دایره المعارف اسلام پدیا » روایات شیعه در باره تقیه
منوی اصلی

روایات شیعه در باره تقیه

تاریخ: ۲۷ تیر ۱۳۹۷ در باب: کلام

با نگاهی به روایات اهل بیت (علیهم السلام) در باره تقیه در می‌یابیم که تقیه یک قاعده و روش عقلایى و از ضروریات زندگى انسان به شمار مى رود. البته همه مسلمانان جدای از گرایش هاى مذهبى، آن را قبول داشته و به کار گرفته‌اند، ولی با این وجود این قاعده در روایات معصومان (علیهم السلام) دارای تأکید ویژه اى است.

در این مقال مختصر از میان احادیث بسیاری که از معصومان بزرگوار (علیهم السلام) و رهبران شیعه در باب تقیه در منابع مختلف نقل شده، به برخی از آنها اشاره می شود:

  1. امام صادق (علیه السلام) در باره قول خداى عز و جل که فرمود: «ایشان (گروه تقلیدشکن و حق‏طلب) براى صبرى که کردند، دو بار پاداش خود را دریابند»،[۱] چنین فرمود: «براى صبرى که بر تقیه کردند» و برای فرمایش حق تعالی که فرمود: «و با حسنه گناه را دفع کردند»،[۲] فرمود: «تقیه، حسنه و فاش کردن، گناه است».[۳]
  2. ابو عمر اعجمى می گوید: امام صادق (علیه السلام) به من فرمود: «اى ابا عمر! نُه دهم دین، در تقیه است و هر که تقیه ندارد، دین ندارد.
  3. ابو بصیر می گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: تقیه (بخشی) از دین خدا است. عرض کردم: از دین خدا است؟! فرمود: آرى به خدا از دین خدا است. بدان که قطعا یوسف (علیه السلام) (به کاروانیان) فرمود: «اى کاروان شما سارقید».[۴] به خدا قسم آنها چیزى ندزدیده بودند، (ولى براى مصلحت نگه داشتن برادرش چنین گفت) و همچنین ابراهیم (علیه السلام) فرمود: «من بیمارم»[۵] در حالی که به خدا قسم بیمار نبود.
  4. حماد بن واقد می گوید: «در میان راهى از رو به رو به امام صادق (علیه السّلام) برخوردم، رو گردانیده و رد شدم. سپس خدمت آن حضرت رسیده، عرض کردم: فدای شما شوم، من گاهی شما را ملاقات می کنم و رو برمی گردانم؛ دلیل آن این است که نمی خواهم شما را به رنج بیاندازم. فرمود: خدا تو را رحمت کند، ولى دیروز در فلان جا مردى مرا دید و گفت: علیک السّلام یا ابا عبد اللَّه‏، او کار خوب و شایسته اى نکرد».
  5. عبد اللَّه بن عطا می گوید: «به امام باقر (علیه السّلام) عرض کردم: دو نفر مرد از اهل کوفه را دستگیر کرده به آنها گفتند: از امیر المؤمنین (علیه السلام) بیزارى جوئید. یکى از آنها بیزارى جست و دیگرى سرپیچى کرد. او را که بیزارى جست، رها کرده و دیگرى را کشتند. امام (علیه السلام) فرمود: او که بیزارى جسته، مردی است که در دین خود دانشمند است و اما آن که بیزارى نجست، مردی است که به سوى بهشت شتافته است».[۶]
  6. معلى بن خنیس می گوید: امام صادق (علیه السّلام) فرمود: «اى معلىّ امر ما را نهان دار و فاش مساز؛ زیرا کسى که امر ما را نهان دارد و فاش نسازد، خدا او را به واسطه این کار در دنیا عزیز، و آن را در آخرت نور میان دو چشمش قرار دهد که وی را به سوى بهشت بکشاند. اى معلىّ هر که امر ما را فاش سازد و پوشیده ندارد، خدا به سبب آن او را در دنیا ذلیل و نور را از میان چشمانش در آخرت بگیرد و به جای آن نور، تاریکى را قرار دهد که او را به سوى دوزخ بکشاند. اى معلىّ همانا تقیه از دین من و دین پدران من است و کسى که تقیه ندارد، دین ندارد. اى معلىّ همانا خدا همان گونه که دوست دارد در آشکار عبادت شود، دوست دارد در پنهانى نیز عبادت شود. اى معلىّ فاش سازنده امر ما؛ مانند انکارکننده آن است».
  7. راوی می گوید: با جماعتى خدمت امام باقر (علیه السلام) رسیدیم و عرض کردیم: یابن رسول اللَّه ما عازم عراق هستیم، به ما سفارشى بفرما. امام (علیه السّلام) فرمود: باید در بین شما آنها که توانایى دارند به ناتوانتان کمک و آنهایی که ثروتمند هستند، به فقیرتان احسان نمایند و راز ما را فاش نکنید. امر (امامت) ما را آشکار نسازید و هنگامی که از ما به شما رسید و یک دلیل یا دو دلیل از کتاب خدا برایش پیدا کردید، آن را اخذ کنید و گر نه نسبت به آن توقف کنید (چون ممکن است از روی تقیه گفته باشیم) و بعد آن را به ما ارجاع داده (از ما بپرسید) تا براى شما روشن شود.[۷]
  8. محمد بن ابى نصر می گوید: مسئله‏اى از امام رضا (علیه السّلام) پرسیدم، حضرت خوددارى نموده، جواب نفرمود: سپس فرمود: اگر هر چه را می خواهید، به شما گفته و عطا کنیم، موجب شرّ برای شما و کسی که این مطلب را بیان کرده (امام رضا (علیه السلام)) می شود.[۸]
  9. امام هادی ‏(علیه السلام) به شخصی به نام «داوود» می‏‌فرماید: «ای داوود! اگر بگویی تارک تقیه مثل تارک‏ نماز است، راست گفته‌‏ای».[۹]
  10. امام هادی در روایت دیگری می‏‌فرماید: «امام صادق (علیه السلام) فرمود: … از ما نیست کسی که تقیه را لازم نداند و ما را از مردم پست ‏حفظ نکند».[۱۰]

[۱]. قصص، ۵۴٫

[۲]. همان.

[۳]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافى، محقق / ‏مصحح: غفارى، على اکبر و آخوندى، محمد، ج ۲، ص ۲۱۷٫

[۴]. یوسف، ۷۰٫

[۵]. صافات، ۸۹٫

[۶]. کافى، ترجمه: کمره‏اى، محمد باقر، ج ۲، ص ۲۱۷ – ۲۲۰٫

[۷]. همان، ج ۳، ص ۵۶۲٫

[۸]. همان، ص ۵۶۷٫

[۹]. ابن ادریس حلی، محمد بن احمد، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی (و المستطرفات)، محقق / مصحح: الموسوى، حسن بن احمد و ابن مسیح، ابو الحسن، ج ۳، ص ۵۸۳٫

[۱۰]. طوسى، محمد بن الحسن‏، امالی، محقق / مصحح: مؤسسه البعثه، ص ۲۸۱٫‏




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


6 + 9 =