دایره المعارف اسلام پدیا » امام سجاد (زین العابدین) (عليه السّلام) در دوران ولید بن عبدالملک
منوی اصلی

امام سجاد (زین العابدین) (علیه السّلام) در دوران ولید بن عبدالملک

تاریخ: ۰۴ اسفند ۱۳۹۵ در باب: امام سجاد (زین العابدین)

یکی دیگر از خلفای دوران امامت امام سجاد (علیه السلام) «ولید بن عبد الملک» است. پس از مرگ، عبدالملک، پسر وى «ولید» به خلافت رسید. برخى از مورخان از ولید تمجید نموده او را بر پدرش عبدالملک و جدش «مروان» و بسیارى دیگر از خلفاى بنى امیه ترجیح داده اند؛ زیرا غیر از «عمر بن عبدالعزیز» هیچ یک از خلفاى اموى در دوران زمامداری خود، به اندازه او کارهاى عام المنفعه و امور خیریه انجام نداده است. ولید در دوران زمامدارى خود در تأسیس و توسعه و تعمیر مساجد و اماکن مقدس کوشش مى کرد. او استانداران و فرمانداران خود را به این کارها تشویق مى نمود. اما به رغم نقاط روشنى که در زندگى و زمامدارى ولید به چشم مى‏خورد، وى داراى نقاط ضعف و تاریک بسیار و انحراف هاى آشکارى بود که در بررسى زندگى و زمامدارى وى نباید ناگفته بماند. بنابه گفته مورخان، ولید مردى ستمگر و جبار بود، پدر و مادرش او را در کودکى، با هوسرانى و بى قیدى پرورش دادند؛ از این رو وى فاقد ادب و شایستگى انسانى بود. او با علم نحو و ادبیات عرب آشنایى نداشت و تا آخر عمر نمى توانست قواعد عربى را به کار ببرد و هنگام گفت وگو، از لحاظ دستور زبان، مرتکب اشتباهات فاحش مى شد. روزى در مجلس پدرش و در حضور عده اى، هنگام گفت وگو با یک نفر عرب، جمله بسیار ساده اى را غلط ادا کرد! پدرش او را مورد مؤاخذه قرار داد و گفت: «هر کس زبان مردم عرب را به خوبى نداند، نمى ‏تواند برآن‏ها حکومت کند». ولید به دنبال این جریان، همراه عده اى از دانشمندان علم نحو، وارد اطاقى شد و در را به روى خود بست و مدت شش ماه مشغول فراگرفتن این علم شد، ولى پس از این مدت، نادان تر از روز نخست بیرون آمد![۱]

شاید یکى از علل این مسئله که وى به گسترش علوم و فنون توجه نشان مى‏داد، محرومیت خود او از دانش بود و مى‏خواست از این رهگذر، بر نقطه ضعف خویش سرپوش گذارد!

ولید عناصر فاسد و جنایتکار را، به عنوان امیر و فرماندار و حاکم، بر سرنوشت مسلمانان مسلط کرده بود و این عده عرصه را بر مردم تنگ ساخته بودند. یکى از کارگزاران او؛ «حجاج بن یوسف ثقفی» بود که وى را پس از مرگ عبدالملک، در پست خود ابقا کرد. در آن زمان، منطقه شام زیر نظر خود ولید بود. در عراق «حجاج»، در حجاز «عثمان بن حباره»، و در مصر «قره بن شریک» حکمرانى مى کردند. هر یک از آنها در بیدادگرى مشهور بودند و «عمر بن عبدالعزیز» (برادر زاده ولید) که تا حدى دوستدار عدل و انصاف بود، با اشاره به حکومت این چند نفر در این مناطق مى گفت: زمین پر از ظلم و ستم شده است، خدایا مردم را از این گرفتارى نجات بده![۲]

همین بیدادگری هاى سردمداران و مظلومیت بى منتهاى مسلمانان باعث شد که امام سجاد (علیه السلام) طى بیانى، مردم آن زمان را به شش دسته تقسیم کرده، زمامداران را به شیر و مسلمانان را به گوسفندانى تشبیه مى‏نماید که در بین شیر و گرگ و روباه و سگ و خوک گیر کرده، گوشت و پوست و استخوانشان توسط شیر دریده مى شود![۳]

مورخان درباره قاتل امام زین العابدین (علیه السلام) با هم اختلاف دارند. بعضی معتقدند امام به دست ولید مسموم و برخی دیگر معتقدند به دست هشام بن عبدالملک، که برادر خلیفه بود به شهادت رسید. اما به هر حال، او نیز نمی توانست بدون اجازه ولید، مرتکب قتل امام شود.[۴]

[۱]. سیوطی، جلال الدین، تاریخ الخلفاء، محقق: الدمرداش، حمدی، ص ۱۶۸؛ (بر گرفته از برنامه نرم افزاری المکتبه الشامله).

[۲]. ابن اثیر، على بن ابى الکرم، الکامل فی التاریخ، ج ۴، ص ۵۸۴ و ۵۸۵٫

[۳]. صدوق، محمد بن على‏، خصال، محقق / مصحح: غفارى، على اکبر، ج ۱، ص ۳۳۹٫

[۴]. صدوق، محمد بن على‏، اعتقادات الإمامیه، ص ۹۸؛ ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على،‏ مناقب آل أبی طالب (علیهم السلام)، ج ۴، ص ۱۷۶؛ مجلسى، محمد باقر، بحار الأنوار، محقق / مصحح: جمعى از محققان‏، ج ۴۶، ص ۱۵۳ و ۱۵۴٫




کلیدواژه ها: ,



ثبت نظر


9 + 1 =