دایره المعارف اسلام پدیا » اخلاق و صفات موسی کلیم الله (علیه السلام)‏
منوی اصلی

اخلاق و صفات موسی کلیم الله (علیه السلام)‏

تاریخ: ۱۱ شهریور ۱۳۹۶ در باب: موسی (ع)

مأموریت هدایت خلق، تهذیب نفوس، تعلیم و تربیت مردم، اقامه عدل و برچیدن اختلاف و آزاد کردن انسان ها از چنگال اسارت ها، آنچنان سنگین است که آمادگی های ویژه ای را از نظر جسمی و روحی و علمی و اخلاقی می طلبد. به همین دلیل کسانی می توانند بار این مسئولیت مهم را بر دوش کشند که در پرتو خود سازی ها از یک سو و امدادهای الهی از سوی دیگر، برای این امر آماده شده باشند. مسلما یک فرد عادی و ساخته نشده هرگز توانایی پذیرش چنین مأموریت بزرگی را ندارد؛ لذا هر پیامبری باید واجد صفت خود سازی باشد و طبعا باید پیامبران بزرگ و اوالعزم و صاحبان شریعت و آئین جدید سهم بیشتری از آن را داشته باشند. در اینجا به برخی از صفات و اخلاق حضرت موسی (علیه السلام) اشاره می شود.

  1. کلیم الله بودن.

خداوند موسى (علیه السلام) را به دلیل تحمل مسئولیت نبوت و رسالت، به سخن‌گفتن با خویشتن مخصوص نمود و شاهد این معنا، جمله «فَاسْتَمِعْ لِما یُوحى‏»[۱] است که «فاء» تفریع، نتیجه آن اختیار و انتخاب قلمداد شده و فهمانده که مشیّت و خواست الهى بدین تعلق گرفته که فردى از انسان را وا بدارد، تا مشقت حمل نبوت و رسالت را تحمل کند و چون در علم خدا موسى بهتر از دیگران بود، بدین جهت او را اختیار کرده است.[۲]

  1. پیامبر مخلص و برگزیده.

او به خاطر اطاعت و بندگی خدا به جائی رسید که پروردگار او را خالص و پاک ساخت «إنَّه کانَ مُخلَصاً»؛ «و در این کتاب، موسى را یاد کن. او بنده اى مخلص … بود».[۳]

  1. علاوه بر نبوت، رسول والا مقامی بودن.

قرآن کریم می فرماید: «و در این کتاب، موسى را یاد کن. او پیامبر و رسول والا مقامی بود».[۴]

  1. به واسطه داشتن یاوری مانند هارون برادرش، مورد رحمت خداوند قرار گرفت.

«از رحمت خود، برادرش هارون را که پیامبر بود، به او بخشیدیم تا پشتیبان و یاور همکار او باشد».[۵]

  1. قوی و پر قدرت بودن.

هنگامی که موسی در مدین به دختران شعیب برای سیراب کردن گوسفندانشان کمک کرد، بعد از مدتی کوتاه یکی از آنها برگشت و … : «یکى از آن دو (دختر) به سراغ او آمد در حالى که با نهایت حیا گام برمى داشت، گفت: پدرم از تو دعوت مى کند تا مزد آب دادن (به گوسفندان) را که براى ما انجام دادى، به تو بپردازد«.[۶]

دختر شعیب که توانایی موسی (علیه السلام) را دیده بود، به پدرش پیشنهاد داد: «… پدر! او را استخدام کن؛ زیرا بهترین کسى را که مى توانى استخدام کنى آن کسى است که قوىّ … (و او همین مرد است)!».[۷] شعیب (علیه السلام) از دخترش پرسید: توان و قوت این جوان معلوم است که دلو بزرگ را از چاه کشید، …».

  1. حیا و عفت.

دختر شعیب که …، وقار و جوانمردی موسی (علیه السلام) را دیده بود، به پدرش پیشنهاد داد: «… پدر! او را استخدام کن؛ زیرا بهترین کسى را که مى توانى استخدام کنى آن کسى است که … و امین باشد (و او همین مرد است)!».[۸] شعیب (علیه السلام) از دخترش پرسید: وقار، عفت و امانتش را چگونه شناختی؟ دختر گفت: پدر جان! هنگام آمدنم به خانه، او به من گفت: «من از جلو می روم، تو بر سر دو راهی ها و چند راهی ها مرا راهنمائی کن».

[۱]. طه، ۱۳٫

[۲]. نساء، ۱۶۴؛ طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏۱۴، ص ۱۳۹٫

[۳]. مریم، ۵۱٫

[۴]. همان.

[۵]. همان.

[۶].قصص، ۲۵٫

[۷]. همان، ۲۶٫

[۸]. همان، ۲۶٫




کلیدواژه ها: , , ,



ثبت نظر


+ 2 = 4