دایره المعارف اسلام پدیا » خطبه امام سجاد (زین العابدین) (علیه السلام) در مجلس یزید
منوی اصلی

خطبه امام سجاد (زین العابدین) (علیه السلام) در مجلس یزید

تاریخ: ۰۹ اسفند ۱۳۹۵ در باب: امام سجاد (زین العابدین)

بعد از پافشارى شامیان و موافقت یزید، امام سجاد (علیه السلام) به منبر رفته، پس از حمد و ثناى الهى، خطبه ‏اى به این شرح ایراد فرمود: «اى مردم! خداوند به ما شش خصلت عطا فرموده و ما را به هفت ویژگى بر دیگران فضیلت بخشیده است. به ما علم، بردبارى، سخاوت، فصاحت، شجاعت و محبت در قلوب مؤمنین را ارزانى داشت. ما را بر دیگران برترى داد به اینکه پیامبر بزرگ اسلام (صلّی الله علیه و آله)، صدیق (امیر المؤمنین على (علیه السلام))، جعفر طیار، شیر خدا و شیر رسول خدا (صلى الله علیه و آله) (حمزه)، امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) دو فرزند بزرگوار رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله) را از ما قرار داد.[۱] (با این معرفى کوتاه) هر کس مرا شناخت که شناخت و براى آنان که مرا نشناختند با معرفى پدران و خاندانم خود را به آنان مى‏ شناسانم.

اى مردم! من فرزند مکه و منایم، من فرزند زمزم و صفایم، من فرزند کسى هستم که حجر الاسود را با رداى خود حمل و در جاى خود نصب فرمود، من فرزند بهترین طواف و سعى کنندگانم، من فرزند بهترین حج کنندگان و تلبیه گویان هستم، من فرزند او هستم که بر براق سوار شد، من فرزند پیامبرى هستم که در یک شب از مسجد الحرام به مسجد الاقصى سیر کرد، من فرزند او هستم که جبرئیل او را به سدره المنتهى برد و به مقام قرب ربوبى و نزدیک‌ترین جایگاه ‏مقام بارى تعالى رسید، من فرزند او هستم که با ملائکه آسمان نماز گزارد، من فرزند پیامبری هستم که پروردگار بزرگ به او وحى کرد، من فرزند محمد مصطفى و على مرتضایم، من فرزند کسى هستم که بینى گردنکشان را به خاک مالید تا به کلمه توحید اقرار کردند.

من پسر آن کسى هستم که برابر پیامبر با دو شمشیر و با دو نیزه مى‏ رزمید و دو بار هجرت و دو بار بیعت کرد و در بدر و حنین با کافران جنگید و به اندازه چشم بر هم زدنى به خدا کفر نورزید. من فرزند صالح مؤمنان و وارث انبیا و از بین برنده مشرکان و امیر مسلمانان و فروغ جهادگران و زینت عبادت کنندگان و افتخار گریه کنندگانم. من فرزند بردبارترین بردباران و افضل نمازگزاران از اهل بیت پیامبر هستم. من پسر کسی هستم که جبرئیل وی را تأیید و میکائیل او را یارى کرد. من فرزند او هستم که از حرم مسلمانان حمایت فرمود و با مارقین و ناکثین و قاسطین جنگید و با دشمنانش مبارزه کرد. من فرزند  پر افتخارترین مرد (على (علیه السلام)) از میان تمامى قریش هستم، من پسر اولین کسى از مؤمنین هستم که دعوت خدا و پیامبر را پذیرفت. من پسر اولین سبقت گیرنده در ایمان و شکننده کمر متجاوزان و از میان برنده مشرکان هستم. من فرزند کسی هستم که به مثابه تیرى از تیرهاى خدا براى منافقان و زبان حکمت عباد خداوند و یارى کننده دین خدا و ولى امر او و بوستان حکمت خدا و حامل علم الهى بود.

او جوانمرد، سخاوتمند، نیکوچهره، جامع خیرها، سید، بزرگوار، ابطحى، راضى به خواست خدا، پیشگام در مشکلات، شکیبا، دائما روزه دار، پاکیزه از هر آلودگى و بسیار نمازگزار بود. او رشته اصلاب دشمنان خود را از هم گسیخت و شیرازه احزاب کفر را از هم پاشید. او داراى قلبى ثابت و قوى و اراده اى محکم و استوار و عزمى راسخ بود. او همانند شیرى شجاع که وقتى نیزه ها در جنگ به هم در مى آمیخت، آنها را مانند آسیاب خرد و نرم و بسان باد پراکنده مى ساخت. او شیر حجاز، آقا و بزرگ عراق است که مکى و مدنى و خیفى و عقبى و بدرى و احدى و شجرى و مهاجرى است، که در همه این صحنه‏ ها حضور داشت. او سید عرب است و شیر میدان نبرد و وارث دو مشعر[۲] و پدر دو فرزند: حسن و حسین. آرى او؛ همان او (که این صفات و ویژگی هاى ارزنده مختص او است)؛ جدم على بن ابى طالب (علیهما السّلام) است .

آن‌گاه فرمود: من فرزند فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بانوى بانوان جهان هستم. او آن‌قدر به این حماسه مفاخره آمیز ادامه داد که شیون مردم به گریه بلند شد! یزید بیمناک شد و براى آنکه مبادا انقلابى صورت پذیرد به مؤذن دستور داد تا اذان گوید تا امام سجاد (علیه السلام) را به این نیرنگ ساکت کند! مؤذن برخاست و اذان را آغاز کرد. همین که گفت: الله اکبر، امام فرمود: چیزى بزرگتر از خداوند وجود ندارد. وقتی گفت: اشهد ان لا اله الا الله، امام فرمود: موى و پوست و گوشت و خون من به یکتائى خدا گواهى مى ‏دهد. هنگامى که گفت: اشهد ان محمدا رسول الله، امام (علیه السلام) به جانب یزید روى کرد و فرمود: این محمد که نامش برده شد، آیا جد من است و یا جد تو؟ ! اگر ادعا کنى که جد تو است، پس دروغ گفتى و کافر شدى و اگر جد من است، پس چرا خاندان او را کشتى و آنان را از دم شمشیر گذراندى؟! سپس مؤذن بقیه اذان را گفت و یزید پیش آمد و نماز ظهر را گزارد.[۳]

در نقل دیگرى آمده است: زمانی که مؤذن گفت: اشهد ان محمدا رسول الله، امام سجاد (علیه السلام) عمامه خویش از سر برداشت و به مؤذن فرمود: تو را به حق این محمد لحظه ‏اى درنگ کن. آنگاه روى به یزید کرد و فرمود: اى یزید! این پیامبر، جد من است و یا جد تو؟ اگر گویى جد من است، همه مى ‏دانند که دروغ مى ‏گوئى و اگر جد من است، پس چرا پدر مرا از روى ستم کشتى و مال او را تاراج کردى و اهل بیت او را به اسارت گرفتى؟! این جملات را گفت و دست برد و گریبان چاک زد و گریست و گفت: به خدا سوگند اگر در جهان کسى باشد که جدش رسول خدا است، آن شخص من هستم. پس چرا این مرد، پدرم را کشت و ما را مانند رومیان اسیر کرد؟! آن‌گاه فرمود: اى یزید! این جنایت را مرتکب شدى و باز مى ‏گویى محمد رسول خداست؟! و روى به قبله‏ مى ‏ایستى؟! واى بر تو! در روز قیامت جد و پدر من در آن روز دشمن تو هستند. پس یزید فریاد زد که مؤذن اقامه بگوید! در میان مردم هیاهویى برخاست، بعضى نماز گزاردند و گروهى نماز نخوانده پراکنده شدند.[۴]

و در نقل دیگرى آمده است که امام سجاد (علیه السلام) فرمود:

من فرزند حسین شهید کربلایم، من فرزند على مرتضى و فرزند محمد مصطفى و پسر فاطمه زهرایم، و فرزند خدیجه کبرایم، من فرزند سدره المنتهى و شجره طوبایم، من فرزند آنم که در خون آغشته شد، و پسر آنم که پریان در ماتم او گریستند، و من فرزند آنم که پرندگان در ماتم او شیون کردند.[۵]

[۱]. در این خطبه آمده که هفت عامل برترى به اهل بیت داده شده، ولى شش خصلت بیشتر ذکر نگردیده است. در نقل کامل بهائى آمده است که خصلت هفتم: «و المهدی الذی یقتل الدجال»؛ «مهدى که دجال را مى ‏کشد، از ما است». طبرى، حسن بن على، ترجمه به عربی: فاخر، محمد شعاع، ج ۲، ص ۳۶۹٫‏

[۲]. ممکن است مراد از دو مشعر، دو بهشت باشد؛ زیرا مشعر به موضعى گفته مى‏ شود که داراى درخت زیادى باشد. بنابر این مراد «وارث دو بهشت است» و در آیه مبارکه آمده است: «و لمن خاف مقام ربه جنتان»؛ الرحمن، ۴۶٫

[۳]. ابن اعثم‏، أحمد، الفتوح، تحقیق: شیرى، على، ج ۵، ص ۱۳۳٫

[۴]. قمى،‏ عباس، نفس المهموم فی مصیبه سیدنا الحسین المظلوم و یلیه نفثه المصدور فیما یتجدد به حزن العاشور، ص ۴۱۱٫‏

[۵]. کامل البهایى،‏ ج ۲، ص ۳۶۹؛ خوارزمى، موفق بن احمد،: مقتل الحسین (علیه السلام)، ج ۷۶٫




کلیدواژه ها: ,



ثبت نظر


5 + 2 =