دایره المعارف اسلام پدیا » علل پیدایش فرقه دروزیه
منوی اصلی

علل پیدایش فرقه دروزیه

تاریخ: ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۷ در باب: فرقه دروزیه

تا زمان امامت «الحاکم بامر الله»، گروه اسماعیلیه، یک فرقه بودند و هیچ گونه انشعابى در میان آنان نبود، ولى پس از مرگ حاکم، گروهى به خدایى او اعتقاد پیدا کردند و گفتند او از دیده ها پنهان شده است. آنان گروهى هستند که بعدها به نام «دروزیه» در لبنان، فلسطین اشغالى و سوریه شهرت یافتند.

مصطفى غالب؛ مورخ اسماعیلى مى نویسد: حاکم به یکى از پیروان مورد وثوق خود به نام حمزه بن على فارسى ملقب به «درزى» دستور داد که به سرزمین شام برود و ریاست مذهب اسماعیلى را در آن جا به دست بگیرد و پایگاه خود را شهر «وادى التیم» قرار دهد؛ زیرا خبرهایى رسیده که در میان فرقه اسماعیلى در آن جا اختلافاتى روى داده است و به او لقب «السیدالهادى» داد.

درزى در وقت کمى بر اوضاع مسلّط شد و وحدت کلمه را ایجاد کرد و دعوت اسماعیلى را گسترش داد. او مدت‌ها در شام بود و به عنوان بزرگ اسماعیلیه در شام به سر مى برد، تا آن وقت که وفات امام حاکم، اعلام شد، ولى درزى وفات امام حاکم را نوعى غیبت او تلقى کرد و گفت: ما منتظر بازگشت او از این غیبت هستیم. گروهى با او به مخالفت برخاستند که معتقد به غیبت نبودند و مى گفتند امامت به امام بعدى منتقل مى شود، و سرانجام پیروان درزى در شام، گروهى را تشکیل دادند که از آنها به دروزیه تعبیر مى شود.[۱] در حقیقت این گروه انشعابى از اسماعیلیه است، هر چند عقاید و آراى آنها در پرده خفا باقى مانده است.[۲]

و نیز گفته شده، یکی از عوامل مهم در پدید آمدن فرقه دروزیه کارهای عجیبی بود که از «الحاکم بامر الله» سر می‌زد. او بر خلاف دیگر حاکمان، با مردم مهربان و اغلب در میان آنها بود. او تمام بردگان را آزاد کرد و تمام املاک دولتی را به مردم واگذار نمود. حاکم در سال‌های قحطی نهایت کوشش را برای یاری مردم به عمل آورد و با تثبیت قیمت‌ها و بخشش‌های بی‌دریغ، موفق به انجام این کار شد. بخشش‌های او از حد گذشت، به طوری که خزانه‌دار او در انجام فرمان حاکم مردد ماند، خلیفه با خط خود نگاشت: مال و ثروت متعلق به خداست و مردم بندگان خدایند و ما امین خدا در زمین هستیم، حق مردم را به آنان بازگردان و آن ‌را از ایشان دریغ مدار.[۳]

این‌گونه رفتارهای حاکم تأثیر زیادی در اطرافیانش گذاشت تا جایی که حمزه بن علی و محمد بن اسماعیل دروزی این اندیشه را نزد حاکم مطرح کردند که ادعای خدایی کند و حاکم نه تنها آنها را سرزنش نکرد، بلکه در خفا آنان را تشویق نمود.[۴]

یکی از چیزهایی که این اندیشه را تشدید نمود، زهدگرایی شدید حاکم در سال‌های واپسین حکومتش و غایب شدن او بود؛ چرا که در یکی از گردش‌های متداولش در اطراف شهر ناپدید گشت و مرگ او همانند زندگی‌اش معمایی شد.[۵]

البته گفته شده، ناپدید شدن حاکم از توطئه‌های حمزه بن علی بوده و جسدش را در نهایت احتیاط پنهان ساختند تا بتوانند از ناپدید شدن اسرار آمیز خلیفه، برای مقاصد خویش بهره جویند.

دروزی‌ها ناپدید شدن حاکم را به استتار ارادی وی که آغاز غیبت او محسوب می‌شود، تعبیر کردند.[۶]

 

[۱]. غالب، مصطفى، تاریخ الدعوه الاسماعیلیه، ص ۲۳۸ و ۲۳۹ .

[۲]. سبحانى، جعفر، فرهنگ عقاید و مذاهب اسلامى، مترجم: سبحانى، علی رضا، ص ۴۲۵٫

[۳]. نجلام، ابو غر الدین، تحقیقی جدید در تاریخ، مذهب و جامعه دروزیان، ص ۱۲۵٫

[۴]. ربانی گلپایگانی، علی، فرق و مذاهب کلامی، ص ۳۱۲٫

[۵]. همان.

[۶]. ر.ک: ایمانی، علیرضا، اسماعیلیه، ص ۵۵۸٫




کلیدواژه ها: , , , ,



ثبت نظر


5 + 6 =