دایره المعارف اسلام پدیا » مناجات الیاس پیامبر (علیه السّلام)
منوی اصلی

مناجات الیاس پیامبر (علیه السّلام)

تاریخ: ۱۳ اسفند ۱۳۹۶ در باب: الیاس پیامبر (علیه السلام)

یکی از مناجات ها و دعاهای حضرت الیاس (علیه السلام) که از قول امام صادق (علیه السلام) نقل شده است، بدین قرار است:

«مفضل بن عمر می گوید: ما به خانه امام صادق (علیه السلام) رفتیم و مى‏خواستیم اجازه ورود بگیریم. از پشت در شنیدیم که ایشان سخنى مى فرماید که عربى نیست، فکر کردیم به زبان سریانى است. سپس آن حضرت گریست و ما هم به گریه او گریستیم. پس از آن غلامی آمد و به ما اجازه ورود داد و ما شرفیاب حضور آن حضرت شدیم. من عرض کردم: «اصلحک الله»،[۱] ما خدمت شما آمدیم براى کسب اجازه ورود در همین حال شنیدیم سخنى مى‏ فرمودید که عربى نبود و خیال کردیم سریانى باشد. سپس شما گریستىد و ما هم به گریه شما گریستیم.

امام فرمود: آرى، من الیاس پیغمبر (علیه السلام) را که یکى از عبّاد از پیامبران بنى اسرائیل بود به خاطر آوردم و دعاى او را مى‏خواندم که در سجده خود مى‏خواند. سپس شروع کرد به سریانى خواندن. به خدا قسم من هیچ کشیش و جاثلیقى ندیدم که سریانى را از آن حضرت فصیح‏تر بگوید. سپس آن را به زبان عربى براى ما توضیح و تفسیر نموده و فرمود: الیاس در سجده خود مى گفت: خدایا تو را بینم که مرا شکنجه دهى با اینکه روزهاى گرم براى تو تشنگى کشیدم؟ تو را بینم که مرا عذاب کنى با اینکه به خاطر تو روى خود را بر خاک نهادم؟ تو را بینم که مرا عذاب کنى با اینکه به خاطر تو از معاصى پرهیز کردم؟ تو را بینم که مرا عذاب کنى با اینکه شب ها به خاطر تو نخوابیدم؟

پس خدا به او وحى فرمود: سرت را بردار که من تو را عذاب نمی کنم. (امام) فرمود: (الیاس) عرض کرد: اگر می فرمائى عذابت نمی کنم و سپس عذابم کنى چه مى‏شود؟ مگر این نیست که من بنده تو هستم و تو پروردگار من هستى؟ فرمود: خدا به او وحى کرد که سر بردار که من تو را عذاب نکنم؛ چرا که اگر من وعده‏اى دهم بدان وفا کنم».[۲]

 

[۱]. معنای لغوی«اَصلَحَکَ الله»؛ یعنی «خدا تو را اصلاح کند». ممکن است کسی از این تعبیر چنین برداشت کند که گوینده این عبارت معاذ الله امام (علیه السلام) را فاسد می دانسته؛ لذا گفته است «اصلحک الله»؛ در حالی که چنین نبوده و این عبارت در آن عصر یک تعبیر رایج برای اظهار ارادت بوده و برای احترام و تکریم به کار رفته نه برای بیان گناه کار بودن طرف مقابل.

[۲]. «أتُرَاکَ مُعَذِّبِی وَ قَدْ أَظْمَأْتُ لَکَ هَوَاجِرِی أَ تُرَاکَ مُعَذِّبِی وَ قَدْ عَفَّرْتُ لَکَ فِی التُّرَابِ وَجْهِی أَ تُرَاکَ مُعَذِّبِی وَ قَدِ اجْتَنَبْتُ لَکَ الْمَعَاصِیَ أَتُرَاکَ مُعَذِّبِی وَ قَدْ أَسْهَرْتُ لَکَ لَیْلِی قَالَ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَیْهِ أَنِ ارْفَعْ رَأْسَکَ فَإِنِّی غَیْرُ مُعَذِّبِکَ قَالَ فَقَالَ إِنْ قُلْتَ لَا أُعَذِّبُکَ ثُمَّ عَذَّبْتَنِی مَا ذَا أَ لَسْتُ عَبْدَکَ وَ أَنْتَ رَبِّی قَالَ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَیْهِ أَنِ ارْفَعْ رَأْسَکَ فَإِنِّی غَیْرُ مُعَذِّبِکَ إِنِّی إِذَا وَعَدْتُ وَعْداً وَفَیْتُ بِه؛ کلینى، محمد بن یعقوب، کافی، محقق / مصحح: غفارى، على اکبر و آخوندى، محمد، ج ۱، ص ۲۲۷ و ۲۲۸٫




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


6 + 4 =