دایره المعارف اسلام پدیا » کودکی تا جوانی حضرت داوود (علیه السلام)
منوی اصلی

کودکی تا جوانی حضرت داوود (علیه السلام)

تاریخ: ۰۲ مرداد ۱۳۹۶ در باب: داوود (ع)

از سرگذشت حضرت داوود (علیه السلام) در دوران کودکی تا نوجوانی و ابتدای جوانی، اطلاع دقیقی در دست نیست، اما اولین گزارشی که از ابتدای جوانی آن حضرت صورت گرفته، بیانگر حضور او در جنگی نابرابر در مقابل دشمن قدرتمندی؛ مانند جالوت است.

امام رضا (علیه السلام) در ضمن حدیثی می فرماید: «… خداوند به پیامبر[۱] آنها (بنی اسرائیل) وحى نمود: جالوت توسط مردى کشته مى‏شود که زره موسى (علیه السلام) برازنده قامت او باشد. او مردى از اولاد لاوى بن یعقوب است که نامش «داوود پسر آسى» است. آسی چوپان بوده و  ده پسر داشت که کوچک‌ترین آنها داوود بود. زمانى که طالوت در میان بنى اسرائیل به حکومت مبعوث شد و آنها را براى جنگ با جالوت گرد هم آورد، مأموران را در طلب آسى و فرزندان او فرستاد. وقتى آسى حاضر شد، پس زره موسى (علیه السلام) را بر تن یکایک فرزندان او پوشانیدند. زره بر تن بعضى از آنها بزرگ و بر بعضى دیگر کوچک بود. در این هنگام طالوت گفت: آیا کسى از فرزندان تو هست که حضور نداشته باشد؟ او گفت: آرى کوچک‌ترین پسرم را جهت نگهبانى از گوسفندان به جاى خود قرار دادم. پس (آسی) یکی از فرزندان خود را  به دنبال او فرستاد. داوود در حالى که سنگ قلابى (فلاخن) به همراه خود داشت، آمد. نقل شده: در مسیر راه، سه سنگ به زبان آمده و به داوود گفتند: اى داوود ما را همراه خود ببر، داوود که جوانى قوى هیکل و قدرتمند بود آنها را برداشت و در خورجین خود قرار داد.

وقتى به نزد طالوت رسید، طالوت زره موسى (علیه السلام) را بر تن او کرد و زره دقیقا اندازه او بود، پس طالوت او را همراه سپاه روانه کرد. آنگاه پیامبر آنها به ایشان گفت: به درستى خداوند شما را در این بیابان، با نهرى آزمایش مى کند. هر کس از آن نهر بیاشامد، از حزب خدا نیست و هر کس از آن نیاشامد،  -مگر به اندازه  مشتى که با دست خود بردارد- از حزب خدا است.[۲]

وقتى به آن نهر رسیدند، خداوند آنها را آزاد گذاشت تا مشتى آب برگیرند، پس به جز تعداد اندکى همه از آب نهر (به طور کامل) نوشیدند. تعداد کسانی که از آب نهر خوردند، شصت هزار نفر بوده و بنا بر فرمایش امام صادق (علیه السلام) کسانى که از آن آب، نه به طور کامل و نه به اندازه یک مشت آب، نخوردند، سیصد و سیزده نفر بودند.  وقتى لشکر از نهر عبور کردند و چشمشان به سپاه جالوت افتاد، کسانى که از آب نهر خورده بودند، گفتند: امروز ما در برابر آنها هیچ نیرویى نداریم، امّا کسانى که از آن آب نخورده بودند، گفتند: پروردگارا صبر و تحمّل را بر جان ما بریز و قدم‌هایمان را استوار ساز و ما را بر گروه کافران نصرت ببخش.[۳] سپس داوود در برابر جالوت به مبارزه برخاست در حالى که جالوت سوار بر فیل بود و تاجى بر سر داشت و برابر پیشانى او یاقوتى درخشان وجود داشت که  نور آن می درخشید، و سپاه او مقابلش بودند. آنگاه داوود یک سنگ از آن سنگ‌هایى را که همراه خود برداشته بود از خورجین خود بیرون آورد و با آن به جانب راست سپاه جالوت زد. سنگ به هوا برخاست و بر لشکر افتاد و آنها را شکست داد. سپس سنگ دیگر را به جانب چپ سپاه جالوت پرتاب کرد و آنها دچار انهزام و شکست شدند. بعد از آن سنگ سوّم را به جانب جالوت پرتاب کرد و در اثر ضربه آن سنگ، یاقوت کلاه جالوت شکست و به پیشانى او فرو رفت و به مغزش اصابت نمود و او بى‏جان بر روى زمین افتاد. این چنین بود که آنها را به اذن خدا شکست دادند و داوود جالوت را به قتل رسانید.[۴]

بخش هایی از این قضیه، در روایتی از امام صادق (علیه السلام) نیز نقل شده است.[۵]

[۱]. اشموئیل یا شموئیل یا سموئیل؛ حضرت سموئیل نبی (علیه السلام) از پیامبران مبعوث بر بنی اسرائیل است. نام آن حضرت در انجیل برنابا با تلفظ «سَموئیل» (انجیل برنابا، ۲۰ / ۸۷) و در زبور داود و کتاب اول سموئیل نبی (علیه السلام) با تلفظ «شِموئیل» آمده است. (زبور داوود، ۶ / ۹۹؛ کتاب اول شموئیل، ۱ / ۱۵، ۱۰، ۱۳، ۱۷). در قرآن کریم نام آن حضرت به صراحت ذکر نشده، اما در سوره بقره ضمن شرح گفت و گوی او با قوم بنی اسرائیل، سه بار از آن حضرت با عنوان «پیامبر ایشان» یاد شده است. (بقره، ۲۴۶ ـ ۲۴۸).

[۲]. بقره، ۲۴۹٫

[۳]. بقره،۲۵۰٫

[۴]. قمى، على بن ابراهیم، تفسیر القمی، محقق / مصحح: موسوى جزائرى، طیّب، ج ۱، ص ۸۲٫

[۵]. همان، ص ۸۳٫




کلیدواژه ها: , , , ,



ثبت نظر


6 + 3 =