دایره المعارف اسلام پدیا » موافقان و مخالفان سلیمان نبی (علیه السّلام)
منوی اصلی

موافقان و مخالفان سلیمان نبی (علیه السّلام)

تاریخ: ۱۱ فروردین ۱۳۹۷ در باب: سلیمان نبی (علیه السلام)

از مطالعه زندگی پیامبران (علیهم السلام) به دست می‌آید که آنان به دلیل خصوصیات و ویژگی‌های خاص خود و این که دارای کمالات عالی انسانی بوده و ادعای ارتباط با خدا و وحی را داشته‌، و در صدد اجرای احکام الهی بوده‌اند، به طور طبیعی دوستان و موافقان متعددی در میان اقشار مختلف مردم از یک سو، و مخالفان و دشمنانی از سوی دیگر داشته‌اند. حضرت سلیمان (علیه السلام) هم، همانند سایر پیامبران، موافقان و دوستدارانی و مخالفان و دشمنانی داشته است.

در مورد موافقان آن حضرت باید گفت: تمامی کسانی که با نبوت و پادشاهی او موافق بوده و او را از انبیاء الهی که دارای حکومت و سلطنت نیز بوده است دانسته و یا تسلیم امر وی بوده‌اند، از زمره موافقان ایشان هستند.

اما درباره مخالفان آن حضرت، شاید بتوان آنان را به دو دسته کلی تقسیم کرد:

  1. کسانی که مخالفتشان با کلام حق ایشان، بر اساس جهل و نا آگاهی بوده است.
  2. کسانی که مخالفتشان ناشی از هوای نفس و دنیا طلبی بود.

درباره دسته اول می توان به «بلقیس»؛ ملکه سبأ اشاره نمود که ابتدا بر اثر جهل و نادانی، جزو مخالفان حضرت و آیینش بود، لکن با تدبیر و حکمت حضرت سلیمان (علیه السلام)، مسلمان شده و در زمره موافقان ایشان قرار گرفت.[۱]

درباره دسته دوم، می توان به بعضی از «جنیان» و «شیاطین» که از فرمان حضرت سرپیچی می‌کردند اشاره نمود؛ زیرا آنان به طور طبیعی به مقام و جایگاه حضرت آگاه بودند، در نتیجه مخالفتشان از روی جهل و ناآگاهی نبوده. قرآن کریم درباره گروهی از جنیان می فرماید:

«وَ مِنَ الْجِنِّ مَنْ یَعْمَلُ بَیْنَ یَدَیْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ مَنْ یَزِغْ مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنا نُذِقْهُ مِنْ عَذابِ السَّعِیرِ؛ و گروهى از جن پیش روى او به اذن پروردگار برایش کار مى‏کردند و هر گاه کسى از آنها از فرمان ما سرپیچى مى‏کرد، او را با آتش سوزان مجازات مى‏کردیم».[۲]

«جن» چنان که از نامش نیز پیدا است، موجودى است مستور از حس، داراى عقل و قدرت و چنان که از آیات قرآن استفاده مى‏شود، مکلف به تکالیف الهى است، به نحوی که در محدوده حکومت سلیمان (علیه السلام) هر‌گاه از انجام وظائفشان سر باز مى‏زدند مجازات مى‏شدند.

از آیات سوره «ص» نیز به خوبى استفاده مى‏شود که خداوند گروهى از شیاطین را در اختیار حضرت سلیمان (علیه السلام) قرار داده بود که براى او کارهاى عمرانى مهمى انجام مى‏دادند، و هرگاه تخلف مى‏کردند آنها را به زنجیر مى‏افکند: «وَ الشَّیاطِینَ کُلَّ بَنَّاءٍ وَ غَوَّاصٍ وَ آخَرِینَ مُقَرَّنِینَ فِی الْأَصْفادِ؛[۳] و شیاطین را مسخّر او کردیم، هر بنّا و غوّاصى از آنها را! و گروه دیگرى (از شیاطین) را در غل و زنجیر (تحت سلطه او) قرار دادیم».[۴]

همچنین در ذکر مخالفان آن حضرت، می‌توان به گزارشی از کتاب مقدس اشاره نمود:

بر پایه عهد عتیق، جلوس سلیمان بر تخت پدرش (علیهما السلام)، بدون مخالفت صورت نگرفت. «ادونیا»؛ چهارمین پسر داوود (علیه السلام)، می خواست وارث تخت سلطنت شود، ولی «ناتان» نبی، این توطئه را خنثی کرد.[۵] در آن هنگام، داوود (علیه السلام) به «صادوق کاهن»؛ «ناتان نبی» و «بنایاهوی» دستور داد تا سلیمان (علیه السلام) را بر قاطر سوار کنند و او را به جیحون ببرند و در آن جا او را به پادشاهی اسرائیل مسح نمایند و آن گاه شیپور بنوازند و جار بزنند: جاوید باد سلیمان پادشاه! بنایاهو پاسخ داد: این انجام خواهد شد و باشد که خداوند خدای شما نیز آن را تأیید کند.[۶]

 

[۱]. نمل، ۲۰ – ۴۴٫

[۲]. سبأ، ۱۲٫

[۳]. ص، ۳۷ و ۳۸٫

[۴]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج‏ ۱۸، ص ۳۶ و ۳۷٫

[۵]. کتاب مقدس، عهد عتیق، کتاب اول پادشاهان، ۱: ۵ ـ ۳۱٫

[۶]. ر.ک: همان: ۳۲ ـ ۳۹٫




کلیدواژه ها: , , ,



ثبت نظر


7 + 8 =