دایره المعارف اسلام پدیا » ویژگی‌های سلیمان نبی (علیه السلام) از دیدگاه قرآن
منوی اصلی

ویژگی‌های سلیمان نبی (علیه السلام) از دیدگاه قرآن

تاریخ: ۰۲ فروردین ۱۳۹۷ در باب: سلیمان نبی (علیه السلام)

با نگاهی به آیات قرآن کریم در می‌یابیم که خداوند متعال در این کتاب شریف، حضرت سلیمان (علیه السلام) را با ویژگی‌ها و صفات برجسته‌ای می ستاید. در این مقال کوتاه به برخی از آنها اشاره می‌شود:

  1. بنده خوب خدا و بازگشت کننده دائمی به او

«ما سلیمان را به داوود بخشیدیم، چه بنده خوبى؛ زیرا همواره به سوى خدا بازگشت مى کرد (و به یاد او بود)!».[۱]

  1. نبوت و پیامبری

«و سلیمان وارث داوود شد…»،[۲] «ما به تو وحى فرستادیم، همان‌گونه که به نوح و پیامبران بعد از او وحى فرستادیم و (نیز) به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط [بنى اسرائیل‏] و عیسى و ایّوب و یونس و هارون و سلیمان وحى نمودیم و به داوود، زبور دادیم».[۳]

  1. ذاکر خداوند

با وجود قدرت و مکنت ذکر شده، هیچ یک از این نعمت‌های سرشار، حضرت سلیمان (علیه السلام) را از یاد خداوند غافل نکرد و هرگاه نعمت و عنایت تازه‌ای از ناحیه خداوند شامل حال او می‌شد می‌فرمود: «همه اینها از فضل و عنایت پروردگار من است».[۴] یا زمانی که ملکه سبأ با فرستادن هدایای زیاد، قصد فریب سلیمان و جلب نظر وی را داشت، آن حضرت وی را به نعمت‌هایی که خداوند به او ارزانی داشته، توجّه داد و خطاب به وی فرمود: «آیا مرا به وسیله مال می خواهی کمک کنی؟ در حالی که آن چه خداوند به من ارزانی داشته از آن چه که به تو داده، برتر و بهتر است».[۵]

همچنین قرآن آن حضرت را شخصیتی معرّفی می‌کند که اگر لحظه‌ای از یاد خدا غافل می‌شد، در صدد جبران بر می آمد: «ما سلیمان را آزمودیم و بر تخت او جسدى افکندیم، سپس او به درگاه خداوند توبه کرد».[۶]

  1. شاکر نعمات الهی

خداوند متعال بعد از اعطای نعمات ویژه به حضرت سلیمان (علیه السلام) می فرماید: و به آنان گفتیم: اى آل داوود! شکر (این همه نعمت را) به جا آورید، ولى عده کمى از بندگان من شکرگزارند![۷]

آن حضرت نیز از خدا درخواست نمود که توفیق شکر نعماتش را به وی عطا کند: «سلیمان از سخن او (مورچه) تبسّم کرد و در حالی که می خندید، گفت: «پروردگارا! شکر نعمت‌هایى را که بر من و پدر و مادرم ارزانى داشته‌اى به من الهام کن، و توفیق ده تا عمل صالحى که موجب رضاى تو است انجام دهم و مرا به رحمت خود در زمره بندگان صالحت وارد کن!».[۸]

قرآن کریم در جای دیگری، در داستان تخت بلقیس؛ ملکه سبأ، می فرماید: «(امّا) کسى که دانشى از کتاب (آسمانى) داشت، گفت: من پیش از آن که چشم بر هم زنى، آن (تخت) را نزد تو خواهم آورد! و هنگامى که (سلیمان) آن (تخت) را نزد خود ثابت و پابرجا دید، گفت: این از فضل پروردگار من است، تا مرا آزمایش کند که آیا شکر او را به جا مى آورم یا کفران مى کنم؟! و هر کس شکر کند، به نفع خود شکر مى‏کند و هر کس کفران نماید (به زیان خویش نموده است، که) پروردگار من، غنىّ و کریم است!».[۹]

  1. بهره‌مندی از علم و حکمت

خداوند متعال در سنین نوجوانی، علم و حکمت را به حضرت سلیمان (علیه السلام) ارزانی داشته بود: «و داوود و سلیمان را (به خاطر بیاور) هنگامى که درباره کشتزارى که گوسفندان بى شبان قوم، شبانگاه در آن چریده (و آن را تباه کرده) بودند، داورى مى‏کردند و ما بر حکم آنان شاهد بودیم».[۱۰] «ما (حکم واقعى) آن را به سلیمان فهماندیم و به هر یک از آنان (شایستگى) داورى، و علم فراوانى دادیم…».[۱۱] «و ما به داوود و سلیمان، دانشى عظیم دادیم…».[۱۲]

وی حاکمی بود که معاونانش از علم کتاب و علم الهی برخوردار بودند؛ چه رسد به خودش که حاکم و فرمانروای ملک و سرزمین بود.[۱۳]

  1. دانستن زبان پرندگان و حیوانات

و (سلیمان) گفت: «اى مردم! زبان پرندگان به ما تعلیم داده شده…».[۱۴]

(سلیمان) در جستجوى آن پرنده [هدهد] برآمد و گفت: «چرا هدهد را نمى‏بینم، یا این که او از غایبان است؟![۱۵]… چندان درنگ نکرد (که هدهد آمد و) گفت: «من بر چیزى آگاهى یافتم که تو بر آن آگاهى نیافتى من از سرزمین «سبأ» یک خبر قطعى براى تو آورده‏ام»[۱۶]… (سلیمان) گفت: «ما تحقیق مى‏کنیم ببینیم راست گفتى یا از دروغگویان هستى؟».[۱۷]

(آنها حرکت کردند) تا به سرزمین مورچگان رسیدند. مورچه‏اى گفت: «به لانه‏هاى خود بروید تا سلیمان و لشکرش شما را پایمال نکنند در حالى که نمى‏فهمند!»،[۱۸] «سلیمان از سخن او تبسّمى کرد و خندید».[۱۹]

  1. عطای از هر چیز

خداوند می فرماید: «و سلیمان وارث داوود شد و گفت: «اى مردم! … از هر چیز به ما عطا گردیده، این فضیلت آشکارى است».[۲۰]

جمله «أُوتِینا مِنْ کُلِّ شَیْ‏ءٍ؛ از همه چیز به ما داده شده»، بر خلاف محدودیت‌هایى که گروهى از مفسران براى آن قائل شده‏اند، مفهوم وسیع و گسترده‏اى دارد و تمام وسایلى را که از نظر معنوى و مادى براى تشکیل حکومت الهى آن حضرت لازم بوده است، شامل مى‏شود.[۲۱]

  1. مقامی ارجمند و سرانجامی نیکو

و براى او [سلیمان‏] نزد ما مقامى ارجمند و سرانجامى نیکو است.[۲۲]

  1. صاحب ملک و پادشاهی بی‌نظیر

قرآن کریم سلیمان (علیه السلام) را از جمله پیامبران بزرگ الهی می داند که مورد عنایت خاصّ خداوند قرار گرفت و گنجینه نعمت و قدرت الهی بر روی زمین به دست وی داده شد. او به اذن خداوند در روی زمین دارای قدرت و حکومت بی‌نظیری در تاریخ گشت.

«گفت: پروردگارا! مرا ببخش و حکومتى به من عطا کن که بعد از من سزاوار هیچ کس نباشد، که تو بسیار بخشنده‏اى!»[۲۳] خداوند سبحان نیز خواسته وی را اینچنین اجابت فرمود:

۹٫۱ تسخیر باد

«پس ما باد را مسخّر او ساختیم تا به فرمانش به نرمى حرکت کند و به هر جا او مى‏خواهد برود!»[۲۴] «و براى سلیمان باد را مسخّر ساختیم که صبحگاهان مسیر یک ماه را مى پیمود و عصرگاهان مسیر یک ماه را…»؛[۲۵]

«و تندباد را مسخّر سلیمان ساختیم، که به فرمان او به سوى سرزمینى که آن را پربرکت کرده بودیم، جریان مى‏یافت و ما از همه چیز آگاه بوده‏ایم».[۲۶]

۹٫۲ تسخیر شیاطین

«و شیاطین را مسخّر او کردیم، هر بنّا و غوّاصى از آنها را»![۲۷] «و گروه دیگرى (از شیاطین) را در غل و زنجیر (تحت سلطه او) قرار دادیم».[۲۸] «و گروهى از شیاطین (را نیز مسخّر او قرار دادیم، که در دریا) برایش غوّاصى مى‏کردند و کارهایى غیر از این (نیز) براى او انجام مى‏دادند و ما آنها را (از سرکشى) حفظ مى‏کردیم!».[۲۹]

۹٫۳ تسخیر جنیان

«… و گروهى از جنّ پیش روى او به اذن پروردگارش کار مى‌کردند و هر کدام از آنها که از فرمان ما سرپیچى مى کرد، او را عذاب آتش سوزان مى چشانیدیم! آنها هر چه سلیمان مى‌خواست برایش درست مى کردند: معبدها، تمثال‌ها، ظروف بزرگ غذا؛ همانند حوض‌ها، و دیگ‌هاى ثابت (که از بزرگى قابل حمل و نقل نبود) …»؛[۳۰]

۹٫۴ روان ساختن چشمه مس مذاب

خداوند متعال، مس مذاب را نیز مانند چشمه آب برای او جاری و روان کرد تا هر طور متمایل باشد از آن استفاده نماید. قرآن کریم می‌فرماید: «… و چشمه مس (مذاب) را براى او روان ساختیم…»؛[۳۱]

۹٫۵ لشکریانی از جن و انس و پرندگان

«لشکریان سلیمان، از جنّ و انس و پرندگان، نزد او جمع شدند. آن قدر زیاد بودند که باید توقّف مى‏کردند تا به هم ملحق شوند!».[۳۲]

 

[۱]. ص، ۳۰٫

[۲]. نمل، ۱۶٫

[۳]. نساء، ۱۶۳٫

[۴]. همان، ۴۰٫

[۵]. همان، ۳۶٫

[۶]. ص، ۳۴٫

[۷]. سبأ، ۱۳٫

[۸]. نمل، ۱۹٫

[۹]. همان، ۴۰٫

[۱۰]. انبیاء، ۷۸٫

[۱۱]. همان، ۷۹٫

[۱۲]. نمل، ۱۵٫

[۱۳]. همان، ۴۰٫

[۱۴]. همان، ۱۶٫

[۱۵]. همان، ۲۰٫

[۱۶]. همان، ۲۲٫

[۱۷]. همان، ۲۷٫

[۱۸]. همان، ۱۸٫

[۱۹]. همان، ۱۹٫

[۲۰]. نمل، ۱۶٫

[۲۱]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏۱۵، ص ۴۱۹٫

[۲۲]. ص، ۴۰٫

[۲۳]. ص، ۳۵٫

[۲۴]. همان، ۳۶٫

[۲۵]. سبأ، ۱۲٫

[۲۶]. انبیاء، ۸۱٫

[۲۷]. ص، ۳۷

[۲۸]. همان، ۳۸٫

[۲۹]. انبیاء، ۸۲٫

[۳۰]. سبأ، ۱۲ و ۱۳٫

[۳۱]. همان، ۱۲٫

[۳۲]. نمل، ۱۷٫




کلیدواژه ها: , , ,



ثبت نظر


2 + 3 =