دایره المعارف اسلام پدیا » کرامات و معجزات حضرت عیسی (علیه السلام)
منوی اصلی

کرامات و معجزات حضرت عیسی (علیه السلام)

تاریخ: ۱۰ مهر ۱۳۹۶ در باب: عیسی (ع)

شخصیت‌هایی که به عنوان پیامبر از سوی خداوند تعیین می شوند، باید علم کافی و سند روشنی برای ارتباط خود با خداوند متعال ارائه دهند تا بتوانند مأموریت هدایت مردم را عهده دار شوند.[۱] سند روشن پیامبران الهی، همان معجزات و کراماتی است که با اذن خداوند، از آنها صادر می شود. در این راستا برای حضرت عیسی (علیه السلام) کرامات و معجزات زیادی بیان شده است که در این گفتار کوتاه به برخی از آنها اشاره می شود:

معجزات آن حضرت را می توان به دو بخش کلی؛ «معجزات پیش از آغاز رسالت» و «معجزات پس از رسالت» تقسیم نمود:

الف. معجزات پیش از رسالت

  1. ولادت عیسی بن مریم (علیهما السلام):

قرآن کریم جریان ولادت آن بزرگوار را که شرح مفصل آن در سوره مبارکه مریم، آیات ۱۶ تا ۲۶، آمده، بیان نموده است.

خداوند حکیم به حضرت مریم (سلام الله علیها) دختر حضرت عمران، فرزندی عطا می کند؛ در حالی‌ که مریم دختری باکره بود و همسری نداشت: «(به یاد آورید) هنگامی که فرشتگان گفتند: ای مریم! خداوند تو را به کلمه ای (وجود با عظمتی) از طرف خودش بشارت می دهد که نامش «مسیح، عیسی پسر مریم» است».[۲]

این که خداوند حضرت عیسی (علیه السلام) را به «کلمه» توصیف کرده و با واژه «منه» به خودش نسبت داده؛ یعنی این جنین، بدون اسباب عادی به وجود آمده و مخالف با عادت جاری در ایجادِ جنین است.[۳] لذا این امر عجیب و عظیم را معجزه‌ای برای رسالت و نبوت فرزند مریم معرفی می کند: «… و تا او را برای مردم نشانه‌ای قرار دهیم …».[۴]

پس ولادت آن حضرت به این نحو که بدون پدر متولد شود، برهان قاطعی بر قدرت خارق العاده الهی و دلیل محکمی بر صدق رسالت عیسوی (علیه السلام) است.[۵]

در یکی دیگر از آیات قرآن کریم، راجع به حضرت مریم و فرزندش می فرماید: «… و ما از روح خود در او دمیدیم و او و فرزندش (مسیح) را نشانه بزرگی برای جهانیان قرار دادیم!».[۶]

دمیدن روح در وجود مریم (سلام الله علیها) کنایه است از این‌که ولادت فرزندش عیسى (علیه السلام) مستند به جریان عادى نیست که مانند سایر فرزندان، نطفه‏اى باشد که پس از طى دوره‏اى، روح در آن دمیده شده باشد، و وقتى نطفه‏اى نباشد دیگر جز این باقى نمى‏ماند که تنها نفخ روح باشد و این نفخ روح همان کلمه الهى است که در سوره آل عمران فرموده: «إِنَّ مَثَلَ عِیسى‏ عِنْدَ اللَّهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ»[۷] و معنایش این است که مثل آن دو (عیسی و آدم (علیهما السلام) در این‌که در خلق شدن، از نطفه بى نیازند، یکی است.[۸]

البته شاید نتوان جریان ولادت آن حضرت را مستقیما به عنوان معجزه آن حضرت بیان کرد، ولی نحوه ولادت وی، جریانی معجزه آسا است.

  1. تکلم عیسی بن مریم (علیهما السلام) در گهواره:

حضرت مریم (سلام الله علیها) از امر حاملگی و تولد فرزندی بدون پدر به شدت در ترس و اضطراب بود تا این که در زیر درخت خرمای خشکیده‌ای به امر پروردگار عالم، فرزند خود را به دنیا آورد. آیات سوره‌ مریم، فضای بهتری از سخنان عیسی بن مریم (علیهما السلام) را در نوزادی ترسیم نموده که بخشی از این سخنان، تسلی بخش مریم مقدس و بخش دیگر در دفاع از مادرشان در جمع بنی اسرائیل بیان شده است: «ناگهان از طرف پایین پایش او را صدا زد که: غمگین مباش! …».[۹]

علامه طباطبایی در ذیل این آیه شریفه می فرماید:

ظاهر سیاق آیات نشان می دهد که منظور از ضمیر فاعلی «ناداها» به عیسی (علیه السلام) برگردد، نه این که منظور روح باشد که در آیات قبل ذکر شد. همچنین این ظهور را قید «مِنْ تَحْتِها» تأیید می کند؛ چون با حال مولود نسبت به مادرش در حین وضعِ حمل مناسب‌تر است. همچنان‌ که برگشت ضمیر در جملات قبل و بعد، به عیسی (علیه السلام)، مؤید دیگری بر این معنا است… جمله «أَلَّا تَحْزَنِی» نیز تسلیت و دلدارى عیسی (علیه السلام) به مادرش، از آن اندوه و غم شدیدى است که به وى دست داده بود، آرى براى زنى عابد و زاهد هیچ مصیبتى تلخ‏تر و سخت‏تر از این نیست که او را در عِرض و ناموسش متهم کنند، آن‌هم زنى باکره، آن‌هم از خاندانى که در گذشته و حال معروف به عفت و پاکى بوده‏اند، و مخصوصا تهمتى که هیچ راهى هم براى انکار آن نباشد، و همه حجت و دلیل نیز در دست خصم (دشمن) باشد؛ لذا عیسى (علیه السلام) به اشاره سفارش کرد که با احدى حرف نزن و در مقام دفاع ظاهر مشو، بلکه خود حضرت عیسى (علیه السلام) در مقام دفاع از مادرش بر آمد و این حجتى بود که هیچ دفع کننده‏اى نمى‏توانست آن را دفع کند (زیرا سخن گفتن نوزاد، امری خارق عادت و معجزه است).[۱۰]

بنابراین بعد از این که حضرت مریم (سلام الله علیها) در برابر مردم و انتقاد و اتهام شدید آنان قرار گرفت، گفت: از همین کودک سؤال کنید. گفتند: این کودکی که در گهواره است، سخن بگوید؟!؛ یعنی کسی که کودک است، گفت وگو با او ممکن نیست!‌ در همان حین آثار معجزه در وجود مبارک حضرت عیسی (علیه السلام) ظاهر شد و با پاسخ خود مادرش را از هر گونه اتهام، تبرئه نموده و جلالت خویش را به مردم آشکار کرد[۱۱] و «(ناگهان عیسی زبان به سخن گشود و) گفت: من بنده خدای هستم، او کتاب (آسمانی) به من داده و مرا پیامبر قرار داده است».[۱۲]

ب. معجزات بعد از رسالت

آن دسته از معجزات حضرت عیسی بن مریم (علیهما السلام) که مربوط به بعد از رسالت ایشان است، و در قرآن کریم بیان شده، موارد ذیل است:

  1. جان دادن به مجسمه:

حضرت عیسی (علیه السلام) در مرتبه اول، جهت اثبات رسالت خود، با خوارق و معجزاتی آمد که در نظر مردم آن زمان بسیار جالب توجه بود.[۱۳] یکی از آنها جان دادن به مجسمه بود. قرآن کریم به نقل از عیسی مسیح (علیه السلام) می فرماید: «… من از گِل، چیزی به شکل پرنده می سازم، سپس در آن می دمم و به فرمان خدا، پرنده ای می گردد …».[۱۴]

سرّ اعجاز در این است که تصویرسازی گِل برای تمام بشر مقدور است، اما این که حقیقتاً پرنده‌ای گردد، فقط از ناحیه خدای سبحان مقدور است. در جریان این معجزه، با إذن الهی روح بر آن مجسمه پرنده دمیده شد و به إذن خدای سبحان حقیقتاً پرنده ای گردید[۱۵] که در آسمان پرواز می کرد؛[۱۶] چنان‌که در سوره مائده به وضوح این حقیقت را بیان فرموده است.[۱۷]

  1. شفای بیماران صعب العلاج و ناعلاج:

از دیگر معجزات حضرت عیسی (علیه السلام) این بود که کور مادرزاد را شفا می داد و بیماران مبتلا به پیسی را بهبود می بخشید: «… و به اذن خدا، کورِ مادرزاد و مبتلایان به برص (پیسی) را بهبودی می بخشم ‌…».[۱۸] خداوند در آیه دیگری خطاب به حضرت عیسی بن مریم (علیهما السلام) می فرماید: «و کور مادرزاد و مبتلا به بیماری پیسی را به فرمان من، شفا می دادی».[۱۹]

  1. زنده کردن مردگان:

قرآن کریم می فرماید: «… و مردگان را با اذن خدا زنده می کنم …».[۲۰] از تعبیر زنده کردن مردگان که به صورت جمع بیان شده، فهمیده می‌شود که حضرت مسیح بارها مرده را زنده کرده بود.[۲۱]  خدای سبحان خطاب به حضرت عیسی می فرماید: «… و مردگان را (نیز) به فرمان من زنده می کردی».[۲۲]

  1. إخبار از غیب:

یکی دیگر از معجزات حضرت عیسی (علیه السلام) که قرآن از آن یاد می کند، خبر دادن از غیب و امور پنهانی مردم است: «… و از آن‌چه می خورید و در خانه‌های خود ذخیره می کنید، به شما خبر می دهم …».[۲۳] إخبار از غیب هر چند ذاتا مختص به خدا است، لکن به اذن خداوند، اولیای وی می توانند از این موهبت بهره مند شوند.

  1. مائده آسمانی:

داستان مائده آسمانی که در قرآن به عنوان معجزه و نعمت الهی بیان شده، مربوط به حواریون عیسای مسیح است که با درخواست از مسیح (علیه السلام)، و آن حضرت از خدای متعال و جهت نشان دادن قدرت الهی و تصدیق نبوت آن حضرت، صورت گرفت.

ابتدا از ناحیه خدای سبحان به حواریون که از یاران با اخلاص  عیسای مسیح بودند، الهام شد: «به من و رسول من ایمان بیاورید! آنها نیز امتثال امر کردند و شهادت دادند که تسلیم و مطیع امر الهی هستیم».[۲۴] آن گاه  ماجرای در خواست مائده آسمانی از جانب حواریون مطرح می شود: «در آن هنگام که حواریون گفتند: ای عیسی بن مریم! آیا پروردگارت می تواند مائده‌ای از آسمان بر ما نازل کند؟…».[۲۵] مراد حواریون از توانستن و استطاعت پروردگار؛ رضایت الهی بر انجام این فعل بود؛ چون آنها از اهل ایمان بودند و به قدرت الهی علم داشتند، به علاوه اراده آنها از این درخواست؛ مشاهده این مائده با چشم خود و رسیدن به اطمینان قلبی بود، همان گونه که حضرت ابراهیم (علیه السلام) از خداوند خواست که زنده کردن مردگان را به ایشان نشان بدهد تا با این امر به اطمینان قلبی برسد. پس علم نظری مورد نظر نبود، بلکه علم معاینه و مشاهده می خواست که شبهه بردار نیست؛ لذا اراده حواریون با درخواست نزول طعام آسمانی این بود که اطمینان قلبی، یقین به قدرت بی‌کران الهی، یقین به صدق نبوت عیسای مسیح در وجودشان زیاد شود؛ چون دلالت علم حسی برای رساندن انسان به مطلوب، خیلی قوی‌تر از علم نظری است که نیاز به براهین دارد.[۲۶]

حضرت عیسی (علیه السلام) در پی این خواسته، از خدای تبارک و تعالی مائده آسمانی درخواست نمود؛ آن هم سفره طعامی که چند ویژگی داشته باشد: «عیسی بن مریم عرض کرد: خداوندا! پروردگارا! از آسمان مائده‌ای بر ما بفرست! تا برای اول و آخر ما عیدی باشد و نشانه‌ای از تو و به ما روزی ده! تو بهترین روزی دهندگانی!».[۲۷]

خدای متعال نیز در برابر این درخواست رسول خود، مائده آسمانی را برای آنها نازل کرد و در مقابل به منکران این اعجاز، عذاب شدید و بی نظیری وعده داد.[۲۸]

 

[۱]. مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۲، ص ۵۵۴٫

[۲]. آل عمران، ۴۵٫

[۳]. ابن عاشور، محمد طاهر، تفسیر التحریر و التنویر المعروف بتفسیر ابن عاشور، ج ۳، ص ۹۶٫

[۴]. مریم، ۲۱٫

[۵]. صادقی تهرانی، محمد، الفرقان فی تفسیرالقرآن بالقرآن‌، ج ۱۸، ص ۲۹۰٫

[۶]. انبیاء، ۹۱٫

[۷]. آل‌ عمران، ۵۹٫

[۸]. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیرالقرآن، مترجم: موسوی همدانی، سید محمد باقر، ج ۱۴، ص ۴۴۷٫

[۹]. مریم، ۲۴٫

[۱۰]. المیزان فی تفسیرالقرآن، مترجم: موسوی همدانی، سید محمد باقر، ج ۱۴، ص ۵۵ و ۵۶٫

[۱۱]. همان، ج ۱۴، ص ۶۱؛ طبرسی، فضل‌ بن‌ حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن‌، ج ۲، ص ۷۵۰٫

[۱۲]. مریم، ۳۰٫

[۱۳]. مصطفوی، حسن‌، تفسیر روشن، ج ۴، ص ۲۱۶‌.

[۱۴]. آل عمران، ۴۹٫

[۱۵]. بلاغی نجفی، محمد جواد، آلاءالرحمان فی تفسیر القرآن، ج ۱، ص ۲۸۵؛ موسوی سبزواری، سید عبد الاعلی، مواهب الرحمان فی تفسیر القرآن، ج ۵، ص ۲۹۹٫

[۱۶]. مدرسی، سید محمدتقی، من هدی القرآن، ج ۱، ص ۵۶۴٫

[۱۷]. مائده، ۱۱۰٫

[۱۸]. آل عمران، ۴۹٫

[۱۹]. مائده، ۱۱۰٫

[۲۰]. آل عمران، ۴۹٫

[۲۱]. المیزان فی تفسیر القرآن، مترجم: موسوی همدانی، سید محمد باقر، ج ۳، ص ۳۱۲٫

[۲۲]. مائده، ۱۱۰٫

[۲۳]. آل عمران، ۴۹٫

[۲۴]. مائده، ۱۱۱٫

[۲۵]. همان، ۱۱۲٫

[۲۶]. زحیلی، وهبه بن‌ مصطفی، التفسیر المنیر فی‌العقیده و الشریعه و المنهج، ج ۷، ص۱۱۲ – ۱۱۴٫ ‌

[۲۷]. مائده، ۱۱۴٫

[۲۸]. مائده، ۱۱۵؛ اقتباس از سایت اندیشه قم.




کلیدواژه ها: , , , , ,



ثبت نظر


6 + = 11