دایره المعارف اسلام پدیا » وفات سلیمان نبی (علیه السلام)
منوی اصلی

وفات سلیمان نبی (علیه السلام)

تاریخ: ۲۹ اسفند ۱۳۹۶ در باب: سلیمان نبی (علیه السلام)

درباره سرنوشت حضرت سلیمان (علیه السلام) روایت شده است:

ولید بن صبیح از امام صادق (علیه السّلام) نقل می کند خداى عز و جل به سلیمان بن داوود (علیهما السّلام) وحى فرمود: نشانه مرگ تو رویش درختی به نام «خرنوبه»[۱] است که در بیت المقدس می روید. روزى سلیمان متوجه شد که درخت «خرنوبه» در بیت المقدس روییده است. از او پرسید: چه نام دارى؟ گفت: «خرنوبه»!. بلافاصله سلیمان (علیه السلام) به محراب و محل عبادت خود بازگشت و در حالی که ایستاده و بر عصایش تکیه داده بود، از دنیا رفت. چند روزی به همان وضع ایستاده بود و جنّ‌ها و انسان ها به تصوّر این که او زنده است و نگاه می‌کند، همانند گذشته در اجرای امرش کار می‌کردند. سرانجام موریانه‌ای وارد عصای او شد و درون آن را خورد. عصا شکست و سلیمان (علیه السلام) به زمین افتاد. (آن گاه همه فهمیدند که او از دنیا رفته است). آیا این قول الهی را نشنیدی که فرمود: «فَلَمَّا خَرَّ تَبَیَّنَتِ الْجِنُّ أَنْ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ الْغَیْبَ ما لَبِثُوا فِی الْعَذابِ الْمُهِینِ؛[۲] پس چون [سلیمان‏] فرو افتاد براى جنّیان روشن گردید که اگر غیب مى‏دانستند، در آن عذاب خفّت‏آور (کار سنگین و مداوم) باقى‏ نمى‏ماندند».[۳]

در روایت دیگری آمده:

خداوند تمام امکانات دنیوی را در اختیار حضرت سلیمان (علیه السلام) گذاشت تا جایی که او بر جنّ و انس و پرندگان و چرندگان و باد و رعد و برق و … مسلّط بود. وی روزی گفت: با آن همه اختیارات و مقامات، هنوز به یاد ندارم که روزی را با شادی و استراحت به شب رسانده باشم، فردا دوست دارم تنها وارد قصر خود شوم و با خیال راحت، استراحت کنم و شاد باشم.

فردای آن روز سلیمان (علیه السلام) وارد قصر خود شد و درِ آن را از پشت قفل کرد تا هیچ کس وارد نشود و خود به نقطه بالای قصر رفت و با نشاط به مُلک خود نگریست. نگهبانان در همه جا ناظر بودند که کسی وارد قصر نشود. ناگهان سلیمان (علیه السلام) دید جوانی زیبا چهره و خوش قامت وارد قصر شد. سلیمان (علیه السلام) به او گفت: «چه کسی به تو اجازه داد که وارد قصر شوی، با این که من امروز تصمیم داشتم در خلوت باشم و آن را با آسایش بگذرانم»؟!

جوان گفت: «با اجازه خدا به این قصر وارد شدم». سلیمان گفت: «پروردگار قصر، از من سزاوارتر بر آن است، اکنون بگو بدانم تو کیستی»؟ جوان گفت: «من عزرائیل هستم». سلیمان (علیه السلام) گفت: «برای چه به این جا آمده‎ای»؟ عزرائیل گفت: «آمده‎ام تا روح تو را قبض کنم». سلیمان (علیه السلام) گفت: «هرگونه که مأمور هستی، آن را انجام بده. امروز روز سرور و شادمانی و استراحت من بود، ‌خداوند نخواست که سرور و شادی من در غیر دیدار و لقایش مصرف گردد».

همان دم عزرائیل جان او را قبض کرد، در حالی که به عصایش تکیه داده بود. مردم، جنّیان و سایر موجودات خیال می کردند که او زنده است و به آنها نگاه می‎کند. بعد از مدتی بین مردم اختلاف نظر شد و گفتند: چند روز است که سلیمان (علیه السلام) نه غذا می‌خورد، نه آب می‌آشامد، نه می‌خوابد و هم‌چنان نگاه می کند.

بعضی گفتند: او خدای ما است، واجب است که او را بپرستیم. برخی گفتند: او ساحر است و خودش را این گونه به ما نشان می‌دهد و بر چشم ما چیره شده است، ولی در حقیقت، چنان که می‌نگریم نیست.

مؤمنان گفتند: او بنده و پیامبر خدا است. خداوند امر او را هرگونه بخواهد تدبیر می‌کند. بعد از این اختلاف، خداوند موریانه‌ای به درون عصای او فرستاد. درون عصای او خالی شد، عصا شکست و جنازه سلیمان از ناحیه صورت به زمین افتاد. از آن پس جنّ‌ها از موریانه‌ها تشکر و قدردانی می‌کنند؛ چرا که پس از اطلاع از مرگ سلیمان (علیه السلام) دست از کارهای سخت کشیدند… .[۴]

امیر مؤمنان على (علیه السلام) در یکى از خطب نهج البلاغه مى‏فرماید:

اگر کسى در این جهان، نردبانى به عالم بقا مى‏یافت و یا مى‏توانست مرگ را از خود دور کند، سلیمان فرزند داوود (علیهما السلام) بود که حکومت بر جن و انس، توأم با نبوت و مقام والا، براى او فراهم شده بود، امّا آن گاه که پیمانه عمرش لبریز و روزى او تمام شد، تیرهاى مرگ از کمان‏هاى نیستى بر او باریدن گرفت، و خانه و دیار از او خالى گشت، خانه‏هاى او بى صاحب ماند، و دیگران آنها را به ارث بردند.[۵]

[۱] . نام لاتین : Carob

نام علمی‌:Ceratonia siliqua L

خرنوب گیاهی است بومی‌شرق مدیترانه، احتمالا شرق میانه، که کشت آن حداقل مربوط به مدت ۴۰۰۰ سال قبل بوده است، این گیاه به یونانیان باستان، که دانه‌های این گیاه در یونان و ایتالیا کاشته اند نسبت داده اند، در ایران نیز درختان کهن سال آن در غار شاهپور نزدیک کازرون وجود دارد و احتمال می‌رود که بذر آن زمان حمله اسکندر به ایران از یونان وارد شده باشد و به جای این درخت علوفه ای، متقابلا یونجه را به کشور خود برده باشند. معمولا درخت خرنوب در هر جایی که درختان مرکبات وجود داشته باشد به خوبی می‌روید. ارتفاع این درخت به ۸ تا ۱۰ متر می‌رسد دارای شاخه‌های گره دار و برگ‌هائی مرکب از ۸ تا ۱۰ برگچه می‌باشد. گل‌های آن عاری از گلبرگ و مجتمع به صورت خوشه است میوه اش مانند فلوس به طول متفاوت ۱۰ تا ۳۰ سانتی متر به عرض ۲ تا ۳ سانتی متر و دارای وضع آویخته و کاملا مشخص بر روی شاخه‌هاست. رنگ میوه قهوه ای شفاف و سطح خارجی آن مسطح و قوسی شکل می‌باشد. میوه طعم بسیار شیرین شبیه عسل دارد. و در داخل آن ۱۲ تا ۱۶ دانه بسیار سخت شبیه عدس دیده می‌شود . درخت خرنوب را می‌توان از طریق دانه‌ها تکثیر کرد اما حدود ۸ سال میوه نخواهد داشت. خرنوب طبیعت سرد و خشک دارد، برگرفته از سایت کوکا.

[۲]. سبأ، ۱۴٫

[۳]. کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق / مصحح: غفارى، على اکبر و آخوندى، محمد، ج ۸، ص ۱۴۴٫

[۴]. صدوق، محمد بن على‏، عیون أخبار الرضا (علیه السلام‏)، محقق / مصحح: ‏لاجوردى، مهدى‏، ج ۱، ص ۲۶۵ و ۲۶۶؛ سایت اندیشه قم.

[۵]. فَلَوْ أَنَّ أَحَداً یَجِدُ إِلَى الْبَقَاءِ سُلَّماً أَوْ لِدَفْعِ الْمَوْتِ سَبِیلًا لَکَانَ ذَلِکَ سُلَیْمَانَ بْنَ دَاوُدَ (علیه السلام) الَّذِی سُخِّرَ لَهُ مُلْکُ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ مَعَ النُّبُوَّهِ وَ عَظِیمِ الزُّلْفَهِ فَلَمَّا اسْتَوْفَى طُعْمَتَهُ وَ اسْتَکْمَلَ مُدَّتَهُ رَمَتْهُ قِسِیُّ الْفَنَاءِ بِنِبَالِ الْمَوْتِ وَ أَصْبَحَتِ الدِّیَارُ مِنْهُ‏ خَالِیَهً وَ الْمَسَاکِنُ مُعَطَّلَهً وَ وَرِثَهَا قَوْمٌ آخَرُونَ، شریف الرضى، محمد بن حسین،‏ نهج البلاغه، محقق / مصحح: صالح، صبحی‏، خ ۱۸۲، ص ۲۶۲ و ۲۶۳٫‏




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


3 + 8 =