دایره المعارف اسلام پدیا » مستثنیات تقیه
منوی اصلی

مستثنیات تقیه

تاریخ: ۲۲ مرداد ۱۳۹۷ در باب: کلام

تقیه ـ به ویژه تقیه خوفى ـ اصلِ ثانوىه ای است که غرض عمده آن حفظ جان، شرف، مال و نیز حفظ دین و شریعت است. حال اگر حفظ امور یادشده متوقف بر تقیه باشد، تقیه واجب است و اگر تقیه نتیجه‌اى برخلاف غرض مزبور داشته باشد، حرام خواهد بود. این گونه موارد را به عنوان مستثنیات تقیه نام برده اند. به عبارت دیگر مستثنیات تقیه؛ یعنی اموری که تقیه کردن در آنها حرام است.

در روایات متعددی از معصومان (علیهم السلام) موارد مستثنیات تقیه بیان شده است که در این مقال کوتاه به برخی از آنها اشاره می شود:

  1. تقیه موجب فساد در دین شود؛ یعنی انحراف و بدعت در دین ایجاد کند:

از مسعده بن صدقه نقل شده: «از امام صادق (علیه السلام) سؤال شد، چگونه است ایمان کسى که حق او و برادرى او بر ما لازم است و ایمان او به چه دلیل ثابت و به چه دلیل باطل گردد؟ در پاسخ فرمود: همانا ایمان از دو راه به دست می آید: یکی این‌که از اظهار ایمان رفیقت، ایمان او برای تو آشکار شده و از همین بفهمى که عقیده و ایمان او مانند تو است. در این صورت، دوستى و برادرى با او بر تو ثابت می شود. دوم این‌که اگر اظهار و کردار او بر خلاف ایمان و اعتقاد تو که خود را بدان وصف کرده‌ای و به تو اظهار کرده است، باشد و یا از وضعى که از او می بینی، دلیل بر نقض آنچه به تو اظهار کرده و ناقض اظهار اولى خودش باشد (دوستی و برادری با او بر تو ثابت نمی شود)، مگر این که مدعى شود که این عمل خلاف را از روى تقیه انجام داده و با این دعوى هم باید در حال او تأمل و اندیشه کرد اگر از کسانى باشد که تقیّه در باره او و امثال او زمینه ندارد، ادعاى تقیّه او پذیرفته نشود؛ زیرا براى تقیّه موارد مخصوصى است. برای تقیه مواضعی وجود را دارد و هر که تقیه را از محل و موضع خود خارج کند، براى او درست نیست و تفسیر و مثال آنچه در آن تقیّه روا باشد، این است که (فرض کنیم) گروهی از مردمان بدکردار و بدگفتار هستند که کار آنها بر خلاف حق و بر خلاف کردار حق است. پس در موقعیت و جایگاهی این چنین، هر کارى که شخص مؤمن در میان آنها از روى تقیّه به جا آورد – از کارهایی موجب ایجاد‏ فساد و تباهى در دینش نباشد – به راستى که روا و جایز است.[۱]

  1. تقیه موجب ریخته شدن خون کسی به ناحق شود:

از امام محمد باقر (علیه السلام) نقل شده که فرمود: «همانا تقیّه براى این مقرر شده که خون و جان با آن نگهدارى شود و اگر تقیّه به خون‌ریزى کشد، دیگر تقیّه‏اى نیست (و در ریختن خونِ دیگران از روی تقیّه روا نیست).[۲]

  1. تقیه نکردن امام مهدی (علیه السلام):

در روایتی آمده که امام صادق (علیه السلام) فرمود: «قائم (حضرت مهدی (علیه السلام)) قیام می کند در حالی که بیعت هیچ کس را به گردن ندارد».[۳]‏ در این روایت آمده علّت و حکمت غیبت امام مهدی (علیه السلام) این است که آن حضرت ناچار نشود با طاغوت‌های زمان خود بیعت کند. او به وسیله غیبت بیعت با هیچ حاکمی را بر عهده ندارد، تا بتواند در زمان قیام خود آزادانه تلاش کند. دیگر امامان، به دلیل آماده نبودن زمینه برای قیام و نداشتن یاور، از روی تقیه، حکومت‌ها را به رسمیت می شناختند و مجبور به قرارداد ظاهری با ستمگر زمان خود بودند ، امّا حضرت مهدی (علیه السلام) مأمور به تقیه نیست و به همین جهت با حکومت‌ها و طاغوت‌های زمان، بیعت نمی کند. لذا وقتی قیام می فرماید، از احدی تقیه نکرده و زمین را از عدل و داد پر می کند.

  1. تقیه در خوردن شراب، مسح بر کفش و حج تمتع:

زراره می گوید: «به امام باقر (علیه السلام) عرض کردم: آیا از روی تقیه می شود (در وضو گرفتن) بر کفش مسح کرد؟ امام فرمود: خیر، در سه چیز تقیه جایز نیست. عرض کردم آن سه چیز چیست؟ فرمود: خوردن شراب، مسح بر کفش و حج تمتع.

مؤلف کتاب «القواعد الفقهیه» می گوید: «این روایات این‌گونه توجیه شده‌اند: اینکه این سه چیز تقیه ندارند، از این باب است که در مورد اینها آیاتی در قرآن کریم موافق با مذهب شیعه وجود دارد و از طرفی هم مخالفان شیعه نمی توانند آیات قرآنی را رد کنند. لذا اگر شخصی در این موارد تقیه نکند، ضرر و خطر متوجه او نمی شود. در این زمینه می شود به آیات قرآن استناد کرد. البته اگر فردی گرفتار یک گروه بی سواد شد و خطری او را تهدید کرد، می‌تواند تقیه کند.

به عنوان مثال قرآن کریم در باب خمر (شراب) می فرماید: «اى مؤمنان! حق این است که شراب و قمار و بت‌هاى نصب شده و تیرهاى بخت‌آزما، پلیدى (و) از عمل شیطان هستند، پس از آنها دورى کنید تا رستگار شوید».[۴]

در آیه دیگری آمده است: «ای اهل ایمان! هنگامی که به (قصدِ) نماز برخیزید، صورت و دست هایتان را تا آرنج بشویید و بخشی از سرتان و روی پاهایتان را تا برآمدگی پشت پا مسح کنید …».[۵]

بحث متعه الحج هم در قرآن آمده در آنجا که می فرماید: «… و پس از آنکه ترس و منع بر طرف شود، هر کس از عمره تمتّع به حج باز آید …».

این آیه صریح در حج تمتع است. مُتَمَتِّع؛ یعنی کسی که مُحِلّ می شود و می تواند تمتعاتی داشته باشد و دوباره در روز هشتم ذی حجه محرم می شود که این هم در آیه آمده است.

مؤلف کتاب «القواعد الفقهیه» در این مورد می گوید: «اگر در روایات آمده که در حج تمتع تقیه نیست؛ به این دلیل است که توجیه قرآنی وجود دارد. بعد هم می گوید: به حسب متعارف دیگر تقیه لازم نیست؛ چرا که استناد ما به قرآن  است و مخالفان نمی‌توانند مخالفت کنند. حال اگر ما گرفتار یک گروه بی سواد شدیم و خطری پیش آمد، می‌توانیم تقیه کنیم. پس علت استثناء این موارد این نبوده که از اهمیت ویژه برخوردارند؛ بلکه به این دلیل  است که تخصصا خارج هستند.[۶]

امام خمینی در این زمینه به موارد آن اشاره می کند که عبارتند از:

  1. در برخى از محرمات و واجباتى که در نظر شارع و متشرعه اهمیت ویژه‌اى دارند، تقیه جایز نیست. اموری؛ مانند ویران کردن کعبه معظمه و مشاهد مشرفه، رد کردن اسلام و قرآن و تفسیر آن به گونه اى که حقیقت دین تحریف شده و مانند مذاهب الحادى معرفى شود.
  2. هرگاه تقیه کننده از موقعیت ویژه‌اى در میان مسلمانان برخوردار باشد که ارتکاب فعلی حرام یا ترک واجبى از روى تقیه موجب وهن مذهب و شکستن حرمت دین گردد، تقیه بر چنین فردى جایز نیست. شاید به همین جهت است که امام صادق (علیه السلام) فرموده است: «سه چیز است که در آنها تقیه نباید کرد: یکی از آنها؛ شرب خمر است …».[۷]
  3. هرگاه اصلى از اصول اسلام یا یکى از ضروریات دین در معرض خطر باشد، تقیه در مورد آن جایز نیست؛ مانند این که حاکمان جابر تصمیم بگیرند که احکام مربوط به ارث یا طلاق یا نماز یا حج را تغییر دهند.[۸]

طبرسی در ادامه می گوید: «اما اگر تقیه سبب کشتن مؤمنی شود و یا اگر شخص می‌داند یا گمان می‌کند انجام آن کار سبب تباهی و فساد در دین می‌شود جایز نخواهد بود».[۹]

 

[۱]. کافی، ج ۲، ص ۱۶۸٫

[۲]. همان، ص ۲۲۰٫

[۳]. صدوق، محمد بن على‏، کمال الدین و تمام النعمه، محقق / مصحح: غفارى، على اکبر، ج ۲، ص ۴۸۰٫

[۴]. مائده، ۹۰٫

[۵]. مائده، ۶٫

[۶]. مکارم‌ شیرازى، ناصر، القواعد الفقهیه، ج ۱، ص ۴۲۱٫‌

[۷]. کلینى، محمد بن یعقوب، کافی، محقق / ‏مصحح: غفارى، على اکبر و آخوندى، محمد، ج ۳، ص ۳۲٫

[۸]. خمینى، سید روح اللّٰه، الرسائل العشره‌، محقق/ مصحح: گروه پژوهش مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى، ص ۱۳٫

[۹]. طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البیان فى تفسیر القرآن، تحقیق و مقدمه: بلاغى، محمد جواد،‌ ج ۲، ص۷۳۰٫




کلیدواژه ها: , , ,



ثبت نظر


5 + 7 =