دایره المعارف اسلام پدیا » مفهوم لغوی تقیه
منوی اصلی

مفهوم لغوی تقیه

تاریخ: ۱۱ تیر ۱۳۹۷ در باب: کلام, کلام قدیم

در باب تعریف لغوی تقیه ابتدا به واژه تقیه اشاره می شود. واژه «تقیه» از جهت ماده؛ یعنی حروف اصلی کلمه، «و»، «ق» و «ی» است. حرف «واو» در آن تبدیل به حرف «تا» شده است. در واقع کلمه «تقیه» در اصل، «وقیه» است. کلمه «تقیه» هم‌ریشه با واژه «تقوا» و از مصدر ثلاثی مجرد، «وقی» و «وقایه» است.[۱]

بر این اساس برخی «تقیه» و «تقوی» را اسم مصدر وقایه دانسته و می گویند: تاء در تقیه و تقوی، بدل از واو است و اصل آنها «وَقْوَى» و «وَقَیتُ» بوده است.[۲]

برخی دیگر گفته اند: تقیه، مصدر باب «اِتَّقی یَتَّقی»[۳] و به معنای صیانت، خودنگهداری و محافظت از خویش است.[۴]

در برخی از قرائت های قرآنی به جای کلمه «تقاه» در آیه «… الا ان تتقوا منهم تقاه …»؛ «… مگر اینکه از آنها بپرهیزید (و برای هدف هاى مهم ترى تقیه کنید) …»،[۵] «تقیه» قرائت شده است.[۶]

همان‌گونه که در بالا اشاره شد، از جهت هیئت نیز میان واژه‌شناسان زبان عرب و فقیهان، درباره «مصدر» و «اسم مصدر» بودن واژه «تقیه» اختلاف نظر وجود دارد. برخی آن را مصدر و برخی اسم مصدر دانسته‌اند. برخی واژه‌شناسان، مانند فیومی در «مصباح المنیر» و طریحی در «مجمع البحرین»، به اسم مصدر بودن آن تصریح کرده[۷]‌ و شمار دیگری از واژه‌شناسان آن را مصدر دانسته‌اند.[۸] برخی فقیهان؛ مانند شیخ انصاری در رساله «التقیه»[۹] و بجنوردی در «القواعد الفقهیه»،[۱۰] آن را اسم مصدر دانسته و سید ابو القاسم خویی[۱۱] و میرزا علی مشکینی[۱۲] آن را مصدر دانسته‌اند.

در برخی از قرائت های قرآنی به جای «تقاه» در آیه «… الا ان تتقوا منهم تقاه …»؛ «… مگر اینکه از آنها بپرهیزید (و برای هدف هاى مهم ترى تقیه کنید) …»،[۱۳] «تقیه» قرائت شده است.[۱۴]

اما در باره معنای لغوی واژه تقیه گفتنی است که عده ای از لغت‌شناسان و فقیهان، معنای اصلی «تقیه» را حفظ و صیانت دانسته‌اند.

برخی گفته اند: «تقیه به معنای پرهیز، نگاه داری و پنهان کردن است».[۱۵]

عده ای گفته اند: «حفظ و نگهداری چیزی از آنچه که برای آن ضرر داشته و موجب آزار آن چیز باشد».[۱۶]

برخی دیگر گفته اند: «معنای تقیه؛ صیانت، خودنگهداری و محافظت از خویش است».[۱۷]

برخی از فقیهان در معنای لغوی تقیه گفته اند: «تقیه به معنای صیانت، حفظ و نگهداری از ضرر است».[۱۸]

 

[۱]. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج ۱۵، ص ۴۰۲٫

[۲]. فیومى، أحمد بن محمد، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر، ص ۶۶۹؛ طریحى، فخر الدین بن محمد، مجمع البحرین، محقق / مصحح: حسینى اشکورى، احمد، مجمع البحرین، ج ۱، ص ۴۵۲٫‏

[۳]. ابن اثیر، مبارک بن محمد، النهایه فی غریب الحدیث و الأثر، محقق / مصحح: طناحى، محمود محمد و زاوى، طاهر احمد، ج ۱، ص ۱۹۳‏.

[۴]. همان، ج ۵، ص ۲۱۷٫

[۵]. آل عمران، ۲۸٫

[۶]. لسان العرب، ج ۱۵، ص ۴۰۲٫

[۷]. المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر، ص ۶۶۹؛ مجمع البحرین، ج ۱، ص ۴۵۲٫‏

[۸]. همان.

[۹]. انصارى، مرتضى بن محمد،‌ رسائل فقهیه، محقق/ مصحح: گروه پژوهش در کنگره‌، ص ۷۱٫‌

[۱۰]. موسوى‌ بجنوردى، سید حسن بن آقا بزرگ، القواعد الفقهیه‌، محقق/ مصحح: مهریزى، مهدى، درایتى‌، محمد حسن، ج ۵، ص ۴۹‌.

[۱۱]. خویى، سید ابو القاسم موسوى‌، التنقیح فی شرح العروه الوثقی، مقرِّر: غروى‌، میرزا على، ج ۴، ص ۲۵۳٫

[۱۲]. مشکینی، میرزا علی، مصطلحات الفقه، ص ۱۵۹؛ نرم افزار جامع فقه اهل البیت (علیهم السلام).

[۱۳]. آل عمران، ۲۸٫

[۱۴]. لسان العرب، ج ۱۵، ص ۴۰۲٫

[۱۵]. همان.

[۱۶]. راغب اصفهانى، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، ص ۸۸۱٫‏

[۱۷]. النهایه فی غریب الحدیث و الأثر، ج ۵، ص ۲۱۷٫

[۱۸]. التنقیح فی شرح العروه الوثقی، ج ۴، ص ۲۵۳٫




کلیدواژه ها: ,



ثبت نظر


3 + = 4