دایره المعارف اسلام پدیا » امام سجاد (زین العابدین) (عليه السّلام) در دوران عبد الملک بن مروان‏
منوی اصلی

امام سجاد (زین العابدین) (علیه السّلام) در دوران عبد الملک بن مروان‏

تاریخ: ۰۴ اسفند ۱۳۹۵ در باب: امام سجاد (زین العابدین)

عبدالملک بن مروان، دوّمین خلیفه مروانى با مرگ پدرش مروان بن حکم در سال ۶۵ هجرى قمرى به خلافت رسید. حکومت وى در دشوارترین شرایط سیاسى اجتماعى جامعه اسلامى آغاز شد؛ زیرا در این دوران هرج و مرج و شورش، بخش هاى زیادى از قلمرو اسلام را در برگرفته بود. عبداللّه پسر زبیر در مکه مدّعى خلافت شده و حجاز را پایگاه حکومت خود قرار داده و دامنه قدرت و نفوذ خود را در عراق و بخش هایى از نواحى شرق قلمرو اسلامى گسترانیده بود. خوارج در بسیارى از شهرها به شورش برخاسته، امنیت راه ها را سلب کرده بودند. مختار به خونخواهى شهداى کربلا در کوفه قیام کرده بود. از سوى دیگر، امپراتورى روم از آشفتگى اوضاع داخلى بهره جسته لشکرى به شام روانه ساخته بود. عبدالملک نخست به فکر چاره کار رومیان برآمد و با امپراتورى پیمان صلح امضا کرد و با پرداخت مالیاتى سنگین به حکومت روم، آن را از حمله به شام بازداشت.[۱]

وى پس از فراغت از دشمن خارجى، آماده سرکوبى پسر زبیر شد. در گام نخست، از رفتن مردم شام به حجّ جلوگیرى کرد تا مبادا مردم تحت تأثیر تبلیغات پسر زبیر قرار گیرند. وقتی با اعتراض مردم مواجه شد، با نقل حدیثى از پیامبر (صلّی الله علیه و آله) بیت المقدس را در حرمت و تقدس همپاى مسجد الحرام قلمداد کرد و با بیان حدیث دیگرى گفت: این صخره اى که یهودیان بر آن قربانى مى کنند، همان سنگى است که پیامبر (صلّی الله علیه و آله) در شب معراج پاى بر آن نهاد. در پى این زمینه سازى، دستور داد قبّه اى بر گرد آن صخره بنا نهاده، بر آن پرده هایى آویختند و خادمانى تعیین کرده، مردم را وادار کردند تا همان طور که به گرد کعبه طواف مى کردند، به گرد آن طواف کنند و این سنت در تمام دوران امویان معمول بود.[۲]

عبدالملک در گام بعدى لشکرى روانه عراق کرد و مصعب بن زبیر را که از سوى برادرش حکومت بصره و کوفه را داشت به قتل رسانید و بر اوضاع عراق مسلط شد. براى تسلط بر حجاز و از میان برداشتن عبدالله بن زبیر، حجاج بن یوسف را برگزید. حجاج مکه را محاصره و شهر مکه و کعبه را به منجنیق بست و ویران کرد. در این حمله، عبداللّه و بسیارى از یاران او کشته شده، بقیه پراکنده گشتند.[۳] و بدین ترتیب، قدرتمندترین رقیب عبدالملک که در برابر خلفاى پیشین ایستادگى کرده بود از پاى درآمد و اوضاع تحت کنترل عبدالملک قرار گرفت.

اما برخورد عبدالملک با امام سجاد (علیه السّلام) به این گونه بود که جاسوسان او حرکات، فعّالیت ها و حتى امور شخصى آن حضرت را زیر نظر داشته به او گزارش ‍ مى دادند. امام (علیه السّلام) کنیزى داشت که او را در راه خدا آزاد کرد، سپس او را به زنى گرفت. جاسوسان، این جریان را به عبدالملک رساندند. وى که آن را دستاویزى براى سرزنش امام و بدبین کردن مردم نسبت به آن حضرت مى دانست، طى نامه اى به امام نوشت: از ازدواج شما با کنیزتان آگاه شدم. اگر بدین تصور با وى ازدواج کردید که از او فرزندى بیاورید و بدین وسیله بر مقامتان افزوده شود، کار درستى نکردید. امام (علیه السّلام) با بیانى منطقى و مستدلّ پاسخ خلیفه را داد و در جواب بر این نکته تأکید کرد که اجراى دستورهاى اسلام و سنت پیامبر (صلّی الله علیه و آله) موجب سرزنش نخواهد بود، بلکه آنچه در خور ملامت و سرزنش است؛ پیروى از آداب و سنن جاهلى است (که تو بدان ها پایبند هستى). عبدالملک براى نشان دادن کینه و دشمنى خود نسبت به امام سجاد (علیه السّلام) و کنترل بیشتر تلاش هاى فرهنگى امام دستور داد آن گرامى را به غلّ و زنجیر بسته به شام اعزام کنند و چون دید آن حضرت تنها به خدا توجه دارد و همواره به راز و نیاز مشغول است، با مشورت (زُبیرى) او را آزاد کرد.[۴]

[۱]. یعقوبى‏، احمد بن أبى یعقوب، تاریخ یعقوبى، ج ۲، ص ۲۶۹٫

[۲]. همان، ص ۲۶۱٫

[۳]. همان، ص ۲۶۵ – ۲۶۷٫

[۴]. سید الاهل، عبدالعزیز، زندگانى زین العابدین (علیه السّلام)، ترجمه: وجدانى، حسین، ص ۱۴۴٫




کلیدواژه ها: ,



ثبت نظر


8 + = 13