دایره المعارف اسلام پدیا » تهمت
منوی اصلی

تهمت

تاریخ: ۱۶ اسفند ۱۳۹۵ در باب: اخلاق

چکیده مقاله تهمت

تُهمَت در لغت به معنای؛ گمان بد کردن و گمان بد بردن است.

«تهمت» در اصطلاح؛ به معنای نسبت دادن عیب یا گناه و صفتی به دیگری، در حالی که این عیب، گناه و صفت در او وجود ندارد.

واژه‌های مترادف تهمت عبارتند از: «افتراء»،  «بهتان»، «اَنْگ».

در‌ قرآن کریم آیات متعددی درباره موضوع تهمت زدن وارد شده است.

همچنین در روایات معصومان (علیهم السلام) احادیث فراوانی درباره تهمت وارد شده است.

مفهوم شناسی تهمت

واژه «تهمت» هم دارای مفهوم لغوی و هم دارای مفهوم اصطلاحی می باشد.

تعریف لغوی تهمت

تُهَمَه، تُهمَت در لغت به معنای؛ گمان بد کردن و گمان بد بردن است. این لفظ در فارسی به سکون دوم (هاء) استعمال می شود و به لفظ کردن و انداختن و نهادن و زدن و بستن و برداشتن استعمال می شود.

همچنین به معنای بوسین (تهمت) نیز می باشد.[۱]

لغات مترادف و معادل تهمت

در کتاب‌های لغت، واژه هایی به عنوان مترادف و معادل تهمت ذکر شده است.

الف. واژه های مترادف تهمت:

  1. «افتراء». مأخوذ از تازی؛ نسبت دروغ و کذب دادن به کسی است. تهمت و اسناد خیانت. هر چیز ناحق و برخلاف واقع. در تلفظ فارسی همزه ٔ آن ساقط شده است.[۲]
  2. «بهتان». تهمت، افترا، افک.[۳]
  3. «اَنْگ». انگ زدن؛ یعنی ادعای واهی کردن بر علیه کسی، زمینه سازی کردن و دسیسه برای بدنام کردن کسی است.[۴]

ب. واژه های معادل تهمت:

  1. «افک، اَفْک، اَفَک، اُفوک». دروغ گفتن، دروغ بستن. برگردانیدن کسی را از چیزی، یا برگردانیدن رأی او را.[۵] همچنین به معنای وارونه کردن، دروغ و بهتان آمده است.[۶]

برخی آن را دروغ فاحش و قبیح؛ مانند دروغ بر خدا، رسول خدا، قرآن و قذف زنان محصنه دانسته اند.[۷]

  1. «رمی». به معنای پرتاب کردن و اتهام است.[۸] در صورتی که به دروغ باشد و بر آن دلیل اقامه نگردد، افترا است.[۹]

بدان جهت به اتهام «رمی» گفته شده که شخص تهمت زننده با نسبت دادن اتهام، گویا تیری به سوی شخص مورد اتهام پرتاب می کند.[۱۰]

  1. «تقوّل» به معنای دروغ و نسبت غیر واقع به کسی دادن است.[۱۱]

تعریف اصطلاحی تهمت

«تهمت» در اصطلاح؛ به معنای نسبت دادن عیب یا گناه و صفتی به دیگری، در حالی که این عیب، گناه و صفت در او وجود ندارد. [۱۲]

تهمت در منابع دینی

هرگونه نسبت نابجا و ناروا دادن به اشخاص، نسبتی که موجب هتک حرمت و لطمه حیثیتی به فرد باشد، از دیدگاه اسلام (قرآن و روایات معصومین (علیهم السلام)) حرام و از لحاظ جزائی و کیفری موجب حد شرعی می شود. حال این نسبت مستقیم باشد، مثل این‌که به کسی زناکار بگویند، یا غیر مستقیم، مثل اینکه به کسی زنا زاده یا حرامزاده بگویند.

اسلام به‌عنوان مدافع حقوق و تأمین امنیت آبروئی پیروان خود، تا این حد پیش‌بینی لازم را نموده و تهمت را در قرآن کریم به بهتان عظیم یاد فرموده است.[۱۳]

همچنین تهمت به عنوان آفتی اجتماعی (و نه صرفا اخلاقی) از برنده‌ترین سلاح‌های دشمنان حق در طول تاریخ عموما و در مسیر فرستادگان الهی به صورت خاص بوده است. مانند تهمت هایی که به انبیا (علیهم السلام) خصوصا پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه و آله) می زدند.[۱۴]

تهمت در قرآن

تهمت زدن به بى گناه از زشت ترین کارهایى است که اسلام آن را به شدت محکوم نموده است. در این مقال مختصر به برخی از آیاتی که درباره این موضوع وارد شده، اشاره مى شود:

  1. «و کسی که خطا یا گناهی مرتکب شود، سپس بی گناهی را متهم سازد، بار بهتان و گناهِ آشکاری بر دوش گرفته است».[۱۵]
  2. «کسانی که زنان پاکدامن و بی ‏خبر (از هرگونه آلودگی) و مؤمن را متهم می ‏سازند، در دنیا و آخرت از رحمت الهی دور و عذاب بزرگی برای آنها است.۲[۱۶] یکی از مسائلی که در قرآن کریم بسیار بر آن تأکید شده و گناهی بسیار بزرگ به حساب آورده شده است، تهمت زدن به زنان پاکدامن است.
  3. «و آنان که مردان و زنان با ایمان را به خاطر کاری که انجام نداده ‏اند آزار می ‏دهند؛ بار بهتان و گناه آشکاری را به دوش کشیده‏ اند».[۱۷]
  4. قرآن کریم در باره مجازات تهمت در دنیا و آخرت می فرماید: «و کسانی که آنان پاکدامن را متهمّ می ‏کنند، سپس چهار شاهد (بر مدّعای خود) نمی ‏آورند، آنها را هشتاد تازیانه بزنید و شهادتشان را هرگز نپذیرید و آنها همان فاسقان هستند».[۱۸]

تهمت در روایات

یکی از گناهانی که باعث می ‌شود انسان نسبت به سایر گناهان جرأت پیدا کند، تهمت است. تهمت ایمان را از بین می‌‌برد. در این گفتار کوتاه به برخی از روایاتی که درباره این موضوع وارد شده، اشاره مى شود:

  1. امام صادق (علیه السلام) مى فرماید: «هرگاه مؤمن به برادر (دینى) خود تهمت بزند، ایمان در قلب او از میان مى رود، همچنان که نمک در آب، ذوب مى شود».[۱۹]
  2. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرماید: «هر کس به مرد یا زن مؤمنى بهتان زند و در باره او چیزى بگوید که در وى نباشد، روز قیامت خداوند او را بر تپه اى از آتش نگاه دارد، تا از آنچه که در باره آنها گفته رهایى یابد».[۲۰]
  3. امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «هر کس به برادر دینی خود تهمت زند، حرمتی میان آن دو به جا نمی ماند».[۲۱]
  4. امیر المؤمنین علی (علیه السلام) می فرماید: «بهتان زدن به آدم بی گناه (گناهش) بزرگتر از آسمان است».[۲۲]
  5. علی (علیه السلام) می فرماید: «از رفت و آمد به جاهای تهمت برانگیز و مجالسی که گمان بد به آنها برده می‏شود بپرهیز؛ زیرا دوست بد همنشین خود را می فریبد».[۲۳]
  6. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرماید: «سزاوارترینِ مردم به تهمت، کسی است که با متهمان و افراد مظنون همنشینی کند».[۲۴]
  7. امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «غیبت آن است که در مورد برادرت آنچه را خدا پوشانده بیان کنی و بهتان آن است که آنچه در او نیست را به او نسبت دهی».[۲۵]

کتابنامه مفهوم شناسی تهمت

  1. قرآن کریم.
  2. دهخدا، علی اکبر، لغت نامه دهخدا.
  3. واژه‌نامه آزاد.
  4. شعرانی، ابوالحسن؛ نشر طوبی؛ اسلامیه، چاپ چهارم، تهران، ۱۳۸۰ ش.
  5. طریحى، فخر الدین؛ مجمع البحرین؛ محقق/ مصحح: حسینى‌، سید احمد؛ کتابفروشى مرتضوى، چاپ سوم،‌ تهران، ۱۴۱۶ ق.
  6. عسکری، حسن بن عبدالله؛ الفروق اللغویه (فرهنگ واژگان مترادف)؛ ترجمه: کاظمیان، مهدی و رضاخواه، زهرا؛ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۹۰ ش.
  7. راغب‌ اصفهانى، حسین بن محمد؛ مفردات ألفاظ القرآن؛ محقق/ مصحح: داودى‌، صفوان عدنان؛ دار العلم – الدار الشامیه،‌ چاپ اول،‌لبنان – سوریه، ۱۴۱۲ ق.‌
  8. مکارم شیرازى، ناصر؛ تفسیر نمونه؛ دار الکتب الإسلامیه، چاپ اول، تهران، ۱۳۷۴ ش.‏
  9. ابن منظور، محمد بن مکرم؛‌ لسان العرب؛ محقق/ مصحح: صاحب الجوائب‌، احمد فارس؛ دار الفکر للطباعه و النشر و التوزیع – دار صادر،‌ چاپ سوم، بیروت – لبنان،‌ ۱۴۱۴ ق
  10. کلینى، محمد بن یعقوب؛ کافی؛ محقق / مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد؛ دار الکتب الإسلامیه، چاپ چهارم‏، ‏تهران، ۱۴۰۷ ق.
  11. صدوق، محمد بن على‏؛ عیون أخبار الرضا (علیه السلام‏)؛ محقق / مصحح: ‏لاجوردى، مهدى؛ نشر جهان، چاپ اول، تهران، ۱۳۷۸ ق.‏
  12. شعیری، محمد بن محمد؛ جامع الأخبار؛ مطبعه حیدریه، نجف، بى تا.
  13. طوسى، محمد بن حسن؛ امالی؛ دار الثقاف، چاپ اول، قم، ۱۴۱۴ ق.‏
  14. صدوق، محمد بن على؛ من لا یحضره الفقیه؛ محقق / مصحح: غفارى، على اکبر؛ دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه ‏مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ دوم، قم‏، ۱۴۱۳ ق.‏
  15. صدوق، محمد بن على؛ امالی؛ چاپ پنجم، اعلمى، بیروت، ۱۴۰۰ ق / ۱۳۶۲ ش.‏

[۱]. دهخدا، علی اکبر، لغت نامه دهخدا، واژه تهمت.

[۲]. دهخدا، علی اکبر، لغت‌نامه دهخدا، واژه افترا.

[۳]. همان، واژه بهتان.

[۴]. واژه‌نامه آزاد، واژه انگ.

[۵]. همان، واژه افک.

[۶]. شعرانی، ابوالحسن، نثر طوبی، ماده افک، اسلامیه، چاپ چهارم، تهران، ۱۳۸۰ ش؛ طریحى، فخر الدین‌، مجمع البحرین، محقق/ مصحح: حسینى‌، سید احمد،  ج ۵، ص ۲۵۳، واژه افک، کتابفروشى مرتضوى، چاپ سوم،‌ تهران، ۱۴۱۶ ق.

[۷]. عسکری، حسن بن عبدالله، الفروق اللغویه، (فرهنگ واژگان مترادف)، ترجمه: کاظمیان، مهدی و رضاخواه، زهرا، واژه افک، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۹۰ ش.

[۸]. راغب‌ اصفهانى، حسین بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، محقق/ مصحح: داودى‌، صفوان عدنان، ص ۳۳۶، دار العلم – الدار الشامیه،‌ چاپ اول،‌لبنان – سوریه، ۱۴۱۲ ق.‌

[۹]. نساء، ۱۱۲؛ نور، ۴ و ۳۳٫

[۱۰]. مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۴، ص ۱۱۹، دار الکتب الإسلامیه، چاپ اول، تهران، ۱۳۷۴ ش.‏

[۱۱]. ابن منظور، محمد بن مکرم،‌ لسان العرب‌، محقق/ مصحح: صاحب الجوائب‌، احمد فارس، ج ۱۱، ص ۵۷۴، ماده قول، دار الفکر للطباعه و النشر و التوزیع – دار صادر،‌ چاپ سوم، بیروت – لبنان،‌ ۱۴۱۴ ق؛ ‌ طور، ۳۳؛ حاقّه، ۴۴.

[۱۲]. دهخدا، علی اکبر، لغت نامه دهخدا، واژه تهمت بستن.

[۱۳]. نساء، ۱۱۲؛ نور، ۲۳؛ احزاب، ۵۸؛ نور، ۴٫

[۱۴]. صاد، ۴؛ قلم، ۵۲٫

[۱۵]. نساء، ۱۱۲٫

[۱۶]. نور، ۲۳٫

[۱۷]. احزاب، ۵۸٫

[۱۸]. نور، ۴٫

[۱۹]. کلینى، محمد بن یعقوب، کافی، محقق / مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد، ج ۲، ص ۳۶۱، دار الکتب الإسلامیه، چاپ چهارم‏، ‏تهران، ۱۴۰۷ ق.

[۲۰]. صدوق، محمد بن على‏، عیون أخبار الرضا (علیه السلام‏)، محقق / مصحح: ‏لاجوردى، مهدى‏، ج ۲، ص ۳۳، نشر جهان، چاپ اول، تهران، ۱۳۷۸ ق.‏

[۲۱]. کافی، ج ۲، ص ۳۶۱٫

[۲۲]. شعیری، محمد بن محمد، جامع الأخبار، ص ۱۳۸، مطبعه حیدریه، نجف، بى تا.

[۲۳]. طوسى، محمد بن الحسن، امالی، ص ۲۲۲، دار الثقاف، چاپ اول، قم، ۱۴۱۴ ق.‏

[۲۴]. صدوق، محمد بن على، من لا یحضره الفقیه‏، محقق / مصحح: غفارى، على اکبر، ج ۴، ص ۳۹۵، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه ‏مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ دوم، قم‏، ۱۴۱۳ ق.‏

[۲۵]. صدوق، محمد بن على، امالی، ص ۳۳۷، چاپ پنجم، اعلمى، بیروت، ۱۴۰۰ ق / ۱۳۶۲ ش.‏




کلیدواژه ها: ,



ثبت نظر


9 + 2 =