القامه، صورتش وحشتناک و سرش ضخیم است و رویش آبله دارد. اگر او را ببینى خیال می‌کنى یک چشمى است. او از اولاد ابوسفیان مى‏باشد. او خروج می‌کند و به زمین آرام (ارض ذات قرار = کوفه یا نجف) مى‏آید و بر منبر آن مى‏نشیند.[۲۰]

ب. عمر بن یزید روایت کرده که حضرت صادق (علیه السّلام) به وى فرمود: اگر تو سفیانى را ببینى پلیدترین مردم را دیده‏اى، رنگش سرخ و سفید و چشمش کبود است، …؛ در خباثت به جائى می‌رسد که زنِ بچه‌دار را از ترس این‌که مبادا مردم را به محل او راهنمائى کند، زنده به گور می‌کند.[۲۱]

ج. عبد اللَّه بن ابى منصور می گوید: از حضرت صادق (علیه السّلام) پرسیدم اسم سفیانى چیست؟ فرمود: چه کار به اسم او دارى؟ وقتى او گنج‌هاى پنجگانه شام؛ یعنى دمشق، حمص، فلسطین، اردن و قنسرین را به چنگ آورد، در آن وقت منتظر ظهور قائم باشید. عرض‌کردم: او نه ماه سلطنت مى‏کند؟ فرمود: نه! بلکه هشت ماه بدون یک روز زیادتر.[۲۲]

د. معلى بن خنیس از حضرت صادق (علیه السّلام) روایت می‌کند که فرمود: نخست صداى جبرئیل از آسمان و بعد صداى شیطان از زمین بلند مى‏شود، پس‏ از صداى اول پیروى کنید مبادا مفتون صداى بعدى شوید و دنبال آن بروید!.[۲۳]

ه. ابو حمزه ثمالى نقل می‌کند: به حضرت صادق (علیه السّلام) عرض‌کردم: امام محمد باقر (علیه السّلام) می‌فرمود: آمدن سفیانى حتمى است. فرمود: آرى این‌طور است، اختلاف میان اولاد عباس هم حتمى است و کشته شدن مردى پاکدل هم حتمى است و قیام قائم هم حتمى است. عرض‌کردم: صداى آسمانى چگونه است؟ فرمود: در اول روز منادى صدا می‌زند: آگاه باشید حق در شخص على (علیه السّلام) و شیعیان او است. آن‌گاه شیطان در آخر روز صدا می‌زند: آگاه باشید حق در شخص سفیانى و پیروان او است. در این وقت آنها که ایمان ثابتى ندارند به شک مى‏افتند.[۲۴]

  1. شیخ طوسی نیز در کتاب غیبت روایاتی را در این باب ذکر می‌کند که ما به تعدادی از آن اشاره می‌کنیم:

الف. عبد اللَّه بن رزین از عمار یاسر روایت نموده‌است: دولتِ خانواده پیامبر شما در آخر الزمان خواهد بود و ظهور آن دولت علاماتى دارد. موقعى که این علائم را دیدید در جاى خود نشسته و از هرگونه اقدامى خوددارى کنید تا آن علائم بگذرد. وقتى که روم و ترک بر شما حمله آوردند و لشکرها آراستند و خلیفه شما (مسلمانان) که کارش جمع‌آورى اموال بود، جان داد و مردى درست‌کار به جاى او نشست و چند سال بعد از بیعتش از خلافت خلع شد، نابودکننده دولت آنها از همان‌جا که روز نخست دولتشان به وجود آمد مى‏آید. آن‌گاه روم و ترک به جان هم مى‏افتند و جنگ‌هاى زیادی در زمین روى می‌دهد. در آن موقع کسى از قلعه دمشق صدا می‌زند: «ویل لاهل الأرض مِن شرّ قد اقترب»، «واى بر ساکنان زمین از شرّى که نزدیک است!» و سمت غربى مسجد دمشق به زمین فرو می‌رود. حتى دیوارش نیز در هم فرو می‌ریزد.

در این هنگام سه نفر در شام قد علم می‌کنند و هر سه طالب سلطنت هستند. یکى از آنها سیاه و سفید است، و دیگرى سرخ و سفید است و سومى از خاندان ابوسفیان و از نهر کلب[۲۵] می‌باشد و مردم را در دمشق حاضر می‌کند، و غربیان به مصر حمله مى‏آورند. وقتى‏ آنها وارد مصر شدند، همین علامت آمدن سفیانى است. قبل از آن کسى قیام می‌کند که مردم را دعوت به پیروى از آل محمد (صلّى اللَّه علیه و آله) می‌نماید، ترک‌ها در حیره (محلى نزدیک کوفه بوده) و رومیان در فلسطین فرود مى‏آیند.

در آن هنگام عبد اللَّه (دجال) قیام مى‏کند و در سر نهر قرقیساء[۲۶] به لشکر ترک و روم می‌رسد و جنگ سختى در می‌گیرد و پادشاه مغرب همه جا را زیر پا می‌گذارد، مردان را می‌کشد و زنان را اسیر می‌کند. آن‌گاه به قیس[۲۷] برمی‌گردد. سفیانى در جزیره[۲۸] فرود مى‏آید، و شخص یمنى نیز خروج می‌کند. هر چه شخص یمنى و سلطان مغرب به غنیمت برده‏اند، همه را سفیانى از آنها می‌گیرد و سپس به کوفه می‌رود و یاران آل محمد (علیهم السلام) را به قتل رسانده و مردى از ناموران آنها را می‌کشد.

صاحب کتاب الغیبه گزارش می‌کند: موقعی که مهدى قیام می‌کند. امیر لشکر او مردى به نام شعیب بن صالح است. وقتى‌که اهل شام دیدند شهرشان تحت حکومت پسر ابو سفیان قرار گرفت؛ همه با او به سوی مکه می‌روند در آن وقت نفس زکیه[۲۹] کشته می‌‍‌شود، برادر وى نیز در مکه می باشد، ولى به او دسترسى پیدا نمی‌کنند. آن‌گاه صدائى از آسمان شنیده مى‏شود که می‌گوید: اى مردم امیر شما فلانى است و این همان مهدى است که زمین را پر از عدل و داد می‌کند چنان که پر از ظلم و ستم شده باشد.[۳۰]

ب. عامر بن واثله از امیر المؤمنین (علیه السّلام) روایت می کند که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: ده علامت است که پیش از قیامت باید پدید آید: سفیانى، دجال، دخان، دابه الارض، قیام قائم، طلوع آفتاب از مغرب، فرود آمدن عیسى از آسمان، فرو رفتن زمین در شرق؛ فرو رفتن زمین در جزیره العرب و آتشى که از قلب شهر عدن بیرون مى‏آید و مردم را به محشر سوق می‌دهد.[۳۱]

ج. عمر بن حنظله از امام جعفر صادق (علیه السّلام) روایت نموده که فرمود: پیش از قیام قائم پنج علامت پدید خواهد آمد. صیحه (آسمانى)، آمدن سفیانى، فرورفتگى بیابان بیداء، آمدن شخص یمنى و کشته شدن نفس زکیه.[۳۲]

  1. در غیبت نعمانى به سند دیگر هم از آن حضرت روایت کرده است.[۳۳]

در الخرائج و الجرائح راوندی آمده که آمدن این سه نفر (خراسانى و سفیانى و یمنى) در یک سال و یک‌ماه و یک روز خواهد بود. هیچ پرچمی در هدایت مانند پرچم یمنى نیست، که وی مردم را به سوى حق راهنمائى می‌کند.[۳۴]

کسوت و پیشه سفیانی

با جست‌وجویی که انجام شد، از کسوت و شغل سفیانی اطلاعی به دست نیامد.

اخلاق و صفات سفیانی

سفیانی شخصیت پستی است که در همۀ جهات اخلاقى، عبادى و معرفتى در حضیض ذلت است.

در این گفتار مختصر و کوتاه به برخی از ویژگی های اخلاقی و صفات او اشاره می شود:

کینه توزی، از بارزترین ویژگی‌های سفیانی است که روایات مربوط به او از آن یاد می‌کند، بلکه از آن روایات چنین برمی‌آید که نقش سیاسی او ایجاد فتنه مذهبی در میان مسلمانان و تحریک تسنن علیه شیعیان تحت شعار یاری اهل سنت است. از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که فرمود: «ما و اولاد ابوسفیان دو خاندان هستیم که به خاطر خدا با یکدیگر دشمنی داریم. ما گفتیم خداوند راست گفت و آنها گفتند خداوند دروغ گفت. … ابوسفیان به جنگ پیامبر برخاست و معاویه فرزند ابوسفیان به جنگ علی بن ابی طالب (علیهما السلام) رفت و یزید پسر معاویه به نبرد با حسین بن علی (علیهما السلام) پرداخت و سفیانی به مصاف حضرت قائم (علیه السلام) برمی‌خیزد».[۳۵]

همچنین از امام باقر (علیه السلام) نقل شده است: «گویا من سفیانی را می‌بینم که در زمین‌های سرسبز شما در کوفه اقامت گزیده و منادی او ندا می‌دهد، هرکس سر یک تن از شیعیان علی را بیاورد هزار درهم پاداش او است. در این هنگام همسایه بر همسایه حمله برده و می‌گوید: این شخص از آنها است، گردن او را می‌زند و هزار درهم جایزه می‌گیرد. آگاه باشید که در آن روز، فرمانروایی شما به دست حرامزادگان خواهد بود …».[۳۶]و[۳۷]

خروج سفیانی

با توجه به آموزه‌های شیعی، یکی از اتفاقات آخرالزمان خروج سفیانی است که بعد از اتفاقاتی که پس از آن رُخ می‌دهد، نوید دهنده ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می‌باشد.

حتمی بودن خروج سفیانی

با توجه به این‌که خروج سفیانی یکی از نشانه‌های قطعی ظهور امام زمان (علیه السلام) می‌باشد و ظهور امام زمان نیز از وعده‌های قطعی و تخلف ناپذیر خداوند است؛ از این‌رو آمدن سفیانى حتمى و قطعی می‌باشد.‏

احادیثی که پیرامون قطعی بودن خروج سفیانی وارد شده، بسیار زیاد است و ما فقط به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

  1. فضل کاتب مى‏گوید: خدمت امام صادق (علیه السّلام) بودم که نامه‏اى از ابو مسلم خراسانى براى ایشان رسید. حضرت فرمود: نامه تو جواب ندارد برو. ما شروع کردیم با هم به نجوا کردن. فرمود: اى فضل! چه سخنى را با هم نجوا مى‏کنید! قطعاً خداوند براى شتاب بندگان شتاب نمى‏کند و از جاى برآوردن کوهى آسانتر از ساقط کردن حکومتى است که هنوز عمرش به پایان نرسیده است. سپس فرمود: همانا فلان پسر فلان تا به هفتمین فرزند فلان رسید. من عرض کردم: قربانت گردم پس چه نشانى میان ما و شما وجود دارد؟ امام (علیه السّلام) فرمود: اى فضل! از جاى خود حرکت نکن تا سفیانى خروج کند و هنگامى که سفیانى خروج کرد به سوى ما رو آرید و این سخن را سه بار باز گفت. این از نشانه‏هاى حتمى [ظهور حضرت قائم (علیه السّلام)‏] است.[۳۸]
  2. حارث همدانى از امیر المؤمنین (علیه السّلام) روایت کرده که آن حضرت فرمود: «مهدى داراى چشمانى است که سیاهى آن فرو افتاده (شاید مخمور) و موى تابدار است و بر گونه‏اش خالى است. مبدأ او از سوى مشرق است در آن هنگام سفیانى نیز خروج می‌کند و به اندازه دوران باردارى یک زن که نه ماه است حکومت خواهد کرد. در شام خروج مى‏کند و مردم شام او را گردن مى‏نهند (پیروی می کنند)، جز چند طایفه از آنان که بر حقّ پایدار هستند، خداوند آنان را از خروج به همراهى او نگه مى‏دارد و با سپاهى بسیار (پر تاخت و تاز) به مدینه مى‏آیند تا آن‌گاه که به دشت مدینه مى‏رسد خداوند او را به زمین فرو مى‏برد و این همان فرمایش خداى عزّ و جلّ است در کتاب خود که «وَ لَوْ تَرى‏ إِذْ فَزِعُوا فَلا فَوْتَ وَ أُخِذُوا مِنْ مَکانٍ قَریبٍ»[۳۹] (اگر ببینى – آنان را در حال مرگى سخت پر عذاب – آن هنگامى که هراسانند، پس هیچ عذابی از آنان فوت نشود و از مکانى نزدیک – زیر قدم‌هایشان – گرفتار مى‏شوند).[۴۰]

خروج سفیانی نشانه قطعی ظهور حضرت مهدی (علیه السلام)

برای ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) دو نوع علامت وجود دارد:

الف. نشانه‌های عام و غیر حتمی.

ب. نشانه‌های خاص و حتمی.

بر اساس آموزه‌های شیعی، خروج سفیانی یکی از چند علامت قطعی و خاص می‌باشد که پس از آن ظهور حضرتتخلف ناپذیر است.

امام صادق (علیه السلام) فرمود: «پیش از قیام قائم پنج نشانه حتمى است: یمانى، سفیانى، بانگ آسمانى، قتل نفس زکیّه و خسف بیداء.[۴۱]

ابو قبیل می‌گوید: مردى از بنى هاشم مالک خلافت مى‏شود و بنى امیه را جز عده کمى می‌کشد و غیر از آنها کسى را نمى‏کشد آن‌گاه مردى از بنى‌امیه خروج می‌کند و به شماره هر مردى که (از بنى امیه کشته شده) دو مرد می‌کشد تا این‌که غیر از زن‌ها کسى باقى نمی‌ماند(ظاهرا این مربوط به همان منطقه نفوذ سفیانی است)، بعد از آن مهدى (علیه السّلام) خروج می‌کند.[۴۲]

در قرب الاسناد از ابن اسباط نقل می‌کند: به امام رضا (علیه السّلام) عرض‌کردم: قربانت گردم ثعلبه بن میمون از على بن مغیره و او از زید قمى (زید العمى) از امام زین العابدین (علیه السّلام) براى من نقل کرد که فرموده است: قائم ما در موسمى که مردم به حج می‌روند، قیام می‌کند، امام رضا (علیه السّلام) فرمود: آیا قائم بدون خروج سفیانى قیام می‌کند؟! قیام قائم ما از جانب خدا مسلم است و آمدن سفیانى هم حتمى است و قائم ظهور نمی‌کند مگر بعد از خروج سفیانى. عرض‌کردم: قربانت شوم! آنچه فرمودى امسال واقع مى‏شود؟ فرمود: هر چه خداوند اراده کند خواهد شد. عرض‌کردم در سال بعد چطور؟ فرمود: خدا هر کارى را بخواهد مى‏کند.[۴۳]

 

مکان و زمان خروج سفیانی

محل خروج سفیانی بیابان یابس (خشک) مشخص شده است، امّا زمان خروج وی مشخص نیست..

مغیره بن سعید از امام باقر (علیه السّلام) روایت کرده که آن حضرت فرمود:  امیرالمؤمنین (علیه السّلام) فرمود: «چون دو لشکر در منطقه شام و سوریه، درگیر جنگ شوند، یکی از آیات بزرگ الهی ظاهر می‌شود و آن رجفۀ در منطقه شام و سوریه است که بیش از صد هزار نفر، هلاک می‌شوند که برای مؤمنان رحمت و برای کافران عذاب است، بعد در انتظار ورود نیروهای نظامی پرچم های زرد رنگ از غرب سوریه (لبنان) و ادوات و ماشین های جنگی مجهز به پرتاب سلاح، باشید که به سرزمین شام و سوریه وارد خواهند شد … سپس در انتظار زلزله و خسف منطقه حرستا دمشق در سوریه باشید و بعد از آن منتظر خروج سفیانی، پسر هند جگرخوار، باشید که از وادی یابس (مرز بین اردن و سوریه در استان درعا) خروج می‌کند تا بر دمشق دست یابد و بعد از آن منتظر قیام امام عصر باشید».[۴۴]

گفتنی است، خروج سفیانی زمانی رُخ خواهد داد که پیش از آن شخصی به نام شیصبانى خروج می‌کند و تعداد بسیاری از مردم بی‌گناه را می‌کشد.

جابر جعفى می‌گوید:

از امام محمد باقر (علیه السّلام) پرسیدم: سفیانى کى خواهد آمد؟ فرمود: از کجا سفیانى به این زودى مى‏آید تا کسى که بعد از اوست (یعنى قائم آل محمد) نیامده است؟ وقتى آب در زمین کوفه جوشید و لشکر شما (شیعیان) را به قتل رسانید، منتظر سفیانى و آمدن قائم باشید».[۴۵]

همان طور که پیش از این نیز اشاره شد، نظر به این‌که زمان خروج سفیانی نزدیک ظهور امام زمان (علیه السلام) می‌باشد و از طرفی بر اساس مشیت الهی، زمان ظهور آن‌ حضرت جزء اسرار الهی و غیب محسوب می‌شود، از این رو زمان خروج سفیانی مشخص نشده است.

مدت حکومت سفیانی

برای زمان حکومت سفیانی سه نقل «۷ ماه»، «۸ ماه» و «۹ ماه» گزارش شده است که به نظر می‌رسد مدت هشت ماه درست باشد:

عبد اللَّه ابى منصور بجلى می‌گوید: از امام جعفر صادق (علیه السلام) نام سفیانى را پرسیدم فرمود: به نام او چه کار دارى هر گاه پنج استان شام دمشق، حمص، فلسطین، اردن و قنسرین را به دست آورد، شما منتظر فرج باشید. گفتم: نه ماه حکومت می‌کند؟ فرمود نه بلکه هشت ماه حکومت می‎کند و از یک روز هم بیش‌تر نباشد.[۴۶]

برخی نیز گفته‌اند: بعد از تسلط بر شام، هفت ماه حکمرانی می‌کند.[۴۷]

ما بعد از جستجو در روایات به حدیثی که دال بر هفت ماه باشد دست نیافتیم، اگر گزارش دوم را نیز بپذیریم، وجه جمع این دو روایات شاید به این صورت باشد که هفت ماه بعد از تثبیت حکومت بر تمام مناطق شام باشد.

همزمانی خروج یمانی و خراسانی با خروج سفیانی

روایات متعددی به پیوستگی جنبش یمانی و خراسانی با خروج سفیانی دلالت دارند، از جمله، امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: «… یمانی و سفیانی مانند دو اسب مسابقه هستند».[۴۸]

این مطلب آن‌قدر مسلم بوده که امام صادق (علیه السلام) برای نفی قیام سفیانی، بر عدم قیام یمانی استدلال فرموده‌است. هنگامی‌که در محضر آن امام از خروج سفیانی سخن به میان آمد، فرمود: «… کی و چگونه سفیانی قیام می‌کند، در حالی‌که کسی (یمانی) که چشم او را از کاسه درمی‌آورد، هنوز از صنعاء، خروج نکرده است؟!».[۴۹]

امام باقر (علیه‌السلام) در روایت دیگری فرمود: «ثم یسیرُ الیهم … سپس منصور یمانی همراه با سپاهیانش از صنعا به سمت آنها (لشکر سفیانی) رهسپار می‌شود …، او با اخوص (سفیانی) روبه‌رو می‌شود… ، میان آن دو جنگی سخت درمی‌گیرد».[۵۰]

در مجموعه روایاتِ نشانه‌های ظهور، سه روایت وجود دارد که علاوه بر دلالت بر تلاقی قیام یمانی با خروج سفیانی، آغاز این دو جنبش و جنبش خراسانی را دقیقاً در یک سال و یک ماه و یک روز بیان کرده است. امام باقر  (علیه‌السلام) در این خصوص فرموده‌است: «خروج سفیانی و یمانی و خراسانی در یک سال و یک ماه و یک روز است». [۵۱]

 آن حضرت در روایت دیگری فرموده‌است: «خروج سه نفر؛ خراسانی، سفیانی و یمانی در یک سال و یک ماه و یک روز است».[۵۲]

از مجموعه روایات یاد شده، تلاقی قیام یمانی و سفیانی و هم‌چنین هم‌زمانی دقیق آغاز حرکت یمانی، سفیانی و خراسانی نیز اثبات می‌شود. دراین‌صورت قیام یمانی در ماه رجب، آغاز خواهد شد، زیرا امام صادق  (علیه‌السلام) در حدیثی فرموده‌است: «حرکت سفیانی از نشانه‌های حتمی است و در ماه رجب روی خواهد داد».[۵۳]

معنای همزمانی خروج یمانی و خراسانی با سفیانی

معنای همزمانی خروج سفیانی، یمانی و خراسانی چیست؟ آیا در یک روز، اعلام خروج خواهند کرد و یا این مطلب کنایه از پیوستگی بین این سه خروج دارد و لو این‌که بین آنها، فاصله‌ای اندک باشد؟ دراین‌باره، دو دیدگاه و احتمال، وجود دارد:

  1. اینکه، قیام یمانی، خراسانی و سفیانی در یک سال و یک ماه و یک روز، کنایه از شدت پیوستگی این دو رخداد حق و باطل است و این امر منافاتی باوجود فاصله اندک میان آن دو ندارد. قرینه‌ای که نکته فوق را تأیید می‌کند، جمله‌ای است که در ذیل حدیث امام باقر (علیه‌السلام)، آمده است. آن حضرت پس از بیان این‌که قیام یمانی و سفیانی و خراسانی در یک سال و یک ماه و یک روز است، می فرماید: «… با نظام و ترتیبی هم‌چون نظام یک رشته که به بند کشیده شده و هر یک از پی دیگر».[۵۴]

تصریح به این مطلب که این حوادث چون رشته‌ای منظم، پی‌درپی رخ خواهند داد، نشان از آن دارد که میان این سه حادثه، فاصله‌ای وجود دارد.

  1. اما برخی از محققان، معنای خروج را خیلی وسیع‌تر و گسترده‌تر معنا کرده و چنین می‌گویند: «ابتدا باید از معنای خروج سفیانی آگاه شویم تا بعد بدانیم همزمانی خروج یمانی و خراسانی چیست؟ زیرا خروج سفیانی چند مرحله دارد:

مرحله اول: روز خروج سفیانی از وادی یابس در سوریه در ماه رجب.

مرحله دوم: روز خروج سفیانی برای تسلط بر مناطق پنحگانه شام.

مرحله سوم: روز خروج سفیانی برای تسلط و جنگ در منطقه قرقیسیا.

مرحله چهارم: روز خروج سفیانی برای حمله به عراق.

مرحله پنجم: روز خروج سفیانی برای حمله به بغداد و کوفه.

مرحله ششم: روز خروج سفیانی برای حمله به مدینه و مکه.

همه اینها، بر مراحل خروج سفیانی صدق می‌کند.

با این توصیف، کدام‌یک از مراحل خروج سفیانی، با خروج یمانی و خراسانی، همزمان است؟ به‌عبارت دیگر، کدام‌یک از این خروج‌ها، با خروج یمانی و خراسانی، همزمان خواهد شد؟

به نظر می‌رسد، با توجه به سایر روایات پیرامون مهدویت، منظور از همزمانی خروج یمانی و خراسانی با خروج سفیانی، همان مرحله چهارم؛ یعنی هنگام حمله به عراق و مرحله پنجم؛ یعنی هنگام حمله به کوفه، نجف و مراکز مقدسه شیعه و …، از مراحل خروج سفیانی، منظور باشد. با توجه به شرایط اقلیمی و امنیتی کشور عراق و ایران، و طبق روایات دیگر، که در آنها به شیعیان توصیه‌شده در جنگ قرقیسیا، حضور پیدا نکنند، بنابراین تا این مرحله (چهارم)، تکلیف و بسیج عمومی، متوجه شیعه و سپاهیان یمانی و خراسانی، نیست و وظیفه شرعی، تنها هنگام حمله لشکر سفیانی به عراق و حمله به بغداد، کوفه و نجف، متوجه شیعه می‌شود. در هنگام خروج سفیانی از وادی یابس به علت دوری از مناطق شیعی، خطری متوجه شیعه نیست؛ زیرا ابتدا سفیانی، به‌عنوان بزرگ‌ترین دشمن امام عصر، با ابقع و اصهب، درگیر جنگ می‌شود و در مرحله دوم خروج، بر کل منطقه سوریه، مسلط می‌شود و تنها مناطق شرقی سوریه که  تحت سیطره ترک‌ها است، باقی می‌ماند. سفیانی در مرحله سوم خروج، در جنگ قرقیسیا با ترک‌ها و بنی قیس و بقیه‌ای که در اطراف هستند درگیر جنگ‌شده و علی‌رغم تلفات فراوان، پیروز می‌شود. سفیانی بعد از معرکه قرقیسیا، هدفی جز حمله به عراق و کشتن شیعیان ندارد. از این زمان به بعد، عراق، ایران و مراکز مقدسه شیعه و شیعیان، در معرض خطر قرار می‌گیرند. بعد از ورود سفیانی به عراق و رسیدن به بغداد، یمانی و خراسانی، با وی درگیر جنگ شده و اولین شکست را بر او تحمیل خواهند کرد. بنابراین معنای همزمانی خروج، به آغاز خروج سفیانی به سمت عراق، بعد از جنگ قرقیسیا، اطلاق شده و بین خروج سفیانی از وادی یابس در اولین خروج تا خروج یمانی و خراسانی برای جنگ با سفیانی در عراق، حدود هفت یا هشت ماه، فاصله است. طبق این دیدگاه، ابتدا سفیانی، از منطقه شام خروج می‌کند و بر سوریه مسلط شده و بعد، در هنگام حمله سفیانی به عراق، یمانی و خراسانی، نیز خروج خواهند کرد. براین اساس، دیدگاه دوم؛ (احتمال دوم)، با توجه به تعبیر «فرسی رهان»؛  (دو اسب مسابقه) برای یمانی و سفیانی، نیز تقویت می‌شود.

اما برخی از محققان، این احتمال را قبول نداشته و در پاسخ می‌گویند: روایت خروج همزمان یمانی و سفیانی، مطلق است و مقید به خروج از مکانی خاصی، نشده است.[۵۵]

جنایات سفیانی پس از خروج

در آخرالزمان آشوبى به وجود مى‏آید که مردم سرگرم کشمکش و اختلافات خود می‌شوند، در این زمان سفیانی خروج می‌کند و بر آنها حمله می‌برد و وارد دمشق مى‏شود و لشگریانی به شرق و مدینه می‌فرستد. لشگر اول پس از قتل و غارت و تجاوز، به کوفه وارد می‌شوند و اطراف آن را ویران می‌سازند سپس به شام مى‏روند.

در آن وقت لشکرى با پرچم هدایت، تمامی لشگر سفیانى را به قتل می‌رسانند و اسیران و آن‌چه را به غارت برده‏اند را از آنها پس می‌گیرند.

لشکر دوم پس از ورود به مدینه سه شبانه روز دست به تاراج می‌زنند، سپس به سوی مکه حرکت می‌کنند، وقتى به سرزمین «بیداء» رسیدند، خداوند آنها را در آن زمین فرو می‌برد.

طبرسى می‌گوید: از حذیفه بن الیمان روایت شده است: پیامبر (صلّى اللَّه علیه و آله) از آشوبى که میان مردم شرق و غرب پدید مى‏آید سخن به میان آورد و فرمود: در اثنائى که آنها سرگرم کشمکش و دعوا هستند، سفیانى از یابس بر آنها حمله می‌برد تا آن‌که وارد دمشق مى‏شود، آن‌گاه دو لشکر فراهم نموده یکى را به شرق و دیگرى را به مدینه می‌فرستد. چون لشکر اول به زمین «بابل» می‌رسند، بیش از سه هزار نفر را به قتل می‌رسانند و بیش از صد زن را مورد تجاوز قرار می‌دهند و سیصد جوان رشید از بنى عباس را می‌کشند. سپس مانند سیل به کوفه وارد شده، حوالى آن را ویران می‌سازند، سپس از آنجا بیرون آمده روى به شام مى‏آورند.

در آن وقت لشکرى با پرچم هدایت بیرون آمده لشکر سفیانى را دنبال می‌کنند تا به آنها رسیده، تمام آنها را به قتل می‌رسانندطورى که یک نفر از آنها را باقى نمی‌گذارند که خبرى از آنها ببرد! و اسیران و آن‌چه را به غارت برده‏اند، از آنها می‌گیرند.

سپس لشکر دوم به مدینه آمده سه شبانه روز دست به تاراج می‌زنند، آن‌گاه روى به مکه مى‏آورند. وقتى به سرزمین «بیداء» رسیدند، خداوند جبرئیل را می‌فرستد و می‌فرماید: برو و آنها را نابود گردان! جبرئیل هم با پاى خود ضربتى به زمین می‌زند و با آن ضربت خداوند آنها را در زمین فرو می‌برد و جز دو نفر از قبیله جهینه کسى از آنها باقى نمی‌ماند.[۵۶]

وظیفه ما در قبال خروخ سفیانی

تردیدی نیست که انسان‌ها در قبال اتفاقاتی که در جامعه رُخ می‌دهد، مسؤول هستند؛ لذا نمی‌توانند بی‌تفاوت باشند، امّا این‌که عکس العمل افراد باید چگونه باشد این مسئله بعد از سنجیدن تمام جوانب واقعه، روشن می‌شود که آیا باید تقابل ایجابی داشته باشند و یا سلبی.

در مقابله با برخی از امور باید مبارزه نمود و بعضی از موارد باید سکوت و یا مهاجرت نمود و … .

مطابق با آموزه‌هایی که از اهل بیت (علیهم السلام) به ما رسیده در جریان خروج سفیانی رفتار ما در زمان‌های خروج سفیانی باید مختلف باشد.

در این بخش به برخی از روایات وارد شده اشاره می‌شود:

الف. یونس بن أبى یعفور می‌گوید: شنیدم امام صادق (علیه السّلام) مى‏فرمود: «هنگامى که سفیانى خروج می کند سپاهى به طرف ما و سپاهى به طرف شما گسیل مى‏دارد، چون چنان شد شما با [هر] وسیله که توانستید نزد ما بیائید خواه با مرکب ناهموار و سخت یا مرکب هموار و آرام».[۵۷]

ب. محمّد بن مسلم می‌گوید: شنیدم امام باقر (علیه السّلام) مى‏فرمود: «… پس به خود مژده دهید و باز مژده دهید بر آنچه مقصود شما است.

مگر نمى‏بینید که دشمنان شما بر سر نافرمانی‌هاى خدا با هم‌دیگر می‌جنگند و به خاطر دنیا یک دیگر را مى‏کشند، امّا با شما کارى ندارند و شما در خانه‏هاى خود آسوده و در امان هستید و سفیانى براى شکنجه دادن دشمنان شما براى شما بس‏ است و او از نشانه‏هائى است که به سود شما خواهد بود علاوه بر این آن فاسق هنگامى که خروج می‌کند یک ماه و یا دو ماه پس از خروج او براى شما ناراحتی پیش نخواهد آمد تا آن‌که تعداد بسیاری از مردم غیر از شما را بکشد.

بعضى از اصحاب آن حضرت به او عرض کردند: آن هنگام که چنین شد ما نسبت به خانواده‌مان چه کار کنیم؟ فرمود: مردان شما خودشان را از دیدگاه او پنهان کنند؛ زیرا خشم و حرص او تنها بر شیعیان ما است و امّا زنان را إن شاء اللَّه که ناراحتى پیش نخواهد آمد.

به آن حضرت عرض شد: مردان به کجا فرار کنند و از دست او بگریزند؟ فرمود: هر کس بخواهد که بیرون شود به مدینه یا مکّه و یا یکى از شهرهاى دیگر برود.

سپس فرمود: در مدینه چکار دارید؟ با این‌که هدف سپاه آن فاسق مدینه خواهد بود؛ بنابراین مکّه را از دست ندهید که گردهمآئى شما همان جا است و این گرفتارى به اندازه دوران باردارى یک زن به طول مى‏انجامد که نه ماه است و إن شاء اللَّه از آن فزونتر نگردد».[۵۸]

ج) خلّاد صائغ از امام صادق (علیه السّلام) روایت کرده که آن حضرت فرمود: «سفیانى را چاره و گریزى نباشد و خروج نمى‏کند مگر در ماه رجب، مردى به آن حضرت عرض کرد: اى ابا عبد اللَّه هنگامى که او خروج مى‏کند حال و وضع ما چگونه خواهد بود؟ فرمود: «هنگامى که چنان شود، شما به سوى ما روى آورید».[۵۹]

نظر به روایات مذکور و روایات دیگر و با توجه به این‌‌که در ابتدای خروج سفیانی وی با گرفتن قدرت و تثبیت آن سرگرم جنگ و خون‌ریزی با دیگران است و پاره‏اى از ایشان به خاطر دنیا عدّه‏اى دیگر را مى‏کشند، این بهترین فرصت برای دوست‌داران اهل بیت (علیهم السلام) است. درگیر نشدن با نیروهای سفیانی و حرکت به سمت مکه؛ محل حضور امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از جمله وظایفی است که برای ما تعریف شده‌است.

اقدامات و آثار سفیانی

سفیانی سفاکی است که اقدامی جز ظلم و ستم ندارد و آثاری جز خرابی و کشتار بر جای نمی‌گذارد.

همان‌طور که در زیرموضوع پیشین گفته شد، در روایت آمده که که وی آن‌قدر از مردم می‌کشد ‌که غیر از زن‌ها کسى باقى نمی‌ماند.

حذیفه می‌گوید: وقتى که سفیانى در زمین مصر وارد شد، مدت چهار ماه در آن زمین اقامت می‌کند و اهل مصر را می‌کشد و اسیر می‌کند. در آن روز است که کار زنان، گریه خواهد شد. زنى براى عورت خود و زنى براى فرزندان خود می‌گرید. زنى دیگر بعد از عزت، براى ذلیلى خویشتن اشک می‌ریزد و زنى از براى شوقى که به قبر دارد، گریه می‌کند.[۶۰]

از جمله اقداماتی که سفیانی انجام می‌دهد، جمع کردن گنج‌هایی است که از سرزمین‌های فتح شده به دست می‌آورد.

عبد اللَّه بن ابى منصور می گوید: «از حضرت صادق (علیه السّلام) پرسیدم اسم سفیانى چیست؟ فرمود: چه کار به اسم او دارى؟ وقتى او گنج‌هاى پنج‌گانه شام؛ یعنى دمشق، حمص، فلسطین، اردن و قنسرین را به چنگ آورد، در آن وقت منتظر ظهور قائم باشید …».[۶۱]

موافقان و مخالفان سفیانی

توافق‌ها و اختلافاتی که میان افراد وجود دارد، غالبا بر اساس باورها و اعتقادات آنان شکل می‌گیرد. نظر به این‌که سفیانی شخص منحرف و ستم‌پیشه ای می‌باشد؛ از این رو موافقان و مخالفان وی نیز در همین راستا شناخته می‌شوند؛ موافقان وی را انسان‌های منحرف و باطل تشکیل می‌دهند، به سخن دیگر، موافقان او کسانی هستند که وی را در انجام افکار شیطانی یاری می‌رسانند، امّا انسان‌های حق طلب که در راه راست و با صداقت هستند، جزو مخالفان وی محسوب می‌شوند، به سخن دیگر، مخالفاان او کسانی هستند که وی را از انجام افکار شیطانی برحذر می‌دارند.

برخی از روایات به این مطلب اشاره دارند.

انسان‌هایی که در مسیر باطل قرار گرفتند و جزو مخالفان وی محسوب می‌شوند؛ مانند روایتی که در بحارالانوار از امیرمؤمنان (علیه السلام) ضمن روایتی طولانی نقل شده است: و آن را نشانه‌ها و علامت‌هایی است و خروج سفیانی با درفش سرخ همراه است و فرمانده آن مردی از قبیله بنی کلب است[۶۲] این پرچم سرخ رمز برتری‌جوئی و سیاست خون‌آشامی وی می‌باشد.

 امّا انسان‌هایی که در صراط حق قرار دارند و به دنبال وعده الهی منتظر ظهور منجی می‌باشند جزو مخالفان وی محسوب می‌شوند.

پیش از امام زمان (علیه السلام)، کسانی که در رأس همه مانع جاه‌طلبی‌ها و بلندپروازی‌های سفیانی هستند و مانند سدّی محکم در مقابل وی قرار می‌گیرند، یمانی و سید خراسانی هستند.[۶۳]

کتابنامه مقاله سفیانی

  1. قرآن
  2. ابن ابى الحدید، عزالدین ابوحامد، شرح‏ نهج البلاغه، کتابخانه ]یت الله مرعشی نجفى، چاپ اول، قم، ۱۳۷۸٫
  3. امیری، مصطفی، گروه آیین و اندیشه فرهنگ نیوز- مصطفی امیری.
  4. بحرانى، سید هاشم بن سلیمان، حلیه الأبرار فی أحوال محمّد و آله الأطهار علیهم السلام‏، مؤسسه المعارف الإسلامیه، چاپ اول، قم‏، ۱۴۱۱ ق‏.‏
  5. حِمیَرى قمى، عبدالله بن جعفر، قرب الإسناد، انتشارات کتابخانه نینوى، تهران.
  6. راوندی، قطب‌الدین؛ الخرائج و الجرائح؛ ناشر: مدرسه امام مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف)‏، چاپ اول‏، قم‏، ۱۴۰۹ ق‏.
  7. سایت راسخون.
  8. سایت شیعه نیوز.
  9. سایت ویکی شیعه.
  10. سلیم بن قیس هلالی؛ ناشر: انتشارات هادى‏، چاپ اول، قم‏، ۱۴۰۵ ق‏.
  11. سید ابن طاوس، علی بن موسی؛ الملاحم و الفتن فی ظهور الغائب المنتظر( عج)؛ شریف رضى‏، چاپ اول، قم‏، ۱۳۷۰ ش‏.
  12. صدوق‏، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمه، اسلامیه، چاپ دوم، تهران‏، ۱۳۹۵ ق‏.
  13. طوسى، محمد بن حسن؛ الغیبه، مؤسسه معارف اسلامى قم، ۱۴۱۱ هـ ق.
  14. کلینی، محمد بن یعقوب؛ کافی، محقق / مصحح: دارالحدیث‏، ناشر: دار الحدیث‏، چاپ اول، قم‏، ۱۴۲۹ ق‏.
  15. کورانی، علی؛ الیمانیون قادمون؛ ناشر معروف، ۱۳۹۴٫
  16. کورانی، علی؛ معجم احادیث الامام المهدی؛، مسجد مقدس جمکران، قم.
  17. مجلسی، محمد باقر؛ بحارالانوار (مهدى موعود – ترجمه جلد سیزدهم بحار)؛ مترجم: دوانى، على؛ دار الکتب الاسلامیه‏، چاپ بیست و هشتم‏، تهران‏، ۱۳۷۸ ش‏.
  18. مجلسی، محمد باقر؛ بحارالانوار؛ مؤسسه الوفاء، بیروت – لبنان، ۱۴۰۴ هـ ق.
  19. مقدسی شافعی سلمی، یوسف بن یحیی؛ عقد الدرر فی اخبار المنتظر؛ تحقیق: عبدالفتاح محمد حلو، مسجد مقدس جمکران، چاپ سوم، قم، ۱۴۲۴ ق -/ ۲۰۰۴ م -/ ۱۳۸۲ ش.
  20. نعمانی، ابو عبدالله محمد بن ابراهیم، الغیبه، مکتبه الصدوق، تهران، ۱۳۹۷ هـ ق.
  21. نعیم بن حماد، الفتن؛ تحقیق: الدکتور سهیل زکار، دار الفکر للطباعه والنشر والتوزیع، بیروت – لبنان، ١٩٩٣ م / ١۴١۴ ق.
  22. نیشابوری، فضل بن شاذان، مجله تراثنا، شماره ۴٫

[۱] . مقدسی شافعی سلمی، یوسف بن یحیی، عقد الدرر فی اخبار النتظر، ص ۹۱؛ نعیم ابن حماد، الفتن، ص۲۲۱.

[۲] . مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۰۵.

[۳] . صدوق، کمال الدین و تمام النعمه،ج ۲،ص ۶۵۱.

[۴] . نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبه، ص ۴۳۵، ۱۳۹۷ ق.

[۱]. مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار ، ج ‏۵۳، ص ۸٫

[۲].  ر ک: ابن ابی الحدید،‌ شرح‏ نهج‏البلاغه، ج ۷، ص ۵۹٫

[۳]. هلالی، سلیم بن قیس، کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ص ۷۷۴ و ۷۷۵٫

[۴]. مقدسی شافعی سلمی، یوسف بن یحیی، عقد الدرر فی اخبار المنتظر، تحقیق: حلو، عبدالفتاح محمد، ص ۹۱؛ سید ابن طاوس، علی بن موسی، الملاحم و الفتن فی ظهور الغائب المنتظر( عجل الله تعالی فرجه الشریف)، ص ۲۲۱.

[۵] . مقدسی شافعی سلمی، یوسف بن یحیی، عقد الدرر فی اخبار المنتظر، تحقیق حلو، عبدالفتاح محمد، ص ۹۱؛ نعیم بن حماد، الفتن، تحقیق: الدکتور سهیل زکار، ص۲۲۱.

[۶] . سید بن طاووس، علی بن موسی، الملاحم و الفتن فی ظهور الغائب المنتظر (عج)، ص ۴۱٫

[۷] . برگرفته از شیعه نیوز.

[۸] . مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار،  ج ‏۵۲، ص ۲۵۲٫

[۹]. بیداء همان ذات الجیش، سرزمینى بین مدینه و مکه است که در یک میلى ذوالحلیفه به طرف مکّه قرار دارد، ویکی فقه.

[۱۰] . حمیری قمی، عبد الله بن جعفر، قرب الاسناد، ص ۵۸٫

[۱۱] . اگر ببینى هنگامى که فریادشان بلند مى‏شود، امّا نمى‏توانند (از عذاب الهى) بگریزند و آنها را از جاى نزدیکى (که حتّى انتظارش را ندارند) مى‏گیرند (از درماندگى آنها تعجّب خواهى کرد)؛‌ سبإ، ۵۱٫

[۱۲] . سید بن طاووس، علی بن موسی، الملاحم و الفتن فی ظهور الغائب المنتظر (عج)، ص ۷۵٫

[۱۳] . سلیم بن قیس هلالی، کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ص ۷۷۴ و ۷۷۵٫

[۱۴] .  بحرانی، سید هاشم، حلیه الأبرار فی أحوال محمد و آله الأطهار علیهم السلام، ج ‏۶، ص ۳۸۲ .

[۱۵] . رک: شیعه نیوز.

[۱۶] . نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبه، ص ۳۰۶٫

[۱۷] . صدوق، محمد بن علی، کمال الدین، کمال الدین و تمام النعمه، ج ‏۲، ص ۶۵۱٫

[۱۸] . راوندی، قطب‌الدین، الخرائج و الجرائح، ج‏۳، ص ۱۱۴۹ و ۱۱۵۰٫

[۱۹] . صدوق ، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمه، ج ‏۲، ص ۶۵۱٫

[۲۰]. صدوق، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمه، ج ‏۲ ، ص ۶۵۳٫

[۲۱] . همان، ص ۶۵۱٫

[۲۲] . همان، ص ۶۵۱ و ۶۵۲٫

[۲۳] . همان، ص ۶۵۲٫

[۲۴] . همان.

[۲۵] . نهر الکلب محلى واقع میان بیروت و صیدا است، دوانی، علی، مهدی موعود، ص ۹۸۲٫

[۲۶] . قرقیسا- محلى در کنار نهر فرات بوده است، دوانی، علی، مهدی موعود، ص ۹۸۳٫

[۲۷] . از قدیم بلوکى از مصر واقع در سمت غربى رود نیل بوده است، دوانی، علی، مهدی موعود، ص ۹۸۳٫

[۲۸] . جزیره- که آن را« جزیره اقور» هم میگویند واقع در بین شط دجله و فرات است جزیره در همسایگى شام و مشتمل بر« دیار مضر» و« دیار بکر» است چون در بین دو شط دجله و فرات واقع شده لذا جزیره خوانده مى‏شود حران، رها، رفه، رأس عین، نصیبین، سنجار خابور، ماردین، آمد میافارقین و موصل از شهرهاى مهم جزیره است‏دوانی، علی، مهدی موعود، ص ۹۸۳٫

. [۲۹] این نفس زکیه که از یاوران امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است، غیر از نفس زکیه ای است که در زمان خلیفه عباسی منصور قیام نموده و به شهادت رسیده است.

[۳۰]. طوسی، محمد بن حسن، الغیبه، ص ۴۴۳٫

[۳۱] . همان، ۴۳۶٫

[۳۲] . همان، ۴۳۶ و ۴۳۷٫

[۳۳] . نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبه، ص ۲۵۲٫

[۳۴]. راوندی، قطب الدین، الخرائج و الجرائح، ج ‏۳، ص ۱۱۶۳٫

[۳۵]. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۹۰.

[۳۶]. همان، ص ۲۱۵.

[۳۷]. برگرفته از ویکی شیعه.

[۳۸] . کلینی، محمد بن یعقوب، کافی (ط – دارالحدیث)، ج ‏۱۵، ص ۶۲۳٫

[۳۹] . سبأ، ۵۱٫

[۴۰] . نعمانى، ابو عبدالله محمد بن ابراهیم، الغیبه، ص ۳۰۴٫

[۴۱] . صدوق، محمد بن علی، کمال الدین، ج ۲، ص ۶۵۰.

[۴۲] . سید بن طاووس، علی بن موسی، الملاحم و الفتن فی ظهور الغائب المنتظر (عج)، ص ۴۹٫

[۴۳] . مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج ‏۵۲، ص ۱۸۲٫

[۴۴]. ر ک: نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبه، ص ۳۰۶٫

[۴۵]. همان، ص ۳۰۲٫

[۴۶] . صدوق، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمه، ج‏۲، ص ۶۵۲٫

[۴۷] . شیعه نیوز.

[۴۸]. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج ‏۵۲، ص ۲۵۳٫

[۴۹]. نعمانی، ابو عبدالله محمد بن ابراهیم، الغیبه، ص ۲۷۷٫

[۵۰]. همان، ص ۲۷۶٫

[۵۱]. همان، ص ۲۵۵٫

[۵۲]. طوسی، محمد بن حسن، الغیبه، ص ۴۴۶٫

[۵۳]. صدوق، محمد بن علی، کمال الدین، ج ۲، ص ۶۵۰٫

[۵۴] . نعمانی، ابو عبدالله محمد بن ابراهیم، الغیبه، ص ۲۵۶٫

[۵۵] . ر ک: گروه آیین و اندیشه فرهنگ نیوز- مصطفی امیری.

[۵۶] . مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ص ۱۸۶٫

[۵۷]. نعمانى، محمد بن ابراهیم، الغیبه، ص ۳۰۶٫

[۵۸]. همان، ص ۳۰۰٫

[۵۹]. همان، ص ۳۰۲٫

[۶۰] . سید بن طاووس، علی بن موسی، الملاحم و الفتن فی ظهور الغائب المنتظر (عج)، ص ۵۰٫

[۶۱] . ر ک: مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج ‏۵۲، ص ۲۰۱٫

[۶۲] . مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۷۳.

[۶۳] . برگرفته از ویکی شیعه.




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


2 + 2 =