دایره المعارف اسلام پدیا » ریاضت‌های غیر شرعی، شروع انحراف باب
منوی اصلی

ریاضت‌های غیر شرعی، شروع انحراف باب

تاریخ: ۱۷ اسفند ۱۳۹۵ در باب: فرقه بابیه

یکی از علل پیدایش فرقه بابیه و ادعاها و انحرافات علی محمد باب، تحمل ریاضت‌های سخت و غیر شرعی توسط او است. در این باره مطالب زیادی از نویسندگان بابی و بهایی موجود است که به دو مورد از آنها اکتفا می‏کنیم:

در کتاب هشت بهشت؛ نوشته میرزا آقاخان کرمانی و شیخ احمد روحی (داماد‌های صبح ازل) که هر دو بابی و ازلی بودند، می‏خوانیم:

«در شرایطی که گرمای بوشهر، آب کوزه را جوش می‏آورد، سیدعلی‌ محمد در کمال لطافت و نزاکت ظاهری از صبح تا غروب در بام خانه ‏ایستاده در برابر آفتاب، به خواندن زیارت عاشورا، ادعیه، مناجات، اوراد و اذکار مشغول بود».[۱]

در تاریخ نبیل، نوشته نبیل زرندی آمده است: «حضرت باب، غالب اوقات در بوشهر به تجارت مشغول بودند و با آن که هوا در نهایت درجه حرارت بود، هنگام روز چند ساعت بالای پشت بام منزل تشریف می‌بردند و به نماز مشغول بودند. آفتاب در نهایت حرارت می‌تابید و لکن هیکل مبارک قلباً به محبوب واقعی متوجّه و بدون آن که اهمّیتی به شدّت گرما بدهند، به مناجات  و نماز مشغول بودند. دنیا و هر چه در آن موجود بود همه را فراموش فرموده، از هنگام فجر تا طلوع آفتاب و از ظهر تا عصر به عبادت می پرداختند. پیوسته به طرف تهران، به قرص آفتاب تابان توجّه داشته، با کمال فرح و سرور، تحیت می گفتند و این معنا رمزی از طلوع شمس حقیقت بود که بر عالمیان پرتو افکن گردید. حضرت باب در هنگام طلوع آفتاب به قرص شمس نظر می‌فرمودند و مانند عاشقی به معشوق خود، به او

توجّه کرده، با لسان قلب با نیّر اعظم به راز و نیاز می پرداختند، گویی نیّر اعظم را واسطه می ساختند که مراتب شوق و اشتیاق حضرتش را به حضرت محبوب مستور برساند. نظر به این معنا بود که هیکل مبارک به شمس متوجّه بود، ولی مردم نادان و غافل چنان می‌پنداشتند که آن حضرت آفتاب پرست هستند و نیر اعظم را ستایش می کنند، با آن که توجّه به شمس ظاهر، رمز از توجّه حضرتش به شمس جمال محبوب مستور بود».[۲]

همچنین توجه او به علوم غریبه و آلودگی او به مصرف حشیش و بعضی ادویه‌جات تند، تعادل روانی او را به هم زده و از او فردی متوهم ساخت، به نحوی که اکثر علما به روان‌پریشی او گواهی دادند.[۳]

حاصل این که ریاضت‌‌های غیر شرعی باب سبب شد که وی تعادل روحی و اعتدال مزاج خود را از دست داده، دچار غرور و تکبر شود و عطش قدرت و ریاست طلبی در او رشد کند؛ به همین جهت دچار انحراف اعتقادی شده و سرانجام به کفر، ارتداد و تشکیل یک فرقه انحرافی کشیده شد.[۴]

[۱]. کرمانی، میرزا آقاخان و روحی، شیخ احمد، هشت بهشت، ص ۲۷۷٫

[۲]. ر.ک: زرندی، محمد، مطالع الانوار (تلخیص تاریخ نبیل زرندى)، ترجمه و تلخیص: اشراق خاورى، عبدالحمید، ص ۵۸٫

[۳]. تدینی، سید حبیب‌الله، واکاوی فرقه‌‌گرایی (۵)، بابی‌گری گام دوم در شکل‌گیری بهاییت، سایت تحلیلی برهان.

[۴]. ر.ک: پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب.




کلیدواژه ها: ,



ثبت نظر


1 + = 6